تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۷۹۹۸۶
در گفتگو با مهندس قاسم فولادی، مسئول مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری دفاعی در موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی‌با رسالت مطرح شد:
محمد آفتابی، محمد کشاورزی، محمد منصفی اشاره: سوم اسفند سال 1367 حضرت امام خمینی (ره) خطاب به روحانیت فرمودند:‌حوزه های علمیه و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سال های آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید نیاز پیدا کنند. علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکر کنند. ‌یک سال بعد، مقام معظم رهبری نیز خطاب به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح چنین فرمودند: “شما باید دید نیروهای مسلح را دور برد کنید.”‌این دو فرمایش، ضرورت آینده نگری و دور اندیشی را برای همگان در جامعه اسلامی ایران خاطرنشان می کند. ‌ در راستای اهمیت رشته آینده پژوهی که آینده نگری و دور اندیشی را بصورت مدون و نظام یافته در درون خود دارد به بخش آینده پژوهی در سازمان دفاعی نیروهای مسلح رفته و با مهندس قاسم فولادی به گفتگو می پردازیم. ‌

* در نگاه به آینده، چه موانعی سر راه وجود دارد؟ ‌
** مهمترین مساله در این مسیر، اعتقادات دینی ماست چرا که از لحاظ اعتقادی مساله پرداختن به آینده نگری چندان ساده هم نیست چون مسائلی از قبیل قضا و قدر و نیز روایاتی که آرزو های طولانی و دراز را مذمت می کنند باید کنکاش و بررسی شوند. ‌
از لحاظ تکنولوژیکی، مساله تا حدودی حل شده است. همگان دوست دارند به تکنولوژی های برتر دسترسی پیدا کنند. نکته جالب اینجاست که آینده نگری ها و پیش بینی ها در این عرصه تقریبا درست از آب در می آیند. ‌
اما آینده نگری در مسائل اجتماعی به آسانی مسائل تکنولوژی نیست.‌
* به نظر شما مساله چشم انداز داشتن چقدر اهمیت دارد؟‌
** در اهمیت چشم انداز همین بس که اولین چشم انداز خود را خود خداوند تبارک بر انسان عنایت کرد وقتی که مشخص کرد انسان از سوی خداوند است و به سوی او نیز برمی گردد. “انا لله وانا الیه راجعون”‌
* چرا باید در عرصه ی فرهنگی، به آینده پژوهی پرداخت؟‌
** اتفاقا چشم انداز عالی برای زندگانی و لحظه های عمر خود داشتن از مسائل مورد تاکید اسلام است. ‌
در آیین اسلام، هر فرد دینداری طبق آموزه های وحیانی، مسیری را برای رشد و تعالی خود در نظر دارد و سعی می کند در طول عمر خود با توکل بر خداوند متعال به آن اهداف نایل شود. ‌
در صورت سیستماتیک وارش نیز، افرادی می خواهند روندهای فرهنگی را از گذشته تا حال و از زمان حال تا آینده بررسی کنند که این مورد نیز از مسائل مهم و قابل توجه است. طبق این روش، افراد وقتی تشخیص می دهند که سمت و سوی روندها به سوی اهداف متعالی نیست سعی می کنند روندها را در مسیر رشد و تعالی تغییر دهند. به عنوان مثال، طبق یک روندشناسی باید بررسی کرد که وضعیت جوانان ما در بحبوحه انقلاب چگونه بود؟ در زمان جنگ تحمیلی چه شکل یافت؟ بعد از جنگ و در زمان حال این روند به کدام سمت و سو در حرکت است؟ قطعا این وضعیت با این روند سر از جای خوبی در نمی آورد. این روندها را باید با مسائل پیرامونش از جمله هجوم رسانه ای غرب و معضلات عمر مدرنیته در نظر گرفت، به طور کلی روندشناسی یکی از مباحث اساسی آینده پژوهی در عرصه ی فرهنگ است.‌
* مصداقا به بعضی از روندها اشاره کنید که در زمان خود، بسیاری از پیش بینی ها را در معیار جهانی بهم ریخت؟
** یکی از مهم ترین روندهای معاصر، وقوع انقلاب اسلامی بود که جهان را در حالت شوک فرو برد و بسیاری از پیش بینی ها را در عرصه جهان تغییر داد. و نیز 11 سپتامبر که ادبیات سیاسی- اجتماعی را در جهان دستخوش معیارهای دیگرگونه کرد. ‌
* مهم ترین مولفه ای که در باب آینده پژوهی فرهنگی باید مورد ملاحظه قرار گیرد؟ ‌
** توجه به اینکه اقدامات فعلی ما انسانهاست که آینده را می سازد. این نکته صد در صد با اعتقادات دینی ما نیز هم جهت است. ‌
روندها، چشم اندازها، پیش بینی حوادث ناگهانی و مسائل بحرانی و برنامه ریزی برای شروع اقدامات فعلی، مواردی است که آینده پژوهان به آنها تاکید دارند. البته در آموزه های اسلامی، مولفه های دیگر نیز باید لحاظ شود از جمله: امدادهای غیبی و مساله توکل.‌
آقای شوارتز از سناریونویس های معروف دنیاست و اغلب سناریوهایی که تاکنون نوشته است، تا حدودی محقق شده اند یکی از آنها تغییرات شدید آب و هوایی بود که تقریبا شاهدیم. اینان با دیدگاه علمی و مادی به قضایا و مسائل و رخدادهای هستی می نگرند. ‌
اما در دیدگاه اسلامی، این دست مسائل، به گونه ای متفاوت ارائه می گردد. بیان قرآنی چنین است: خداوند ابرها را خرد می فرستد. اگر آن جامعه، مومن باشند خداوند به فرشتگانش دستور می دهد آب آن ابرها را بر سر آنان فرو ریزند و اگر مومن نباشند آنها را از نعمت باران محروم می کند و به ابرها فرمان می دهد آب خود را بر روی اقیانوس ها و دریاهای شور بریزند.‌
* آیا می شود این دسته از تعالیم برخاسته از آیات و روایات را در عرصه پژوهش مسائل آینده بصورت یک علم مدون کرد؟‌
** حتما، اگر ما می توانستیم مسائل مطرح شده در آیات و روایات را در بخش نگاه به مسائل آینده تنظیم و تبویب کنیم به تعیین می توانستیم از وقوع بسیاری از بحرانها جلوگیری کنیم اما متاسفانه چنین کاری تا حالا صورت نگرفته است. ما می توانیم با برنامه هایی که ریشه در معارف و اعتقادات ما دارند از جمله نماز باران و دعاهای وارد شده، جلوی خیلی از خشکسالی ها را بگیریم. صد البته این موارد خارج از نظام علی و معلولی نیستند. گرچه علم و درک بشر به این اوج ها در نمی رسد. غربی ها نهایت کاری که می کنند این است که بعضی از نظام های علی و معلولی را فرموله کرده و قوانین و علومی نظیر آینده پژوهی را تنظیم می کنند و نظام خود را پیش می برند. ‌
طبق معارف و آموزه های قرآنی، هر کاری که از انسانها سر می زند در سرنوشت کلی هستی موثر است تا جائیکه حتی حرکت پروانه ای را در نظام علی و معلولی خالی از تاثیر نمی دانند.‌
ما اگر سنت های الهی را در نظام هستی و طبیعت به واقع شناسایی کنیم و توانایی فرمولیزه کردن آنها را داشته باشیم می توانیم در علم های نوظهوری چون آینده پژوهی بر غربی ها فائق آییم.‌
* برای رسیدن به این اوج و تعالی چه راهکار عملی پیشنهاد می دهید؟ ‌
** شناسایی سنت های الهی در نظام هستی
برنامه ریزی طبق آن سنت ها و فرمایشات ائمه اطهار(ع)‌
* از آیات و روایاتی که به آینده نگری اشاره دارند آیا می توان مواردی نیز در باب پژوهش آینده یافت؟
** بله، حتما وجود دارد، هر چند تا حال این کار صورت نگرفته است. در تعالیم اسلامی و مبانی فقهی، مطمئنا رگه های قوی مدیریتی وجود دارد ولی می بایست که نظام مند می شدند اما متاسفانه چنین کاری صورت نگرفته است. ‌
غربی ها برای رسیدن به آینده ای که طبق فرمول های ساختگی خودشان برای خود ترسیم کرده اند، خیلی جدی پی گیر رسیدن به آینده موعودشان هستند و به همین منظور دائما در حال مدل سازی اند. جالب توجه اینکه بسیاری از مدل هایی که آنها همین اواخر به آنها رسیده اند اغلب بسیار شبیه به مدل هایی است که قرن ها پیش در آیات و روایات ما آمده است. و این همان نکته ای است که فطرت و عقل انسانها بالاخره به آن چیزی گرایش خواهد یافت که قرآن و روایات متذکر شده اند. ‌
به عنوان مثال همین اواخر بحثی مطرح شد با عنوان “سازمان هایی با اتکاپذیری بالا” که بعد از کنکاش و پژوهش به این نتیجه رسیده ایم که جوهره این بحث دقیقا همان است که قرآن و روایات از آن تعبیر به “تقوی” می آورند. طبق این بحث می گویند اگر می خواهید سازمانی با ثبات بالا داشته باشید باید مجموعه فعالیت هایشان طبق مدار “تقوی” شکل گیرد. مگر بزرگترین اثر تقوی غیر از مجهز شدن افراد مومن به قوه ی تشخیص و تمییز است. یا به عنوان مثال اگر ویژگی هایی که حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه برای متقین می شمارد در افراد یک سازمان جاری باشد، به یقین آن سازمان، به ثبات و اتکاپذیری لازم می رسد. گرچه غربی ها از تعبیر “ تقوی” استفاده نمی کنند ولی به مدلی شبیه به آن رسیده اند.‌
یا ما در مسائل سیاسی و اجتماعی مشکل نداریم؛ که استفاده هایی این چنین از داشته های معرفتی خود نمی کنیم و یا مشکل داریم ولی حال پژوهش، تنظیم و تبویب نداریم. ‌
* اگر بخواهیم آینده پژوهی را در عرصه فرهنگ بصورت جدی پی گیری کنیم قدم های اولیه به نظر شما چیست؟ ‌
** در وهله اول باید به شناخت کافی به آیات و روایات و سیره ائمه اطهار‌(ع)‌ بخصوص در این زمینه ها برسیم.‌
* می شود گفت آینده پژوهی اسلامی؟
** نه من به این آسانی پسوند اسلامی را نمی توانم در مقابل هر علمی از جمله آینده پژوهی بیاورم. من فقط به این معتقدم که اسلام و قرآن دارای اصولی هستند که افراد مسلمان باید طبق آن مدل زندگی شان را تنظیم و هم جهت نمایند. واقعیت این است که این اصول به درستی درک نشده اند و مدل سازی طبق آن صورت نگرفته است. چه کسی تا امروز فرمان حضرت امیر‌(ع) به جناب مالک اشتر را در نهج البلاغه به صورت مدل علمی درآورده است؟ طبق آن الگوی مدیریتی ارائه داده است. مدلی شبیه آنچه پیتر دراکر در بحث مدیریت ها داده است. که امروز اغلب سازمان ها و نهادها از آن استفاده و بهره وری می کنند. باعث تاسف است که تاکنون، الگویی مدیریتی طبق معارف و دستورالعمل های حضرت امیر‌‌(ع) در نهج البلاغه استخراج نشده است تا در دسترس مدیران و دست اندرکاران اجرایی قرار بگیرد.‌
ما می توانیم حوزه تصمیم گیری ائمه اطهار در مسائل و جریانات پیش آمده را مدل سازی کنیم و در هر مورد، الگویی موفق و کارآمد ارائه دهیم.‌
* چگونه می توان بحث آینده پژوهی را با بحث مهدویت گره زد؟ ‌
** طبق تعالیم دینی، ما اعتقاد داریم آینده جهان قطعا به جامعه مهدوی ختم خواهد شد اما این جامعه کی و با چه کسانی تحقق خواهد یافت طبق حدیثی از خود آقا امام زمان، عدم ظهور آقا به خاطر اعمال و رفتار خود شیعیان است. یعنی ظهور آقا و تحقق آن جامعه آرمانی منوط به فراهم شدن شرایط و زمینه هایی که شیعیان و پیروان حضرت باید انجام دهند. ‌
چشم اندازی شفاف از تحقق جامعه مهدوی در اعتقادات ما وجود دارد ولی آیا ما آنطور که باید و شاید برای این مهم برنامه ریزی کرده ایم؟ متاسفانه، خیر حتی وظایف و تکالیفی به عهده شیعیان در عصر انتظار گذاشته شده را اغلب نادیده می گیریم و اغلب نسبت به انجام آنها غافلیم.‌
* پیشنهادی که شما برای رسیدن به اهداف متعالی در جامعه مهدوی ارائه می دهید؟
** در قدم اول باید مقوله ی انتظار را مدل سازی کنیم و در آن به صورت مشخص و کاربردی وظایف منتظران و نوع جامعه منتظر را مشخص کنیم. باید طبق این مدل، وظیفه تمام اقشار از مدیران، مسئولان و افراد عادی طبق اصول انتظار نگاشته شوند. و نکته قابل توجه اینکه؛ نگذاریم مساله انتظار در وجود ما و در فضای جامعه اسلامی ما، به یک عادت سست کننده تبدیل شود. در روایات آمده است که کشورهای مسلمان باید ثروتمندترین کشورها و تواناترین ملت در خلق ثروت باشند. آیا وضعیت کنونی جوامع مسلمان به این مدل و الگو که روایات ترسیم می کنند رسیده است.‌
اگر دنبال الگویی برای آینده پژوهی فرهنگی هستیم باید فرهنگ انتظار را آنالیز کرده و به الگوی متناسب به آن اکتفا کنیم و گرنه مدل های غربی، فقط در خاک غرب ثمره و بار می دهند. ‌
چشم انداز نهایی فرهنگ اسلام، رسیدن به جامعه مهدوی و موعود است و در این مسیر وظیفه منتظران به خوبی مشخص شده است فقط به مدل سازی و تبویب اصولی نیازمند است تا آن تکالیف با شرایط امروزی تطبیق داده شوند. و این یکی از مهم ترین وظایف فرهنگ مداران و تصمیم سازان فرهنگی کشور ما در عصر کنونی است.‌
* آیا پروژه خاصی پیرامون آینده پژوهی فرهنگی در دست اقدام دارید؟ ‌
** اغلب فعالیت های ما در حوزه فناوری های دفاعی است و اگر مواردی هم از پژوهش های فرهنگی در لیست و کارنامه این مرکز به چشم می خورد به دو علت است: اینکه ترجمه ها و تحقیقات خودمان را در اختیار سازمان ها و نهادهای فرهنگی بگذاریم و نیز تاثیر مسائل فرهنگی را در نیروهای مسلح بررسی و واکاوی نماییم. ‌
* در عرصه فرهنگ چه مواردی را عملا کار کرده اید؟ ‌
بحث صنایع فرهنگی و همچنین بحث فناوری های نرم، که دو، سه سال پیش انجام گرفت به این علت که متوجه شدیم که دشمن دیگر با اسلحه و تفنگ و توپ نمی آید بلکه این بار به فناوری نرم دست برده است و به تعبیری تهاجمش را با خنجره های غیر فلزی و مفهومی ادامه می دهد.‌
* در رابطه با سند چشم انداز بیست ساله هم، فعالیت دارید؟
** ما عمدتا روی سیاست های دفاعی که در سند آمده است فعالیت می کنیم و در این زمینه با کمیسیون دفاعی مجمع تشخیص مصلحت همکاری داریم. و نیز فعالیت و پروژه هایی را برای شورای عالی امنیت ملی انجام داده ایم. ‌
* این مرکز که شما مسئولیت آن را بر عهده دارید از چند بخش تشکیل شده است؟ ‌
** از سه گروه پژوهشی:‌
1‌.‌ گروهی که در “صحنه های نبرد آینده” مطالعه و تحقیق می کنند و منظورمان از نبرد، فراتر از جنگ نظامی است. ‌
2‌‌. گروهی که در “صنایع و فناوری های دفاعی آینده” مشغول پژوهش اند.‌
3.‌‌ گروه سوم، مقوله آینده پژوهی را پی گیری می کنند و عمدتا روی تکنیک ها و فناوری ها تکیه و تاکید دارند.‌
* جناب مهندس! شما به عنوان آینده پژوهی که سالها در این رشته تجربه دارید، توصیه تان به گروه نوپایی که می خواهند آینده پژوهی را شروع کنند؟
**‌ این عزیزان باید توجه داشته باشند که آینده پژوهی نیازمند ایجاد شبکه است، لذا حداقل کاری که باید کرد این است که باید گروهی از دیده بانان را فعال کرد تا اطلاعات رصدی خود را در اختیار گروه دیگری با عنوان “تحلیل گران خبره” قرار دهند. این گروه دوم باید طوری تربیت شوند که در کوتاه ترین زمان ممکن، توانایی تحلیل درست اطلاعات رسیده از سوی دیده بانان را داشته باشند. ‌
آینده پژوهی بیشتر از همه، علاقه و نشاط می خواهد، تکنیک ها و روش های این علم بین رشته ای، طوری است که هر دانشجو و تحصیل کرده ای با مطالعه، تحقیق، پژوهش و تخیل و خلاقیت می تواند از عهده ی آن برآید. بطور کلی کسانی می توانند آینده پژوه توانایی باشند که از قدرت تخیل و خلاقیت بالاتری برخوردار باشند.‌
* با تشکر