پیشینه اختلاف دو کشور
اقدام اخیر آمریکا در اروپای شرقی بیش از هر چیز برای روسها یادآور تحولات دهه 1980 میباشد. علیرغم آنکه در ژوئن 1980 با امضاء پیمان سالت 2 توافق کردند تا موشکهای استراتژیک خود را جمعاً به 2250 فروند 1300 فروند موشک چند کلاهکه و 820 فروند موشک زمین به زمین کاهش دهند. ایالات متحده به صورت مخفیانه ساخت موشکهای بسیار مدرن MX را در دستور کار خود قرار داد. این اقدام آمریکا از دید روسها پوشیده نماند.
لذا در پاسخ به این اقدام آمریکا روسها دست به ساخت موشک اساس 20 و توسعه برنامههای نظامی خود در زمینه هواپیماهای Back fire زدند. بدین ترتیب جنگ سرد جدید بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی آغاز گشت و آمریکاییها در نشست زمستان 1979 ناتو مسأله استقرار موشکهای پرشینگ 2 و کروز در اروپا را مطرح و به تصویب رساندند. هدف از این کار هدفگیری تأسیسات نظامی اتحاد شوروی بود. این موشکها میتوانستند نه تنها اروپای شرقی بلکه اقصی نقاط شوروی را هدف قرار دهند. در حالی که شوروی نمیتوانست با موشکهای اساس 20 که 5000 کیلومتر برد داشتند آمریکا را هدف قرار دهد. (1) علیرغم مخالفت مردم اروپا این موشکها در نوامبر 1983 ابتدا در آلمان و سپس بلژیک و هلند مستقر شدند و به دنبال آن ریگان، رئیس جمهور آمریکا، از شروع طرح <ابتکار دفاع استراتژیک> با 26 میلیون دلار اعتبار اولیه خبر داد. این طرح که در جهان به <جنگ ستارگان> معروف گشت باعث گردید موازنه قدرت در جهان به کل تغییر کند و ایالات متحده که تا سال 1980 از نظر توان نظامی ضعیفتر از شوروی بود بر رقیب خود برتری یابد. بدین ترتیب جهان وارد مسابقهای تسلیحاتی شد که تا زمان روی کار آمدن گورباچف در شوروی و آغاز مذاکرات دو کشور در سال 1986 بر سر کاهش سلاحهای استراتژیک و برچیدن موشکهای دو طرف از خاک اروپا ادامه یافت. (2)
منشاء بحران جاری
همانگونه که پیروان مکتب رئالیسم در روابط بینالملل معتقدند و تاریخ پیوسته تکرار میشود و کشورها ملزم به عبرتآموزی از حوادث گذشته هستند. در آغاز سال 2007 حوادث دهه 1980 یکبار دیگر و به شکلی جدید برای روسیه تکرار گردید. این بار نه سخن از استقرار موشکهای آمریکا در اروپا بلکه سخن از استقرار سپر دفاع موشکی در این کشورها بود. نخستین خبر در این زمینه از قول میرک توپولانک، رئیس جمهوری چک در 20 ژانویه 2007 بر روی خبرگزاریهای جهانی قرار گرفت. خبر کوتاه ولی برای روسها تکاندهنده بود. توپولانک اعلام کرد که ایالات متحده درصدد ایجاد پایگاه رادار در این جمهوری میباشد. (3)
خبرهای تکمیلی حکایت از آن داست که آمریکا قصد دارد به عنوان بخشی از یک سیستم دفاع موشکی 10 پایگاه بازدارنده موشکی در لهستان و یک ایستگاه رادار هدفگیر در جمهوری چک احداث کند. واقعیت این بود که مقامات ایالات متحده نزدیک دو سال در لهستان و جمهوری چک برای یافتن محلهای مناسب جهت یک سیستم رادار که بتواند موشکهای مهاجم را سرنگون کند کار کرده بودند و اکنون که مکان نصب این سیستمها در یک مرکز نظامی در 70 کیلومتری پراگ و نزدیک مرز روسیه مشخص شده بود آن را علنی ساخته بودند. احساس روسها این بود که در این قضیه فریب خوردهاند و به راحتی از سوی آمریکا نادیده انگاشته شدهاند. برای روسها که شاهد انقلابهای رنگین در منطقه تحت نفوذ سنتی خود و کشورهای اوکراین و گرجستان بودند، اینک مشاهده استقرار موشکهای آمریکا در دو کشور دیگر تحت نفوذ سابق این کشور در دوران جنگ سرد و نزدیکی بیش از پیش جمهوریهای تحت اختیارش به آمریکا به هیچ وجه پذیرفتنی نبود.
گسترش ناتو به شرق طی سالهای گذشته و به عضویت درآمدن کشورهای چک، لهستان، آذربایجان، گرجستان، تاجیکستان، قزاقستان و ازبکستان در آن و شروع مذاکرات برای پیوستن آلبانی، کروواسی و مقدونیه به این سازمان نقش مهمی در ایجاد این بدبینی بازی کرده (و میکنند). در نتیجه احساس این که، استقرار سیستم دفاع موشکی مکمل طرح گسترش ناتو به شرق است روسها را به واکنش شدید علیه این تصمیم آمریکا واداشت و بحرانی جدید برای جامعه بینالملل رقم زد.4
اگرچه ایالات متحده کوشید تا با سفر کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه، و رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، از شدت بحران بکاهد و روسیه را متقاعد سازد که هدف از این طرح مقابله با حملات موشکی دولتهای سرکش میباشد اما این سفرها چندان قرین موفقیت نبود و تنها دستاوردی که به همراه داشت این بود که دو طرف پذیرفتند تا نسبت به همدیگر محترمانهتر سخن گویند و از به کار بردن ادبیات خشن خودداری ورزند.
اهداف طرح سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا از دید روسیه
در خصوص اهداف آمریکا از استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی اظهار نظرهای مختلفی صورت گرفته است. آنچه را که میتوان از مجموع این گفتهها و اظهارنظرها به دست آورد در چهار مورد خلاصه میگردد که عبارتند از:
1. ایجاد مسابقه تسلیحاتی جدید؛
2. تحلیل بردن قدرت بازدارندگی روسیه؛
3. برنامهریزی برای آینده و توسعه سیستم ضدموشکی آمریکا در اروپا؛
4. تثبیت هژمونی آمریکا.
1)ایجاد مسابقه تسلیحاتی جدید:
از پایان گرفتن آخرین مسابقه تسلیحاتی میان روسیه و ایالات متحده آمریکا نزدیک 20 سال میگذرد. رقابتی که بسیاری از ناظران آن را مسبب اصلی فروپاشی شوروی میدانند و طرح جاری را در راستای تکرار آن ارزیابی میکنند. <گلب پاولوفسکی>، رئیس بنیاد سیاستهای موثر روسیه میگوید: <فشار نظامی آمریکا بر روسیه در حال افزایش است و این یک سیاست حساب شده از سوی واشنگتن میباشد. آمریکا بزرگترین رادار دریایی خود را برای تقویت سیستمهای دفاع ضدموشکی از جزایر هاوایی در اقیانوس آرام به جزایر الوت در دریای برینگ در حوالی کامچاتکا منتقل کرده است و این موضوع بدون شک آغاز یک مسابقه تسلیحاتی است.> همچنین سرگئی مارکوف کارشناس سیاسی روسیه، بر این نظر است که <آمریکا، روسیه را به عنوان دشمن اصلی خود میبیند و آنها در نظر دارند با آن رقابت کنند.> این در حالی است که مقامات آمریکا صراحتاً پیدایش جنگ سرد جدید بین آمریکا و روسیه که از سوی پوتین اعلام شده بود را رد میکنند و چنین برداشتهایی را <بیاساس> میدانند.5
2)تحلیل بردن قدرت بازدارندگی روسیه:
در حال حاضر احساس مشترکی در روسیه وجود دارد حاکی از این که آمریکا بعد از فروپاشی شوروی از توافقنامههای خود برای کنار گذاشتن سیاست جنگ سرد سرپیچی کرده و به تعهدات خود در این زمینه عمل نکرده است. روسها معتقدند که تفکر جنگ سرد هنوز در میان رهبران کاخ سفید به ویژه در این دوره حاکم است و آنان میکوشند تا با استقرار این سامانه دفاعی جدید قابلیتهای بازدارنده موشکی روسیه را خدشهدار کرده و تهدیدی راهبردی را بر ضد روسیه شکل دهند.
ویتالی چورکین، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل، در این مورد میگوید <روسیه هزاران کلاهک اتمی دارد و منطقاً نباید استدلال کند که استقرار 10 موشک ضدبالستیک آمریکا در لهستان و جمهوری چک و چند رادار در اروپای شرقی میتواند مانع از قدرت هستهای روسیه شود.>6
3) برنامهریزی برای آینده و توسعه سیستم ضدموشکی آمریکا در اروپا:
روسیه به اقدام آمریکا در استقرار سامانه ضدموشکی در اروپای شرقی به عنوان هدفی که صرفاً جهت دفاع از این کشور و متحدین اروپاییاش در نظر گرفته شده نمینگرد و بر این باور است که آمریکا به دنبال مقابله با روسیه و کاهش قدرت استراتژیک آن میباشد و حتی اگر اکنون نیز آمریکا تنها به بازدارندگی در مقابل این حملات بیندیشد هیچ تضمینی برای گسترش پیدا کردن این تجهیزات و استفاده از آنها علیه روسیه در آینده وجود ندارد.
4) تثبیت هژمونی آمریکا:
روسیه شدیدترین حمله خود علیه طرح سپر دفاع موشکی آمریکا را در کنفرانس مونیخ انجام داد. در روز اول این کنفرانس که در 21 بهمن 1385 برگزار گردید ولادیمیر پوتین با انتقاد از سیاستهای آمریکا در جهان آن را <بسیار خطرناک> خواند و ایالات متحده را به اعمال قوانین داخلی خود ورای مرزهای ایالات متحده متهم کرد. پوتین گفت: <این سیاست آمریکا بسیار خطرناک است و هیچ کس، دیگر احساس امنیت نمیکند زیرا هیچ کس نمیتواند خود را در پناه قوانین بینالمللی قرار دهد. وی در ادامه آمریکا را متهم کرد که به دنبال جهان تک قطبی است و میخواهد به تنهایی تصمیمگیرنده باشد.>7 از دید روسیه ایالات متحده از بعد از 11 سپتامبر تلاش خود را برای تبدیل شدن به هژمون جهانی آغاز کرده و حمله این کشور به افغانستان و عراق و طرحفعلی آن را در همین راستا باید ارزیابی کرد. اما در کنار برداشتهای روسیه و استدلالهای فوق گفته میشود که آمریکا همزمان چهار هدف آشکار و پنهان را از طریق سیستم دفاع موشکی خود دنبال میکند که آنچه از آن به عنوان اهداف آشکار تعبیر میشود صرفاً توجیهات این کشور برای استقرار این سامانه میباشد.
اهداف آشکار آمریکا
1. دفاع از ایالات متحده در برابر خطرات احتمالی: <لاورنس جی کورب> در خصوص ضرورت داشتن سپر دفاع موشکی از سوی آمریکا میگوید: <علیرغم معاهدات کاهش سلاحهای موشکی و پیمانهای مرتبط با آن حادثه 11 سپتامبر نشاندهنده ناتوانی آمریکا در دفاع کامل از سرزمین خود است. لذا بوش میبایستی در این زمینه افزایش بودجه برنامه دفاع موشکی را مدنظر داشته باشد>.8
دقیقاً براساس همین نظرات بود که عدهای از نومحافظهکاران آمریکا که پیش از این در سال 1998 با فشار خود بردولت کلینتون وی را وادار به از سرگرفتن ابتکار دفاع استراتژیک نموده بودند پس از 11 سپتامبر با جدیت بیشتر این طرح را در قالب سپر دفاع موشکی دنبال نمودند و آن را در استراتژی امنیت ملی سال 2002 آمریکا گنجاندند.9
2. دفاع از متحدین اروپایی آمریکا: آنچه که ستون اصلی استدلال آمریکا برای استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک را شکل میدهد به گفته مقامات آمریکا دفاع از این کشورها در برابر حملات احتمالی از سوی ایران و کره شمالی میباشد.10 از دید مقامات کاخ سفید برنامه موشکی ایران و کرهشمالی تهدیدی جدی برای صلح و امنیت جهانی است لذا این کشور میبایست در این خصوص از متحدین خود در برابر حملات احتمالی دفاع نماید. کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه آمریکا، در مورد برنامه موشکی ایران میگوید: <تهدید موشکی ایران روزبهروز در حال افزایش است و آمریکا باید برای مقابله با آن آماده باشد>. وی برهمین اساس استقرار موشکهای رهگیر در لهستان و ایستگاه رادار در جمهوری چک را <عامل ثبات بخش در منطقه> مینامد که این کشورها را در برابر هرگونه حمله محافظت میکند.11
3. منصرف نمودن ایران از ادامه فعالیتهای هستهای: با وجود آنکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشهای متعدد بیان داشته که هیچ نشانهای که حاکی از انحراف برنامه هستهای ایران از مقاصد صلحآمیز باشد دردست نیست و ایران نیز ضمن پایبندی به پیمانهای بینالمللی بیشترین همکاری را در زمینه نظارت و بازرسیها با آژانس داشته است مقامات واشنگتن، ایران را متهم به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای میکنند. <استفان هادلی>، پژوهشگر مسائل استراتژیک، با تأیید دیدگاه آمریکا در خصوص برنامههای هستهای و موشکی ایران میگوید: <سیستم دفاع موشکی یک عنصر استراتژیک برای تحت فشار قرار دادن و متقاعد کردن ایران است تا بفهمد توسعه این قابلیت به نفعش نیست>.12
اهداف پنهانی آمریکا
1. بیاعتمادی به تحولات داخلی روسیه: علیرغم همکاریهای روسیه و آمریکا در پانزده سال اخیر، آمریکا هیچگاه به روسیه به عنوان متحدی قابل اطمینان نگاه نکرده است. چرا که به تحولات داخلی روسیه اعتمادی ندارد. از دید آمریکا نظام حاکم برروسیه نظامی بسته و دیکتاتوری است و این کشور، فضاهای شکل گرفته پس از فروپاشی برای گسترش دموکراسی و حقوق بشر را از بین برده است.13