تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۷۹۹۴۳
مقدمه: تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه بار دیگر جهان را در بهت و حیرت فرو برد و همانند همیشه نشان داد که این غده سرطانی به هیچ اصل انسانی و حتی عرفی پای بند نیست . کشتار بی گناهان و زنان وکودکان غزه از یک سو با سکوت دولت های مدعی حقوق بشر غربی و دولت های عرب و از سوی دیگر با خیزش و اعتراض افکار عمومی در سراسر جهان خصوصا جهان اسلام مواجه شد. اعمال فشار محاصره جهت سرنگونی دولت منتخب حماس در فلسطین توسط مدعیان سردمداری دموکراسی در جهان یک بار دیگر پوچ بودن این ادعاها را به همگان نشان داد. اما به مصداق آیه شریفه « و مکر خداوند بالاتر است » مردم غزه و دولت منتخب فلسطین کماکان برقرار بوده و خذلان و شکست برای متجاوزان و حامیان آنان رقم خورده است. با توجه به ابعاد گسترده و پیچیده ی ماجرا و ضرورت بررسی و ارزیابی ابعاد آن معاونت پژوهش های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک در جلسه ای با حضور کارشناسان و صاحب نظران به بررسی این موضوع پرداخته است . مطلب حاضر خلاصه و جمع بندی مباحث مطرح شده در این جلسه است .

وضعیت منطقه نبرد
صرف نظر از تفوق اسرائیل بر حماس در حملات هوایی (جنگنده ها بالگردها هواپیماهای بدون سرنشین ) و گلوله باران غزه از طریق ناوچه های مستقر در سواحل غزه که حماس به دلیل فقدان چنین امکاناتی توان مقابله به مثل را نداشت در دو مورد دیگر می توان مطالبی مطرح کرد:
1 ـ توان موشکی حماس: گفته شده است که طی 22 روز درگیری حدود هزار موشک به سمت اسرائیل شلیک شد . بدین ترتیب اطلاعاتی که اینک در اختیار اسرائیل است با آن چه پیش از عملیات داشته متفاوت است . صرف نظر از تعداد موشک ها تصور اسرائیل از برد موشکی حماس حداکثر 30 کیلومتر بوده است در حالی که حماس موشک های با برد 60 کیلومتر را نیز مورد استفاده قرار داد . در عین حال توانایی شلیک میانگین بیش از 45 موشک در روز توسط حماس یکی دیگر از موارد غافلگیر کننده برای اسرائیل بود . بدین ترتیب مشخص شد حمله اسرائیل تاثیر چندانی بر توان موشکی حماس نداشته است و در عین حال ضعف اطلاعاتی اسرائیل هویدا شد.
2 ـ پیشرفت زمینی اسرائیل: نیروهای اسرائیل اگر چه در محور زمینی در برخی نقاط پیشرفت هایی داشته اند اما به سبب مقاومت فلسطینی ها نتوانستند به اهداف خود که همانا قطع کردن سه منطقه شمالی مرکزی و جنوبی غزه و پیوستن نیروهای خود به یکدیگر در برخی محورها بوده است دست یابند. به نظر می رسد حماس با پیش بینی حمله اسرائیل تدارکات وسیعی را در ابعاد غذایی تسلیحاتی و دفاعی و عمدتا در زیرزمین مهیا نموده بود.
از آن جا که صهیونیست ها احتیاط فراوانی جهت پیشگیری از بالا رفتن آمار تلفات انسانی خود دارند از اقدام بی محابا جهت پیشروی زمینی در غزه خودداری نمودند و به همین دلیل می توان گفت پیشروی چندانی در غزه حاصل نشد.
در نتیجه می توان گفت اسرائیل علاوه بر آن که نتوانست در جبهه زمینی موفقیت چندانی در غزه به دست آورد در عین حال به توفیق چندانی در راستای نابودی توان موشکی حماس نیز دست نیافت . حماس برای نشان دادن این مساله پس از اعلام آتش بس یک جانبه از سوی اسرائیل بیش از 10 موشک به سوی اسرائیل شلیک کرد .
در تحلیل نتیجه این جنگ و معرفی طرف پیروز می‌توان سه گزاره ممکن را به صورت ذیل بیان کرد:
1 ـ جنگ به طور کامل به سود اسرائیل پایان یافته است ;
2 ـ جنگ به طور کامل به نفع حماس پایان یافته است ;
3 ـ جنگ دارای نتایج بینابین بوده است .
با ارزیابی شرایط پس از پایان جنگ و برقراری آتش بس به نظر می رسد که سناریوی سوم تحقق یافته است . در این حالت اگر حماس توانسته باشد حتی 40 درصد از منافع جنگ را به سود خود مصادره کرده باشد با توجه به عدم موازنه نظامی و سیاسی موجود میان طرفین باز هم باید حماس را برنده این جنگ معرفی نمود. به عبارت دیگر حتی اگر حماس امتیازاتی بدهد همان قدر که توانسته است خود را حفظ نموده و در صحنه باقی بماند در واقع اسرائیل را از دستیابی به هدفش باز داشته است . اما اگر حماس بتواند در قبال دادن امتیازاتی امتیازات بزرگتری به دست آورد و خود را به عنوان یکی از طرف های مذاکره بقبولاند در واقع صحنه را برده است .
طرح های صلح (ابعاد حقوقی و سیاسی مساله )
الف ـ طرح‌های صلح مطرح شده در شورای امنیت:
الف ـ1 ـ طرح لیبی : لیبی به عنوان یکی از اعضای عرب عضو غیردائم شورای امنیت طرح صلحی را ارائه نمود که به دنبال حمایت کشورهای عربی از آن به عنوان نظر اعراب مطرح شد اما با مخالفت کشورهای غربی (آمریکا و کشورهای اروپایی عضو دائم شورای امنیت ) و تهدید به وتوی آن از دستور کار حذف شد.
الف ـ2 ـ طرح کشورهای غربی : انگلیس به نمایندگی از سوی اعضای دائم شورای امنیت و کشورهای غربی پیش نویس قطعنامه ای را در شورای امنیت ارائه نمود و سپس از کشورهای عربی نیز خواسته شد این قطعنامه را مورد بررسی قرار دهند. اعراب پس از بررسی آن دو ملاحظه را در قبال آن عنوان نمودند :
1 ـ موضوع آتش بس در این قطعنامه درخواست نشده و تنها از آتش بس استقبال شده است در حالی که باید نسبت به آن تصریح شود .
2 ـ در این قطعنامه به عقب نشینی اسرائیل از غزه اشاره نشده است و باید عقب نشینی در بند جداگانه ای به تصریح در قطعنامه لحاظ شود.
کشورهای اروپایی و آمریکا حاضر به پذیرش خواسته های فوق و درج بند جداگانه برای عقب نشینی نشده و اظهار داشتند بند مربوط به آتش بس به تدریج به عقب نشینی منتج خواهد شد.
ارزیابی قطعنامه نشان می دهد که اولا مفاد آن کاملا به سود اسرائیل بوده و در واقع صدور قطعنامه به نوعی دادن مهلت به اسرائیل بود تا هر زمان که خود می خواست به تجاوزاتش ادامه دهد. ثانیا مفاد قطعنامه حماس را در موضعی قرار می داد که چاره ای جز مخالفت با بندهای آن نداشت و همین مساله نیز به لحاظ سیاسی و حقوقی به ظاهر حماس را عامل استمرار درگیری معرفی و فضا را برای استمرار عملیات اسرائیل مهیا می کرد.
ب ـ طرح‌های صلح خارج از شورای امنیت
ب ـ1 ـ طرح مصر (مبارک ) : مصر نیز طرح صلحی ارائه داده و عمدتا همین طرح قبل و بعد از آتش بس در حال پیگیری است .
طرح سه ماده‌ای مصر حاوی ابعاد ذیل است:
1. برقراری آتش بس فوری تا بتوان کمک های انسانی را به داخل غزه منتقل نمود .
2. مذاکره میان اسرائیل و حماس در مورد ترتیبات امنیتی رفع محاصره غزه و بازگشایی مرزها و بحث در این مورد که آیا توافقات منعقده میان طرفین در سال 1384 کافی بوده و به قوت خود باقی باشد یا توافقات جدیدی صورت گیرد و پیگیری راه های پیشگیری از وقوع مجدد درگیری میان طرفین .
3. از سرگیری گفت وگوهای آشتی ملی میان خود فلسطینی ها خصوصا حماس و دولت خودگردان و اقدام برای شکل گیری مجدد دولت آشتی ملی .
به نظر می رسد از آن جا که حماس تلاش دارد تا از مقابله و رویارویی با مصر اجتناب نماید به نوعی همواره حرمت مصر را نگاه داشته و لذا طرح ارائه شده توسط مبارک را نفی نکرده است . در واقع شاید حماس می خواهد درعین خودداری از درگیر شدن با مصر طرح مصر را نه بپذیرد و نه رد کند.
ب ـ2 ـ طرح های دیگری نیز از سوی کشورهایی چون ترکیه ارائه شده است . به نظر می رسد طرح ترکیه بیش از سایر طرح ها مورد قبول و پذیرش حماس باشد اما به دلیل ملاحظات خاصی که بیان شد طرح مصر در دستور کار مذاکرات قرار گرفته است .
ملاحظات و شروط طرف‌های مختلف برای طرح‌های صلح یا قطعنامه‌ها
الف ـ ملاحظات غرب و گروه چهار جانبه و اسرائیل
این گروه در مورد هر طرح صلح پیشنهادی چهار ملاحظه را مدنظر قرار می دهند;
1 ـ در هر معادله صلحی که ارائه می شود مصر باید نقش آفرین باشد;
2 ـ در هر معادله صلحی که ارائه می شود دولت ابومازن (دولت خودگردان ) باید طرف گفت وگوها و قراردادهای احتمالی باشد و نه حماس .
3 ـ جبهه مقاومت که از نظر آنان ایران سوریه حزب الله و حماس است باید تضعیف شود و هیچ یک از آنان نباید پیروز ماجرا معرفی شود.
4 ـ ضمانت عدم قاچاق سلاح به غزه . توضیح این که اسرائیل معتقد است بخشی از موشک های حماس در داخل غزه تولید می شود و بخشی از آن وارداتی است که باید جلو واردات مجدد سلاح به غزه با ارائه طرح هایی از قبیل حفر خندق به عمق 8 الی 10 متر در مرز رفح جهت از بین بردن و قطع تونل های این منطقه گرفته شود.
ب ـ شروط و ملاحظات حماس
حماس چهار شرط و چهار ملاحظه در این مورد مدنظر دارد و معتقد است هر طرح صلح یا قطعنامه ای باید آن شروط و ملاحظات را در برگیرد تا از نظر آنان قابل اجرا باشد :
شروط حماس :
1. برقراری آتش بس ;
2. عقب نشینی فوری زمینی ;
3. لغو کامل محاصره ;
4. باز شدن مرزها به خصوص مرز رفح .
ملاحظات حماس:
1. عدم استقرار نیروهای حافظ صلح ; حماس با استقرار نیروهای ناظر بین المللی مخالفتی ندارد اما با استقرار نیروهای حافظ صلح که از قدرت و اختیارات اجرایی برخوردار باشند مخالف است ;
2. زمان هر نوع آتش بس احتمالی نباید بیش از یک سال باشد;
3. بازنگری در توافقات سال 1384 میان اسرائیل و دولت ابومازن و لحاظ شدن ترتیبات جدیدی در آن که حماس نیز راسا طرف قرارداد باشد;
4. در هر نوع توافق جدیدی حماس راسا به عنوان یک طرف توافق لحاظ شود (البته نه مستقیما بلکه با وساطت کشورهای عربی یا اروپایی با اسرائیل مذاکره نماید) نه این که ابومازن از جانب آنان مذاکره نماید.
دست‌آوردهای مثبت نبرد غزه:
1. تثبیت چهره غیر انسانی اسرائیل در افکار عمومی و رسانه ای جهان (شکست این رژیم در جبهه رسانه ای ) .
2. آشکار شدن ناتوانی ارتش اسرائیل در جنگ به خصوص در جبهه زمینی (شکست نظامی این رژیم ) .
3. فاصله گیری برخی از دولت ها از روند عادی سازی روابط با اسرائیل .
4. به تاخیر افتادن طرح جایگزین سازی ایران به جای اسرائیل به عنوان تهدید اصلی اعراب .
5. آشکار شدن قدرت عملیاتی حماس و جهاد اسلامی در این نبرد برای اسرائیل و اعراب .
6. ایجاد شکاف میان دولت های عربی .
7. اوج گیری انتقاد افکار عمومی عرب از عملکرد ضعیف حکام عرب .
8. تقویت گفتمان انقلاب اسلامی در تاکید بر روش مقاومت در مبارزه با رژیم صهیونیستی .
9. کاهش شکاف میان شیعه ـ سنی با حمایت قوی ایران از گروه های جهادی سنی فلسطینی.