تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۷۸۹۰۵

دکتر عبدالرضا داوری: روزنامه مصری الاهرام با انتشار مقاله ای تحت عنوان"زنی که تسلیم را نمی شناسد" به قلم زینب الامام، ضمن معرفی فعالیت های شیرین عبادی تعطیلی دفتر کانون غیر قانونی مدافعان حقوق بشر را محکوم کرده است.
یکی از تاکتیک های رژیم های دیکتاتور و دست نشانده امپریالیسم در جهت چپاول هرچه بیشتر ملل مستضعف، توسل به رسانه های ارتباط جمعی و تبلیغاتی است. امروزه رژیم های زورمدار و سرسپرده به شیوه هایی دست یافته اند که با به کارگیری آنها می توانند زمینه اجتماعی و افکار عمومی را در داخل و خارج از مرزهای خود به نحوی فراهم کنند، که در حین چپاول ثروتهای توده مستضعف، اعتباری ویژه و چهره ای موجه از خود ترسیم نموده و اقشار ناآگاه جوامع را به حیلتی رنگین بفریبند.
یکی از مهمترین ابزارهای این هدف پلید، به کارگیری مطبوعات وابسته در جهت شکل دهی ذهنیت اجتماع و بعبارت ساده تر، شستشوی اذهان مستضعفین و مغزهای متفکران در سرچشمه های مرگبار فرهنگی استکبار است.
الاهرام چگونه روزنامه‌ای است؟
روزنامه "الاهرام" مصر یکی از نشریاتی است که در ابعادی وسیع منتشر شده و در طول دوران فعالیت خود تطهیر چهره امپریالیسم و ایادی آن در منطقه حساس خاورمیانه و مقابله با نهضت جهانی اسلام در سرچشمه های خود یعنی ایران، لبنان، مصر و... را در صدر فعالیتهای امریکا پسند خود قرار داده است.
اسنادی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بدست آمده است، گواهی می دهند که این روزنامه یکی از اهرم های تبلیغاتی رژیم منحوس پهلوی بوده و در ازای خوش خدمتی های خود به منظور معرفی این رژیم به عنوان حکومتی عدالت گستر و مردسالار، مبالغ هنگفتی را از خزانه بیت المال ملت ایران دریافت کرده است.
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 و قطع ریشه های امپریالیسم در این منطقه استراتژیک، روزنامه "الاهرام"، این بار شمشیر را از روبسته و شدیدترین و غیر انسانی ترین عداوت را به انقلاب اسلامی ایران و رهبری مظلوم آن آغاز می کند.
در این گزارش، ضمن بررسی اسناد معامله و ارتباطات روزنامه الاهرام و وزارت اطلاعات رژیم پهلوی، عملکرد این جریده را پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در برابر دیدگان ملت شریفمان قرار داده تا هوشیاری خود را در چنین مواردی افزون کرده و معلوم شود کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر و خانم شیرین عبادی از سوی کسانی مورد حمایت قرار دارد که نامشان آلوده به خون این ملت مظلوم است:
سری (گزارش)
موضوع: قرارداد با روزنامه الاهرام
از ژوئیه 1972 به دنبال انعقاد قرارداد بین وزارت اطلاعات و جهانگردی و روزنامه الاهرام، همه ساله مبلغ 25هزار لیره استرلینگ از طریق وزارت اطلاعات و جهانگردی به این مؤسسه پرداخت شده است. (به غیر از این وجه، مبالغ دیگری نیز به مناسبت های مختلف به حساب این روزنامه ریخته شده است)
مسئولان این روزنامه، همواره تقاضای افزایش مبلغ قرارداد را داشته اند. در اکتبر 1976 از سوی روزنامه الاهرام تقاضا شد که به دلیل کاهش نرخ و متغیربودن وضع پوند، از آن پس مبلغ مورد قرارداد به دلار به حساب این موسسه ریخته شود که به همین ترتیب حواله گردید.
در اوت 1976، مسئولان روزنامه در نامه ای به عنوان جناب آقای نخست وزیر تقاضا کردند که برای سال 77-1976 قراردادی به مبلغ 150هزار دلار منعقد گردد. (البته برای سال 1977).
جناب آقای نخست وزیر تجدید قرارداد را تائید نمی فرمایند، معذالک مقرر می فرمایند از سفارت شاهنشاهی در قاهره نیز نظرخواهی شود.
جناب آقای سفیر به دنبال نظرخواهی پاسخ می دهند که به نظر ایشان پرداخت پول با انعقاد قرارداد به یک روزنامه مصری کار صحیحی نیست زیرا با روابط صمیمانه ای که بین دولتین ایران و مصر وجود دارد، روزنامه های مصری بایستی مطالب و مقالاتی درباره ایران انتشار دهند به همین دلیل و به علت عدم امضاء قرارداد برای سال 1977 جناب آقای سفیر معتقد هستند قطع کمک هم معقول نمی باشد و بهتر است در سال 1977 نیز قرارداد قبلی به قوت خود باقی باشد ولی به تدریج به مسئولان الاهرام تفهیم گردد که تجدید قرارداد در سال های بعد به صورت فعلی ممکن نیست.
سفارت شاهنشاهی در قاهره معتقد است که در آینده، کمک از طریق دادن آگهی و دعوت مسئولان روزنامه بدون عقد قرارداد انجام پذیرد. ضمنا توصیه می نماید که به روزنامه های "الجمهوریه" و "الاخبار" نیز به همان مقدار کمک شود.
(سند شماره یک)
همچنان که در سند شماره یک ملاحظه می شود، قرارداد بین وزارت اطلاعات رژیم شاهنشاهی و روزنامه الاهرام از تاریخ ژوئیه 1972 (خرداد 1351) آغاز می شود و همه ساله مبلغ 25 هزار لیره استرلینگ از طریق وزارت اطلاعات و جهانگردی به این مؤسسه مطبوعاتی پرداخت می شده است. مسئولان روزنامه الاهرام پس از 5 سال که از عهده انجام وظایف محوله و تبلیغ برای رژیمی که دستش به خون جوانان ایران آلوده گشت برآمدند، در اکتبر 1976 (مهر 1355) طی نامه ای به عنوان امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت ایران، تقاضا کردند که برای سال 1977 قراردادی به مبلغ 150،000 دلار منعقد گردد. که البته سفیر ایران درمصر بدنبال نظرخواهی که در این مورد از او می شود، چنین پاسخ می دهد:
سفارت شاهنشاهی ایران قاهره
جناب آقای خلعت بری وزیر محترم امورخارجه
عطف به مرقومه شماره 7760،4،25 مورخ 2535،9،30 به استحضار عالی می رساند:

موضوع همانطور که مقرر فرموده بودند، از طرف این سفارت شاهنشاهی با کمال دقت و با در نظر گرفتن کلیه جوانب امر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و نتیجه به شرح زیر به عرض عالی می رسد:
1- کمک منحصر به فرد وزارت اطلاعات و جهانگردی به یک نشریه خاص مصری (الاهرام) آن هم به صورت انعقاد یک قرارداد محرمانه بین آن وزارت و نشریه مزبور شاید در آن زمان ضرورت داشته ولی در اصل، کار اصولی نبوده است.
2- با اینکه سعی بسیاری شده بود که موضوع قرارداد محرمانه مربوط به کمک به نشریه الاهرام مخفی بماند، ولی معهذا سایر جراید مصر از جریان مطلع شده و با مراجعات مکرر خود به سفارت شاهنشاهی مرتباً تقاضا نموده اند که دولت شاهنشاهی به آنها نیز مانند الاهرام کمک های لازم را بنماید تا آنان نیز مقالات مورد نظر را در نشریات خود درج نمایند که گزارش آن به طور مکرر به وزارت محترم متبوع و بعضا به وزارت اطلاعات و جهانگردی نیز منعکس گردیده است. در عین حال، سفارت شاهنشاهی در پاسخ، توقعات اینگونه نشریات ضمن اظهار بی اطلاعی از موضوع قرارداد مزبور، به مدیران و سردبیران نشریات مزبور همواره وعده داده است که چنانچه همکاری لازم را با سفارت شاهنشاهی داشته باشند، از طریق مقتضی مانند دعوت سردبیران و نویسندگان نشریات مذکور به ایران و انتشار آگهی های مورد نظر، توجه لازم به آنان مبذول خواهد گردید و باید اذعان نمود که در ازای اینگونه وعده ها، سفارت شاهنشاهی تاکنون از همکاری این قبیل نشریات کم و بیش برخوردار بوده است هرچند نشریات مزبور ادامه این گونه همکاری را صراحتاً موکول به انجام وعده های داده شده می نمایند.
3- با این حال، به نظر این سفارت شاهنشاهی با اینکه انعقاد این نوع قراردادها علی الاصول درست نیست ولی لغو قرارداد موجود با الاهرام در وضع حاضر با توجه به شرایط و مقتضیات محل، به مصلحت نمی باشد. زیرا درست است که روابط ایران و مصر در زمان فعلی در حد اعلای دوستی و صمیمیت می باشد و ضمناً دولت مصر نیز بر مطبوعات محل کنترلی کافی دارد لکن باید توجه داشت که اولاً هر گونه دستور و توصیه دولت به مطبوعات فقط موجب خواهد شد که جراید مصری موضوعات و اخبار منفی مربوط به ایران را منتشر ننمایند ولی انتشار مطالب مورد نظر سفارت شاهنشاهی که تعداد آنها در طول سال به مناسبت های مختلف و در موقعیت های گوناگون در خور توجه و اهمیت می باشد، با اشکال مواجه خواهد گردید.
(صرفنظر از اخبار مختلف مربوط به ایران که به طور روزمره در جراید محل منتشر می شود، تنها در سال جاری بیش از 64 مقاله از طرف این سفارت شاهنشاهی و یا با اشاره این نمایندگی به مناسبت های مختلف در جراید محل منتشر گردیده است)، ثانیاً با تشکیل احزاب سیاسی 3 گانه در مصر و تمایلاتی که در جهت توسعه افکار دموکراسی و آزادیهای فردی در حال نضج گرفتن می باشد و بخصوص پیدایش گروه و جبهه منفردین در مجلس بدون شک مطبوعات مصر نیز از استقلال رأی و آزادی عمل بیشتری برخوردار خواهند شد و به این ترتیب، مداخله دولت مصر در این زمینه مانند سابق به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.
ثالثاً وضع جدیدی که هم از لحاظ سیاسی وهم در اثر اختلافات ناشی از سیاستهای نفتی پاره ای از کشورهای منطقه پیش آمده و ممکن است منجر به رقابت های سیاسی بین کشورهای منطقه گردد، زمینه را برای بهره برداری مطبوعات اینجا آماده تر ساخته و طبعاً جراید محل بیشتر به طرفی متمایل خواهند شد که کمک زیادتری به آنها برساند و با توجه به وضع مالی کشورهای نفت خیز عربی اهمیت و حساسیت رقابت مزبور بیشتر آشکار خواهد گردید.
رابعاً جراید به طور کلی و مخصوصا در کشورهای عربی و از جمله مصر (به استثناء چند نشریه کاملاً دولتی) بیشتر از ملاحظات بازرگانی و منافع مادی خود تبعیت می نمایند تا یک سیاست اصولی که مورد اعتقاد آنها باشد.
4- علیهذا، بنا به مراتب فوق، به نظر این سفارت شاهنشاهی شاید صلاح باشد که در شرایط حاضر، قرارداد وزارت اطلاعات و جهانگردی با نشریه الاهرام در سال آینده نیز با همان شرایط قبلی تمدید شود ولی از طرف وزارت اطلاعات و جهانگردی که در این مورد تماس مستقیم با نشریه مزبور دارد ظرف سال و بتدریج بنحو مقتضی به مسئولان آن نشریه تفهیم شود که تمدید قرارداد بصورت فعلی مقدور نمی باشد بلکه کمک های دیگری را می توان به صورت های مختلف و از جمله بابت بهای درج و نشرآگهی به مؤسسه مزبور پرداخت نمود، به ترتیبی که همان میزان کمک حاصله از قرارداد تقریباً تأمین و جبران گردد.
5- در مورد 2 روزنامه یومیه مهم دیگر مصری یعنی "الاخبار" و "الجمهوریه" نیز به دلایل مذکور در فوق بنا همین رویه اتخاذ گردد و باتوجه به اهمیت نشریه مذکور که حداقل در ردیف الاهرام قرار دارند، کمک هایی از همان طریق پرداخت بهای درج آگهی به 2 نشریه مذکور و دعوت های متناوب مدیران و سردبیران این نشریه ها به ایران برای برقراری روابط مستقیم با آنها انجام گیرد، تا بدینوسیله موجبات گله و شکایات نشریات مزبور از دولت شاهنشاهی مرتفع شود و در عین حال، یک رویه واحد و یک سیاست متحدالشکل و مؤثر نسبت به جراید محل اتخاذ گردد تا بتوان کماکان مطالبی را که مورد توجه دولت شاهنشاهی می باشد، در جراید مصر منتشر ساخت.
با تقدیم احترام
سفیر شاهنشاه آریامهر
بهرام بهرامی
(سند شماره دو)

توصیه سفیر شاهنشاه آریامهر! در مصر، در مورد دعوت مسئولان روزنامه های مصری به ایران، به عنوان تاکتیکی جدید مورد قبول مرکز واقع می شود و به دنبال آن، "حسنین هیکل"، روزنامه نگار معروف مصری به ایران دعوت شده که مصاحبه ای اختصاصی را با شاه ملعون انجام داده و در بازگشت به مصر، متن آن را با آب و تاب فراوان در روزنامه الاهرام منتشر می کند، به طوری که گل از گل اعلیحضرت همایونی! می شکفد و شخص محمدرضا پهلوی دستور تشکر از حسنین هیکل را صادر می کند:
جناب آقای خلعت بری وزیر امور خارجه
در اجرای اوامر مطاع مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه

آریامهر نامه ای در زمینه مصاحبه جناب آقای حسنین هیکل با شاهنشاه آریامهر به ایشان نوشته شده که به پیوست ایفاد می گردد. متمنی است، مقرر فرمایند از طریق وسیله پیک سیاسی در اختیار جناب آقای حسنین هیکل قرار گیرد. ترجمه انگلیسی این نامه نیز تهیه شده و بدون امضا به ضمیمه آن نامه ارسال می گردد که در صورت تائید به ضمیمه نامه اصلی برای ایشان فرستاده شود.
وزیر اطلاعات وجهانگردی غلامرضا کیانپور
(سند شماره سه)
به دنبال دستور شاهانه! نامه تشکرآمیز زیر از طرف غلامرضا کیانپور وزیر اطلاعات وجهانگردی خطاب به حسنین هیکل صادر می شود:
نویسنده گرامی جناب آقای حسنین هیکل

با نهایت مسرت از سفر جنابعالی به ایران و تجدید مودت، متن مصاحبه ای که با اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر به عمل آورده و در روزنامه الاهرام انتشار داده بودید، مطالعه کردم ومتن کامل آن را به زبان های فارسی، انگلیسی و فرانسه در مطبوعات ایران منتشر گردید.
نحوه تنظیم و ارائه مطالب با شیوه خاص جنابعالی برای کسانی که با مطبوعات سر وکار دارند، بسیار آموزنده بود، به خصوص اینکه در کشورهای عربی، ذهن آن عده را که به حقایق امور مربوط به ایران، به درستی آگاه نبودند، روشن ساخت واکنون دیگر نباید برای خوانندگان زیاد شما شبهه ای از جهت طرز فکر وسیاست مستقل ملی ایران باقی مانده باشد لذا کوششی که به عمل آوردید، درخور تشکر است.
وزیر اطلاعات وجهانگردی غلامرضا کیانپور
(سند شماره چهار)

پس از پایان قرارداد بین رژیم پهلوی والاهرام، کوشش هایی برای تجدید قرارداد با مبلغی بالاتر از جانب دست اندرکاران روزنامه الاهرام آغاز می شود. این روزنامه طی نامه ای که به امضا سردبیر و مدیرداخلی آن می رسد، زحمات خود را در جهت منافع رژیم پهلوی خطاب به امیر عباس هویدای معدوم یادآور شده و آمادگی الاهرام را برای همکاری همه جانبه اعلام می دارد:
جناب آقای نخست‌وزیر
بدین ترتیب احترامات فائقه موسسه الاهرام و خود را تقدیم نموده، توجه جنابعالی را به ملاقاتی که بین جناب آقای کیانپور ونماینده ما، آقای سامی هاشم صورت گرفت، جلب می نمایم. در ملاقات مزبور، آقای سامی هاشم گزارشی مبنی بر چگونگی فعالیت های الاهرام از تاریخی که طبق راهنمایی جنابعالی فعالیت در زمینه قرارداد روابط عمومی با دولت شاهنشاهی، آغاز شد، تسلیم نمود.
طبق خواست جنابعالی مبنی بر اینکه همکاری های ما بدون وقفه بایستی ادامه یابد واین تمایل برای آقای سامی هاشم نیز ابراز شده است، مؤسسه الاهرام وظایف خود را در زمینه (قرارداد روابط عمومی) که در 20 ژوئن 1975 بپایان می رسد، بجا آورده است.
ضمناً طی مذاکرات آقای سامی هاشم با وزیر اطلاعات، جناب آقای وزیر تقاضا نمودند که نامه ضمیمه به عنوان یادآوری برای جنابعالی ایفاد شود.
گرچه جناب آقای وزیر اطلاعات در باره تجدید قرارداد به طور کلی موافقت خود را اعلام نمودند، به نظر می رسد، ابراز تمایل جنابعالی در این زمینه تشویقی برای جناب آقای نخست وزیر وآغاز فعالیت ها به شمار می رود.
با تقدیم احترامات فائقه الاهرام عبدالله عبدل باری به پیوست این نامه، توضیحاتی در مورد قرارداد و ارائه پیشنهادات جدید الاهرام ارائه شده، که سند شماره 6 به این مسئله می پردازد:
توضیحاتی در مورد قرارداد به قلم الاهرام قرارداد روابط عمومی که در ژوئیه 1973 بین وزارت اطلاعات و جهانگردی وروزنامه الاهرام منعقد شد، به روابط سیاسی ایران ومصر که بعد از 10 سال قطع روابط آغاز شده بود، جنبه رسمی داد.
با آگاهی از نزدیکی 2 ملت بزرگ مصر وایران، الاهرام در تحکیم روابط حسنه ومعرفی ایران به خوانندگان عرب وایجاد تصویر جدید از ایران در اذهان عمومی پیش کسوت بوده ودر این زمینه موفق شده است. الاهرام در پیشبرد مقاصد خود مبنی بر معرفی کشور ایران با مخالفت هایی نیز در دنیای عرب روبرو شد، لیکن هرگز دلسرد نشده وراه صحیح خود را ادامه داد.
اکنون با توجه به اینکه روابط ایران ومصر به مهمترین مرحله خود رسیده وهمکاری در زمینه های گوناگون به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. الاهرام بدون شک خواهان آن است که نقش عمده ای در این مرحله و مراحل آینده به عهده گیرد و در حال حاضر بیش از هر موقع دیگر، معرفی ایران و ارائه اطلاعاتی در مورد این کشور، ضرورت دارد.
در تاریخی که قرارداد روابط عمومی منعقد شد، الاهرام تقاضا نمود که حداقل میزان قرارداد 50 هزار لیره استرلینگ باشد.
معاون وزارت اطلاعات در آن تاریخ، آقای فرهاد نیکوخواه که متوجه نظرات الاهرام بود، اعلام نمودند که میزان مبلغ مورد تقاضا منطقی و قابل قبول بوده لیکن با توجه به میزان بودجه در آن تاریخ، با مبلغ 25 هزار لیره استرلینگ موافقت کرده و قول دادند که این میزان در برنامه ریزی بودجه آینده به میزان مبلغ مورد تقاضا (50 هزار لیره استرلینگ) برسد.
با توجه به مراتب فوق و با درنظر گرفتن این موضوع که قیمت مواد خام از جمله قیمت کاغذ در سطح جهانی در حدود 300 درصد تا 700 درصد افزایش یافته است، تقاضا می نماییم که مبلغ 50 هزار لیره استرلینگ به "قرارداد روابط عمومی" برای سال 19751976 اختصاص داده شود.»
(سند شماره پنج)بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وقطع کمک های مادی رژیم پهلوی به این نشریه، الاهرام به یکی از دشمنان سرسخت انقلاب اسلامی ایران تبدیل شد و پس از روزنامه های وابسته به رژیم بعثی عراق، خصمانه ترین مواضع را در میان جهان عرب علیه انقلاب اسلامی ایران ورهبری آن اتخاذ نموده است.
برای نمونه در "الاهرام" مورخه 26 مرداد 59 می خوانیم:
«انجمن طرفداران حقوق بشر مصر، اعلامیه ای صادر و رژیم انقلاب اسلامی ایران را به دلیل آنکه رهبر آن از نام مذهب جهت خونریزی وکشتار دسته جمعی سود گرفته و ایران را به سوی قرون وسطی سوق داده، مورد انتقاد قرارداده است.»
"الاهرام" در تاریخ 8 شهریور 59 طی درج مقاله توهین آمیزی نسبت به حضرت امام خمینی(ره) مدعی می شود که امام(ره)، ایران و جهان اسلام را به خطر انداخته! و به همین علت از مسلمانان جهان دعوت می کند که اختلافات سیاسی خود را کنار گذارده ودر یک کنفرانس بین المللی، در مقابل این خطر چاره اندیشی کنند!
در تاریخ 29 مرداد 60 و در اوج درگیری های گروهکی، "الاهرام"، مبادرت به چاپ اعلامیه بنی صدر فراری و رجوی تروریست نموده و پس از آن نیز عمده مطالب خود را به گروهک منافقین اختصاص می دهد و تلاش می کند که آنها را نیروهای انقلابی معرفی کرده و ایران را بصورت "حمام خون" برای خواننده مصری مجسم سازد.
دراین دوران، بیشترین مطالب "الاهرام"، در رابطه با ایران به اعدام ها ودرگیری های منافقین اختصاص یافته و تلاش گسترده ای را درجهت مظلوم نمایی تروریست ها و قاتلین مردم، صورت می دهد.
"الاهرام"، در تاریخ 2 شهریور 60 با شادی تام و از قول بنی صدر فراری، سقوط قریب الوقوع جمهوری اسلامی ایران را وعده داده و در بخشی دیگر از "اعدام مخالفین سیاسی" خبر می دهد. پس از آن، در تاریخ 4 شهریور همان سال، شایعه بسیج 15 هزار نفری عشایر علیه انقلاب ایران را پراکنده و با بهره گیری از چهره های خائنی چون کمال حبیب اللهی فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی، سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران را قطعی و مسلم، اعلام می کند.
موضعگیری های روزنامه "الاهرام" علیه انقلاب اسلامی که تا امروز نیز ادامه یافته است، دقیقاً از منافع از دست رفته این جریده محترمه! حکایت می کند واین مؤسسه توانسته است، با فعالیت های گسترده خود در سطح منطقه، حلقه ژورنالیسم ضد انقلاب را تکمیل و تقویت نماید. با این اوصاف، بهتر می توان دغدغه های روزنامه "الاهرام" را از تعطیلی دفتر کانون غیر قانونی مدافعان حقوق بشر و شیرین عبادی درک کرد.