حسین افتخاری
کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه
دستگیری تعدادی از شیعیان در قبرستان بقیع که بهوسیله نیروهای امر به معروف عربستان سعودی انجام شد، حادثه جدیدی در نظام سیاسی پادشاهان سعودی در قبال شیعیان نبوده و نمونه آن پیشتر نیز اتفاق افتاده بود.این رخداد در شرایطی شکل میگیرد که در سطوح امنیتی و سیاسی، حوادث جدیدی در عربستان سعودی جریان دارد. البته ناگفته نماند مساله شیعیان در سطح منطقه و بویژه عربستان با توجه به تحولاتی که در طول حداقل یک دهه اخیر اتفاق افتاده و موجب رشد و بالندگی جایگاه شیعیان در کشورهای مختلف شده است، قابل بررسی بوده و این نگاه را در مسؤولان کشورهای عربی سنی و سطح منطقه ایجاد کرده است که برای مهار مطالبات، جایگاه و نقش شیعیان باید اقدامات ویژهای را به اجرا بگذارند. در صحنه سیاسی عربستان سعودی 2 طیف اصلی سیاسی وجود دارند که هر 2 به نحوی خواستار اصلاحات در این کشور هستند.
گروه نخست را میتوان طیف « بازها» نام نهاد که در واقع بندر بن سلطان بهعنوان ولیعهد و پسرش به همراه سعودالفیصل، وزیر خارجه و گروهی از خانواده سلطنتی عربستان سعودیاندکه از اصلاحات آمریکایی حمایت میکنند و شاکله اصلی این طیف را تشکیل میدهند. این گروه میکوشند تمام مسائل مربوط به پارلمان، مجلس شورای عربستان حتی امور مربوط به حقوق زنان و مباحثی از قبیل آموزش مسائل دینی را در مسیری آمریکایی پیش ببرند. از این رو شواهد و علائمی که نشان دهنده نوعی لیبرالیسم سیاسی است را در قالب این گروه سیاسی و فکری ملاحظه میکنیم.این جناح با قدرت و اقتداری که در ارکان مختلف عربستان دارد، سعی میکند اصلاحات مدنظر خود را به اجرا بگذارد.جناح مقابل گروه بازها، طیف ناسیونالیست عربستان سعودی هستند. مهمترین فرد از این جناح فکری را میتوان شخص اول عربستان سعودی یعنی ملک عبدالله دانست.
او به ناسیونالیسم عربی قائل است و سعی میکند اصلاحات سیاسی در جامعه سعودی را در این چارچوب ترجمه و تفسیر کرده و به اجرا بگذارد.2 تفاوت دیدگاه بین این 2 جناح که هر 2 از اصلاحات سخن میگویند، وجود دارد. جناحبازها که میتوان آنها را در گروه تندروها جای داد اعتقادی به دادن فرصت به اقلیتهای شیعی در این کشور ندارد و این زمینه را تقویت میکند که با ایجاد محدودیت و ممنوعیت بیشتر در مقابل گروههای شیعی عرصه را بر شیعیان تنگ کند. این نگاه جناحبازها با جناح گروههای دینی در عربستان سعودی منطبق بوده و وهابیها و آلشیخ از این رویکرد حمایت میکنند.لذا ما شاهد آن هستیم که در بخش تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر و پلیس دینی که وهابیون بشدت در آن نفوذ دارند، برخورد با شیعه یا محدودیتسازی برای شیعیان به شکل جدی دنبال میشود.تمایز این گروه با بخش ناسیونالیستهای سعودی این است که طیف دوم نوعی همزیستی دینی را ترویج میکنند و اکنون یک سطح ارتباطی را با علما و بزرگان شیعه در این کشور ایجاد کردهاند تا بتوانند تنشهای موجود با اقلیت شیعی در عربستان سعودی را مهار کنند.
گاهی اوقات جناح ناسیونالیست ناچار است که به نحوی در سایه سیاستهای جناحهای تندروی مذهبی و سیاسی حرکت کند. اخیرا آن چیزی که از طرف پادشاه سعودی به عنوان اصلاحات در ساختارهای مختلف به اجرا درآمد، انعکاس 2 دیدگاه آمریکایی (بازها) و ناسیونالیستهاست که با قوت بیشتر برای جناح بازها دنبال میشود. اکنون در بخش دینی تمام تلاشها معطوف تقویت سنیها در مقابل شیعیان است که این، نوع دیدگاه مسؤولان سعودی را چه در سطح منطقه و چه در سطح داخلی عربستان نشان میدهد. در واقع آنها با ایجاد یک جبهه واحد سنی در مقابل شیعیان در داخل عربستانسعودی و در سطح منطقه در مقابل ایران میکوشند این صفبندی جدید را تحکیم بخشند. ماهیت این سیاست مرتبط با جناح بازهاست اما جناح ناسیونالیست هم در سایه بازها گاهی همین رویه را دنبال میکند. از سوی دیگر، اصلاحات ملکعبدالله را باید تلاشی برای هماهنگی بیشتر با دولت اوباما در مسائل حقوق بشری تفسیر کرد. در واقع این پیشدستی از سوی پادشاه عربستان درباره حقوق مدنی صورت گرفته است که زمینه را برای تقابل با دموکراتها از بین ببرد. در قالب همین آزادیها به همه اقلیتهای سنی مذهب آزادی داده شده و شیعیان کاملا از آن محرومند. بنابراین ثمره عملی این پیشدستی، تشدید فشار بر شیعیان و ایجاد یکدستی بین طوایف مختلف اهل سنت چه در ساختار حکومتی و چه در ساختار امنیتی و اجتماعی بوده است.