تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۸۰۸۱۱

سیدعباس پیغمبری
چند مقدمه کوتاه
1- از جمله موضوعاتی که قریب به اتفاق سیاستمداران و دولت مردان جهان را به خود مشغول کرده این واقعیت تلخ است که در عصر حاضر جامعه بشری بوسیله بحران های بزرگ اجتماعی و اقتصادی مانند ترورها، انفجارها، جنگ ها، فقر و فاصله شدید طبقاتی و... با چالش جدی مواجه شده است.
2- آنچه که اغلب این افراد در آن اختلاف نظر دارند ریشه این بحران ها و راه درمان آنهاست.
3- درمورد ریشه بحران های فراگیر موجود جهانی نظریه ها و دلائل مختلفی مطرح شده است.
- بعضی‌ها معتقدند این همان «برخورد تمدن ها» است که از چند دهه قبل «هانتینگتون» آن را مطرح کرد.
- بعضی نیز با تأثیر پذیری از نظریات افرادی مانند فوکویاما می گویند: دوران ایدئولوژی ها به پایان رسیده و عصر حاکمیت بلامنازع «لیبرال دموکراسی» فرا رسیده و این بحران ها محصول این تقابل هستند.
- بعضی نیز بر این باورند که این همان جنگ شمال «متمدن» و جنوب «عقب مانده» است که «کنت دمارانش»(1) در کتاب خود «جنگ جهانی چهارم، دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت» به آن پرداخته است.
- و بعضی نیز معتقدند که ریشه همه این بحران ها در جنگ بین نگرش ماده گرایانه و دین ستیزانه با محوریت آمریکا از یک طرف و نگرش معنویت گرا، و دین گرایی جهانی، که از نیمه قرن بیستم در سطح جهان آغاز شده از طرف دیگر است، که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تثبیت آن در قالب یک نظام مردم سالار دینی این جنگ اوج گرفته و در حال حاضر نیز به شدت تمام در سطح دنیا در جریان است.(2)
علل و ریشه‌های نفرت جهانی از آمریکا بسیار بیشتر از آن است که در یک مقاله و یا یک کتاب و حتی در چندین کتاب بتوان به آنها اشاره کرد، و ما نیز صرفاً از باب «مشت نمونه خروار» تنها به چند مورد، آن هم به طور مختصر و گذرا بسنده می‌کنیم.
  الف) عملکرد دولتمردان آمریکا در دیگر کشورها:
در طول 5 دهه گذشته آمریکایی ها، بوسیله کودتا، رهبران مردمی کشورها را از بین برده و با به قدرت رساندن دست نشاندگان مستبد خود، ملت ها را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده اند که کودتا در شیلی، فیلیپین، گواتمالا، اندونزی، ایران و... از جمله این موارد است.
«... من خودم اسناد محرمانه ای را در زمان ریچارد نیکسون دیده ام که تأیید کننده گزارشات مربوط به قتل عام قریب یک میلیون نفر از مردم اندونزی در جریان کودتای سال 1965 این کشور بود. کودتایی که طی آن پریدنت سوکارنو توسط سازمان سیا سرنگون شد.»
عبارت فوق از اظهارات یکی از اعضای برجسته سازمان سیا به نام «رولف مک گین» است که 25سال از عمر خود را در خدمت این سازمان جهنمی سپری کرده است (3).
«جان استاک ول» یکی دیگر از اعضای سابق سازمان سیا است که در این جلسه حضور داشت وی گفت: «ظرف سی سال گذشته تاکنون بیش از یک و نیم میلیون نفر در عملیات پنهانی سازمان سیا به قتل رسیده اند... وی که اخیراً کتابی تحت عنوان «سیا در دهه70» نوشته، گفته است بیشتر قربانیان عملیات سیا در کشورهای جهان سوم هستند 4.
ب) حمایت همه جانبه از اسرائیل:
پس از حوادث 11سپتامبر آقای «دیوید داک» نویسنده و سیاست مدار آمریکائی طی مقاله ای نوشت «اجازه بدهید بسیار رک و صریح باشم علت نهایی این تروریسم مستقیماً از دخالت و حمایت ما از رفتار جنایت بار اسرائیل ریشه می گیرد، فلسطینیان و برادران عربشان به مدت نیم قرن هدف تروریسم بی وقفه اسرائیل بوده اند در اواخر دهه 40صهیونیست ها با عملیات گسترده صهیونیستی فلسطین را اشغال کرده و هفتصد هزار فلسطینی را از خانه و کاشانه خود بیرون راندند.»
«... البته به نفع آمریکا نیست که به جنگ با دیگران برخواسته و برای اسرائیل به مردم کشی دست بزند، اما منافع یهود همیشه در درجه اول اهمیت قرار دارد... بدبختانه مردم بسیار کمی صدای آدم هایی چون مرا که جرئت می کنم دروغ های صهیونیست را به قلم تجزیه و تحلیل بکشند، گوش فرا می دهند... بسیاری از خائنان در دولت ما به جای حمایت از منافع حقیقی مردم آمریکا از فعالیت های جنایت آمیز صهیونیسم حمایت کرده اند آنها تخم نفرتی را کاشتند که میوه اش حوادث وحشتناک(11سپتامبر)بود. شبح و کابوس های فزاینده تروریسم همیشه در تعقیب آمریکائی ها خواهد بود مگر اینکه قدرت صهیونیسم در هم شکند.(5)
آقای دیوید داک در پایان مقاله خود راه نجات آمریکا از بحران را این گونه ارائه می دهد: «... حل این مشکل بزرگ بسیار روشن و بسیار ساده است آمریکا باید به خطا به تودیعی پدر ملتمان که ما را به «خودداری از درگیری های خارجی» می خواند گوش جان بسپارد و بالاخره ما همیشه باید آمریکا و مردم آمریکا را در اولویت اول و قبل از هر چیز دیگری مدنظر قرار دهیم.(6)
ج) ظلم و تعدی به اقوام مختلف به خصوص سیاه‌پوستان
بیش از هر قوم و ملتی، سیاه پوستان قربانی سیاست های سلطه طلبانه و استثمارگرایانه هیئت حاکمه کاخ سفید قرار گرفته اند لذا این قوم نیز از هر موقعیتی استفاده کرده و نفرت خود را از آنان اعلام می کنند. «لوئیس فراخان» رهبر سیاه پوستان مسلمان آمریکائی در توصیف اوضاع مسلمانان سیاه پوست در این کشور می گوید: گویا دولت آمریکا فرعون است و ما همانند بنی اسرائیل مورد ظلم و ستم این فرعونیان هستیم. وی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی الجزیره گفت: من نه ضدیهودیان هستم و نه ضدنژاد سامی، من ضد ظلم و بندگی و فساد و استعمار نو هستم برخی از سردمداران یهودیان در آمریکا مدعی هستند من ضد این گروه هستم ولی من اعلام می کنم با سیطره و هیمنه آمریکا مخالف هستم(7)
این ستمدیدگان از هر فرصتی، از جمله از تریبون های بین المللی نیز استفاده کرده و خشم و نفرت خود را از کاخ نشینان آمریکا اعلام می‌‌دارند.
در کنفرانس ضدنژادپرستی که در شهریورماه 1380 که در شهر دوربان آفریقای جنوبی تشکیل شد «لفتوئیچ» رئیس هیئت شرکت کننده در این کنفرانس گفت: «ما می خواهیم مسئله پرداخت غرامت به سیاه پوستانی را که از آفریقا به عنوان برده به آمریکا برده شده اند و هنوز از این میراث شوم رنج می برند مورد بحث قرار دهیم.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود این گونه اعلام داشت که«ما اینجا هستیم که به جرج بوش و دیگر نژادپرستان جهان جواب نه بدهیم و برگزاری کنفرانس ضدنژادپرستی در آفریقای جنوبی را تایید کنیم». وی در پایان سخنان خود با خشم تمام فریاد زد «مردم آمریکا از رفتار غیرمسئولانه دولت آمریکا خسته و عصبانی هستند.»
د) دولت مردان آمریکا ابزار دست یهودیان برای اجرای پروتکل‌های(8) صهیونیست
گروهی که امروز به نام «دولت» بر آمریکا حکومت می کنند هیچ گاه در جهت منافع اکثریت مردم آمریکا قدم برنمی دارند بلکه ماموریت آنها اجرای خواسته های صهیونیسم و پیاده کردن پروتکل های این قوم نژادپرست است. ما در اینجا با آوردن بخش هایی از پروتکل ها و تطبیق آن با عملکرد دولت آمریکا به این بحث پایان می‌دهیم.
در پروتکل شماره 9 صهیونیست آمده است «کلماتی چون آزادی، برابری و دموکراسی در واقع اسم های مستعاری هستند که فراماسونرهای ما آنها را بکار می برند... بنا به تحریک ما، ترور و وحشت همه جا را فرا می گیرد، افراد با آرمان ها و عقاید مختلف مانند سلطنت طلب، عوام فریب، سوسیالیسم، اصلاح طلب و ایده آلیسم به خدمت ما درخواهند آمد و بنا به اغوای ما می کوشند تا هر نوع نظم و آرامشی را بر هم زنند و همه جا را به آشوب بکشانند... ما جوانان مسیحی را در دریای افکار شاعرانه غرق می کنیم و آنها را براساس تئوری ها و اصولی که آنها را غلط می پنداریم تربیت می کنیم تا بتوانیم آنها را به فساد بکشانیم.»
با دقت در اهداف فوق و تطبیق آن با اوضاع حاکم بر جامعه آمریکا که در ذیل از زبان «آلوین تافلر» به آن اشاره می کنیم ما را از توضیح بیشتر بی نیاز می کند وی می‌گوید:
«... در سراسر کشورهای مرفه فریاد عجز و لابه ای آشنا به گوش می رسد. میزان خودکشی نوجوانان رو به افزایش گذاشته است، الکلیسم بیداد می کند، افسردگی روانی همه گیر شده و بربریت و جنایت مد روز گردیده است. در ایالات متحده اتاق های اورژانس بیمارستان مملو از معتادان به ماری جوانا، دیوانه های سرعت، دسته های اراذل و اوباش، معتادان به کوکائین، هروئینی ها و سرانجام افرادی که گرفتار بحران شدید عصبی شده اند... یک روانشناس مؤسسه ملی بهداشت روانی اعلام می کند (روان پریشی جامعه آمریکا را که آشفته پریشان، متفرق و نگران آینده است فرا گرفته است)(9)
نتیجه
از آنچه که بیان شد می توان این نتیجه را گرفت که از جمله مهمترین عوامل بروز و گسترش بحران های موجود در سطح جهان اصرار دولتمردان آمریکا بر تداوم سلطه ظالمانه شان بر مردم جهان است و این خواست غیرانسانی با ارعاب و فشارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و غیره بر دنیا تحمیل شده و موجب بروز خشم و نفرت جهانیان علیه این مستکبرین است، لذا یکی از اصلی ترین و موثرترین راه های درمان این بحران ها و کاهش انزجار جهانی از سیاست مداران ایالات متحده آمریکا، دست برداشتن از راه و روش ظالمانه ای است که در پیش گرفته‌اند.
این خواست و نظر، نه تنها خواست ملت ها و دولت ها بلکه خواست حقیقی شهروندان و اندیشمندان آمریکائی نیز است.
دکتر «رابرت. ام. بومن» یکی از میلیون ها آمریکایی است که می گوید: «آن هنگامی که حقیقت مطلب در مورد این که چرا تهدید تروریسم وجود دارد درک شود راه حل آن آشکار و روشن می شود. ما باید سیاست های دولت خود را تغییر دهیم... به جای فرستادن مردان و زنان خود به اقصی نقاط جهان برای کشتن اعراب و در نتیجه صاف کردن جاده برای دستیابی شرکت های نفتی به نفت و فروش آن ما باید آنها را برای بازسازی زیربنا، تأمین آب سالم و آشامیدنی و تغذیه کودکان در حال مرگشان بفرستیم به جای حمایت از شورش، ایجاد بی ثباتی، ترور و آدم کشی در سراسر جهان، ما باید سازمان سیا را منحل کنیم و منابع مالی را به آژانس های امدادرسانی اختصاص دهیم. کوتاه سخن این که اگر ما به انجام کارهای خوب به جای اعمال شیطانی دست بزنیم، بار دیگر می توانیم مردمانی محبوب و خوب شویم... این عین حقیقت است جناب آقای رئیس جمهور! این همان چیزی است که مردم آمریکا نیاز دارند بشنوند. ما مردمان خوبی هستیم فقط لازم است حقیقت را به ما بگوئید و فقط دید ما را باز نگه دارید... آقای رئیس جمهور!
آدم‌کشی را متوقف کنید توجیه کردن را متوقف کنید. اقدامات تلافی جویانه را متوقف کنید. مردم را در اولویت قرار دهید و حقیقت را به آنها بگویید حقیقتی است عیان و آشکار که پدر شما نیز به هیچ کدام از موارد یادشده نپرداخت و توجهی به این مسائل نکرد و نتیجه آنکه ما اینک در برابر چشمان خود میوه های تلخ سیاست های غلط سیاست مداران خود را مشاهده می‌کنیم(10)
اصلاحیه
در صفحه سیاسی مورخ 20 فروردین 1385 مقاله‌ای به قلم نادعلی قلخانباز تحت عنوان «چالش هسته‌ای غرب با ایران چرا؟» چاپ شد اما اشتباها نام حسین غریب به عنوان نویسنده مقاله منعکس شده است که بدینوسیله اصلاح می‌شود.