حضور یک و نیم دهه اى روسیه در «گروه هشت» چه به صورت میهمان، عضو ناظر و یا دائم همواره با انتقادها و ابراز تردید هایى در خصوص شایستگى آن براى حضور در این نهاد همراه بوده است. منتقدان با اشاره به تعریف «گروه هشت» به عنوان مجمع کشورهاى دموکراتیک صنعتى، معتقدند روسیه با هر دو وجه این تعریف مشکل دارد و به عبارتى نه صنعتى و نه دموکراتیک است. این انتقادات در برخى مقاطع از جمله پس از تحولات نظامى مرداد ماه در قفقاز جنوبى، تا به آنجا پیش رفت که حتى برخى رأى به اخراج روسیه از این نهاد دادند. به گزارش ایراس برگزارى نشست گروه هشت در واشنگتن (۲۰ مهر ۱۳۸۷) و نشست اخیر این گروه در رم (۲۵ بهمن) که براى بررسى ابعاد بحران مالى جهانى بدون حضور روسیه برگزار شد، نمودهایى از این دیدگاه هاى برون گزارانه است. على رغم این دیدگاه ها، نگاهى گذرا به جایگاه فعلى روسیه در عرصه بین الملل، حکایت از تقویت قابل تأمل مؤلفه هاى قدرت آن و واهى نبودن مدعاى مقامات کرملین مبنى بر مشکل بودن مدیریت روندهاى منطقه اى و جهانى بدون حضور روسیه دارد که در نوشتار حاضر به قدر توان به راستى آزمایى این مدعا و بایدهاى حضور روسیه در «گروه هشت» پرداخته خواهد شد. تحولات نظامى مردادماه در قفقاز جنوبى و واکنش نظامى روسیه به تهاجم گرجستان به اوستیاى جنوبى، اسبابى براى تشدید انتقاد نهادها و کشورهاى غربى از این کشور بود. غربى ها که در برابر واکنش سریع و قاطع مسکو علیه تفلیس غافلگیر شده و در فضاى پس از جنگ نیز نتوانستند اقدام عملى بایسته اى براى آنچه ضرورت تنبیه روسیه مى خواندند انجام دهند، با لفاظى ها صرفا تلاش کردند مانع از تکرار رفتارهاى (به اعتقاد آنها) تهاجمى در سیاست خارجى و احیاء تمایلات هژمونى طلبانه این کشور شوند. یکى از مهم ترین تهدیدها در این خصوص، طرح بحث اخراج روسیه از «گروه هشت» است که حتى در کلام برخى مقامات رسمى غربى نیز نمود یافت. با همین ملاحظه و به تبع عمیق تر شدن تنش سیاسى میان روسیه و کشورها غربى، این کشورها براى نشان دادن نارضایتى خود از رفتارهاى مسکو، نشست هاى اخیر «گروه هشت» که در واشنگتن (۲۰ مهر ۱۳۸۷) و رم (۲۵ بهمن ۱۳۸۷) و براى بررسى برون رفت هاى ممکن از بحران اقتصاد جهانى برگزار شد، را بدون حضور این کشور برگزار کردند. در سوى مقابل، مقامات کرملین، نه تنها وقعى به این فشارها ننهادند، بلکه ۲۰ مهر با آزمایش موشک راهبردى «سینوا»، با برد تقریبى ۱۲ هزار کیلومتر و شکست رکورد مسافت پرتاب موشک، ارتقاء مؤلفه هاى نظامى، تکنولوژیکى و به نحوى اقتصادى خود را به رخ غرب کشیده و به آنها نشان دادند که روسیه هزاره جدید، متفاوت از روسیه دهه ۱۳۷۰ (۹۰ م) است که غربى ها بدون در نظر داشت ملاحظات و منافع آن اقدام به مدیریت مسائل منطقه اى و جهانى مى کردند. مرور تحولات سال هاى اخیر از جمله تشدید نگرانى ها پیرامون تهدیدهاى نامتقارن (تروریسم)، مسأله دامنه دار کنترل تسلیحات و افزایش اهمیت موضوع امنیت انرژى که از یک سو روسیه در آنها حائز تنفذ غیرقابل اغماض است و از سوى دیگر بسط دامنه موضوعات مورد بحث در «گروه هشت» و تبدیل موضوعات امنیتى و سیاسى به اولویت اول این گروه را به دنبال داشته، نیز حکایت از این واقعیت دارد که بدون مسکو مدیریت مسائل در این حوزه ها بدون تأخیر و مشکل نخواهد بود. تقویت ملموس مؤلفه هاى قدرت روسیه طى سال هاى اخیر، در ابعاد مختلف سیاسى، اقتصادى و نظامى و به تبع آن ارتقاء جایگاه این کشور در ترتیبات نظام بین الملل دلیلى مضاعف بر فرض بازگفته است که بدون به بازى گرفتن مسکو، تحصیل نتیجه در مدیریت مسائل و مشکلات منطقه اى و بین المللى با چالش همراه خواهد بود. لذا به نظر مى رسد پذیرش روسیه در نهادهاى بین المللى از جمله «گروه هشت»، نه تنها امتیازى از سوى کشورهاى غربى به مسکو نیست، بلکه ضرورتى براى حل بهینه مشکلات در عرصه بین الملل است.
روسیه و «گروه هشت»
عضویت کشورها در نهادهاى منطقه اى و بین المللى جزئى از تعاملات در فضاى خارجى محسوب مى شود که معمولاً به منظور تحقق دو کارویژه ابزارى (انباشت قدرت) و حقانیت بخش (پرستیژى و کسب مشروعیت) مورد توجه قرار مى گیرد. ماهیت نهادها و میزان تعهدى که کشورها بر اساس و در چارچوب آن مى پذیرند بر روابط خارجى آنها با کشورهاى عضو و سایر کشورها و به طور متقابل در نوع رفتار سایر کشورها در قبال آنها تأثیر محسوس دارد. «گروه هشت» از جمله نهاد هاى مهم بین المللى است که حضور در آن براى روسیه به لحاظ پرستیژ سیاسى و منافع اقتصادى حائز اهمیت بسیار بوده و است. تقویت چندجانبه گرایى در تعاملات منطقه اى و بین المللى، تسریع در روند همگرایى روسیه با اقتصاد جهانى، ایجاد شرایط مطلوب خارجى براى توسعه اقتصادى و اجتماعى و تحکیم جایگاه سیاسى این کشور در عرصه بین الملل از جمله مهم ترین اهداف حضور مسکو در این نهاد است. فرایند پیچیده و طولانى عضویت روسیه در این نهاد که از سال ۱۳۷۰ و با حضور گورباچف در حاشیه نشست سران «گروه هفت» در لندن آغاز شد، با تحولات بسیار همراه بوده است. از آن پس مقامات روسیه به صورت منظم در اجلاس هاى این سازمان حضور داشته اند، تا اینکه در نشست بیرمنگام (۱۳۷۷) عضویت مشروط آن پذیرفته شد. پس از همراهى غیرمنتظره روسیه با ائتلاف جهانى «ضدتروریسم» به رهبرى آمریکا بعد حوادث ۲۰ شهریور (۱۱ سپتامبر) و شکل گیرى فضاى مثبت تعاملى بین مسکو و واشنگتن، در اجلاس کاناناکیس (۱۳۸۱) روسیه به عنوان یک اقتصاد بازار شناسایى و تصمیم تاریخى این سازمان مبنى بر واگذارى میزبانى نشست سران آن در سال ۱۳۸۵ به این کشور نهایى شد. در سال هاى اخیر برخى اقدامات و موضوعات مورد بحث در «گروه هشت» با بعضى وظایف و کارویژه هاى سازمان ملل هم پوشان شده و هم اکنون برخلاف گذشته موضوعات امنیتى همانند موضوعات اقتصادى از حاشیه به متن آمده و در دستورکار رسمى این سازمان قرار مى گیرد. به عنوان مثال این سازمان در اجلاس تابستان ۱۳۸۲ خود در فرانسه با ایجاد گروه اقدام ضدتروریسم دامنه عمل خود را افزایش و کمیته اى تشکیل داد که با کمیته همتاى خود در شوراى امنیت که هماهنگ کننده تلاش هاى بین المللى ضد تروریسم است، همکارى نزدیک دارد. لس آنجلس تایمز نیز در تأیید این مدعا در مقاله اى در ۱۹ تیر قرار گرفتن مسائل اقتصادى در مرتبه دوم اهمیت را شاخص اصلى نشست توکیوى «گروه هشت» (۱۳۸۷) عنوان کرد. هرچند بسط گستره موضوعات مورد بحث در «گروه هشت» به مباحث امنیتى باعث افزایش وزن روسیه در این نهاد مى شود، اما از نظر مسکو این نهاد امکانات لازم براى اقدام سیاسى و امنیتى، همانند سازمان ملل و شوراى امنیت را ندارد و مبناى مشروعیت نهادى و اجرائى آن نیز کاملاً متفاوت از شوراى امنیت است. با این وجود و هرچند در مقاطعى مسکو تأکید کرده که دستورکار این سازمان باید بر موضوعات اقتصادى و مسائل مرتبط با این حوزه متمرکز بماند و اینکه موافقت چندانى با توسعه حوزه اقدام آن ندارد، اما در عمل سیاست مداران این کشور این تحولات را مثبت و فرصتى مغتنم براى نقش آفرینى بیشتر مسکو در عرصه بین الملل مى دانند. مسکو به «گروه هشت» به عنوان مکملى براى سازمان ملل مى نگرند که مى تواند نقش هاى مهمى در پیشبرد دیپلماسى چندجانبه و نظام اقدام جمعى در حوزه هاى منطقه اى و جهانى به عهده گیرد. از منظر سیاست مداران روس مشارکت فعال مسکو در این نهاد مى تواند از غلبه وجه غربى در این نهاد کاسته و ضمن گسترده تر کردن فضاى تعاملى و حوزه هاى موضوعى، روندهاى دموکراتیک را در آن تقویت کند. همان طور که در بسیارى از منابع نیز اشاره شده، مهم ترین نقطه اتکاء مسکو در نشست هاى اخیر «گروه هشت» بحث انرژى و امنیت آن بوده است. در سند سال ۱۳۸۶ سیاست خارجى روسیه نیز پس از اشاره به اهمیت یابى بیش از پیش مؤلفه انرژى در روندهاى بین المللى، بر ظرفیت این کشور براى استفاده از منابع خود در این حوزه براى تحکیم جایگاه خود در عرصه بین الملل و تبدیل شدن به عضوى مؤثر در جامعه بین الملل تأکید شده است. روسیه در نشست پترزبورگ (۱۳۸۵) با طرح مسأله امنیت انرژى که در آن موقعیت برتر و سایر اعضا در این خصوص نگرانى هایى داشتند، تلاش کرد همتایان خود در این نشست را مجاب کند، با آن به عنوان عضوى برابر رفتار کنند و همچنین درصدد برآمد از این طریق شرایط عضویت کامل در شوراى وزراى دارایى و به تبع آن عضویت کامل خود در «گروه هشت» را میسر کند. به عقیده برخى از جمله مارک مدیش؛ با توجه به ضعف هاى اقتصادى روسیه، ایجاد بحران انرژى در مقطع زمانى قبل از نشست پترزبورگ با طرح بحث امنیت انرژى در این نشست از سوى مسکو بى ارتباط نبود و اقدامى عامدانه براى افزایش وزن خود در آن بود. جالب تأمل اینکه همین مسأله چند روز مانده به نشست توکیو نیز تکرار شد و روسیه اعلام کرد بهاء گاز صادراتى خود به اروپا را از ابتداى سال آتى میلادى (۲۰۰۹) با افزایش صد دلارى به ۵۰۰ دلار به ازاء هر هزار مترمکعب خواهد رساند.