تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۷۸۹۶۱
تحلیل - الحیات
اشاره: روزنامه الحیات در تحلیلی آورده است: سال 2008 که تنها چند روز به وداع با آن باقی مانده تنها گذران روزهای عادی نبوده، بلکه سال 2008 پایان یک مرحله و آغاز مرحله دیگری است. در سال 2008 جهان شاهد وقایع مهم و بیشماری بود که مهمترین آن بحران جهانی اقتصاد بود که بدترین نوع بحران از پایان دهه بیست قرن گذشته است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه فرامنطقه‌یی الحیات در تحلیلی تحت عنوان "سال 2008 در آمریکا، حدفاصل بین دو مرحله" به قلم حسن نافعه نویسنده و تحلیلگر مصری نوشته است: انتخاب مردی سیاهپوست با تبار آفریقایی و اسلامی به عنوان رییس جمهور آمریکا اتفاق کمی نبود و طبیعتا میان انتخاب باراک اوباما رییس جمهور منتخب آمریکا و بحران جهانی اقتصاد ارتباطی وجود دارد، اما نه به اندازه‌ای که برخی تصور می‌کنند. چنین بحران عظیم اقتصادی در چنین شرایط حساسی موجب پایان انتخابات آمریکا به نفع اوباما شد. در واقع دلایل پیروزی اوباما کاملا قبل از بحران اقتصادی روشن بود و پیروزی اوباما بیشتر به علت عملکرد منفی دولت جورج بوش بود.
این تحلیل‌گر می‌افزاید: درست است که انفجار بحران اقتصادی موجب گرایش موج رای دهندگان آمریکایی به اوباما شد، اما این افزایش تعداد رای دهندگان دلیل اصلی پیروزی اوباما نبود. ملت آمریکا به دنبال نامزدی بود که بتواند تغییرات کاملی را سازماندهی کند و آماده حمایت از آمریکایی‌ها به رغم تمام پیامد‌هایش باشد؛ حتی اگر این نامزد سیاهپوست آفریقایی باشد و هیچ نامزدی به غیر از اوباما شعار تغییر واقعی را در دوران تبلیغات انتخاباتی‌اش سر نداد
روزنامه الحیات می‌نویسد: اگر به عامل داخلی آمریکا عوامل بین‌المللی و خارجی را نیز اضافه کنیم، تمایل و اشتیاق و نیاز زیاد در تغییر عمقی در سیاست‌های آمریکا در تمام زمینه‌ها مشخص می‌شود. از این رو مرحله‌ی آینده مستلزم تجلی سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکا بر اساس چند مورد است؛ نخست دخالت دولت در امور اقتصادی و توازن میان قدرت‌های اقتصادی. دوم ایجاد نظام بین‌المللی چند قطبی که میان نیاز امنیتی کشورها توازن ایجاد کند و کشورهای بزرگ نقش‌های بیشتری را ایفا کنند اما بر اساس اصول و قواعد توافق شده باشد. سوم ایجاد نظامی دموکرات که مشارکت تمام کشورها را در تصمیم‌گیری‌ها و فراهم سازی راه‌کارهای سیاسی و قانونی جهت نظارت فعال بر عملکرد سازه‌های جهانی از دیگر مسایل است.
نویسنده‌ی این تحلیل می‌گوید: هیچ شکی نیست که مسیر تغییر بسیار طولانی و سخت خواهد بود اما اوباما باید از طریقی و با تمام شیوه‌های ممکنه در برابر چالشهای فراروی آن‌ ایستادگی کند.
البته تمام گروه‌هایی که از نظام کنونی بهره می‌برند، خواهان حفظ دستاورد‌ها و جایگاه‌های خودشان و مخالف سیستمی جایگزین هستند چه در داخل آمریکا و چه خارج آن و از این رو باید میان گروه‌های اصلی که موضع‌گیری‌های مختلفی در قبال تغییر دارند تفاوت قائل شد.گروه‌های معینی هستند که به سوی تغییر حرکت خواهند کرد؛ چرا که منافع‌شان در آن است و گروه‌های دیگر با تمام قدرت در برابر تغییر خواهند ایستاد چرا که بر اساس منافع‌شان باید اوضاع کنونی را حفظ کنند. گروه سوم حد وسط این دو گروه است؛ چرا که از یک طرف میزان خطر ادامه سیاست‌های کنونی آمریکا را که جهان را به تنگنا کشانده دریافته و از ناحیه‌ی دیگر از پیامدهای تغییرات ریشه‌یی در جهان نگران است، چرا که ممکن است این گروه و اهدافش را نابود کند و در نهایت به منافع آن ضربه بزند. از این رو گروه سوم به طور ظاهری با تغییر حرکت خواهد کرد اما عملا به مبارزه و نابودی آن خواهد پرداخت.
این تحلیل می‌افزاید: این گروه‌های میانه‌رو در داخل آمریکا فعال‌تر هستند. این مساله به وضوح تمام در ترکیب تیمی که اوباما انتخاب کرده و با او در 20 ژانویه وارد کاخ سفید خواهد شد مشهود است و این مساله برای هیچ کس واقعا غیر منتظره نیست، بویژه این که تمایلات در زمینه ایجاد تغییر به طور دموکراتیک و تدریجی اعلام شده است. از این رو پیش بینی می‌شود مرحله‌ای که از 20 ژانویه آینده آغاز خواهد شد مرحله‌ای انتقالی خواهد بود و هنوز نشانه‌های این تغییر روشن نشده و هیچ کس نمی‌تواند میزان تفاوت مرحله‌ی جدید را با مرحله‌ی قبل پیش بینی کند. اما این سوال مطرح است آیا باراک اوباما در اداره‌ی چنین مرحله‌ی انتقالی با هدف تغییر مناسب در جهان موفق خواهد شد یا نه؟
این تحلیلگر در بخش پایانی می‌نویسد: به نظر من تغییر آینده رخ خواهد داد، چون اوباما آن را می‌خواهد و آن را درخواست کرد؛ چرا که بازگشت به سیاست‌های دولت قبل از اوباما غیر ممکن است اما نمی‌توانم تاکید کنم که آیا رهبران و مقامات سیاسی منطقه و یا حتی نخبگان سیاسی و فکری و فرهنگی عمق تحولاتی را که نظام جهان در مرحله‌ی کنونی با آن روبرو است با توجه به چالش‌های فراروی جهان عرب دریافته‌اند یا نه؟ اما تمام شواهد دال بر آن است که جهان عرب نمی‌داند چه می‌خواهد و چه چیزی می‌تواند انجام دهد. تمام کشورهای عربی به شیوه‌ی خود به ارزیابی تحولات می‌پردازند. چه بسا نگرش ویژه برای خود دارند لذا هیچ نگرش عربی مشترکی در قبال این تحولات وجود ندارد تا اوباما بتواند آن را وارد سیاست خارجی آمریکا کند؛ اما به هر حال فرصت‌ها هنوز به طور کامل از بین نرفته و هنوز زمینه برای اجرای بسیاری از راهکارها وجود دارد. البته برگزاری نشست عربی ویژه جهت بررسی مسایل اقتصادی و اجتماعی در سایه‌ی بحران جهانی اقتصاد به گونه‌ای بود که می‌توان از آن استفاده‌ی زیادی کرد. بازیگران برجسته‌، جهان عرب را تنها گاوی شیرده آماده می‌دانند اما بهتر است رهبران عرب ثابت کنند که مسوولیت گاو شیرده فراهم کردن شیر برای ملت‌هایشان قبل از هر کس دیگر است.