تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۸۰۸۷۸

چارلز سولیوان*
براى جهانیان این باید عجیب به نظر برسد در حالى که شیرازه ملت ما رو به فروپاشى است آخرین تارهاى نجابت و انسانیت از پوششى به نام وجدان جدا مى شوند، تنها کارى که ما مى کنیم تماشاگر برنامه تلویزیونى «بت آمریکایى» *(American Idol) باشیم. براساس اظهارات مایک گرین (نویسنده کتاب همه حقیقت جنگ ایالات متحده علیه ترور)، 192کشور به رسمیت شناخته شده در جهان وجود دارند و ایالات متحده در135کشور از تعداد فوق پایگاه نظامى و سرباز دارد. جمعاً ما بیش از چهارصد هزار سرباز داریم که بخش مهمى از جهان را اشغال کرده‌اند.
دومین کشورى که بیشترین رقم سرباز در سراسر جهان را دارد انگلستان با 35هزار و پس از آن فرانسه با23هزار سرباز است. در ظاهر چنین به نظر مى رسد که آوردن دموکراسى به جهان حضورى گسترده و تسلیحات زیادى را مى طلبد. البته اگر فرض را بر این بگذاریم که هدف همان گسترش دموکراسى باشد اما واقعیت این است که هدف هژمونى، استیلا و امپراتورى جهانى است. شاید اشتهاى سیرى ناپذیر آمریکا براى سرگرمى ها و تفریحات، در حقیقت شکلى از خود درمانى است که مکانیسم تحویل آن به جاى سوزنهایى که از طریق پوست به بدن تزریق مى شوند تلویزیون مى باشد. سرگرمى هاى بى حس کننده ذهن، پوچ، حساسیت زدا خود روشى است براى کشتن درد حقیقتى که پیوسته بر سواحل وجدان فرسوده ما فرود مى آید، حقیقى آنچنان دردناک که ما به هر قیمتى که شده باشد آن را خفه و پنهان کنیم. این بت آمریکایى است، برنامه اى که من هرگز جذابیت مردمى آن را نفهمیدم، برنامه اى که سر و صداى روشن و واضح حقیقت را دور نگاه داشته و بى اعتنایى به درد و مصیبت هاى جهان را ممکن مى سازد. تلویزیون واقعى خیلى کارها مى کند اما یکى از کارهایى که من مطمئن هستم انجام نمى دهد به تصویر کشیدن واقعیت است. سرگرمى هاى کم عمق و مبتذل فقط مشاعر را کند و خرفت مى کند درست مثل این مى ماند که ما را از واقعیتى که کشورمان بر جهان تحمیل کرده است مصون بدارد. آمریکا واقعیت هایى زندگى را براى بسیارى از مردم جهان به ویرانه هایى فروپاشیده، ترور بى پایان تحت عنوان شوک و حیرت، کثافت و بوى متعفن زندانى هایى مخفى مانند گولاگ، جایى که شکنجه در مقایس هایى که تنها سازمان سیا از آن آگاه است، تبدیل کرده است. اتلاف و از دست رفتن نگران کننده زندگى واقعى و تأثیر آن بر خانواده ها ماوراى درک است. نسل کشى و پاکسازى قومى دموکراسى نیستند و هرگز نخواهند بود.
فریاد درد و رنج در هیاهوى قیل و قال تقلاهاى شخصى خودمان، در جامعه اى که سود را بر انسانها ترجیح مى دهد، به سختى شنیده مى شود. بهتر است صداى تلویزیون را بلندتر کنیم تا فریاد دموکراسى نظم نوین جهانى را نشنویم. ما نمى خواهیم درباره آنچه که رئیس جمهور به نام ما انجام مى دهد احساس ناراحتى کنیم. درد و رنج مردمان بى نام و نشان دیگر ملتها براى سطح رفاه و راحتى اى که ما از آن برخورداریم هزینه کوچکى است. مادامى که ما اجازه ندهیم واقعیت ها به یکباره بر ما هجوم آورند، مى توانیم با خود زندگى کنیم. امنیت در جهل و ندانستن است - پناگاه تمام ترسوهاى از خود متنفر. خداى را شکر ما یک ملت مسیحى هستیم که در خشک مقدسى مذهب غرق شده است، بیایید دعا کنیم.
اگر سؤالى نکنید، جوابى نخواهید گرفت. اگر سوال اشتباهى بکنید، جواب اشتباه خواهید گرفت. اما با سؤالات درست همه چیز در کانونى روشن قرار گرفته وفهم و درک ممکن مى شود، اما آگاه باشید که اگر گزینه شما دانستن حقیقت شد، اغلب اوقات براى شما باعث ناراحتى و دردسر مى شود. اما تنها حقیقت است که براى ما آزادى را به ارمغان مى آورد بنابراین دانستن آن واجب است. این حقیقت که دولت ما بخش مهمى از دلارهاى مالیاتى ما را براى تجهیزات مرگ، نظامى گرى و تسلیحات هزینه مى کند و مقدار بسیار کمى را به امور انسانى اختصاص مى دهد داستان آمریکا را بازگو مى‌کند.
52 سنت از هر دلار مالیاتى به شکلى به صندوق پنتاگون خشم مى شود. پیامدهاى این مسائل هم در داخل کشور و هم خارج از کشور قابل مشاهده است. به همین دلیل است که در خاورمیانه و ماورى آن به آمریکا به چشم شیطان بزرگ نگاه مى شود. راستى اگر دموکراسى از طریق لوله تفنگ 47-Ak و یا از طریق بمبارانهاى وسیع تحویل شما و فرزندانتان داده مى شد چه احساسى داشتید؟ صرفنظر از میزان تلاش سخت مان، نمى توانیم از حقیقت و پیامدهاى آن فرار کنیم. آمریکا کماکان تأمین کننده کالایى به نام خشونت در روى زمین است. ما نسبت به فقراى خود غافلیم حتى در زمانى که بقیه جهان را به فقر مى کشانیم، آنها را تحت حاکمیت جهان خوارگى قرار داده واستعمار مى کنیم. ما تنها ملتى هستیم که از بمب اتم استفاده کرده ایم. اگر دموکراسى این است، جهان دیگر تحمل آن را ندارد. بنابراین بیایید آنگونه شاد باشیم که گویى فردایى وجود ندارد.
بیایید در حالى که نسبت به کوههاى یخ شناورى که از میان تاریکى ها و در سکوت حرکت مى کنند بى اعتناییم خوش باشیم و تظاهر کنیم که کشتى تایتانیک ما رو به غرق شدن نیست. در آن صورت، ما تا آخرین لحظه اى که موجهاى سیاه مرگ ما را به زیر فرو کشانده و به پوچى و عبث انتقال مى دهند، اوقات فوق العاده خوشى را خواهیم داشت. واقعیت در اینجا آنچنان دستکارى و تحریف شده است که سخن گفتن درباره حقیقت شبیه به زندگى در تیمارستان دیوانگان است. در پشت دیوارهاى این امپراتورى، سخن گفتن درباره حق و حقیقت مساوى با خیانت است، مساوى است با اقدام به فتنه و آشوبگرى.