تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۸۱۳۱۸

اقدام رئیس جمهور بولیوی در ملی اعلام کردن صنعت نفت در این کشور , گرچه یک مسئله داخلی تلقی می شود وگامی بود در جهت عمل کردن به وعده های انتخاباتی « اوو مورالس » , ولی نمی توانست بازتاب خارجی نداشته باشد که اینگونه نیز شد و در اولین واکنش ها , اتحادیه اروپا نسبت به این اقدام رئیس جمهور بولیوی ابراز نگرانی کرد.
اینکه یک موضوع کاملا داخلی مربوط به کشور و مردم بولیوی عصبانیت اروپائیها را برانگیخته , نکته ای است قابل تامل و تاکیدی است بر این واقعیت که غربی ها تاکنون از ثروتهای نفتی این کشور منافعی داشته اند که حال با ملی شدن صنعت نفت آن منافع به خطر افتاده است .
واقعیت این است که کشور بولیوی با وجودی که بزرگترین ذخایر گاز طبیعی در آمریکایی لاتین بعد از ونزوئلا را در اختیار دارد ولی از کشورهای فقیر جهان محسوب می شود که ریشه اصلی این فقر , برمی گردد به تسلط شرکت های غربی بر صنعت نفت این کشور و سو مدیریت زمامداران قبلی که عمدتا وابسته به غرب بوده و به همین جهت جرات و جسارت خارج ساختن ثروت مردم بولیوی از حلقوم کارتلهای غربی را نداشته اند.
در این میان شرکت های « رپسول » اسپانیا , « بریتیش پترولیوم » انگلیس , « توتال » فرانسه و « پتروپراس » برزیل از بزرگترین سرمایه گذاران در بخش نفت و گاز بولیوی بوده اند و همانطور که رئیس جمهور بولیوی نیز متذکر شد بخش اعظم درآمد نفتی این کشور را می بلعیده و تنها اندکی از این سرمایه ملی را به دولت بولیوی می بخشیدند.
اقدام « مورالس » در ملی کردن نفت این کشور را باید پایان دادن به دوران استثمار این کشور توسط شرکتهای غربی دانست که می تواند به عنوان الگو و انگیزه ای برای سایر کشورهای منطقه قرار بگیرد زیرا اکثر این کشورها با وضعیت مشابهی روبه رو هستند و با وجود برخورداری از ثروتهای طبیعی , به دلیل وابستگی و قرارداشتن تحت سیطره شرکتهای چند ملیتی , در فقر به سر می برند.
این اقدام دولت بولیوی در عین حال گامی دیگر در خارج ساختن این قاره از سیطره سیاستها و حاکمیت غرب تلقی می شود و هویت تازه ضدغربی و ضد آمریکایی این قاره را تقویت می کند. سالها , غربی ها به خصوص آمریکا به آمریکای لاتین به عنوان حیات خلوت خود می نگریستند که مردم این منطقه بایستی دنباله رو سیاست های دیکته شده آنها باشد ولی این روند در طول چند سال اخیر و با به روی کار آمدن چهره های استعمارستیز و استقلال طلب در معرض فروپاشی قرارگرفته است . نمونه این تحول , به قدرت رسیدن « اوو مورالس » , کشاورز بولیویایی است . این رخداد از آن جهت حائز اهمیت است که برای اولین بار در 180 سال اخیر در این منطقه یک سرخپوست بر مسند قدرت می نشیند.
تحولات اخیر آمریکای لاتین تاکیدی بر بیداری ملت هاست و بیانگر وارد شدن جهان به دوران جدیدی است که در آن قدرتهای استعمارگر روز به روز منزوی تر و منفورتر می شوند. تردیدی نیست که این روند همچنان ادامه خواهد یافت زیرا ملت ها و جوامع مختلف به حقوق خود آگاهی پیدا کرده و دیگر حاضر نخواهند بود یوغ استعمار و استثمار را تحمل کنند. دوران جدید , دوران مرگ تفکرات استعماری است و این پدیده منفور و ظالمانه را پس از این باید در کتاب های تاریخ جستجو کرد.