بسم الله الرحمن الرحیم
بدون اینکه کسی علم غیب داشته و یا از ماجراهای پشت پرده از طریق اخبار غیبیه مطلع باشد , هرگاه اراده کند از موضوع جنجال اخیر پیرامون فعالیت هسته ای ایران آگاه شده و بخواهد بداند تعزیه گردان این ماجرا کیست , این غوغاسالاریها از کجا سرچشمه می گیرد و چه هدفی را دنبال می کند , کافی است یک لحظه در اظهارات مقامات آمریکایی درنگ کند تا ببیند این آب از کجا گل آلوده می شود.
در آمریکا موجوداتی حکومت می کنند که مثل « رابرت جوزف » معاون وزیرخارجه این کشور معتقدند « انقلاب ایران به تنهایی یک عامل تهدید منطقه ای و جهانی است و لذا کشوری که بدون تسلیحات هسته ای یک تهدید محسوب می شود , اگر به سلاح هسته ای هم دست یابد , منطقه را به آشوب خواهد کشید , بنابر این باید با آن مقابله کرد. »
در این سالها این طرز تفکر در میان اعضای هیات حاکمه آمریکا و نئومحافظه کاران از عمومیت نسبی برخوردار بوده و با توجه به گستره نفوذ صهیونیستها در کاخ سفید , این فکر انحرافی به سردمداران کاخ سفید القا شده که ماموریت واشنگتن , مقابله با انقلاب اسلامی تا محو موجودیت آن ـ به عنوان یک خطر بالقوه برای رژیم صهیونیستی ـ است . ولی کشوری که ما را تهدیدی برای امنیت جهانی می داند , خود از پیشینه ای برخوردار است که همه جهانیان آنرا خطر اول و تهدید درجه یک برای امنیت جهانی می دانند و این سخن را با برگزاری صدها تظاهرات به وضوح اعلام کرده اند. جنایت آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی , ویتنام , کره , پاناما , افغانستان , عراق و... چیزی نیست که بتوان با ضرب و زور تبلیغات و رنگ و لعاب رسانه ها آنرا به عهده فراموشی سپرد. عملکرد هیات حاکمه آمریکا در سالهای اخیر به گونه ای بوده که نام آمریکا با زور , تهدید , جنایت و تروریسم عجین گشته و یادآوری نام این کشور خاطرات دهها جنایات بین المللی را در اذهان جهانیان متبادر می سازد.
بنابر این بسیار خنده آور است کشوری با چنین پیشینه تاریک و پرونده ای قطور از جنایات مدعی شود که ایران در شرایط عادی تهدیدی برای منطقه است و اگر بخواهد به فناوری هسته ای نیز مجهز شود , این تهدید دوچندان خواهد شد.
براین اساس ما معتقدیم مسائل هسته ای و فعالیت های صلح آمیز ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم تنها بهانه ای برای سردمداران جاهل و بی منطق آمریکاست و آنان در حقیقت با اصل انقلاب مشکل دارند و آنرا خطری در راستای محو مطامع استعماری خود می دانند چرا که آمریکائیها قبل از اینکه مسائل هسته ای ایران نیز مطرح شود به صراحت خواستار مقابله با انقلاب و خشکاندن ریشه های نظام اسلامی بودند.
مقامات آمریکایی از ابتدای فعالیت علیه برنامه هسته ای ایران در پشت این ماجرا بوده , آنرا هدایت کرده و در حقیقت علت اصلی این جوسازیها , مخالفت ذاتی سردمداران کاخ سفید با ماهیت انقلاب ایران بوده است .
پرواضح است در پشت پرده جنگ روانی هسته ای علیه ایران دست آمریکائیها مشاهده می شود که به علت دشمنی ذاتی با انقلاب اسلامی ایران در این مسیر قرار گرفته اند و فعالیتهای هسته ای ایران صرفا یک بهانه است . آمریکائیها براساس خباثت ذاتی و دشمنی با اهداف و آرمانهای انقلاب آنرا تهدیدی برای اهداف شیطانی و مطامع حیوانی خود می دانند و حتی اگر به فرض محال , ایران هم دست از فناوری هسته ای بردارد , این ستیزه جویی ها همچنان ادامه خواهد داشت .
برای ملت ایران مثل روز روشن است که ارائه پیشنهادهای اروپا نیز برنامه ای در راستای سیاست های ستیزه جویانه علیه ایران و ایجاد اجماع در آن است . این پیشنهاد در حقیقت , به منظور ایجاد بستر برای صدور قطعنامه ای علیه ایران ترتیب داده شده زیرا آمریکائیها درصدد کشاندن « دوران مناقشه » به « دوران منازعه » هستند ولی این حربه نیز به واسطه کهنگی و تکراری بودن و مغایرت با معاهده « ان . پی . تی » , فاقد هرگونه کارآیی و بازگشت به وعده های گذشته است ولی پاسخ یکپارچه ملت ایران به این پیشنهاد آنست که : « بازگشت به گذشته محال و حرکت رو به جلوی غنی سازی قابل توقف نیست . »