تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۸۱۲۷۷

 سعدالله زارعی
نامه دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم به جرج بوش رئیس جمهور آمریکا واکنش های فراوانی داشته است. در خارج کشور و داخل ایران اکثر رسانه ها و بسیاری از شخصیت های سیاسی و فرهنگی درباره آن اظهار نظر کرده اند. با این وصف این نامه، «بسیار مهم» و یا حداقل «مهم» تلقی می شود.
در این بین چند روز پس از انتشار نامه که اندکی از بحث راجع به مضامین این نامه کاسته شد، عده ای بر آن شدند تا درباره انگیزه و چرایی و نیز نتیجه این نامه اظهارنظر نمایند. در این میان بطور طبیعی طرفداران دکتر محمود احمدی نژاد از عباراتی استفاده کردند که واجد «تحسین» بود و در این اثنا البته بعضی ها هم راه افراط را پیمودند و به مضامین و انگیزه های آن رنگی از تقدس بخشیدند. اما از آن سو مخالفان احمدی نژاد به دو دسته تقسیم شدند عده ای که انصاف داشتند به تبیین فارغ از غرض ورزی سیاسی روی آوردند و به اهمیت و تاثیرگذاری مضمون «نامه» اذعان کردند. اما مخالفانی که بنا ندارند هیچ نقطه روشنی در کار «دولت اصولگرا» ببینند راه دیگری رفتند و بعضی در این راه به افراط افتادند.
دو روز پیش یکی از مهمترین طیف مخالفان احمدی نژاد که روزنامه ای با سه گرایش مشارکتی- کارگزارانی و ملی- مذهبی منتشر می کند در سرمقاله ای بر آن شد در قالب ارزیابی شکلی نامه در واقع از مخاطب نامه «آمریکا» دفاع نماید.
در این سرمقاله اینگونه وانمود شده بود که گویا دکتر احمدی نژاد همه وظایف جاری خود را رها کرده و به «اندرز» امم، ملل و دول روی آورده است و در این راه همه «اندوخته ها»، «سرمایه های ملی»، «هویت مذهبی» و «ساز و کارهای قانونی نظام» را به مسلخ برده است.
البته این یک طنز تاریخی است که گروهی که در کارنامه 15-10 سال صدارت و وزارت و وکالت خود نشانه های چندانی از «مذهب گرایی»، «روحانیت گرایی»، «نظام گرایی» و «منافع ملی» ندارند و همواره بر نادرست بودن روند عمومی نظام و کشور پای فشرده اند امروز دولت اصولگرا را اندرز می دهند که به جایگاه مذهب و روحانیت و... توجه کند و «ریاست جمهوری» را با معیار منافع ملی تنظیم نماید!
اما آیا واقعاً احمدی نژاد نباید کاری به روند کلی جهان، سیستم ظالمانه بین الملل، سیاست های تجاوزطلبانه آمریکا، وضعیت اسفبار مسلمین و محرومین، ستیزدولت های بزرگ با حقوق ملت ها داشته باشد و آیا اگر علیه این روند افشاگری کرد وظیفه خویش را فرو نهاده است.
نکته دیگر این است که بعضی گفته اند او کار «پیامبرانه» می کند و این را یک «ایراد» معرفی کرده اند! طبیعی است که پیروان پیامبران وظیفه دارند کار پیامبرانه انجام دهند مگر می توان گفت با رحلت پیامبر«ص» کارها و پیام ها و پیام رسانی او تعطیل شده است؟ غیرطبیعی این است که کسانی خود را پیرو پیامبران بدانند و به کار پیامبران کاری نداشته باشند. باید اضافه کرد که پیامبران نیز دو وظیفه داشته اند؛ اداره امور جاری و ترسیم چشم اندازهای آینده. این نه فقط کار پیامبران که کار هر مجموعه ای است که می خواهد امور بشر را اداره کند.
مشکل این نیست که احمدی نژاد علاوه بر کار جاری ریاست جمهوری کاری از جنس کار انبیا«ع» را هم وظیفه خود می داند مشکل این است که در 15-10 سال گذشته یک تصور ناقص از «حکومت داری» بر امور جاری کشور سایه انداخته بود و به انجام وظیفه ای بزرگ تر که ایجاد محیطی مساعدتر در عرصه بین المللی است توجه چندانی نمی شد.
فراموش نمی کنیم که یک سرفصل مهم فعالیت رهبر معظم کنونی انقلاب اسلامی در دوره ریاست جمهوری اش، پرداختن به امورات اساسی بین الملل بود و در این راه- چه در سفر به سازمان ملل، چه در سفر به نیویورک و سخنرانی بسیار مهم در سازمان ملل، چه در سفر به پاکستان، چه در سفر به آفریقا، چه در سفر به آمریکای لاتین و چه در سفر به شرق دور و چین- موفقیت های بزرگی داشت و نیز فراموش نمی کنیم که حضرت امام خمینی«ره» در پایان جنگ و شروع دوره بازسازی در اواخر شهریورسال 1367 به سران آن روز کشور فرمودند امورات جاری کشور را به نخست وزیر بدهید و بقیه وقت و توان خود را صرف مسایل بین المللی بنمایید تا دشمنان نتوانند به ایران طمع بورزند. اما بعضی از مخالفان- از جمله یک روزنامه در سرمقاله خود- اینگونه وانمود می کنند که کاری که احمدی نژاد در این نامه و... می کند کار رئیس جمهور نیست کار رهبری و مراجع تقلید است. مثلا روزنامه شرق که مخالفت گردانندگان آن با حدود اختیارات ولی فقیه نیاز به شرح ندارد به یادش آمده است که ولی فقیه طبق قانون اساسی این اختیارات و آن اختیارات را دارد و سپس چنین وانمود کرده است که نامه ای با این مضمون جزو شئونات رهبری است نه رئیس جمهور!
واقعیت این است که احمدی نژاد کار رئیس جمهور را انجام می دهد نه کار رهبری. همانگونه که حضرت آیت الله خامنه ای در آن روز کار رئیس جمهور را انجام می داد نه کار حضرت امام (ره). آن روز امام از روش و منش بین المللی حضرت آیت الله خامنه ای راضی بود. امروز هم رهبر معظم انقلاب اسلامی از منش و روش بین المللی رئیس جمهور کاملا خشنود و راضی به نظر می رسند. امروز رهبر معظم انقلاب به احمدی نژاد به چشم یک بازوی قوی و زبان رسا در تامین اهداف انقلاب اسلامی می نگرد.
اما به نظر می رسد مشکل برخی از مخالفان آن است که نامه احمدی نژاد در راستای سرزنش آمریکاست نه رابطه با آن. آنان خود نوشته اند که: «نامه به بوش می توانست فتح باب تازه در مناسبات با غرب باشد» و از این ناراحت شده اند که: «احمدی نژاد در پنج جای نامه از بوش خواسته است اعمال آمریکا را با محک لیبرالیسم و حقوق بشر بسنجد»!