تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۸۰۷۵۸

این روزها جنبش مقاومت اسلامی لبنان به شدت تحت فشار عوامل و جریانهایی قرار دارد. با تامل دقیق تر و بررسی عمیق تر می توان اتصال عقبه و سرنخ آنها به قدرتهای استکباری و شبکه های صهیونیستی را پیدا کرد. طرح مبحث خلع سلاح حزب الله که طی ماه های اخیر از سوی عناصر و جناح هایی خاص در لبنان دنبال می شود در حقیقت انعکاس استراتژی و خواست دیرینه قدرتهای غربی و رژیم صهیونیستی است که درحال حاضر از سوی عناصر غربگرا در لبنان در پوشش و لفافه ملی گرایی مطرح و پیگیری می‌گردد.
برای بررسی و تحلیل تحولات اخیر داخلی لبنان به ویژه درباره فشارهای گسترده ای که به حزب الله لبنان وارد می گردد لازم است وزنه و جایگاه این جنبش و نقش آن در معادلات سیاسی لبنان و منطقه مورد بازنگری و توجه قرار گیرد.
جنبش مقاومت اسلامی لبنان , که در اوایل دهه 1360 با امکاناتی بسیار ناچیز و به صورت خودجوش و مردمی برای مواجهه با نظامیان صهیونیست که با گستاخی و بی محابا تا قلب بیروت تاخته بودند و از هیچ جنایتی در حق ملت بی دفاع لبنان ابا نمی کردند , پدید آمد , اکنون به تشکیلات قدرتمندی تبدیل شده که باعث قوت قلب مردم لبنان و مایه وحشت صهیونیستهاست.
این جنبش درحالی به مواجهه با اشغالگران و مهاجمان صهیونیست برخاست که ارتش و تشکیلات نظامی منسجمی در لبنان برای مقاومت در برابر اشغالگران مهاجم و حفاظت از مردم لبنان وجود نداشت . کارنامه 23 ساله مبارزه متهورانه جنبش مقاومت اسلامی لبنان در برابر صهیونیستها مملو از رشادتها و حماسه هایی است که هیچ جریانی نمی تواند آن را انکار و نفی کند.
اوج این رشادتها , فراری دادن ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در چهارم خرداد 1379 بود که حقیقتا حماسه ای بی نظیر و برگ زرینی از تاریخ مقاومت پرافتخار مسلمانان در برابر دشمن صهیونیستی است . این برای نخستین بار در طول تاریخ موجودیت رژیم صهیونیستی بود که اشغالگران و حامیان بین المللی آنها بدون دستیابی به اهداف خود و بدون کسب کمترین امتیازی با خفت سرزمین اشغالی خود را ترک کرده و به سرعت گریختند. طبیعی بود که این حادثه کم نظیر خشم صهیونیستها و حامیان آنها را به دنبال داشته باشد و آنها برای انتقام از این جنبش مترصد فرصت باشند. زیرا تبعات سنگین عقب نشینی خفت بار اشغالگران از جنوب لبنان نه تنها برای صهیونیستها بسیار سنگین بود بلکه این نگرانی عظیم را در استعمارگران ایجاد کرد که حرکت و استراتژی مقاومت اسلامی لبنان سرلوحه برنامه های فلسطینی ها و سایر ملت های منطقه در جهت احقاق حقوق خود و مقابله با توطئه های صهیونیستها و استعمارگران قرار گیرد. وحشت و نگرانی استعمارگران بی مورد هم نبود زیرا این برای نخستین بار بود که یک گروه با تفکر اسلامی به تنهایی و حتی بدون در اختیار داشتن پشتیبانی دولت و ارتش رسمی کشور توانست پوزه اشغالگران را به خاک بمالد و آنها را بدون امضای هیچگونه تفاهم نامه ای به فرار از سرزمین های اشغالی وادار سازد.
این دستاورد آنچنان مهم بود که در آن شرایط وزیر جنگ آمریکا نگران از اقتدار مقاومت اسلامی , برای حزب الله خط و نشان کشید و تهدید کرد اگر حزب الله قصد نفوذ به آنسوی مرزهای لبنان و داخل فلسطین اشغالی را داشته باشد با آمریکا طرف خواهد بود. اگرچه مقامات واشنگتن آنزمان اتخاذ چنین موضعی را در چارچوب حمایت از اشغالگران توجیه کردند لکن واقعیت این بود که یک ابرقدرت خود را با یک گروه کوچک همسنگ قرار داد و این بدان معنی بود که ارتش رژیم صهیونیستی در مقابل حزب الله به موضع انفعالی و عجز دچار شد و آمریکا تشخیص داد ناچار است برای « ایجاد موازنه » وارد میدان شود. با در نظر گرفتن چنین جایگاهی از مقاومت اسلامی لبنان , تلاش های اخیر برای زمین گیر ساختن و خارج نمودن سلاح از دست رزمندگان این جنبش بهتر قابل درک است و قدرتهای پشت پرده این تلاش ها را آشکارتر می توان شناخت.
در این میان جریانهایی در لبنان که با هدف دستیابی به قدرت بیشتر و کسب مسند حکومت بر علیه حزب الله وارد عمل شده اند در واقع خواسته و یا ناخواسته آلت دست صهیونیستها قرار گرفته اند و هر توجیهی که برای اقدامات خود دست و پاکنند نمی توانند ننگ خوش خدمتی و مزدوری صهیونیستها و دولتهای مداخله گر غربی را از کارنامه خود بزدایند.
این جریانهای فرصت طلب , در روزهای اخیر با سوار شدن بر موج ملی گرایی و به راه اندختن جنجال و هیاهو تلاش می کنند افکار عمومی لبنان را علیه حزب الله تهیج کنند و مزورانه اینگونه وانمود نمایند که زمانی که کشور در صلح به سر می برد دیگر نیازی به مسلح ماندن حزب الله نیست . این درحالی است که هنوز بخشی از خاک لبنان در جنوب این کشور و در منطقه « شبعا » در اشغال صهیونیستها قرار دارد و از سوی دیگر هنوز هیچ تضمینی نیست که صهیونیستها بار دیگر لبنان را مورد هجوم خود قرار ندهند , اقدامی که مشابه آن در کارنامه صهیونیستها فراوان است.
در این میان حادثه ترور مشکوک و مرموز رفیق حریری در بهمن ماه سال 1383 زمینه بسیار مناسبی برای فرصت طلبان داخلی لبنان ایجاد کرده است تا از طریق اعمال فشار به حزب الله درخواست خلع سلاح آن , از آب گل آلود ماهی مورد نظر خود را توجیه کنند.
با اینحال آنچه مسلم است اینست که توطئه صهیونیستی تلاش برای خلع سلاح حزب الله نیز همچون توطئه های دیگر به شکست خواهد انجامید چرا که این جنبش از پایگاه بسیار مطمئنی در میان مردم برخوردار است و ملت لبنان حاضر نخواهد شد با وارد شدن در بازیهای سیاسی جناح های قدرت طلب , خود را از وجود چنین سد محکم و قدرتمندی در برابر توطئه های اشغالگران صهیونیست محروم سازد.