گروه سیاسی، سید علیاصغر رحیمی: در پی پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 موج مخالفتهای آمریکا با این نظام آغاز شد. توطئهها و کارشکنیها و اقدامات زیادی در داخل و خارج برای از بین بردن جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت. یکی از این مراکز توطئه چینی سفارت آمریکا در تهران بود که سرانجام در تاریخ 13 آبان 1358 مصادف با نوامبر 1979 توسط دانشجویان پیرو خط امام به تصرف درآمد و اعضای آن به گروگان گرفته شدند. حیثیت ابرقدرت غرب لکهدار شده بود و این اولین باری بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم آمریکا یک صدا با دولت، خواستار برخورد قاطع با حکومت جدیدالتاسیس ایران میشدند.
دخالت نظامی آمریکا که منجر به شکست مفتضحانه آن گردید کوششی برای رهاسازی گروگانهای آمریکایی که در جریان تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام به دام افتاده بودند بود. این سری اقدامات آمریکا متعاقب پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت. منابع سرشار نفت، موقعیت ژئوپلتیک حساس به علت داشتن مرزهای طولانی با شوروی، خریدهای سرسامآور تجهیزات نظامی و نقش مثبت در مساله اعراب و اسرائیل ایران را به عنوان سودمندترین کشور منطقه نزد آمریکا درآورده بود که با وقوع انقلاب اسلامی این مزایا از دست آمریکا خارج شده بود چنانکه آمریکا حاضر میشد برای بازگرداندن آب رفته به جوی به هر اقدامی دست بزند که انجام شد. کودتای نظامی در طبس یکی از آنهاست. (پیامدها شکست حمله نظامی آمریکا در طبس، نشریه سلام، 6/2/77،)
پس از به نتیجه نرسیدن مذاکرات دیپلماتیک برای بازپسگیری گروگانها، کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا در هفدهم آوریل در یک مصاحبه تلویزیونی دستور قطع روابط دیپلماتیک را صادر کرد و در برابر آمریکا متعهد شد که گروگانها را پس بگیرد.
از چند ماه پیش اقدامات زمینهسازانه آمریکا در منطقه چه در خارج از کشور و چه در داخل کشور ایران صورت میگیرد. از جمله اقدامات خارجی، استقرار ناو هواپیمابر «نیمیتز» در خلیج فارس و پرواز هلیکوپترها به منظور عکسبرداری از منطقه و متعاقب آن انجام هماهنگیهایی با کشورهای منطقه بود. اقداماتی نیز در داخل کشور ایران توسط عمال داخلی آمریکا صورت گرفت که از آن جمله ایجاد درگیریهای مرزی در مرز ایران و عراق، ایجاد تشنج در دانشگاهها، ایجاد بلوا و آشوب در کردستان و هرج و مرج در برخی شهرهای دیگر میباشد. طبیعی است که در چنین شرایطی توجه کامل به گروگانهای زندانی در سفارت کار آسانی نمینمود. در همین حال فرمانده نیروی هوایی وقت ایران، به دفاع هوایی مستقر در برخی فرودگاههای استراتژیک مانند مشهد، قم و شیراز دستور تخلیه فروگاهها از تسلیحات ضدهوایی را داد. تمام اینها و بسیاری از موارد که شاید سیاستمداران رده بالای واشنگتن هم از آن بیخبر باشند، زمینه چینیهای آن چیزی بود که قرار بود در پنجم اردیبهشت اتفاق بیافتد. یعنی عملیات پنجه عقاب. (Eagle Cla) (پرونده نظامی آمریکا در طبس، عقابی در شن پنجهای برخاک، نشریه مردمسالاری3/2/82)
این عملیات که توسط گروهی به نام «دلتافورس» صورت میگرفت دارای مراحلی بود که به شرح ذیل است: مرحله اول: پرواز از پایگاه جزیره عمانی به نام «سیره». مرحله دوم: سوختگیری در صحرای یک (Desert one) که همان صحرای طبس بود. مرحله سوم: رسیدن به پناهگاهی به نام منظریه. مرحله چهارم: از پناهگاه تا رسیدن به تهران به وسیله کامیونها. مرحله پنجم: رفع موانع و انفجار دیوار سفارتخانه. مرحله ششم: یورش و بیرون آوردن گروگانها از سفارتخانه. مرحله هفتم: رساندن گروگانها به استادیوم که هلیکوپترها در آنجا مستقر بودند. مرحله هشتم: پرواز هلیکوپترها به سوی منطقه منظریه قم. مرحله نهم: پرواز به سوی «مسیره» (عمان) به وسیله هواپیما و از آنجا به سوی آمریکا. (حادثه طبس. صص 13 و 12).
روز پنجم اردیبهشت ماه سال 1359 نیروهای متجاوز آمریکایی با هدف آزادسازی گروگانهای آمریکایی در صحرای طبس پیاده شدند.
نیروهای آمریکایی شامل 132 تفنگدار، هشت هلیکوپتر و شش هواپیمای باربری «هرلوکس» بودند.
هواپیماها از پایگاهی در داخل خاک مصر به پرواز درآمدند و پس از عبور از عرض دریای سرخ وارد آسمان عربستان شده و در پایگاه هوایی آمریکا در عمان فرود آمدند. پس از آنجا پس از سوختگیری مجددا به پرواز درآمده با عبور از عرض دریای عمان از یک نقطه کور راداری وارد خاک ایران شدند. در حالی که یکی از هواپیماها به منزله تانکر سوخترسانی بقیه آنها عمل میکرد به سمت فرودگاه متروکهای در کویر طبس به راه افتادند. از سوی دیگر هشت هلیکوپتر (531H.R) از روی عرشه ناو هواپیمابر «نیمیتز» به پرواز درآمده رهسپار منطقه طبس شدند. «ریگهای طبس شاهدی بر استیصال آمریکا، جمهوری اسلامی. 5/2/80 )
هوا کاملا تاریک بود که هلیکوپترها به مرز ایران میرسند و از میان شهرهای ساحلی «چابهار» و «گواتر» وارد ایران میشوند.
تقریبا دو ساعت از پرواز گذشته بود که در حوالی شهر کرمان اولین هلیکوپتر دچار نقص فنی میشود. این هلیکوپتر ناچار تن به فرود اضطراری میدهد. یک هلیکوپتر دیگر نیز به زمین مینشیند تا سرنشینان هلیکوپتر خراب شده را با خود ببرد این کار بیشتر از چند دقیقه طول نمیکشد، اما لحظاتی نمیگذرد که هلیکوپتر دوم نیز از جنبه دستگاههای حفظ تعادل دچار نقص میشود. این هلیکوپتر تعادلش را از دست داده و تنها راه را، بازگشت به نیمیتز میداند.
شش هلیکوپتر دیگر به راهشان ادامه میدهند، در تمام این مدت و تا زمانی که هلیکوپترهای باقی مانده یکی پس از دیگری در باند نزدیک طبس بر زمین مینشستند، طوفان بسیار شدیدی بر فراز دشت لوت در جریان بود، به طوری که یک الی دو ساعت با طوفان دست و پنجه نرم میکردند و در بالای محوطه فرود میچرخیدند تا اینکه پس از مدتها تلاش با دید صفر به زمین مینشینند. این بر خلاف پیشبینیهای هواشناسی بود. آخرین هلیکوپتر در ساعت یک بامداد به وقت تهران به زمین نشست.
کمبود هلیکوپترها مشکلات عدیدهای ایجاد میکرد که در سادهترین آن حمل تعداد زیادی از سرنشینان هلیکوپترهای دچار نقص شده علاوه بر 50 نفر گروگان آزاد شده بود.
در همین حین یک مشکل دیگر نیز برای آمریکائیها بوجود آمد. اتوبوسی که از مشهد به طرف یزد در حرکت بود به این منطقه رسید. مسافران با صحنه عجیبی مواجه شدند. این حادثه میتوانست تمام عملیات را برهم زند. آمریکائیها اتوبوس را محاصره و سرنشینان آن را پیاده کردند و قرار شد که آنان را به مکان دیگری منتقل نمایند.
در این هنگام خلبان یکی از هلیکوپترها خبر نقص فنی این هلیکوپتر را به مرکز فرماندهی این عملیات رساند.«چاری بکویث» فرمانده این عملیات بر انجام عملیات با پنج هلیکوپتر اصرار داشت اما تاکنون سه هلیکوپتر از کار افتاده بود و اگر احتمالا یکی دیگر هم در ادامه عملیات خراب میشد دیگر امیدی به بازگشت یک عده افراد هم نبود.
در این هنگام کارتر پیشنهاد قطع عملیات را دریافت کرد و پس از مشورت با مشاورانش دستور قطع عملیات را صادر نمود.
هنوز فرصت برای فرار بود. درست 48 دقیقه بعد از دستور قطع عملیات، فاجعه اصلی رخ داد. یکی از هلیکوپترها بعد از سوختگیری از هواپیمای سی 130- حامل سوخت در حین بلند شدن به هواپیما اصابت میکند و در لحظهای کوتاه مقدار زیادی بنزین منفجر میشود. پنج نفر از سرنشینان هواپیما و سه نفر از سرنشینان هلیکوپتر در آتش سوختند.
خبر این حادثه بعد از پانزده دقیقه به آمریکا رسید و دستور بازگشت سریع به نیروها داده شد. یک ساعت بعد آخرین فروند «سی» 130- از باند کویر به پرواز درآمد. اسکلت سوخته یک فروند هواپیمای هرلوکس، یک هلیکوپتر و هشت جسد سوخته و پنج هلیکوپتر سالم چیزهایی بود که در خاک ایران باقی مانده بود.
اگر سوختگیری با موفقیت انجام میشد قرار بود که بعد از این به سوی صحرای شماره 2 واقع در نزدیکی جاده گرمسار- تهران حرکت کنند و از آنجا در تاریکی شب کماندوها را با استفاده از کامیونهایی که قبلا توسط ایادی داخلی آمریکا تهیه شده بود به یک انبار در نزدیک تهران منتقل کنند. در صحرای شماره 2 زمینی برای فرود هلیکوپترها مشخص شده بود. آنها پس از حرکت از این منطقه تا تهران مسیرشان یکی بود. اما پس از آن مسیرهای آنان در رابطه با ماموریتهای بخصوص شان تغییر میکرد. مسیر دو هلیکوپتر بر اساس اسناد مشخص است. (طبس مصداقی بر سوره فیل. صص 71-73)
مسیر هلیکوپتر شماره یک و دو به نحوی بود که هلیکوپتر شماره (1) از محل استقرار اولیه به سمت تهران حرکت مینمود و در منطقهای به نام «منطقه ساختمانی» به مدت 30 دقیقه در اطراف این منطقه بدون حرکت چرخ میزد. این پرواز احتمالا شامل دو نکته بود، نخست اینکه نشانی بود از این که عملیات تا آن موقع با موفقیت صورت گرفته است و دوم اینکه تعیین مدت زمان پرواز به مدت 30 دقیقه به علت این بوده است که کامیونهای حامل کماندوها که به قصد سفارتخانه و وزارت خارجه حرکت کرده بودند به مدت 30 دقیقه به محل موعود میرسیدند. و این برای تنظیم برنامه عملیاتی صورت گرفته بود. پس از آن در استادیوم شهید شیرودی (امجدیه) فرود میآمد و هواپیمای شماره (2) نیز در همین محل فرود میآمد. پس از اجرای ماموریت و انتقال گروگانها از صحنه درگیری از کنار پالایشگاه تهران عبور میکردند و به طرف دریاچه قم میرفتند و از آن جا بدون توقف در فرودگاه «منظریه» قم فرود میآمدند. کار این هلیکوپترها انتقال کماندوها و گروگانها به منظریه قم بود. قرار بود که دو فروند هواپیمای «سی» 141- که مراتب از هوایپمای «سی» 130- بزرگتر میباشد در این فرودگاه فرود آمده باشند تا جهت انتقال کماندوها و گروگانها از آنها استفاده شود. (طبس مصداقی بر سوره فیل- صص 88-94)
هواپیماهای جنگنده آمریکایی چه در حین عملیات و چه در بعد از عملیات در آماده باش کامل به سر می برند و جهت هرگونه تهدیدی در ناوهای هواپیما بر اتمی «نیمیتز» و «کورال سی» به حال آماده باش کامل بودند. اگر عملیات نجات گروگانها با موفقیت صورت میگرفت، هدف بعدی آنها بمباران پایگاههای هوایی در سراسر ایران بوده است. سند این توطئه بزرگ آمریکا در اسناد بدست آمده موجود است که حاکی از روحیه تجاوزگری و جنگطلبی امپریالیسم آمریکا دارد. (طبس مصداقی بر سوره فیل: ص 119)