الف) مرحله اول، پیشنظریه [خودسازی]
این دوره خود شامل چهار مرحله است:
1ـ میتوان مرحله آغازین این دوره را از شروع تحصیل امام تا سال 1323 دانست شاخصه این مرحله بعد «عرفانی» امام است و نتایج و آثار حیات فکری ایشان عبارت از: شرح ادعیه و احادیث و شرح متون عرفانی است چنین سالهایی را میتوان سالهای تخصص یافتن در عرفان اسلامی نامید. اما محدود کردن «حیات فکری امام» در این سالها به این جنبه، جفا و غیرقابل قبول است. چرا که ایشان حتی در این دوره نیز به مفاهیم اجتماعی ـ سیاسی توجهی درخور داشتند.
برای مثال در کتاب «مصباح الهدایه فی الخلافه و الولایه» گرچه موضوع بحث کاملا عرفانی است،اما بحث دو واژه (یعنی بعد سیاسی عرفان اسلامی ) نشاندهنده دغدغه فکری امام در بیست و اندی سال است. براستی دلیل این امر چیست؟ به نظر میرسد ثمره این سالهای پر تلاش در سال 1323 و با انتشار اولین پیام امام خطاب به ملت ایران نمود پیدا میکند، ایشان خواستههای خود را با رویکردی اعتراضی و در دو محور ساماندهی وضعیت حوزههای دینی و اصلاح اوضاع حکومت در چارچوب اصل «قیام فیسبیلالله» مطرح نمودند، با این پیام هشدار برانگیز وارد مرحله دوم میشویم یعنی سالهای میانی 23 تا 28 که شاخص فعالیتهای فکری امام در حوزههای مختلف «کلام شیعه» است و از جمله دستاوردهای این مرحله میتوان به انتشار کتاب «کشفالاسرار» (که در پاسخ به شبهات کتابهایی تحت عنوان «اسرار هزار ساله» نوشته شده است اشاره نمود.
امام در این کتاب به دفاع از معالم و عقاید شیعه میپردازد رویکرد امام در این کتاب در باب مسئله حکومت در اسلام کلامیاست، در واقع طرحی خام از حکومت فقها بر جامعه مطرح گردید و نه یک نظریه.
در این کتاب تمام تلاش امام بر آنست که نشان دهد «اسلام» برای نظم بخشیدن به جامعه مسلمانان کارآمدی دارد، یکی دیگر از تلاشهای امام(ره) در این کتاب نفی اندیشهها و نگرشهای مختلف مطرح در باب دین، روز آمدی، حکومت و... مطرح شده بودند. اما مرحله سوم از سال 1328 تا سال 1340 دورهای است که امام تدریس همزمان فقه و اخلاق را در دستور کار خود قرار میدهد.
نگاهی به خاطرات بسیاری از روحانیون از درس اخلاق امام در قم حاکی از غنای محتوای این مباحث است، در این مرحله امام به صورت تخصصی به مسائل «فقهی و اخلاقی» میپردازد. شروع امام(ره) از کتب فقهای بزرگ (کنایه آخوند خراسانی تعلیقه علی عروه الوثقی، مکاسب محرمه و...) نشان دهنده فعالیت عمیق امام در حوزه است.
آخرین مرحله دوره اول از سال 1340 تا 1343 (دوران تبعید در ترکیه) عبارتست از به عهدهگرفتن رهبری دینی و اجتماعی علیه ظلم و ستم رژیم، که امام(ره) در این مرحله در پی به وجود آمدن خلاء رهبری دینی میکوشد تا ایفای نقش رهبری دینی و بالاتر از آن ایفای نقش رهبری اجتماعی را خود بر عهده گیرد و ایشان در این مرحله با علنی کردن دعوت مردم به قیام و دعوت روحانیت در بیپاسخ گذاشتن اعمال رژیم، انجام سخنرانیها و صدور پیامهای افشاگرانه علیه فعالیتهای رژیم، آغاز یک مرحله جدید را در تاریخ ایران رقم میزند. ایشان در مرحله آخر از دوره نخست علنا به نفی برداشتهای اشتباه از دین، خصوصا در دو محور «امر به معروف و نهی از منکر» و مسئله حکومت میپردازد.(1)
این مرحله را میتوان مرحله حیات بخشیدن و ساماندهی یک مجموعه در حال «شدن» دانست.
مجموعهای متمرکز از نیروهای دغدغه مند و خسته از استبداد دین ستیز پهلوی و در مجموع ایشان در این دوره در شاخههای مختلف اسلامی (عرفان، کلام، فقه، اخلاق) با عطف توجه به ثمره عملی این علوم دینی یعنی «برقراری حکومت عدل» و با رویکرد نظریه «قیاملله» میپردازد. نفی اندیشههای غلط درباره جایگاه اجتماعی و نسبت دین و حکومت چشمگیر ترین شاخصه تفکر و حیات امام در این دوره است.
ب) دوره دوم، ارائه نظریه:
مرحله اول از دوره دوم یعنی سالهای 1343 تا 1348 را میتوان سالهای تحکیم پایههای نظریه حکومت اسلامی دانست. امام از طریق انتشار بیانیهها و پیامهای سیاسی میکوشد تا جریانهایی که در داخل کشور علیه رژیم به وجود آمدهاند را رهبری کند.
در کنار این رهبری سیاسی توجهی تخصصیتر به مباحث فقهی دارند. کتاب البیع و «تحریر الوسیله» نمایانگر نگاه نو ایشان به فقه جعفری هستند.
رویکرد امام(ره) در این دو کتاب بیشتر به مباحث اقتصادی اسلام و تمرکز بر مسائل حقوقی است شاید بتوان گفت این توجه جدی به پایههای نظری حقوق و حقوق عمومیاست که زمینه انجام و طرح نظریه را (در سال 1348 و در ضمن درس فقه در نجف اشرف) فراهم میکند. بحثهای منسجم امام پیرامون حکومت اسلامی که در یازده جلسه درس بیع بیان گردید و به سرعت به عربی ترجمه و در موسم حج بین حجاج پخش شد و متعاقب آن با نام حکومت اسلامی و یا احیانا با عنوان نامهای از امام موسی کاشف الغطا شد و در سراسر ایران پخش گردید، البته باید توجه کرد که امام در بیانات خود مسئله حکومت در اسلام را بدیهی دانستهاند(2) و در واقع ادعایی بر نو بودن. این تفکر ارائه شده ندارند. بلکه آنرا نتیجه بدیهی و قطعی توجه به کلیت آموزههای قرآن و سنت میدانند. شاید مهمترین اصلی که در نگاه به قرآن و سنت از سوی علما و فقها به فراموشی سپرده شده است (3)
به عبارت دیگر این نظریه یکی از ایدهآلها و آرمانهای اسلامی درباره حکومت است این نظریه ضمن پذیرش اینکه تمام تشریع و تکوین حکومت منشایی الهی دارد به همان میزان از مقبولیت بهره میبرد و به صراحت شیوه تحقق این نظریه را تلاش تبلیغاتی و فرهنگی در تودههای عمومی برای معرفی جامع اسلام میداند.(4)
جامعیت مباحث مطروحه در این نظریه بسیار قابل توجه است، بحث روایی و فقهی مفصل استدلالهای عقلی کلامی در اثبات حکومت وشیوه آن پیرامون شیوه تحقق و حتی آفات (اصلاح حوزههای روحانیت، از بین بردن آثار فکری اخلاقی استعمار، اصلاح مقدس نماها...) گریبانگیر این نظریه همگی مسائلی است که در این سلسله جلسات یازدهگانه و در قالب نظریه «حکومت اسلامی» مطرح میشود. میتوان گفت که سال 48 در واقع آغاز مرحله دوم توجه به مشکلات نظری و علمی مبارزه است در این سال نفی دیدگاههای سیاسی اجتماعی ـ دینی معارض جای خود را به طرح یک نظریه میدهد. اما در مرحله دوم دوره ارائه نظریه یعنی از سال 48 تا 57 امام(ره) همه توان خود را صرف راهبری نیروهای داخلی و استفاده از موقعیتهای سیاسی اجتماعی به وجود آمده در داخل کشور است. علاوه بر این به بسط و گسترش جنبههای متفاوت و عینی نظریه میپردازد.
ج ـ دوره سوم، تحقق یافتن نظریه (پیروزی)
شاید این امر در تاریخ سیاسی معاصر جهان بیسابقه باشد که یک نظریه ظرف 10 سال و توسط خود نظریهپرداز جامه عمل بپوشد. یک پیروزی چشمگیر با کمترین هزینه و تلفات انسانی ممکن به طوری که هنوز بسیاری از متفکرین غربی با حیرت و تحسین بدان مینگرند. «آیتالله خمینی غرب را با بحران جدی برنامهریزی مواجه کرد. تصمیمات او آنچنان رعدآسا است که مجال هر نوع تفکر و برنامهریزی را از سیاستمداران و نظریهپردازان سیاسی میگیرد.(4) اگر دقت کنیم گرچه نهضت از سال 42 آغاز شده است اما مشخص شدن «حکومت اسلامی» یعنی یک آرمان و یک برنامه عملی برای نهضت باعث تسریع جریانات انقلابی شد، در واقع ارائه منسجم آن نظریه از سوی امام به عنوان یک کاتالیزور برای پیروزی روندهایی بود که در پی تحقق این امر بودند. البته باید متذکر شد که آنچه تشکیل شده بود و جمهوری اسلامی تمام آن چیزی نبود که امام در نظریه خود مطرح کرده بودند. چرا که برای مثال تعریف ایشان از اختیارات ولی فقیه، آن چیزی است که شروع آن را در سال 66 در نامه به رئیسجمهور وقت تبیین میکنند.
البته فراتر از آن چیزی بود که در قانون اساسی آمده بود، و در عین حال پذیرش بیچون و چرای قانون اساسی و تائید کامل آن خود نشانه آن است که امام درصدد تحمیل نظریه خویش بر مطالبه عموم مردم و مطالبه نیروهای انقلابی و فعالان این جریان نیست، بلکه امام(ره) سعی کرده است دیگر به ایدئولوژی دست نیازد و در جایگاهی بالاتر قرار گیرد و این عرصه را به دیگران و ترجیحا شاگردان و اصحاب خود وانهد و حقیقتا ایشان میکوشد نقش رهبر و بزرگ قوم را برای نیروهای فکری و اجرایی بازی کند به این نقش در دوره بعد بیشتر خواهیم پرداخت.
دـ دوره چهارم رهبری نظریه (جهانداری)
میتوان در دوره آخر حیات سیاسی، فکری امام را سال 58 تا 68 یا دوران رهبری نظریه تحقق یافتهاش (حکومت اسلامی) دانست این دوره را میتوان به 2 قسمت تقسیم کرد:
مرحله اول از سال 58 تا 66 است که نیروهای انقلابی در این دوره مشغول آزمون و خطا و کسب تجربه در یک حکومت جدید هستند، آرمانهای معین ایدئولوژی و ایدئولوگ واحد به نظر میرسد که در این سالها ایشان در امور اجرایی حکومت دخالت زیادی ندارند و جامعه با یک قانون اساسی مصوب و موید مردم و با فعالیت نیروهای انقلابی خط امام، مشغول پیشروی است، نقشی که امام برای خود برگزیده حل اختلافها و جهتدهی کلی سیاسی است.
به عنوان نمونه حل اختلافات میان شورای نگهبان و مجلس، موافقت با انحلال حزب جمهوری، تائید ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر، تائید میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر در دوره ریاست جمهوری آیتالله خامنهای و...
امام مرحله دوم فاصله میانی سالهای 66 تا 68 است، سالهای توفانی تاریخ ایران که رفتار سیاسی امام، رفتاری متفاوت از همه سالهای رهبری ایشان (از آغاز 57) بود. سخنرانیها و پیامهای ایشان موید این امر است.
اظهار نظر امام(ره) درباره هنر انقلاب، نامه به سیدحمید روحانی برای تدوین و حفظ تاریخ انقلاب از تحریف، اظهار نظر اقتصادی حضرت امام در پاسخ به نامه وزیر کار و شورای نگهبان، نشان از بسط ید ولی فقیه در همه احکام اسلامی، حتی احکام اولیه. در نامه به رئیسجمهور وقت یا طرح مخالفت با شرط مرجعیت برای ولی فقیه تبیین دو مفهوم کلیدی اسلام ناب و اسلام آمریکایی، اعلام انحلال گروهک نهضت آزادی، واکنش در مقابل جسارت، حضرت زهرا(س) در رادیو و پیام امام به مراجع و روحانیون درباره استراتژی آینده انقلاب و حکومت اسلامی، تشکیل سازمان بسیج دانشجو و طلبه و... همگی از آن جملهاند.
شاید بتوان گفت علت این تغییر رفتار، دقت امام در تجارب به دست آمده توسط حکومت و مشخص شدن ضعفها و کاستیهای جانبی نظریه ارائه شده است. در واقع امام به نوعی دست به ترمیم نظریه خود میزند و در این راه از تغییر «ادبیات و گفتمان» خود غافل نمیشود. گویا در این دوره دو ساله ایشان که «ایدئولوژیپردازی» را در توانایی هیچ کدام از نیروهای انقلاب نمیبیند، خود وارد عرصه ایدئولوژی سازی میشود، وظیفهای که از یک رهبر سیاسی، مذهبی بعید به نظر میرسد، شاید بتوان این دوره 2 ساله را جمع سه شان «ولایت» (رهبری) و مرجعیت و نظریهپردازی که در مرحله اول دوره اخیر کمرنگتر شده بود، دانست. ارائه چکیده آراء و نظریات خویش و کوشش چشمگیر برای تضمین مصونیت آن از انحرافات و ضلالت مهمترین فعالیت امام در این مرحله 2 ساله است.
نکته پایانی که باید به عنوان تذکری مهم به آن اشاره کرد؛ یکسری عناصر ثابت و فاکتورهای مهم در سراسر حیات فکری حضرت امام وجود دارد که مبنای عمل و نظر ایشان قرار گرفته است. این عناصر همگی بر گرفته از تعالیم قرآنی هستند. نوع نگاه و تفسیر امام از آیات قرآنی و تاثیر آن در اندیشه اجتماعی، سیاسی ایشان نیاز به یک بررسی مفصل و جدیتر دارد.