تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۷۹۷۵۷
سیامک باقری، کارشناس و تحلیلگر در گفت‌وگو با یالثارات
محمد پارسا اشاره: در زمان جنگ 22 روزه و خصوصاً پس از پایان این جنگ نابرابر، غزه و فلسطین و مقاومت‌های مردمی و در رأس آن حماس، به کانون توجهات رسانه‌های جهانی مبدل گردید و همگی بر این باورند که نیروهای مقاومت فلسطینی در غزه، اقتدار افسانه‌ای رژیم غاصب صهیونیستی را درهم شکسته و خواب آشفته‌ی غربی‌ها برای مردم مظلوم این منطقه‌ی اسلامی را به شیوه‌ای دیگر تعبیر کرده‌اند. شواهد و قرائن مستند و مستدل و غیرقابل انکار، حکایت از آن دارند که پیروزی قاطعانه‌ی جنبش‌های مقاومت اسلامی در غزه و در جریان جنگ 22 روزه، معادلات سیاسی دنیای استکباری غرب را درهم کوبیده و ایستادگی و مقاومت جانانه مردم و چریک‌های حماس و سایر نیروهای مقاومت در نوار غزه، رعب و وحشتی را در اردوگاه دشمن صهیونیستی ایجاد کرده است. اما نکته قبل تأمل این است که سوای شکست مفتضحانه رژیم اشغالگر قدس که عنوان یکی از مجهزترین ارتش‌های جهان را با خود یدک می‌کشید، سبب بیداری بیش از پیش امت اسلامی و خصوصاً دولت‌های حاکم بر کشورهای اسلامی شده است. نمونه بارز این مسأله را در مواضع بحق آقای رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه در اجلاس داووس و چرخش محسوس برخی سران کشورهای عربی می‌توان ملاحظه کرد. بدون شک سخنان اردوغان در حضور شیمون پرز رئیس‌جمهور رژیم صهیونیستی و بازتاب وسیع رسانه‌ای آن در دنیا، بی‌اعتباری این رژیم جعلی در سطح جهان تأکید دوباره نموده و چرخش برخی سران عرب نیز در این‌باره قابل تأمل و بررسی است. اما آنچه که قابل تجزیه و تحلیل است نقش و تأثیر جنگ 22 روزه حماس و نیروهای مقاومت در غزه با رژیم صهیونیستی، بر معادلات سیاسی جهان اسلام و منطقه خاورمیانه است. برای بررسی این موضوع با آقای سیامک باقری، تحلیل‌گر مسایل سیاسی و کارشناسی امور خاورمیانه گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.

*جناب آقای باقری! به عقیده بسیاری از کارشناسان، جنگ 22 روزه در غزه بر بی‌اعتباری رژیم غاصب صهیونیست افزوده و هیبت پوشالی آن را فرو ریخته است، در این‌باره نظر شما چیست؟
**آنچه آشکار است این است که جنگ 22 روزه در غزه، تحول بسیار عظیم و بزرگی در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود و اکثر تحلیل‌گران مسایل سیاسی جهان بر این نکته اذعان دارند. به عبارت بهتر باید گفت که بعد از جنگ 33 روزه حزب‌الله لبنان با رژیم صهیونیستی که حدود دو سال پیش بود، جنگ 22 روزه اخیر که میان نیروهای مقاومت فلسطینی و حماس با رژیم اشغالگر قدس اتفاق افتاده، از جمله تحولات بسیار مهم منطقه خاورمیانه بوده است و دلیل این تحول بزرگ هم این است که مقاومت 22 روزه غزه سبب گردید تا معادلات قدرت در نقطه خاورمیانه به طور کلی دچار اختلال شود.
*رژیم صهیونیستی به کمک آمریکا به دنبال ایجاد خاورمیانه جدید بود که مقاومت مردم غزه در جنگ 22 روزه، این رویای آنان را در حد همان رویا باقی گذاشت، در این‌باره چه نظری دارید؟
**رژیم غاصب صهیونیستی با حمایت بی‌چون و چرای دنیای استکباری غرب، به ویژه آمریکا با این انگیزه که معادلات خاورمیانه به نفع نظام سلطه را تغییر دهند، حمله همه‌جانبه و گسترده‌ای را علیه حزب الله لبنان آغاز نمودند و 33 روز به جنگی نابرابر با لبنان پرداختند که همه شاهد بودیم که حزب‌الله لبنان با اقتدار تمام، پیروزی را به نان خود رقم زد و سپس همان جنگ نابرابر درباره غزه تکرار شد. در واقع پشت پرده حمله اسرائیل به حزب‌الله لبنان و غزه این بود که آنان می‌خواستند با این اقدام، خاورمیانه جدیدی را رقم بزنند. حتی خانم رایس، وزیر خارجه وقت ایالات متحده آمریکا گفته بود که ما شاهد یک زایمان در خاورمیانه هستیم، یعنی می‌خواستند با جنگ 33 روزه با حزب‌الله لبنان و جنگ 22 روزه با حماس و نیروهای مقاومت در غزه، جنبش‌های مقاومت در منطقه خاورمیانه را از میان بردارند و این منطقه را یکدست و همگرا و همسو با رژیم صهیونیستی و همراه با سیاست‌های استکباری غرب نمایند و با این اقدام، خاورمیانه جدیدی را ایجاد کنند که از یک طرف قدرت بی‌چون و چرای اسرائیل غاصب و سیطره آن بر منطقه خاورمیانه را افزایش دهند و از طرف دیگر منطقه خاورمیانه با تمام وجود، تحت سلطه و نفوذ اسرائیل و غربی‌ها باشد، اما این خواب تعبیر نشد.
*می‌توان گفت که اگر رژیم غاصب صهیونیستی در این جنگ 22 روزه با نیروهای فلسطین در غزه‌،‌ پیروز می‌شد، ضریب امنیتی‌اش هم به مراتب بالا می‌رفت؟
**بله کاملا همین‌طور است. اگر رژیم صهیونیستی پیروز این میدان می‌شد، همین پیروزی خود به خود ضریب امنیتی این رژیم را افزایش می‌داد و قدرت افسانه‌ای و شکست‌ناپذیر اسرائیل را در اذهان عمومی مردم گسترش می‌‌یافت. همچنین سبب می‌گردید تا دولت‌های منطقه نیز از رژیم صهیونیستی حساب ببرند، یعنی قدرت اسرائیل هم در میان افکار عمومی آحاد ملت‌های منطقه و حتی جهان و هم در میان دولت‌های اسلامی افزایش می‌یافت. اما به لطف و توجهات خداوند متعال، این جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه به گونه‌ای رقم خوردند که این هدف رژیم صهیونیستی و حامیان او به نتیجه دلخواه نرسد و این رژیم و حامیان قدرتمندش شکست سنگینی را متحمل شدند.
*آقای باقری! برخی‌ها معتقدند که جنگ 22 روزه در غزه در مقایسه با جنگ 33 روزه با حزب‌الله لبنان، بسیار برای رژیم صهیونیستی سنگین‌تر و گران‌تر تمام شد؛ تحلیل شما درباره عمق این شکست چیست؟
**ببینید، عمق این شکست بسیار فراتر از حرف‌هاست، چون به جای اینکه ضریب امنیت و قدرت رژیم صهیونیستی افزایش پیدا کند، به شدت دچار اضمحلال شده، به گونه‌ای که در شصت سال اخیر و از زمان جعل این رژیم غاصب اشغالگر تاکنون بدین شکل شاهد شکستن استخوان‌های رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه نبوده‌ایم. یعنی اگر تاریخ شصت ساله شکل‌گیری رژیم صهیونیستی را مرور کنیم، می‌بینیم که این رژیم با حمایت‌های غرب سیر توسعه‌طلبانه‌ای را در ابعاد مختلف داشته است اما جنگ 22 روزه در غزه نه تنها منجر به فروپاشی این دستاوردهای شصت ساله رژیم صهیونیستی شده، بلکه پارامترهایی را وارد معادلات منطقه خاورمیانه کرده که جمع کردن آن نه تنها برای صهیونیست‌ها، بلکه برای حامیان این رژیم هم مقدور نیست.
*رژیم صهیونیستی در ابعاد نظامی هم متحمل شکست‌های جبران‌‌‌ناپذیری شده است، در این‌باره دیدگاه شما در مورد اقتدار نظامی ارتش صهیونیستی چیست و آیا این نظریه که اسرائیل دیگر ارتش مقتدر خاورمیانه نیست، به طور یقین با واقعیت‌های موجود انطباق دارد؟
**کاملا صحیح است. در واقع این رژیم جعلی و غاصب در ابعاد نظامی فرو پاشیده شده، گرچه به ظاهر امر، رژیم صهیونیستی سازمان نظامی و رزمی خاصی دارد، اما این سازمان رزمی با این جنگ نابرابر کاملا فرو ریخته و در افکار عمومی جهان و خصوصاً در ذهن مسلمانان جهان، دیگر رژیم صهیونیستی یک رژیم قدرتمند نظامی تلقی نمی‌شود. این موضوع از چند زاویه قابل تجزیه و تحلیل است، اول اینکه قدرت رژیم صهیونیستی در میان مسلمانان از میان رفته و دیگر نمی‌توان قدرت نظامی این رژیم را شکست‌ناپذیر تلقی کرد، دوم در بعد امنیتی است که رژیم صهیونیستی جنگ‌های 33 روزه با حزب‌الله لبنان و 22 روزه در غزه را به راه انداخت تا بتواند لایه‌ها و حلقه‌های امنیتی خود در منطقه خاورمیانه و جهان را مستحکم و قوی نمایند و به عنوان یک رژیم نفوذناپذیر و مقتدر معرفی شود، اما پیروزی حزب‌الله لبنان و خصوصاً پیروزی حماس و نیروهای مقاومت فلسطین در جنگ 22 روزه، این لایه‌های امنیتی ساخته‌شده توسط رژیم صهیونیستی و حامیان آن را فرو پاشید. سومین زاویه قابل بحث در این زمینه ابعاد حقوقی است. رژیم صهیونیستی و دنیای استکباری غرب تلاش‌های بی‌دریغی را در بعد دیپلماتیک و سازمان سیاسی و اقتصادی انجام داده بودند تا بتوانند بک نوع مشروعیت حقوقی برای این رژیم، دست و پا کنند، اما جنگ 22 روزه در غزه، از این بُعد هم رژیم صهیونیستی را به شدت متزلزل کرد، یعنی آن جنبش حقوق بشری که به نفع این رژیم اشغالگر به راه افتاده بود از میان برود و اساساً فلسفه رژیم صهیونیستی در ذهن افکار عمومی جهانیان، به عنوان یک رژیم نامطلوب تداعی شد.
*آقای باقری! رژیم صهیونیستی در ارکان دیگری هم خسارت‌های سنگینی را متحمل شد، در این‌باره هم توضیحاتی بفرمایید.
**بله، رژیم غاصب صهیونیست، در ارکان مختلف از ناحیه این جنگ 22 روزه، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را متحمل شد، این رژیم جعلی و اشغالگر بر چند رکن اساسی استوار است. یکی از رکن‌های مهم آن مهاجرت است، یعنی مهاجرت یهودیان از توده‌ها و ملیت‌های مختلف در سراسر جهان و نیز ارکان دیگری از جمله نظامی‌گری و خشونت و همچنین حمایت حامیان نظام سلطه، همه این ارکان در جنگ 22 روزه دچار آسیب‌های بنیان‌کند و جدی شد و به شدت ستون‌های این رژیم متزلزل گردید و پارامترهایی که این رژیم غاصب برای اقتدار خود تعریف کرده بود، همگی دچار تزلزل شدند و فرو ریختند.
*از دیگر تبعات جنگ 22 روزه در غزه ایجاد جبهه‌ای ضدصهیونیستی در جهان است و همچنین سبب بیداری جنبش‌هایی از جهان اسلام هم شده است، آیا این موج همچنان ادامه خواهد داشت؟
**یکی از تأثیرهای مهم جنگ 22 روزه نیروهای مقاومت و حماس با رژیم صهیونیستی، راه افتادن یک جبهه بسیار بزرگ ضدصهیونیستی در جهان است، یعنی چیزی که این رژیم غاصب حتی فکرش را ه نمی‌کرد که چنین جبهه‌ای در مقابل او ایجاد شود، اما این، یکی از ابعاد مهم آن خیزش بزرگ و عظیم جهان اسلام است که با شیوه‌های مختلفی، این انزجار بروز کرده است.
*آیا می‌توان اظهارات اخیر آقای اردوغان نخست‌وزیر ترکیه را در راستای همین جبهه ضدصهیونیستی قلمداد کرد؟
**جبهه ضدصهیونیستی در جهان و خصوصاً در میان کشورهای اسلامی، هر روز عمق بیشتری پیدا می‌کند که یک بعد آن بعد مردمی است، اما بعد دیگر این جنبش مربوط به دولت‌ها، سیاستمداران و نخبگان جهان اسلام است، یعنی حتی برخی از دولتمردان که دارای روابط و مناسبات وسیع سیاسی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی هستند اینک در جبهه مقابل این رژیم قرار گرفته‌اند که در این میان اعتراض آقای اردوغان، دقیقاً در این بعد دوم یعنی جنبش دولت‌ها و سیاستمداران علیه رژیم صهیونیستی قابل ارزیابی است.
*آیا این موج ضدصهیونیستی ابعاد دیگر هم در خارج از دنیای اسلام دارد؟
**بله، یکی از مهمترین ابعاد جبهه ضدصهیونیستی مربوط به خارج از جهان اسلام است. یعنی جهان غیراسلام نیز به گونه‌ای کاملا غیرمنتظره به جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی در غزه، ماهیت ضدصهیونیستی داد و در برخی کشورها این موضوع به خوبی مشاهده شد، به عنوان مثال بخش مهمی از این ماهیت ضدصهیونیستی را در کشورهای آمریکای لاتین شاهد بودیم که جبهه ضدصهیونیستی به خوبی ظهور و بروز پیدا کرد. بخش اعظم دیگری هم در جامعه اروپایی و غربی شاهد بودیم که آخرین مورد آن در سوئد رخ داد که جمعی از دانشجویان سوئدی لنگه کفش خود را به سمت سفیر رژیم غاصب صهیونیستی پرتاب کردن، اما در ابعاد دیگر این موضوع باید گفت که تظاهرات گسترده‌ای هم در سطح جهان غرب و کشورهای عربی علیه رژیم صهیونیستی در این مدت شکل گرفته که خود گویای این موضوع مهم است که این رژیم جعلی، در همه ابعاد مختلف در معرض شکست سخت و جدی قرار دارد و هر روز بیش از پیش هیبت پوشالی او برای جهانیان مسلمان و غیرمسلمان آشکار می‌شود و در واقع به جرأت می‌توان گفت که این موج ضدصهیونیستی که در سراسر دنیا به راه افتاده، به این راحتی‌ها قابل مهار و کنترل نیست و رژیم صهیونیستی با هیچ ترفندی نمی‌تواند ذهن و فکر مردم را عوض کند، چرا که جهانیان به این باور و یقین رسیده‌اند که رژیم صهیونیستی یک رژیم غاصب است که منشاء جنگ و خونریزی در منطقه خاورمیانه شده است. این بیداری جهانی علیه اسرائیل،‌ همگی در سایه ایجاد جنگ 22 روزه در غزه به وقوع پیوسته است.
*جناب آقای باقری! با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.