حامد رشیدی
ملک عبدالله،پادشاه عربستان سعودی به همراه حسنی مبارک ،ابومازن و عبدالله دوم پادشاه اردن سعی داشتند در جریان نبرد غزه مانع از پیروزی حماس بر تل آویو شوند.در این راستا ملک عبدالله و حسنی مبارک از حضور در اجلاس کشورهای عربی امتناع نموده و حاضر به حمایت از مردم بی دفاع غزه نشدند.اما در نهایت ناکامی تل آویو در برابر مقاومت اسلامی فلسطین ضربه سختی به این افراد سازشکار وارد نمود.
پیروزی غرور آفرین رزمندگان مقاومت اسلامی فلسطین در نبرد با نیروهای صهیونیستی به صورت خودکار موجبات انزوای تل آویو و حامیان غربی و عربی آن را فراهم ساخته است.در چنین شرایطی کمیته چهار جانبه کوارتت نیز سعی دارد به هر نحو ممکن از وزن بار شکست تحمیل شده بر دوش اولمرت و همراهانش بکاهد.از سوی دیگر،شکست رژیم صهیونیستی در غزه مسئله ای است که تنها متوجه حزب کادیما نبوده و احزاب لیکود و کارگر نیز در پذیرش بار این شکست با نخست وزیر مفلوک فعلی اسرائیل شریک هستند.علاوه بر آن متحدان عربی تل آویو از جمله عربستان سعودی نیز در جریانبرد غزه شکست سختی را در برابر حماس تجربه نموده اند.
در هر صورت هم اکنون طرف غالب حماس می باشد و تصمیم گیری در خصوص شرایط موجود و نحوه ترسیم شرایط بعدی نیز بر عهده آن می باشد.از این حیث حامیان تل آویو در سازمانهای بین المللی بهتر است جهت خوش خدمتی بیشتر به جریان سلطه وجهه خود را در بین ملتهای جهان بیشتر ازاین زیر سوال نبرند.
این نکته ای است که متحدان عربی تل آویو و واشنگتن نیز باید به طور کامل مدنظر قرار دهندبر این اساس کشورهای مصر،عربستان سعودی و اردن به عنوان سه بازنده خاورمیانه ای جنگ در نوار غزه از این پس در معادلات استراتژیک خاورمیانه نقش کمرنگی خواهند داشت.این نقش آفرینی کمرنگ برای ریاض،قاهره و امان غیر قابل اجتناب خواهد بود.از سوی دیگر،همراهی افرادی مانند حسنی مبارک،ملک عبدالله دوم و امیر عبدالله با اقدامات جنایتکارانه تل آویو در غزه به صورت خودکار موجبات نفرت مردم کشورهایشان را فراهم آورده است.بنابر این تنهادستاورد همراهان منطقه ای اسرائیل از نبرد غزه،سست شدن بنیان حکومتهایشان بود.عربستان سعودی و مصر مانند همیشه از عهده تحلیل شرایط فعلی بر نیامده و خواهان تامین منافع واشنگتن و تل آویو در خاورمیانه هستند.از این رو ملتهای منطقه از سران مصر و عربستان سعودی به عنوان افرادی خیانتکار یاد می کنند.
آنچه مسلم است اینکه با تعیین خطوط جغرافیایی و اقلیمی نمی توان خطوط مرزی فکری را نیز از بین برد.عدم درک این نکته ساده توسط امیر عبدالله، حسنی مبارک و ملک عبدالله دوم موجب همراهی آنها با تل آویو در راستای مقابله با حماس شده است.این افرد به هیچ عنوان نسبت به واقعیات جاری در نظام بین الملل و تهدیداتی که علیه خاورمیانه وجود دارند آگاه نیستند و همین عدم آگاهی سبب فرسایش روز به روز آنها خواهد شد.بحران عمیق تر آنکه این “عدم آگاهی”کشورهای عربی سبب وابستگی بیشتر آنها به قدرتهای سلطه گر شده است.قدرتهایی که به راحتی با مهره های خود معامله نموده و پس از پایان تاریخ مصرف مهره هایشان آنها را از بین می برند.گویا سران کشورهای عرب واشنگتن با صدام حسین را از یاد برده اند.این معامله ایاست که کاخ سفید با همه متحدان خود می کند.شاید مرور سرنوشت پینوشه و اسلوبودان میلشویچ برای افرادی مانند ملک عبدالله و حسنی مبارک بد نباشد!
در نهایت اینکه حماس به عنوان طرف پیروز نبرد با تل آویو،اکنون با قدرتی مضاعف ابتکار عمل را در دست گرفته است.مقاومت اسلامی فلسطین در جریان مقاومت 23 روزه اثبات نمود که در صحنه نظامی نیز مانند صحنه سیاسی آسیب ناپذیر و پویاست.اگر سران کشورهای سازشکار عربی نخواهند یا نتوانند حقیقت پایداری حماس را درک نمایند،در آینده ای نه چندان دور با شکست و سقوطی بسیار سخت مواجه خواهند شد.سقوطی که تاریخ بشری آن را تضمین کرده است.