تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۷۹۹۳۲
مقدمه: تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه بار دیگر جهان را در بهت و حیرت فرو برد و همانند همیشه نشان داد که این غده سرطانی به هیچ اصل انسانی و حتی عرفی پای بند نیست . کشتار بی گناهان و زنان وکودکان غزه از یک سو با سکوت دولت های مدعی حقوق بشر غربی و دولت های عرب و از سوی دیگر با خیزش و اعتراض افکار عمومی در سراسر جهان خصوصا جهان اسلام مواجه شد. اعمال فشار محاصره جهت سرنگونی دولت منتخب حماس در فلسطین توسط مدعیان سردمداری دموکراسی در جهان یک بار دیگر پوچ بودن این ادعاها را به همگان نشان داد. اما به مصداق آیه شریفه « و مکر خداوند بالاتر است » مردم غزه و دولت منتخب فلسطین کماکان برقرار بوده و خذلان و شکست برای متجاوزان و حامیان آنان رقم خورده است . با توجه به ابعاد گسترده و پیچیده ی ماجرا و ضرورت بررسی و ارزیابی ابعاد آن معاونت پژوهش های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک در جلسه ای با حضور کارشناسان و صاحب نظران به بررسی این موضوع پرداخته است . مطلب حاضر خلاصه و جمع بندی مباحث مطرح شده در این جلسه است .

غزه و ویژگی های آن
غزه نسبت به سایر مناطق عربی پیرامون خود و حتی نسبت به سایر مناطق فلسطین (سرزمین های اشغالی 1327 و کرانه باختری ) دارای امتیازات متعددی است . در اینجا به دو ویژگی مهم آن که با موضوع مورد بحث مرتبط است اشاره می شود :
1 ـ ویژگی فکری و مبارزاتی
نگاهی به تاریخ رهبران فلسطین نشان می دهد که غزه همواره مهد مبارزان فلسطینی بوده است و بیش از 90 درصد رهبران فلسطینی اهل غزه هستند. این یک حادثه است که آقای « خالد مشعل » از منطقه کرانه باختری در راس گروهی قرار گرفته است (حماس) که تمام عناصر آن غزه ای هستند. در بعد نظری نیز از آن جا که غزه در ارتباط با فرهنگ مصری است همواره اندیشه ساز جهت دهنده و موتور فکری فلسطین بوده است . همین ویژگی های فکری رهبران در کنار سلحشوری مردم غزه سبب شده است تا اسرائیلی ها از زمان اشغال غزه در 1346 تا زمان ترک آن در 1386 (به مدت 40 سال) همواره با قیام و مبارزه مردمی (خصوصا دو انتفاضه گسترده) مواجه بودند.
این جمله معروف « اسحاق رابین » نخست وزیر اسبق اسرائیل که گفت : « ای کاش یک روز صبح از خواب برخیزم و ببینم که غزه به زیر آب فرو رفته است » از همین جا ناشی می شود. سرانجام نیز اسرائیل به ناچار و بدون قید و شرط از غزه خارج شد. همین مساله حاکی از آن است که هدف اسرائیل از عملیات اخیر نه اشغال مجدد غزه با هدف باقی ماندن در آن بلکه با هدف سرکوب و نابودی حماس و تحویل غزه به دولت خودگردان تحت حاکمیت جنبش فتح بوده است . زیرا علاوه بر مشکل پیش گفته اشغال مجدد غزه می تواند سبب بر هم خوردن کامل گفت وگوهای صلح و ایجاد مشروعیت مضاعف برای مقاومت فلسطین و در عین حال حملات گسترده ی فلسطینی ها علیه اشغالگران شود.
2 ـ امتداد تأثیر و تأثر غزه در جهان عرب به ویژه مصر
غزه دارای تاثیر و تاثرات زیادی در جهان عرب به ویژه در مصر است . این امر صرف نظر از مرز مشترک با مصر که در حال حاضر تنها مجرای ارتباط غزه با خارج از اسرائیل محسوب می شود دارای ماهیت فرهنگی و تاریخی نیز هست . مصر اصولا کانون اندیشه و تفکر در جهان عرب شمرده می شود. فضای عمومی مصر همواره بر غزه تاثیرگذار بوده و درعین حال فضای عمومی غزه نیز حرف اول را در قاهره می زند. تقریبا تمام رهبران فلسطینی از غزه به مصر رفته و تحت تاثیر متقابل روشنفکران و اندیشه سازان مصر قرار گرفته و بر آنان تاثیرگذاشته اند. لذا سیاست مصر در قبال غزه بیش از آن که یک سیاست خارجی باشد در واقع سیاستی داخلی است . قوی ترین اپوزیسیون مصر یعنی اخوان المسلمین مدعی اصلی این ماجراست زیرا حماس که در واقع شاخه فلسطینی اخوان است حکومت غزه را در دست گرفته است .
دلایل انتخاب زمان عملیات
اسرائیل به چند دلیل این زمان را برای انجام عملیات مناسب می دانست :
1. پایان مهلت آتش بس شش ماهه میان حماس و اسرائیل: به ظاهر اسرائیل در پی تمدید آتش بس بوده است اما حماس به دلایلی با تمدید آن مخالفت نمود :
1-1ـ از آنجا که اسرائیل به تعهداتش در آتش بس پیشین مبنی بر لغو محاصره وگشایش مرزهای غزه و ترک اقدامات نظامی و ترورهای هدفمند عمل نکرده است لذا حماس با پذیرش تمدید آن تنها دست خود را برای مقابله بست .
1ـ 2 ـ حتی اگر ضرورت ایجاب می کرد که آتش بس تمدید شود در عین حال تحلیل حماس این بود که تمایل اسرائیل به تمدید آتش بس نشانه ضعف و نیاز اسرائیل به آن است . لذا بهتر است حماس ابتدا با تمدید آتش بس مخالفت و پس از اخذ امتیازاتی از اسرائیل با تمدید آن موافقت نماید. حمله اسرائیل به غزه یک هفته پس از انقضای زمان آتش بس با این هدف انجام شد که هزینه جنگ را بر عهده حماس بگذارد.
2. تعطیلات سال نو میلادی: در این مقطع زمانی افکار و فضای عمومی خصوصا در غرب عمدتا سرگرم برنامه ریزی برای چگونگی گذران ایام کریسمس بوده و توجه چندانی به مسایل سیاسی و بین المللی نداشته است .
3. پایان یافتن دوره ریاست محمود عباس (ابومازن) بر دولت خودگردان فلسطین در 20 دی سالجاری و عدم وجود اتفاق نظر در مورد چگونگی جانشینی وی: حماس قائل به پایان دوره وی و لزوم برگزاری انتخابات بوده است اما طرح ابومازن برگزاری هم زمان دو انتخابات ریاستی و مجلس ملی فلسطین بوده است . براساس این طرح یا می بایست انتخابات ریاستی یک سال به تاخیر افتد (و به تبع دوره حکومت وی یک سال تمدید گردد) و یا انتخابات مجلس یک سال جلوتر برگزار شود و در نتیجه دوره مجلس کنونی که حماس براساس انتخابات پیشین در آن اکثریت یافته بود یک سال زودتر پایان یابد. حماس با برگزای هم زمان دو انتخابات مخالف بوده و از آن جا که اسرائیل مایل به تمدید دوره ابومازن بود با ورود به غزه و اقدام به جنگ عملا بحث انتخابات را معلق نگاه می داشت.
4. در پیش بودن انتخابات پارلمانی اسرائیل در 22 بهمن سالجاری که به انتخاب حزب برتر و نخست وزیر جدید منجر خواهد شد: تحلیل دولت تضعیف شده کنونی حزب کادیما (اولمرت ) این بوده است که از آن جا که مردم اسرائیل تحت حملات موشکی حماس هستند اگر دولت وی بتواند در این مقطع دست به اقدامی بزند و به اصطلاح از حقوق مردم اسرائیل دفاع کند محبوبیت داخلی اش افزایش خواهد یافت . البته ایهود باراک به عنوان وزیر دفاع از حزب کارگر نیز می خواست آن را به نام خود تمام کند. نظرسنجی ها در اسرائیل از افزایش محبوبیت دولت نسبت به پیش از حمله حکایت می کند.
در عین حال تذکر این نکته ضروری است که آغاز و خاتمه جنگ در اسرائیل نمی تواند به تصمیم یک یا دو نفر مرتبط بوده و در واقع تصمیم به آغاز چنین جنگی نمی توانسته است صرفا با انگیزه های انتخاباتی اتخاذ شود. یقینا مجموعه سیستم نظامی استخباراتی و سیاسی حاکم بر این رژیم در مورد آغاز این جنگ در چنین زمانی به اجماع رسیده بودند. اما نقش ایهود باراک وزیر دفاع و تزیپی لیونی وزیر خارجه به عنوان رهبران دوحزب ائتلافی کابینه یعنی حزب کارگر و کادیما بسیار مهم بوده است .
5. جابه‌جایی قدرت در هیات حاکمه آمریکا: به دو دلیل اسرائیل این زمان را برای حمله مناسب می دانست :
5 ـ1 ـ دوره ی فترت فوق سبب می شد که نه دولت سابق و نه دولت جدید توان اقدام خاصی در این زمینه را نداشته و به علاوه عمدتا سرگرم آیند و روند افراد و کرسی های خود بوده اند.
5 ـ2 ـ قرار بود اوباما طبق توصیه مشاورانش شروط سه گانه ای را که گروه چهار جانبه برای مذاکره با حماس مطرح کرده است نادیده بگیرد و با حماس وارد مذاکره شود. این شروط عبارت بودند از : به رسمیت شناختن اسرائیل کنار گذاشتن خشونت و پذیرفتن و معتبر شمردن توافقات پیشین توسط حماس . اسرائیلی ها نگران عملی شدن این توصیه توسط اوباما بودند و لذا با اقدام پیش دستانه می خواستند کار حماس را یکسره کنند.
اقدامات حقوقی اسرائیل برای زمینه سازی انجام حمله
اسرائیلی ها برای حمله اقدام به زمینه سازی و توجیهات حقوقی مفصلی کردند و مقالات متعددی در روزنامه های داخلی و خارجی در این مورد نوشتند. به عنوان مثال با طرح سوالاتی نظیر این که آیا شرایط غزه شرایط یک سرزمین در حال اشغال است یا خیر و این که آیا اسرائیل مجاز به اقدام به حمله است و آیا این اقدام متناسب با حملات موشکی حماس به اسرائیل بوده است (دفاع مشروع براساس اصل 51 منشور ملل متحد) و با مقایسه حمله خود به غزه با حمله آمریکا به طالبان پس از حملات یازدهم سپتامبر و موارد دیگری از این قبیل سعی در توجیه حقوقی اقدام خود داشته اند.
محور اصلی توجیهات
محور اصلی این توجیهات آن بوده است که :
اولا: پس از عقب نشینی اسرائیل از غزه در مرداد 1384 تاکنون علی رغم توافقی که میان اسرائیل و دولت ابومازن در مورد توقف حملات موشکی از غزه منعقد شده بود این حملات نه تنها متوقف نشده یا کاهش نیافته بلکه پنج برابر افزایش یافته است .
ثانیا: در آن مقطع کنترل غزه به دست دولت ابومازن سپرده شد. اما بعدها در اثر درگیری میان فتح و حماس که ناشی از عدم تمکین فتح در قبال پیروزی حماس در انتخابات مجلس ملی فلسطین بود حماس فتح را از غزه اخراج نموده و از آن جا که اسرائیل دولت حماس را به رسمیت نمی شناسد لذا معتقد است در غزه نه با یک دولت بلکه با یک سازمان (به قول خودش ) تروریستی مواجه است که به اسرائیل حمله می کند و اسرائیل وظیفه خود می داند به عنوان یک دولت مسئول از حقوق و جان مردم خود دفاع کند.
اهداف اسرائیل از انجام حمله
اهداف اسرائیل از انجام حمله را می توان به دو دسته تقسیم نمود :
1. اهداف اعلامی : همان گونه که گفته شد هدف انجام این حمله دفاع مشروع از جان مردم اسرائیل عنوان شد .
2. اهداف واقعی : اما در پس این هدف تبلیغاتی اهداف واقعی دولت اسرائیل نهفته بود که می توان آن ها را به دو دسته تقسیم نمود :
2 ـ1 ـ اهداف ایده آل: اهداف ایده آل اهدافی بود که برای اسرائیلی ها کمال مطلوب تلقی می شد اما خود آنان نیز امید چندانی به حصول آن نداشتند. این اهداف عبارت بودند : از بین بردن کامل زیر ساخت ها و ساختار سازمانی و تشکیلاتی حماس و کشتار یا دستگیری کادرها و اعضای این سازمان و انتقال آنان به زندان ها و اردوگاه هایی که از پیش به همین منظور در داخل اسرائیل آماده شده بود و سپس سپردن کنترل مجدد این ناحیه به دولت خود گردان با این امید که با انجام این حمله فشارهای مردمی علیه حماس افزایش و پایگاه مردمی آن کاهش یابد.
اسرائیل از طرف دیگر به دنبال آن بود تا نیروی بازدارنده خود را که در جنوب لبنان شکسته شده بود احیا نماید. تصور اسرائیل این بود که حماس ضعیف ترین حلقه از زنجیره به هم پیوسته ای از یک هم پیمانی گسترده است که از ایران تا سوریه لبنان و فلسطین را فرا گرفته است . براساس محاسبات اسرائیل این رژیم به راحتی می توانست این حلقه (حماس ) را نابود کند و در این صورت با شکسته شدن این زنجیره اسرائیل می توانست ادعا کند که نیروی بازدارنده خود را مجددا احیا کرده است .
2 ـ2 ـ اهداف جایگزین: در صورت عدم تحقق اهداف ایده آل اهداف جایگزین مرحله ای می توانست به شکل زیر باشد:
مرحله اول: اسرائیل بتواند توان موشکی حماس را نابود کند و عناصر حماس را حتی الائمکان مورد هدف قرار دهد.
مرحله دوم: اسرائیل لااقل بتواند شرایطی بهتر از زمان پیش از حمله ایجاد کند. به عنوان مثال نیروهای ناظر بین المللی خصوصا در مرز رفح مستقر شوند تا بتوانند جلوی قاچاق سلاح به غزه را بگیرند.
مرحله سوم: در صورت ناکامی در دستیابی به اهداف فوق لااقل اسرائیل بتواند با نفوذ به عمق غزه این منطقه را به سه قسمت جدا از هم در مرکز و جنوب تقسیم و با اشغال مرز 15 کیلومتری غزه با مصر و تحویل آن به صلح بانان بین المللی توان ارتباطی حماس و اقدامات هماهنگ را از آنان سلب نماید.