تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۸۱۱۴۴

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مطهری، چرا مطهری شد؟
این سئوالی است که اگر به درستی پاسخ خود را بیابد , پاسخ چرائی بسیاری از معضلات فکری امروز جامعه ما نیز روشن خواهد شد.
امروز , 12 اردیبهشت , که سالروز شهادت آیت الله مرتضی مطهری است , تکریم و تجلیل فراوانی از او بعمل میآید. حق هم همین است که هر سال در چنین ایامی با تجلیل از چنین شخصیتی اولا از او قدردانی گردد وثانیا افکارو اندیشه هایش به مردم شناسانده شود تا نسل حاضر و نسل های آینده مرزهای اعتقادی صحیح را بشناسند و به راهی بروند که سعادت دنیا و آخرتشان را تامین می‌کند.
با اینحال , توجه به این نکته نیز ضروری است که امثال مطهری را فقط نباید از طریق تکریم و تجلیل به شیوه های معمول سالگردها معرفی کرد.
علاوه بر اینها باید افکار مطهری را به میدان عمل کشاند و آنرا در رگهای جامعه جاری ساخت . در غیراینصورت , تجلیل ها و تکریم ها و معرفی ها فقط درحد قرص های مسکن اثر خواهند داشت و عقبه و امتدادی برای آنها متصور نیست . وضعیت بدتر مربوط به زمانی است که علاوه بر بی اعتنائی به این وظیفه عملی , حتی در جهت خلاف آن نیز عمل شود.
مطهری , علاوه بر مقام والائی که به دلیل رسیدن به فیض شهادت دارد و قبل از آنکه به این مقام برسد , جایگاه رفیعی به دلیل برخورداری از علم و عمل داشت . این جایگاه رفیع را مطهری به این دلیل توانست کسب کند که علم خود را با سه ویژگی همراه کرده بود.
ـ زمان‌شناسی
ـ کاربردی کردن علم
ـ و تصلب در اعتقادات
بسیار دیده ایم و می بینیم کسانی را که علم دارند ولی زمان شناس نیستند. عالمان زمان شناسی را نیز دیده ایم که اهل کاربردی کردن علم خود متناسب با زمانی که در آن زندگی می کنند نیستند و یا نمیتوانند چنین کنند.
عالمان زمان شناسی نیز وجود داشته و دارند که از صلابت عقیده محرومند.
کسی که از این هر سه ویژگی برخوردار باشد , به قله رفیع بهره وری از علم خود دست می یابد و خدمات بزرگی به جامعه ارائه مینماید.
مطهری از این هر سه ویژگی برخوردار بود. زمان شناس بود و به همین دلیل نیازهای فکری جامعه ای را که در آن زندگی می کرد تشخیص میداد و درصدد پاسخ دادن به سئوالها و روشن ساختن ابهامات برمیآمد. شناخت مطهری از زمان خود بقدری عمیق بود که محصول کارهای او حتی امروز که 27 سال از شهادتش میگذرد نیز کاربرد دارد . پرداختن به مقولاتی از قبیل وحدت امت اسلامی , نگاه کلان و جامع به مسائل و مشکلات مسلمانان در سطح جهان مانند مساله فلسطین و هشدار دادن نسبت به خطر سطحی نگری و کم عمق کردن معارف , نمونه هائی از موضوعاتی هستند که مطهری به آنها اهتمام ورزید و با قلم و زبان به تشریح آنها پرداخت , و اینها موضوعاتی هستند که امروز نه تنها جامعه ما بلکه کل جهان اسلام بشدت درگیر آنهاست و نیازمند عمل به آنچه مطهری در این زمینه ها گفت و نوشت می‌باشد.
درست مطرح کردن مسائل , هنری بود که مطهری داشت و راز جاودانگی آنچه از او باقی مانده است نیز در همین است . این , کاربردی کردن علم با شیوه صحیح است . کسانی که از این هنر برخوردار نیستند , نه خودشان و نه افکارشان امتداد زمانی پیدا نمی‌کنند.
اصرار منطقی براصول و اعتقادات برخاسته از متن دین , عامل دیگری است که مطهری و آثار او را جاودانه کرده است . مطهری اهل بازی کردن با اصول نبود. او برای رسیدن به قدرت یا سایر اهداف خود هرگز از اصول و اعتقادات استفاده ابزاری نکرد. مطهری حتی برای پالایش دین از خرافات و رسوباتی که به آن افزوده اند , در نهایت صلابت با متحجران , منافقان , فضل فروشان , التقاطیون و زهدفروشان جنگید و البته جان خود را نیز بر سر همین مجاهدت علمی و اعتقادی گذاشت . شهادت علامه مطهری را نباید مقوله ای مجرد دانست , این شهادت در واقع حلقه نهائی جهاد علمی این عالم ربانی بود که مجاهدات چندین دهه او در عرصه های علمی و فکری و اعتقادی را به کمال رساند! اینگونه بود که مطهری , مطهری شد.
امروز , میراث شهید مطهری که در یک کلام « عمق بخشیدن به دین » است , بشدت در معرض خطر قرار دارد. سطحی نگری , زهدفروشی , التقاط جدید , ابزاری کردن اعتقادات و ارزش ها , تسامح و تساهل , اباحیگری و با حربه مذهب به جنگ مذهب رفتن , خطرهای بزرگی هستند که دین را و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را و جامعه اسلامی و انقلابی ما را بشدت در معرض تهدید قرار داده اند. این , فقط یک تهدید برای این جامعه نیست , بلکه با توجه به اینکه ایران اسلامی اکنون پایگاه جهانی اسلام است و چشم و دل ملت ها بسوی آنست , این تهدیدها در واقع برای کل جهان اسلام و برای اصل اسلام , تهدید محسوب میشوند. برای مقابله با این تهدیدها باید میراث شهید مطهری را زنده نگهداریم و آنرا در جان جامعه مان جاری نمائیم . آیا اراده ای برای انجام چنین کار سترگی داریم؟