تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۷۹۹۱۶

دکترامیر مدنی
برخی از صاحبنظران می گویند: طرح تقریبا هشتصد میلیارد دلاری پرزیدنت اوباما برای عبور از بحران اقتصادی در واقع اجرای برنامه های اجتماعی حزب دمکرات آمریکاست. طرحی که به مراه طرح 750 میلیارد دلاری(TARP) سلف پرزیدنت اوباما آمریکا و به طور غیر مستقیم جامعه بشری را دارای قروضی حیرتآور حتی برای نوزادان و نازادگان می کند. بحران مستمر و عمیق اقتصادی که در بورس های جهانی خود را می نمایاند به همراه تعطیلی کارخانه ها و بیکاری رو به افزون و رکود تورمی سراسری و بحران منابع و مسایل زیست محیطی نشانگر آنست که در دیگر بر پاشنه پیشین نمی تواند بچرخد.
آثار و نشانه های رکود اقتصادی در ماه های اخیر، نه تنها چالش های بسیاری برای آمریکا پدید آورده که بسیاری از دیگر کشورها را نیز در معرض بحران قرار داده است.
«نیوزویک» می نویسد، نگرانی از آشفتگی اقتصاد جهانی، به اعتراضات و تظاهرات گسترده ای در کشورهایی چون یونان، فرانسه و انگلستان منجر شده است. افزایش قیمت ها، کاهش درآمدها و افزایش روزافزون بیکاری، عواملی هستند که نه تنها به بحران های اقتصادی دامن زده اند، بلکه بیم آن می رود که به ناآرامی های سیاسی هم منجر شوند. این هفته نامه می نویسد: هم اکنون ترس از ناآرامی های سیاسی در کشورهایی چون روسیه و چین، بیش از هر زمان دیگری قوت گرفته تا جایی که «ایان برمر»، رئیس گروه «اوراسیا»، در کتاب خود، سال 2009 را سالی پر خطر برای روسیه خوانده و نسبت به آشفتگی های سیاسی در این کشور هشدار داده است.
برمر همچنین در کتاب خود، وضعیت پیش روی روسیه را با زمان فروپاشی شوروی مقایسه کرده است.
این در حالی است که دیوید کارسبول کارشناس بانک سرمایه گذاری دانمارک ساکسو (SaxoBank) از عمیق شدن بحران اقتصادی و سقوط بیشتر بورس ها و مهمتر و بدتر از بحران غذایی درسال 2009 در خاور میانه سخن می گوید.
به وجود بحرانی بسیار عمیق در همه جا همگان اذعان دارند. استراس کان رییس بانک جهانی می گوید: اگر دولت ها تا 120000 میلیارد دلار از مالیات ها کاهش ندهند وضع بدتر از این خواهد شد. اگر آمریکا و چین در بحران عمیق و روسیه در رفتن بسوی فروپاشی و خاور میانه در آستان بحران غذایی است اروپا در عین بحران از بی تصمیمی همیشه نیز رنج می برد. در چنین چارچوبی بخش های دیگر جهان تنها می توانند وضع سختری را تجربه کنند.
درک ضرورت تغییر بگونه ایست که حتی جمهوری خواهان آمریکا که همواره حامی تمنیات سرمایه بزرگ و مالیات زدایی از آن برای عبور از هر بحرانی بوده اند توان مخالفت با جستجوی راه حل های نوین را ندارند. منزوی ساختن سرمایه مالی حباب آفرین و اقتصاد مجازی به نفع سرمایه صنعتی وتجاری و اقتصاد واقعی و توجه به خواسته های جهان کار و عبور از اقتصاد جنگی به اقتصادمدنی ضرورت حداقل به نظر می رسد. جانی دل وکیو از لزوم روی آوری به بانکداری اخلاقی و اقتصاد واقعی که مفهوم و شیوه ای به مانند بانکداری اسلامی است سخن می گوید. وضعیت جدید آن طور که انگلا مرکل تقاضا می کند و مورد موافقت جوژف استیگلیتز است باید تحت نظارت یک سیستم نظارتی بین ا لمللی باشد.
گرایش های نوین قلب سرمایه بین المللی که هنوز در آمریکا و وال استریت می تپد جهان را حتما به تغییرا ت ژئوپلیتیک خواهد کشاند.
اگر در اسراییل قادر به تشکیل کابینه نمی باشند و یا کابینه های ضعیف تشکیل می شوند از جمله و حتما به این خاطر است که حداقل محافلی در واشینگتن در یافته اند که سیاست های مبتنی بر حمایت های بی قید و شرط در وضعیت دگرگون شده کنونی دیگر ممکن نیست. در اسراییل نیز این آگاهی وجود دارد که هر تغییری هرچند بسیار اندک در سیاست های واشینگتن برای آنان و نظم سیاسی کنونی اسراییل سرنوشت ساز خواهد بود.اصحاب اندیشه در اسراییل همچون ;یوری اونری; به نیکی می دانند که تنها یهودیانی به آینده تعلق دارند که با ترک نظامی گرایی و رعایت حقوق بین الملل به فکر همزیستی با همسایگان و محترم شمردن ملت و کشور فلسطین و در درون مرزهایی مشخص می باشند.
در راستای ضرورت تغییر شاه عربستان نیز دست به تغییراتی گسترده و اصلاحات از بالا زده است. تغییرات در حدی است که گذشته از جابجایی چهره ها در پست های اساسی و در نام ولیعهد امر بسیار مهم تر با ورود یک زن به کابینه صورت گرفته است. احتمالا شاه عربستان که با این حرکت جریان همسو و نزدیک با نومحافظه کاران آمریکا در عربستان سعودی را منزوی می کند دریافته است که دیگر نمی توان دلارهای رو به کاهش را صرف رواج و حمایت از افراطی گری بویژه در پاکستان و افغانستان و در مرزهای شرقی ایران نمود.
به گفته محمد صادق الحسینی کارشناس مسائل خاورمیانه پادشاه عربستان در حال تطبیق و به روز کردن خود با دوران اوباما است. صادق الحسینی در آینده در خواهدیافت که مطلب بسیار فراتر از مطابق شدن با جهت گیری های جدید آمریکاست. پرزیدنت اوباما نیز در حال جستجوی یک کشتی برای عبور از توفان بحرانی است که می تواند حتی چهار رکن عناصر را از هم بشکافد.
ضرورت فرا گشت و تغییر در چارچوب پیشرفت , امنیت و منافع ملی را لایه های گوناگون جامعه مدنی ایران مدت هاست که درک کرده اند و در چارچوب متانت و نجابت توامان خویش آن را از طریق حقوق طلبی های مدنی و مسالمت جویانه جهان کار و اندیشه و حوزه آموزش و زنان و اقلیت ها بروز می دهند. مفهوم وضع جدید ر ا در تهران نیز حتما درک کرده اند. ایرانیان به نیکی می دانند در کنار ایستادگی های منطقی و سلحشوری محافل دفاعی د ر برابر تمایلات سلطه جویانه می باید از خرد مذاکراتی چندین هزار ساله خود بهره گیرند. ایران به مثابه قدرت بلامنازع و رو به رشد منطقه ای نمی تواند متوجه و تاثیر پذیر از تغییر انجام شده در قلب بزرگترین قدرت جهانی نباشد .ایرانیان به مثابه یکی از کهن ترین مدنیت های بشری همواره و متناسب با وزن خود در حل مسایل جهانی و بشری و پاسداشت صلح یاری گر و پیشگام بوده اند.