حنیف غفاری
گویا بندبازی سعودیها با طناب پوسیده ای که یک سر آن به “کاخ سفید “و سر دیگر آن به “کنیست”ختم می شود تمامی ندارد.!در زمان حکومت ملک فهد روابط واشنگتن و ریاض تقویت شد و پس از عملیات «توفان صحرا» که از طرف آمریکاو متحدانش در منطقه به وقوع پیوست این رابطه در ابعاد میلیتاریستی نیز گسترش یافت. ملک فهد در دهه هشتاد میلادی طرح شناسایی رژیم صهیونیستی از سوی اعراب را مطرح کرد و رهبران کشورهای عربی در اجلاس سران در «فاس» مغرب این طرح را تصویب کردند .در دوران پادشاهی ملک عبدالله نیز سعودیها “القاعده نامنظم”را در مدار اهداف نومحافظه کاران واشنگتن تعریف نمودند،همان القاعده ابتری که هنوز مشغول هضم پسمانده پراگماتیسم ذبح شده در ضیافتهای پنهانی مشترک سران سعودی و صهیونیستی و آمریکایی است.
در تداوم تلاشهای وقیحانه ریاض در به فعلیت رساندن اهداف منطقه ای ایالات متحده آمریکا، شاهد فتنه انگیزی سعودیها در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی لبنان هستیم.ریاض به عنوان یکی از اصلی ترین حامیان جریان غربگرای 14 مارس می خواهد به هر نحو ممکن از پیروزی جریان 8 مارس در این انتخابات ممانعت به عمل آورد.در این خصوص ریاض تصمیم گرفته است ناآرامیهای تازه ای را در مرز لبنان و سرزمینهای اشغالی به وجود آورد تا “بحران امنیت”به فاکتوری جهت انتخاب جریان 14 مارس توسط مردم لبنان تبدیل شود!ردپای عربستان سعودی در شلیک موشکهای تازه از جنوب لبنان به سوی سرزمینهای اشغالی کاملاقابل لمس است.دراین خصوص منابع رژیم صهیونیستی به پایگاه عبری دیبکا اظهار داشته اند که سازمانی تحت حمایت وزارت اطلاعات عربستان مسئول حمله موشکی اخیراز جنوب لبنان به شمال اسرائیل بوده است.اعضای این گروه وابسته به گروه های فتح الاسلام، جند الاسلام و حزب الناصر هستند و سازمان اطلاعات عربستان از گروه مذکور حمایت مالی و تسلیحاتی می کند.این عمل وقیحانه در پی همکاری سازمان اطلاعاتی موساد با سازمان اطلاعات عربستان سعودی صورت گرفته است.عربستان سعودی در جریان مقاومت غزه نیز سرسپردگی خود به واشنگتن و تل آویو را اثبات نمود و طی 22 روز کشتار بی رحمانه کودکان و زنان بی گناه فلسطینی زمینه را جهت تداوم این جنایات فراهم ساخت.حتی آنچه “امیر عبدالله”از آن به عنوان اصلاحات در عربستان یاد می کند،اقداماتی جبری جهت همسان سازی ریاض با جابه جایی قدرت در کاخ سفید است .
عربستان سعودی سعی دارد در راستای جلوگیری از پیروزی جریان 8 مارس در انتخابات لبنان سناریوهای موساد و سیا را موبه مو اجرا نماید.ریاض فراموش نکند که صبر ملتهای منطقه در خصوص اقدامات آل سعود رو به اتمام است و “حزب الله لبنان”نیز پس از تحمیل شکست به رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه،هیچ گونه تعارفی با عروسکهای خیمه شب بازی موساد در منطقه ندارد.
سال گذشته،در جریان درگیریهای بیروت،سفیر عربستان سعودی در لبنان، از راه دریای مدیترانه به قبرس گریخت تا به خیال خود،نقشه از پیش تعیین شده “بندر بین سلطان”و”سعود الفیصل”را در سرزمین سروها اجرا نماید ،اما نه تنها عربستان سعودی به خواسته های خود و غرب در بیروت نرسید،بلکه به عنوان متهم اصلی بحران زایی در لبنان مورد شناسایی ملتهای عربی قرار گرفت.بدون شک،ریاض تا مدتها نمی تواند خود را به عنوان یک میانجی موفق در جهان عرب معرفی نماید و این مسئله بزرگترین شکست برای آل سعود محسوب می شود.
عربستان سعودی باید مراقب باشدتا چاقوی ساخته شده توسط احزاب کادیما و لیکود را در قلب ضعیف خود فرو نکند!سعودیها فراموش نکنند که با گذشت بیش از 2 سال از جنگ 33 روزه ،هنوز تل آویو نتوانسته است تاوان این شکست سخت و تاریخی را پس دهد،حال وضعیت همپیمانان بی اراده رژیم صهیونیستی کاملامشخص است.