صالح اسکندری
خبرها حاکی از آن است که در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رایزنی گروهها و جریانات سیاسی درباره نحوه حضور در این انتخابات افزایش یافته است.
اگر چه آغاز این چانهزنیها کمی زودهنگام به نظر میرسید، اما تنها صحنه کاروزار است که عیب و هنر رقبا را بر یکدیگر مینمایاند. به هر حال بسیاری از گروههای جبهه دوم خرداد عنوان کردهاند که برنامههای گستردهای برای شرکت در انتخابات داشته و از هم اکنون آمادهاند تا با دیگر گروههای همسو جلساتی را برگزار کنند. اما واقعیتها حکایت از اتفاق ویژهای در فضای جبههبندی حزبی ایران دارد که شاید به ندرت تجربه آن در دیگر کشورها دیده شده باشد. قضیه آن است که گروههای جبهه دوم خرداد با درون دادی منفی و دافع و برون دادی مثبت و جاذب روبهرو شدهاند. به تعبیری جریانات اصلاحطلب به گونه منفرد تمایل مثبتی نسبت به گروههای اصولگرا از خود نشان میدهند اما از منظر درون جناحی بر عبور از ائتلاف تکیه کرده و بین دو وجهه «کار جبههای» و «مشی حزبی» تفاوت قائل میشوند. در بین گروههای دوم خردادی حزب اعتماد ملی سردمدار طرفداری از تفریق مشی جبههای و حزبی است. مهدی کروبی و یارانش معتقدند که دیگر ائتلافهای سیاسی بین احزاب پاسخگو نیست.
این در حالی است که هنوز اندک زمانی از نشست مشترک مشارکت با حزب موتلفه اسلامی نمیگذرد و در روزهای آتی نیز جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی از تشکلهای اصولگرا – قصد دارد با مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی جلساتی را برگزار کند.
روزنامه اعتماد ملی نیز چند روز پیش نوشت که «در این فضا که محور تفکر راستسنتی و چپسنتی تفکرات امام است. شاید باعث نزدیکی این دو جریان به ویژه در مقطع انتخابات خبرگان شود.»
به هر حال این اتفاق نادر در چینش سیاسی ایران یعنی«برون داد مثبت» و «درون داد منفی» یک جناح از جوانب مختلف میتواند مورد مطالعات اجتماعی و سیاسی قرار بگیرد و مطمئنا حاوی نکات فراوان و درسآموزی برای سیاست گذاران کشور است.
اول این که چرا تا این حد جریانات به اصطلاح همسو با یک شکست مقطعی از یکدیگر بپاشند و مرتب «شعار عبور از ائتلاف» سردهند.
مسلما یا در همسویی این جریانات باید شک کرد و یا در ذوات این جریانها.
ثانیا اصول گرایان و همت آنها در پاسخگویی مثبت به تمایلات جریانات اصلاحطلب در راستای تعامل با تمام مجموعههای طرفدار نظام امری ستودنی است و شاید پوشاننده برخی از کاستیها و فقدانهای جبهه دوم خرداد باشد و مرهمی بر زخمهای این جناح زخم خورده بنهد.
ثالثا در فضای پس از سوم تیر بسیاری از تمایزات ماهوی طیفهای دوم خردادی پر رنگتر شد و از طرفی عدم اقبال مردم نسبت به این جریانات آنها را به بازنگری مجدد در رفتار و منش سیاسی خود وا داشت.
اما آنچه که بیش از تمام این حرف و حدیثها اهمیت دارد ایجاد شور و نشاط اجتماعی برای حضور مردم در انتخابات شورای شهر و سپس مجلس خبرگان است و این وظیفه تمام گروهها و جریانات سیاسی است که نسبت خود را با نظام اسلامی تعریف کرده و برای بقا و پویایی آن از هیچ کاری دریغ نمیکنند.
مردم در آستانه برگزاری دو انتخابات بزرگ هستند. فضای داخلی کشور فضای همدلی و همگرایی است. منتهی فرمول و ساز و کار این همگرایی تغییراتی کرده است فضای تعامل احزاب و گروهها، فضای مخاصمه نیست و این خود خیلی مهم است و آن را میتوان گامی به جلو برای توسعه سیاسی در کشور دانست.