معاون سابق وزارت خزانهداری آمریکا طی تحلیلی بحران اقتصادی سال 2008 را یک عقبگرد ژئوپلتیک بزرگ برای واشنگتن دانست و از ظهور «دنیای بدون قطب»با افول قدرت امریکا خبر داد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از فارین افیرز، از نگاه یک تحلیلگر برجسته آمریکایی، بحران مالی اخیر در ایالات متحده و اتحادیه اروپا اعتبار کشورهای غربی برای اداره جهان را به شدت زیر سوال برده و میتواند به تغییر جریان قدرت به سمت شرق منجر شود.
راجر آلتمن مدیرعامل شرکت مشاوره تجاری اورکور و معاون سابق وزارت خزانهداری آمریکا در تحلیلی که اخیرا توسط فارین افیرز به چاپ رسیده نوشته است: بحران مالی و اقتصادی سال 2008 که در 75 سال گذشته بیسابقه قلمداد میشود، یک عقب گرد سیاسی بزرگ برای کشورهای غربی است. زیرا در میان مدت باعث خواهد شد که واشنگتن و شرکای اروپاییاش نه از منابع مالی کافی، و نه از اعتبار اقتصادی لازم، برای ایفای نقش کلیدی گذشته در صحنه روابط بینالملل برخوردار باشند. البته این بحران اقتصادی سرانجام به پایان خواهد رسید، اما این دوران گذار، به تسریع روند انتقال مرکز ثقل قدرت جهان از آمریکا سرعت میبخشد.
راجر آلتمن در ادامه این تحلیل با اشاره به موج وحشتی که بحران مالی اخیر در میان شهروندان و صاحبان مشاغل در غرب ایجاد کرده است، مینویسد: شدت بیاعتمادی ایجاد شده تا اندازهای است که میتواند محرکهای مالی و پولی دولتهای غربی برای کنترل بحران را غیرموثر سازد. وقوع این بحران ضربهای مهم به مدل آمریکایی "بازار آزاد" بر اساس نظام سرمایهداری بود. سیستم مالی آمریکایی دچار یک ورشکستگی سراسری شد و هیچکدام از ساختارهای نظارتی قادر به پیشبینی این وضعیت و متوقف ساختن سوءاستفاده گسترده بنگاههای اقتصادی از اختیاراتشان و خلاءهای قانونی نبودند.
بر اساس این گزارش اکنون آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در تلاش برای بازگرداندن ثبات به اقتصاد، در سطحی وسیع اقدام به ملیسازی موسسات مالی در کشورهایشان کردهاند، آن هم در مقیاسی که با اصول بنیادین نظام سرمایهداری در تناقض است. این بحران باعث شد تا بسیاری از کشورهای غربی ناچار به افزایش دامنه دخالت دولت در اقتصاد، و کاهش قدرت تصمیمگیری بخش خصوصی شوند.
مدیرعامل اورکور در ادامه مینویسد: در واقع این بحران باعث شده تا قدرتهای نوظهور در اقتصاد جهان، توان تاثیرگذاری بیشتری بر تحولات پیدا کنند. البته هیچ کشوری نیست که منفعت اقتصادی مشخصی از بروز و گسترش این بحران به دست آورد، ولی برخی کشورها مانند چین توانستند موقعیت خود را در صحنه جدید اقتصاد جهان تثبیت کنند. هرچند چینیها نیز مانند سایر کشورها دوران رکود را در بازار املاک خود تجربه میکنند و میزان صادرات آنها شاهد روند نزولی بوده و رشد اقتصادی کشور نیز در مجموع کند شده است، ولی دولت مرکزی در پکن به شکلی مشخص توانسته است اقتصاد کشور را در برابر تبعات ویرانگر بحران بزرگ سال 2008 محافظت کند. حجم ذخایر ارزی این کشور به دو تریلیون دلار رسیده و چین را به قدرتمندترین کشور جهان از لحاظ در اختیار داشتن دارایی نقدی تبدیل کرده است.
این گزارش می افزاید: اکنون و در شرایطی که آمریکا و اتحادیه اروپا ناچارند بخش اعظم توان خود را صرف احیای اقتصادهای رکودزدهشان نمایند، چین این فرصت را خواهد داشت که به تقویت جایگاه خود پرداخته و امتیازاتی استراتژیک از ایالات متحده و شرکای اروپایی آن بگیرد. چینیها اکنون میتوانند با وام دهی به کشورهای در حال توسعه ابتکار عمل برای سرمایه گذاریهای کلیدی در بخش منابع طبیعی این کشورها را به دست گیرند، در شرایطی که غربیها آشکارا از چنین موقعیتی برخوردار نیستند. مطابق برخی برآوردها میزان تولید ناخالص داخلی چین ظرف 25 تا 30 سال آینده از ایالات متحده پیشی خواهد گرفت.
همچون چین، هند نیز توانست بحران مالی سال 2008 را بدون تحمل آسیبهای ویرانگر پشت سر بگذارد. در هند نیز همانند چین بازارهای مالی نقش کوچکی در کل اقتصاد کشور دارند. همچنین هندیها از لحاظ وابستگی به سرمایههای خارجی یک اقتصاد نسبتا بسته به شمار میآیند و به همین دلیل کاهش توان سرمایهگذاری غربیها اهمیت زیادی برای اقتصاد هند ندارد.
تحلیلگران مسائل هند انتظار دارند که هند همچنان بتواند رشد اقتصادی در حدود 5/6 درصدی خود را برای سالهای آتی هم حفظ کند. البته میزان داراییهای دولت هند و یا انسجام داخلی این کشور بهاندازه چین نیست و همین موضوع باعث خواهد شد که هندیها بیش از آنکه بتوانند تاثیرگذاری ژئوپلتیک کشورشان را در عرصه بینالملل افزایش دهند، بهناچار بر اقتصادخود متمرکز شوند.
راجر آلتمن در ادامه تحلیل خود به روسیه پرداخته و نوشته است: در پی بحران بزرگ 2008، سقوط بهای نفت و سایر مواد خام موجب کاهش شدید ارزش روبل و ارزش سهام در بازارهای مالی روسیه شد و دولت را ناگزیر ساخت که بیش از 200 میلیارد دلار برای حفظ تعادل ارزی، بازگرداندن ثبات به بازارهای مالی و نجات کمپانیهای بزرگ و کلیدی اقتصادی که تحت کنترل دولت هستند صرف کند. علیرغم این مسایل، روسیه با در اختیار داشتن بیش از پانصد میلیارد دلار ذخایر ارزی همچنان از موقعیت اقتصادی مستحکمی برخوردار بوده و البته ممکن است نتواند برخی جاهطلبیهای ژئوپلتیک خود را با همان جدیت سالهای اخیر دنبال کند. شرایط جدید و آغاز به کار دولت اوباما میتواند مقدمهای برای آب شدن یخ روابط واشنگتن– مسکو باشد و یا آنکه روسیه را به سمت همان رویکردهای سختگیرانه و تهاجمی که نیکیتا خروشچف در مقابل جان اف کندی به کار گرفت سوق دهد.
در خاتمه این گزارش تحلیلی آمده است: ایالات متحده ظرف سالهای آتی همچنان قدرتمندترین کشور جهان باقی میماند و نیروی نظامی این کشور به تنهایی میتواند ضامن حفظ این برتری باشد، ولی بحران بزرگ سال 2008 ضربهای عمیق به سیستم مالی، ساختار اقتصادی و موقعیت این کشور در جهان زد و از هر نظر یک عقبگرد ژئوپلتیک بزرگ برای واشنگتن بود. استقبال کشورهای مختلف جهان از پیروزی باراک اوباما در انتخابات هرچند اندکی موجب ترمیم وجهه بینالمللی ایالات متحده شد ولی قطعا نخواهد توانست کمک چندانی به وضعیت اقتصادی آمریکا بکند. بحران مالی 2008 با ظهور نیروهایی تاریخی همزمان شد که برای از بین بردن تمرکز قدرت و ثروت در آمریکا، و انتقال آن به سمت مناطق دیگر جهان به حرکت درآمدهاند.
بر اساس این گزارش به نظر میرسد در میان مدت آمریکا ناگزیر خواهد بود همچون سایر کشورها، حوزه نفوذ و حضور خود در سطح جهان را محدودتر و مشخصتر کند و البته بپذیرد که کشورهایی مانند چین از بخت زیادی برای رشد چشمگیر اقتصادی برخوردار هستند. در کنار چین، افزایش توان اقتصادی هند و روسیه نیز میتواند آغازگر دورانی تازه از تاریخ باشد که ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا از آن به عنوان "ظهور دنیای بدون قطب" یاد میکند.