تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۷۹۱۶۳

حبیب ساسانی
در نظام های مردمسالار عنصر رقابت میان بازیگران سیاسی امری نهادینه شده است. کارآمدی و ثبات یک نظام سیاسی بالنده نیز به رقابت های سالم سیاسی میان کنشگران بستگی دارد. در هر نظام سیاسی نیز اصولی لایتغیر وجود دارند که مورد اجماع بازیگران سیاسی بوده و به عنوان فصل الخطاب در نظر گرفته می شوند.
بدیهی ترین ثمره آن هم اثربخشی رفتارهای سیاسی بازیگران در جامعه می باشد. بدین معنا که به هر میزان قواعد بازی از سوی بازیگران در عرصه رقابت های سیاسی رعایت شده باشد به همان نسبت فضا به سوی اخلاقی شدن رقابت ها سوق داده می شود و بالعکس در صورت رعایت نکردن این قواعد، علاوه براینکه ثبات و کار این نظام سیاسی مخدوش می گردد مقبولیت بازیگران نیز از منظر افکار عمومی کاهش پیدا می کند . از طرفی به جهت اینکه بازیگران سیاسی به واسطه ارائه الگوی رفتاری ، ناخودآگاه در شکل بخشی به فرهنگ سیاسی و انتخاباتی جامعه نقش بازی می کنند در بالندگی فرهنگی و یا سقوط فرهنگی شهروندان (فرهنگ انتخاباتی) می توانند موثر باشند. فی الواقع می توان مدعی بود که پاره ای از گسست های تاریخی در ایران مانند گسست جمع گریزی، سیاست گریزی، نخبه گریزی و حاکمیت فرهنگ مونولوگ به واسطه نهادینه شدن رفتارهای ناشی از رقابت های سیاسی از میان خواهند رفت و در مقابل آستانه تحمل افراد به تبع پذیرش قواعد بازی و الزام اخلاقی به رعایت آن افزایش پیدا می کند. از بزرگترین نوآوری های انقلاب اسلامی ایران در عرصه مشارکت های سیاسی - اجتماعی در آمیختن رقابت های سیاسی با عنصر دین و آموزه های اخلاقی بوده است . در این الگو رقابت معطوف به قدرت به رقابت معطوف به خدمت تبدیل می شود به گونه ای که استفاده از هر ابزار و وسیله ای برای وصول به قدرت سیاسی مقدس شمرده نمی شود . در واقع ایده دینی و اخلاقی در نقطه مقابل ایده ماکیاولی قرار دارد که براساس آن هدف وسیله را توجیه می کند.
از این رو مطمح نظر قرار دادن الگوهای اخلاقی در رقابت های سیاسی برای بازیگران سیاسی در قالب گفتمانی که انقلاب اسلامی ایران به ارمغان آورده امری اجتناب ناپذیر تلقی می گردد.
اما با پایان دهه سوم و ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی و برگزاری به طور متوسط سالیانه یک انتخابات به نظر می رسد رقابت های سیاسی در کشور از خلاء هایی رنج می برد.
اول - افکار عمومی: ارائه برنامه برای اداره جامعه از سوی بازیگران بدون در نظر گرفن مطالبات واقعی مردم امکان پذیر نمی گردد. آگاهی به مطالبات اصیل و واقعی مردم هم می بایستی در ارتباط مستقیم با آحاد جامعه برآورده شود. فی الواقع توجه به افکار عمومی و آنچه که مردم بدان نیاز دارند خمیر مایه برنامه ریزی های اجرایی و تقنینی را شکل می بخشد. خلاء مذکور سبب گردیده تاکنون بازیگران انتخاباتی به شعارهایی روی آورند که از یک سو تحقق آنها غیرعملی است و از طرف دیگر منطبق با واقعیات جامعه نباشد. اگر فرض را هم براین بگذاریم که اندکی به افکار عمومی توجه شود به دنبال آن شور انتخاباتی محقق می گردد . این در حالی است که در نظر گرفتن افکار عمومی و مطالبات آنها امری مقطعی و مختص به زمان انتخابات نیست. دور از انصاف نخواهد بود که اگر بگوییم افکار عمومی توسط بازیگران انتخاباتی به تبع فضای حاکم برانتخابات به بازی گرفته می شود.
دوم - سیاست های کلان نظام: بخشی از شعارهای انتخاباتی بازیگران سیاسی به عدم آگاهی آنان نسبت به سیاستهای کلی و کلان نظام در حوزه های مختلف برمی گردد از این رو و در ایام انتخابات شاهدیم که برخی از برنامه های ارائه گردیده از سوی رقبای انتخاباتی منطبق بر برنامه های توسعه در کشور نیست و حتی از سیاستهای کلان نظام نیز فاصله دارد . مثلانسبت به سیاست های ملی برای توسعه و عمران منطقه ای آگاهی وجود ندارد و بالعکس شعارهای ملی ای عنوان می شود که از میزان درآمدهای ملی برای تحقق آنها در چارچوب برنامه توسعه و تحقق چشم انداز سند بیست ساله اطلاع دقیقی ندارند. فرجام اتخاذ چنین رویکردی که در قالب الگوی اخلاقی رقابت سیاسی نمی گنجد، واقع گرا نبودن و مخدوش نمودن وجهه نظام سیاسی به دلیل پرداختن به امور غیرواقعی و افزایش سطح توقعات و رودررو قرار دادن مردم با نظام است.
سوم - عدم اجماع براصول: از نقاط آسیب پذیر بازیگران سیاسی در رقابت های سیاسی طرح مباحثی است که بیانگر عدم وفاق و اجماع و یا در بدبینانه ترین حالت، عدم اعتقاد به اصول می باشد . از آنجایی که اصول مصرح قانون اساسی مبنای وفاق و کارآمدی نظام و تامین منافع ملی است بازیگران سیاسی می بایستی از این اصول عدول نکنند. بیان مباحثی که ناقص اسلامیت و جمهوریت نظام سیاسی می باشد، از نمونه هایی است که در طی سالهای اخیر از سوی بازیگران انتخاباتی عنوان می گردید. طبیعی است که با وجود اختلاف و پراکندگی آرای متضاد با مبانی نظام رقابت های سیاسی از حالت قاعده مندی خارج گردد.
چهارم - تخریب به جای نقد عالمانه: گفتمان حاکم برفضای رقابت های سیاسی در کشور تاکنون از مدار سیاه و سفید دیدن خارج نشده است . بدین معنی که یا تمامی اقدامات بازیگران قبلی نفی می شود و یا از سوی بازیگران جدید کاملاپذیرفته می شود و یا به جای نقد برنامه های بازیگران به تخریب شخصیت و حتی ورود به حیطه خصوصی آنها پرداخته می گردد.
در نهایت بازیگران سیاسی در الگوی رقابت سیاسی اخلاقی و دینی با رعایت انصاف سیاسی و کاهش تنش ها به واسطه عدم طرح برنامه های عملی غیرواقع و اجماع براصول پذیرفته شده ملی فضای جامعه را به سمت نشاط سیاسی همراه با تقوای سیاسی هدایت نمایند.