م. حقگو
“حرکت در مسیر گفتمان امام و انقلاب”، “سادهزیستی و حفظ روحیه مردمی”، “پرکاری و تلاش خستگیناپذیر” ، “حفظ روحیه تهاجمی در برابر نظام سلطه و پرهیز از انفعال”، “جسارت لازم در مبارزه با فقر و فساد و تبعیض”، “اتخاذ تصمیمهای شجاعانه در برای حل مشکلات معیشتی مردم خاصه اقشار ضعیف جامعه”، “توقف روند غربباوری، غربزدگی و گرایشهای سکولاریستی در بدنه مجموعههای دولتی”، “احیای گفتمان عدالتطلبی”، ”احیای خود باوری ملی و پاسداری از دستاوردهای غرور آفرین ملت” تنها بخشی از شاخصهای برجستهای بوده که بارها و بارها از سوی رهبر فرزانه انقلاب در مورد دولت آقای دکتر احمدینژاد مطرح شده است.
اگراصولگرایی را بهسان چراغی همیشه فروزان برای سرافرازی و خدمتگزاری صادقانه به ملت بدانیم و حقیقتاً قائل به این مسأله باشیم که توفیق و فراگیری گفتمان اصولگرایی بهترین فرصت برای خدمت بی منت به مردم و رفع مشکلات آنها بخصوص اقشار ضعیف میباشد، بیشتر به عمق این کلام مقام معظم رهبری پی خواهیم برد که در رابطه با دولت نهم فرمودند:”اصولگرا تر از این دولت نخواهید یافت”.
این نگاه اگر چه ضرورت حمایت استراتژیک و هدفمند را از این دولت پرکار و عدالتطلب، ایجاب میکند، اما مهم تر از آن به واقع ضرورت توجه جدی همه دلسوزان نظام به مؤلفههای حقیقی اصولگرایی را گوشزد میکند .
اینک که با روی کار آمدن دولت نهم ، به معنای واقعی کلمه راه و گفتمان امام(ره) ولایت مداری و ارزش مداری و در یک کلام، اصولگرایی در بدنه اجرایی کشور احیا شده ، واقعاً جای این گله دردمندانه وجود دارد که چرا عدهای به اسم اصولگرایی و خواسته یا ناخواسته دولت اصولگرای نهم را تضعیف میکنند و بعضاً با در پیش گرفتن تاکتیک نیمه خالی لیوان را دیدن ، به نوعی حتی در مسیر تخریب دولت گام برمی دارند ، حال آن که مقام معظم رهبری با بیان اینکه انکار امتیازها و نقاط مثبت، برجسته کردن ضعفها و بدگویی مستمر، تخریب دولت است نه انتقاد، به صراحت فرمودند: “دولت نهم به این علت هدف حملات بیوقفه قرار دارد که گفتمان آن گفتمان امام (ره) و انقلاب است... این دولت در تعاملات جهانی وفاداری به گفتمان انقلاب را افتخار خود میداند و روند بسیار خطرناک غربزدگی و گرایشهای سکولاری را که متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مدیریتی کشور بود، سد کرده است”.
بالاخره طبیعی است که هر دولتی یکسری ضعفهایی هم دارد که باید با تدبیر والبته حفظ روحیه انقلابی وآرمان گرایانه در پی رفع آنها باشد، اما به راستی سؤال این جاست که آیا دیدگاههای نادرست افراد منتسب به دولت و یا برخی تصمیمهای غلط و احیاناً شتابزده، باید باعث شود تا عدهای به طور کلی بر نکات مثبت دولت نهم چشم بربندند وبا بیانصافی تمام آن را متهم به خروج از اصولگرایی و هدر دهنده منابع بیت المال کنند؟( !انواع واقسام این تهمتها را میتوانید این روزها در جراید و یا در سایتها در حجم وسیعی ملاحظه کنید.)
متأسفانه این روزها وهفتهها برخی سیاست مداران و اهالی رسانه ،به جای آنکه در نقد دولت انصاف را مبنای کار خویش قرار داده، بر اساس واقعیات و آمار موجود سخن بگویند ، با کلیگویی احساسی به دنبال زیر سؤال بردن انبوه خدمات دولت نهم در اقصی نقاط ایران عزیز هستند، حال آنکه نیک میدانیم و میدانند که روحیه خدمت گزاری در دولت نهم وشتاب دولتمردان کنونی در ترمیم نابسامانیهای موجود وعمران کشور مسالهای نیست که با شانتاژهای رسانهای و موج تخریبها وغرض ورزیها، از چشمان همیشه بیدار مردم دور بماند.
بی تردید، سهمخواهی و ترسیم فضای دیو و دلبری در کشور، مخالف خواست آحاد مردم است همچنان که وفاداری به اصول و آرمانهای انقلاب و تلاش خالصانه برای رفع ناهنجاریهای بزرگ کشور بهویژه فقر و فساد و تبعیض، مطلوب همگان است و دقیقاً همین مسأله رمز محبوبیت دولت و شخص احمدی نژاد در بین مردم به شمار میآید.
در این میان ،نه فقط مدعیان اصلاحات بلکه اصولگرایان و دیگر نحلههای سیاسی کشور باید بدانند اگر مردم ولینعمتشان هستند، لازم است با صداقت با آنها رفتار کنند و ضمن تبیین اهداف خود از تلاش برای ورود به قدرت و معرفی لوازم و ظرفیتهای دستیابی به آنها، اعلام نمایند که در نهایت به دنبال چه هستند. همچنین باید بدانند که مردم بهدنبال مسؤولانی بهواقع شیفته خدمت هستند و نه تشنگان قدرت که بوقلمون صفتانه رنگ عوض میکنند و برای کسب فلان پست و مقام حاضرند با هر گروهی، با هر مرام و مسلکی ائتلاف کنند.
و اما در خصوص مبحث اصول گرایی ، ذکر این نکته ضروری است که اصولگرایی نه یک تاکتیک، بلکه باید یک استراتژی اصلی در برنامههای احزاب، گروهها،انجمنها و جمعیتهایی باشد که در میدانگاه قدرت با یکدیگر رقابت میکنند. از این منظراصولگرایی نه، یک معبر، بلکه یک هدف انقلابی است؛ هدفی که در ورای شعارها و داد و بیدادهای مرسوم دنیای پرهیاهوی سیاست، در عمل و کردار افراد رخ مینماید.
باید توجه داشت که اصولگرایی یک حزب و سازمان سیاسی وحتی تفکر و ایده سیاسی و یا مقوله فرهنگی و اجتماعی نیست که به شخص یا اشخاص خاص متکی و یا به طریقی ساخته و پرداخته ذهن فرد یا افرادی باشد، تا برای حفظ و تداوم آن به پدید آورندگان خود نیازمند باشد.به عبارت دیگر اصولگرایی پدیدهای نیست که در راستای حفظ منافع و مطامع فرد یا افرادی و یا مطابق با امیال و خواستههای منفعت گرایانه گروه یا گروههایی به وجود آمده باشد، که حالا برای تثبیت و تأیید و تأمین آن به تلاش و حمایت صاحب یا صاحبان آن منافع و مطامع نیاز داشته باشد.
اصولگرایی در یک جمله عبارت است از: خداجویی، آرمانگرایی دینی، ولایت مداری ، ارزش مداری و نفی هر گونه ظلم و بی عدالتی و فساد.
اصول گرایی در حقیقت، همانا ترجمان گفتمان امام(ره) و احیاگر اندیشههای ناب سیاسی و فقهی آن رهبر فقید است که اساس نامهای جز قرآن مجید و سنن الهی و دستورالعملی جز قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و رهبری جز ولی فقیه ندارد.
با این تفاسیر چندان جای تعجب نیست، رئیسجمهوری که لبخند رضایت کودکی در دورافتادهترین نقاط این کشور را بر احسنتگفتن و هوراکشیدن احزاب و تشکلهای سیاسی ترجیح میدهد، چندان محبوب این جریانها نباشد و بدینسان مورد غضب و هجمه این گروهها قرار گیرد؛ این حب و بغضها البته چندان غریب و عجیب نیست، همانگونه که از اوان انقلاب و بلکه صدر اسلام وجود داشته است اما آنچه جای بسی تأسف دارد، واژگون نشان دادن حقایق امروز کشور است، آنجا که سیاسیون رنگ عوض میکنند و معاندان دیروز نظام و مخالفان قانون اساسی، خود را حامی مردم و انقلاب و پیرو راستین خط امام(ره) جا میزنند و در این بلبشوی سیاست زده البته که احمدینژاد باید به زعم آنها، دشمن ملت قلمداد شود تا بلکه مخالفان عدالتگستری بتوانند با تخریب او و زیرسؤالبردن دولتش، به خیال خود به آلاف و اُلوفی برسند.
ختم کلام اینکه هر چند معتقدیم حامیان دولت نباید خدای نکرده با تنگ نظری ، دایره اصولگرایی را - البته با تعریفی که ارایه شد- محدود کنند، از آن سو این انتظار به حق وجود دارد که مبادا عدهای به اسم اصولگرایی ، در مقام تضعیف دولت برآمده و ناخواسته به کامیابی جریانات بیگانه در رسیدن به اهداف شوم خود کمک کنند وخدای ناکرده زمینه حاکمیت شاه سلطان حسینها را در کشور فراهم آورند که اگر این گونه شد شک نکنیم که به تعبیر رهبر دور اندیش انقلاب، کار جمهوری اسلامی را باید تمام شده دانست !