اخیرا نبیه بری، رئیس پارلمان مسئله رسیدگی به مجلس اسلامی شیعی اعلام را به وقت دیگری موکول کرده است.
قرار بود رئیسی برای این مجلس انتخاب شود و وضعیت قانونی هیاتها و مجالس مختلف آن مشخص شود یا اینکه وضعیت سابق طی لایحهای قانونی تمدید شود.
پیشنهاد اخیر بری این بود که عبدالامیر قبلان که اکنون نائب رئیس است. به سمت ریاست مجلس اسلامی شیعی اعلی انتخاب شود و معاون وی به سمت «نائب رئیس» انتخاب شود اما از آنجا که معاون وی یک شخصیت بقاعی و از نزدیکان نبیه بری و قبلان است، حزبالله با این امر موافقت نکرده است.
حزبالله تمایل دارد در تعیین مناصب این سازمان که همواره زیر سایه بری است، صاحب تاثیر باشد. این سازمان برای سالها در نقطه مقابل حزبالله بود و حزبالله نیز تمایل نداشت به بهای درگیر شدن با بری در این موضوع اعمال نفوذ کند.
علاوه بر این در زمان قیمومیت سوریه بر لبنان، این مجلس بخشی از سهمیه نبیه بری و جنبش امل بود و به تعبیری دیگر برای ورود به داخل مجلس اسلامی شیعی اعلی باید مجوزی از سوریه دریافت میشد. این سوال مطرح است که بعد از این همه تغیر و تحولات در کشور، وضعیت توازن قوا در این مجلس اکنون چگونه است؟
جدای از مسئله اختلافنظر دو جریان اساسی شیعه در لبنان (حزبالله و بری) بر سر نحوه اداره مجلس شیعی، مسئله مهم و عیان دیگر این است که مجلس اسلامی شیعی اعلا از هیچ تنوع و تحرک و پویایی برخوردار نیست و در سالهای اخیر نتوانسته است هوست مستقلی از خود نشان بدهد. به نظر میرسد که بعد از مدتها که این مجلس محکوم به بایدها و نبایدهای جنبش امل بود، اکنون به آن، بایدها و نبایدهای حزبالله نیز افزوده شده و نتوانسته فراتر از جریان حزبی یا مستقل از آن عمل کند، بلکه برخی از تصمیمات و موضعگیریهای هیاتهای قانونگذاری و اجرایی این مجلس حزبیتر و فرقهایتر از مواضع دو جریان شیعی فوقالذکر بوده است.
معادله قدیمی
منابعی در داخل مجلس شیعی بر این باور هستند که معادلهای از دیرزمان بر این مجلس حاکم است و به روابط ایران و سوریه در مسئله لبنان و به نحوه اداره مسائل شیعی لبنان ارجاع داده میشود. این معادله بعد از درگیریهای خونین جنبش امل و حزبالله در سالهای 1987 و 1990 بروز یافت و مفاد آن بدینگونه بود که «لبنان زیر نفوذ سوریه باشد ولی ایران نیز از آن استفاده کند» و به نظر میرسد که این معادله همچنان پابرجاست.
براساس همین معادله است که نبیه بری عقیده دارد، مجلس اسلامی شیعی اعلی جزو سهمیه سوریه است، بدین جهت تا زمانی که روابط بین این دو کشور طبیعی است، با گفتوگو میتوان به اداره مجلس شیعی اعلی پرداخت.
البته فراموش نکنیم که هر چند حزبالله محدودیتهای عمودی زیادی دارد، ولی توانسته به طور افقی در زمینههای سیاسی و امنیتی و اداری گسترش بسیاری پیدا کند.
همین توسعه افقی باعث شده حزبالله تحت عنوان وضعیت موجود، دیدگاههای خود را به کرسی بنشاند و رضایت جنبش امل و سوریه را در مواردی کسب کند.
و در عین حال باعث شده که این رقیب شیعی نتواند بدون موافقت حزبالله تغییراتی را در جامعه شیعی حتی در مجلس اسلامی شیعی اعلی اعمال کند، در حالی که نبیه بری بارها توانسته است شخصیتهای شیعی را پشت سر گذاشته و بدون توجه به آنها تصمیمگیری کند.
بدین جهت است که در سایه عدم موافقت حزبالله با تغییرات پیشنهادی نبیه بری در مجلس شیعی اعلی این اقلیت دینی در دولت لبنان بدون رهبر هستند و فرقهای با دو سر و با دو دولت خواهد بود که بری و نصرالله بر آن نفوذ دارند.