تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۸۱۰۲۲

رئوف پیشدار
آمارهاى رسمى نشان مى دهد که مبادلات منطقه اى در سالهاى اخیر و بخصوص بعد از جنگ دوم خلیج فارس از رونق خاصى برخوردار بوده است، با این همه نبود یک بازار مشترک منطقه اى که در آن مقررات ترجیحى و تشویقى حاکم باشد، موجب گردیده تا ظرفیتها بخوبى توسط کشورهاى منطقه مورد استفاده قرار نگرفته و بخش بزرگى از آن همچنان در دست بازارهاى خارج از منطقه باشد. گرچه به شهادت آمار سطح مراودات تجارى و بازرگانى برخى کشورهاى منطقه با هم به سطح مناسبى از رشد رسیده، ولى عدم توسعه آن به همه کشورهاى منطقه، در نهایت تراز را همچنان به سودکشورهاى خارج از منطقه گردانیده است و نهادها و سازمانهاى منطقه اى که در ابتدا با اهداف اقتصادى تشکیل شدند، اما بتدریج به سمت سیاست متمایل گردیدند، نتوانسته اند در این زمینه نقشى کارآ ایفا کنند. مسأله دیگرى که در منطقه وجود دارد و مى بایست در همکاریهاى منطقه اى به عنوان یک نیاز اساسى و حیاتى مورد توجه قرار گیرد، فقدان همکاریهاى امنیتى دسته جمعى است.
منطقه اینک دستخوش بحران ناشى از تضعیف امنیت داخلى عراق و پناه گرفتن تروریسم در این کشور و همزمان خلأ ساختارى براى همکاریهاى دسته جمعى امنیتى به عنوان یک ضرورت حیاتى است. همکاریهاى امنیتى در منطقه در سالهاى اخیر سه سمت عمده، یکى دوجانبه و دومى چندجانبه منطقه اى و سومى دو و یا چندجانبه با حضور نیروهاى بیرون از منطقه داشته است که ضعف در دومى از نگاه تحلیلگران مسائل استراتژیک در منطقه به همراه عواملى دیگر که در جاى خود به آن پرداخته خواهد شد، موجب شکننده شدن امنیت در منطقه و کاهش سطح آن شده است و شکل سوم این همکاریها، حضور هرچه بیشتر نیروهاى بیگانه در منطقه را سبب گردیده که خود عاملى بالقوه خطرناک و جدى براى امنیت منطقه است.
آنچه خلأ آن اینک در همکاریهاى امنیتى منطقه اى بیشتر از هر زمانى احساس مى شود، نبود یک سازمان براى هدایت و تمرکز فعالیتهاى کشورهاى منطقه در آن مى باشد که پیش نیاز آن وجود باور لزوم یک واحد امنیتى در راستاى ثبات منطقه اى است. دهشت افکنى بلایى است که کشورهاى منطقه اینک با آن روبرو هستند و این امر و مبارزه با آن مى تواند به عنوان یک نقطه مشترک براى همکاریهاى چندجانبه در قالب یک سازمان امنیت منطقه اى تلقى شود. دو مسأله در منطقه موجب امکان یابى دهشت افکنان براى ظهور، قدرت نمایى و نهایت تبدیل شدن به یک تهدید جدى امنیتى براى همه کشورهاى منطقه شده است.
این دو مسأله عبارتند از اول: حضور گسترده نیروهاى بیگانه در منطقه چه به صورت اشغال (عراق و افغانستان) و یا توافق شده (اغلب کشورهاى حوزه خلیج فارس) و ساخت (القاعده) و تحت حمایت قرار دادن تشکلهاى دهشت افکن (منافقین) با هدفهاى مختلف از جمله تنظیم روابط با کشورهاى منطقه و دوم: تقویت بدبینى و بى اعتمادى مردم منطقه به دولتهاى خود بویژه به واسطه تکیه بیش از حد به آمریکا که به باور استراتژیستهاى منطقه مى تواند به بروز شورش، قیام و حتى سرنگونى حکومتهاى منطقه بینجامد، امرى که در سالهاى اخیر نشانه هایى از آن را در برخى کشورهاى عربى حوزه خلیج فارس بارها شاهد بودیم. از نگاه استراتژیستها، برقرارى و تقویت همکاریهاى دوجانبه امنیتى مانند آنچه در سالهاى اخیر میان ایران و ترکیه برقرار شده و در ماههاى اخیر ایران و عراق به آن علاقه مندى نشان داده اند، با تشکیل یک ستاد واحد فرماندهى و هدایت عملیات میان سه کشور که در بدو امر مى تواند مهمترین مسأله امنیتى منطقه یعنى دهشت افکنى و مبارزه با آن را در دستور کار خود قرار دهد، بسترى است که نه تنها فعالیتهاى امنیتى که در آینده امور نظامى و انتظامى را نیز با عضوگیرى دیگر کشورها، میان کشورهاى منطقه هماهنگ کند تا زمینه از هر حیث براى حضور نیروهاى بیگانه در منطقه از میان برداشته شود. همانطور که اشاره رفت، یکى از اهداف بیگانه ها در منطقه براى در حمایت قرار دادن تشکلهاى دهشت افکن، تنظیم روابط با کشورهاى منطقه مانند آن چیزى مى باشد که آمریکا بویژه در پى اشغال عراق با استفاده از منافقین در روابط خود با ایران صورت مى دهد.
گرچه «موفق الربیعى» مشاور در امور امنیت ملى عراق که پاییز امسال توافقنامه تازه همکاریهاى امنیتى با ایران را امضا کرد، تعهد سپرد که بغداد هرچه سریعتر تروریستهاى منافق را از عراق بیرون کند، اما هم ایران و هم دولتمردان کنونى عراق که تلاش بسیار براى عادى سازى روابط دو کشور همسایه و مسلمان دارند، خوب واقفند که منافقین و استمرار حضور آنها در خاک این کشور، مانند بسیارى مسائل امنیتى عراق در حال حاضر، مسأله اى است که حل آن به جانب سوم یعنى آمریکا، بستگى دارد که به رغم شناسایى منافقین به عنوان یک گروهک تروریستى، نزدیکترین همکاریها و ارتباطات را با آن دارد و بعید به نظر مى رسد تا زمانى که روابط تهران و واشنگتن در وضعیت و سطح کنونى قرار دارد، آمریکا مایل باشد این اهرم را براى تنظیم روابط خود با ایران بویژه در صحنه عراق از دست بدهد که خود تأییدى بر ضرورت و اهمیت تشکیل هرچه سریعتر یک سازمان همکاریهاى امنیتى در منطقه و بر عهده گرفتن امنیت منطقه توسط کشورهاى منطقه است.