تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۷۸۸۰۹
نگاه انتقادى محافل بین‌المللى به الگوى رهبرى آمریکا

س. حیدرپور
سخن گوردون براون نخست وزیر انگلیس مبنى بر این که دوران حاکمیت صندوق بین المللى پول و بانک تجارت جهانى گذشته است در گرماگرم جنگ غزه چندان از سوى رسانه ها جدى گرفته نشد. اما این نهادها براى سالیان طولانى بازوهاى قدرت نظام لیبرالیسم بودند. آخرین ضربه را بر پیکر این نهادها بحران مالى جهانى وارد کرد. اما پازل ناکارآمدى و افول نهادها و بازوهاى نظام بین المللى غرب وقتى کامل مى شود که بر شکست صندوق بین المللى پول و بانک جهانى اتفاق مهم ترى به نام ناکامى سازمان ناتو را بیفزاییم.
اگر صندوق بین المللى پول و بانک جهانى حافظ منافع مالى و اقتصادى جهان غرب بودند ناتو در نقش حیاتى ترى ، تأمین امنیت نظام هاى لیبرالیستى را بر عهده داشت. هیچ کس اکنون دراین واقعیت تردید ندارد راهى که در افغانستان پیش گرفته پایان آن شکست و سقوط است و با برآیند هر دو جنگى که امریکا با تکیه بر این ابزارهاى امنیتى شروع کرد تولد جهانى تازه است که ویژگى ها و مختصاتى کاملاً متفاوت دارد.
بارزترین ویژگى جهان جدید این است که انحصار یک قدرت بر آن پایان مى پذیرد. نظام چند قطبى که از بستر بحران هایى مثل سقوط وال استریت یا جنگ افغانستان و عراق سر بر مى آورد، داراى بازیگرانى تازه است هم در عرصه اقتصادى و هم در عرصه هاى سیاسى و امنیتى. کما این که در این برهه ژاپن و آلمان با آنکه از اعضاى دائم شوراى امنیت نیستند از نظر اقتصادى مقام دوم و سوم را در جهان دارند ‎/ همچنین هند که صاحب بزرگترین دموکراسى از نظر جمعیت و داراى بالاترین رشد اقتصادى است.
چین در گروه موسوم به جى هشت عضویت ندارد، در حالى که از نظر اقتصادى در جهان مقام چهارم را دارد. تلاش براى شکستن چارچوب جهان تک قطبى آغاز شده است. در شوراى امنیت کسى نیست که به حق وتو معترض نباشد یا در صندوق بین المللى پول اغلب اروپایى ها گفته اند که این دیگر یک سنت ناعادلانه است که یک شخصیت اروپایى رئیس صندوق بین المللى پول را بر عهده دارد و یک شخصیت امریکایى همیشه ریاست بانک هاى بین المللى را برعهده دارد .
چنین وضعى در نزاع ها و مذاکرات امنیت بین المللى و دفاعى و حتى زیست محیطى نیز نمایان مى شود. جامعه جهانى در حال حاضر شاهد برانگیخته شدن احساسات بومى کشورها و مناطق مختلف بر ضد توافق بین کشورهایى است که جهانى شدن به دنبال ایجاد آن است. بحث هاى مربوط به اجلاس هاى هسته اى یا خلع سلاح و یا حقوق بشر را نگاه کنید که در اغلب آنها امریکا و اروپا در جایگاه تحمیل کنندگان ارزش هاى خویش زیر آوار نقد قرار دارند.
از سوى دیگر روسیه و چین در قبال رفتارهاى تحمیلى غرب به شدت واکنش نشان مى دهند.
به عنوان مثال چینى ها و مسلمانان از ادامه تمرکز بر پرونده نقض حقوق بشر در این کشور از یکسو و نادیده گرفتن تجاوزات اسرائیل بر ضد فلسطینى ها تعجب مى کنند. همچنین روسیه از طرح پرونده دموکراسى در این کشور اعتراض سر مى دهد و مى گوید امریکا سرشار از موارد تخلفى است که از سوى دولت و یا احزاب در این کشور اعمال مى شود.
این فشارها و کشمکش ها در بحث تخلفات زیست محیطى نیز صورت مى گیرد. از یک سو چین و روسیه متهم مى شوند به آلوده کردن جهان اما این امر فراموش مى شود که غرب در این آلوده سازى مقام اول را دارد ‎. آنها این سؤال را مطرح کرده اند که چگونه کارى براى غرب مجاز است اما همان کار براى این دوکشور ممنوع است . همین امر سبب نزدیک شدن چین و روسیه به یکدیگر در زمینه هاى مختلف شده است ‎. شاید افزایش شمار گردشگران روسى که در ده سال اخیر به چین رفته اند و گردشگران چینى که به روسیه سفر کرده اند تأییدى براى این ادعا باشد .
شمار این گردشگران از ۴۸۹ هزار نفر در سال ۱۹۹۵ به ۲‎/۲ میلیون نفر در سال ۲۰۰۵ افزایش یافته است.
در کنار کشورهایى مثل چین و روسیه قدرت هاى نوپدیدى مثل آفریقاى جنوبى، برزیل، مکزیک و کره جنوبى به مهمترین بازیگران اقتصادى تبدیل شده اند که هر کدام مطالبات سیاسى خاص خود را دارند.
بحث مهمى که برخى از این قدرت ها مطرح کرده اند بى اعتنایى مدعیان رهبرى سیاسى جهان به بحران هاى جامعه جهانى است به طور مثال نماینده کشور آفریقاى جنوبى در نطق اخیر خود در سازمان ملل این موضوع را به صراحت مطرح کرد.
وقتى بحران مالى اوج گرفت فلش همه انتقادها به سمت چند قدرت عمده غرب نشانه رفت . در چند اجلاس گروه هشت وقتى ۱۲ کشور برتر دیگر نیز به آنجا دعوت شدند باب این بحث مهم گشوده شد که چه کسى مسئول و مقصر این همه بحران هاى جهانى است و چه اراده اى مانع از آن مى شود که گامى جدى براى مهار این مصائب و مشکلات برداشته نشود
برحسب گزارشى که نمایندگان کشورهاى در حال توسعه به آخرین اجلاس گروه هشت بردند اکنون چند بحران همزمان حیات آینده جهان را تهدید مى کند: منازعات سیاسى فزاینده بویژه در خاورمیانه ، افزایش بى رویه مصرف انرژى و محصولات غذایى در عرصه بین المللى، نگرانى هاى ناشى از تغییرات ناگوار اقلیمى و موج جدیدى از بى ثباتى و خشونت در جهان...
در این گزارش ها تأکید شده است که نیمى از جهان در برابر بى ثباتى اجتماعى و خشونت ها به علل مختلف به ویژه افزایش بهاى انرژى و محصولات غذایى، ناکارآمدى دولت ها، کمبود آب، تغییرات ناگوار اقلیمى، کاهش ذخایر انرژى و غذا، افزایش مهاجرت در جهان آسیب پذیر هستند. چهل و شش کشور جهان که تقریباً دو میلیارد و هفتصد میلیون نفر از جمعیت کره زمین را در خود جاى داده اند، با خطرات فزاینده مناقشات مسلحانه روبرو هستند و پنجاه و شش کشور دیگر که یک میلیارد و دویست میلیون نفر از جمعیت جهان را شامل مى شوند، در خطر بى ثباتى سیاسى قرار دارند.
در این گزارش همچنین اعلام شده است میزان تقاضاى جامعه جهانى در زمینه انرژى احتمالاً در کمتر از بیست سال دیگر دو برابر خواهد شد. این گزارش در زمینه تغییرات ناگوار اقلیمى هشدار داده است اما نتیجه گیرى واحد همه این گزارش ها این است که جهان غرب و بویژه امریکا هیچ کدام از طرح هایى که ناظر به حل یا کنترل این بحران ها است را همراهى نمى کند. به طور خاص ایالات متحده با پیمان هاى مربوط به کنترل نظام تولید سلاح هاى مرگبار مخالفت کرده و در نشست هاى مربوط به کاهش آلاینده ها نیز همواره رأى منفى داده است؟
این رشته از رفتار هاى واشنگتن باعث شده که نمایندگان ملت هاى جهان سوم بیش از هر چیز در دوره پس از بوش بر عنصرى به نام مسئولیت پذیرى دولت ها انگشت تأکید بگذارند و این نظریه را پى بگیرند که جهان آینده اگر بخواهد روى رفاه وعدالت ببیند باید همه قدرت ها برابر سود و نفعى که مى برند در برابر بحران ها و مشکلات آن پاسخگو و مسئولیت پذیر باشند.