تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۸۱۳۳۲
هدف‌شناسی رفتار غرب در قبال دولت اسلامگرای حماس

حمید اسماعیلى: حمله چند پلیس نقابدار فلسطینى به یک مرکز دولتى در غزه مى تواند سرآغاز دور تازه اى از فشارها علیه دولت اسلامى حماس باشد. به نظر مى رسد غرب و اسرائیل در تدارک اعمال فشار همه جانبه اى باشند که در آن از یک سو دولت اصولگراى فلسطین نتواند فرصت استقرار پیدا کند و از سوى دیگر به شکلى فلسطینیان بابت انتخاب حماس در انتخابات پارلمانى اخیر تنبیه شوند.
درواقع نکته قابل تأمل در این میان شاید بیش از آنکه مربوط به دولت نونهال حماس باشد، برخورد خصمانه با ابزار مدرن علیه مردمى باشد که نباید دموکراسى آنان را به تحقق حقوقشان نزدیک کند.
بنابراین رفتار غرب در کنار آنچه رژیم اسرائیل براى ناکام کردن دولت اسلامگراى فلسطینى پیشه کرده اند، هدفى را دنبال مى کند که در آن قرار است مردم فلسطین مانند مردم سایر کشورهاى جهان از اسلوبى دموکراتیک پیروى کرده، صاحب دولت، پارلمان و قانون اساسى شوند، مطبوعاتى آزاد را مطالعه کنند، صاحب سرزمینى جذاب براى سرمایه گذارى شوند و سرانجام بتوانند مانند بقیه مردم جهان زندگى عادى داشته باشند.
اما یک شرط مهم و نامریى در این میان وجود دارد که صرفنظر کردن از آن دستکم در وضعیت فعلى روابط حکم بر نظام بین الملل شاید محال باشد، به این معنا که مردم در انتخاب خود مجال کافى و قدرت انتخاب کامل ندارند و قادر نیستند به هر کسى یا هر جریان فعال از جمله جریانهایى مثل جهاد اسلامى یا حماس رأى دهند که اگر چنین شود وضعیتى شبیه اوضاع جارى تکرار خواهد شد.
تحریم کامل اقتصادى فلسطینیان، بلوکه شدن دارایى هایشان توسط رژیم صهیونیستى، قهر و غضب اتحادیه اروپا و آمریکا با آنان و سرانجام عدم به رسمیت شناختن دولت حماس از سوى دولتهاى غربى و برخى متحدان خاورمیانه اى آنها، واکنشى است دفعى با مردمى که اراده کردند تا در قاعده اى دموکراتیک دولتى متفاوت از گذشته را انتخاب کنند.
حال غرب اصرار دارد که به فلسطینیان بباوراند که در انتخابشان اشتباه کرده اند چون انتخابى متفاوت از خواست غربیها داشته اند. ظرافت این رفتار در همان رویه اى است که پیش تر اشاره شد یعنى القاى آمرانه ایده ها با ابزار دموکراتیک به مردمى که از قضا دهها سال است مقاومت در برابر آمریت را تجربه کرده اند.
غرب مى کوشد با شدت دادن و گسترش دامنه فشارها، تنگ کردن حلقه تحریم ها و مشکلات وانداختن بار سنگین ناشى از اعمال چنین روشها و سیاستهایى بر دوش دولت فلسطین، فلسطینیان را دچار سرخوردگى از فرجام انتخابى کند که بى تردید با درایت و هوشیارى همه آنان در انتخاباتى دشوار به انجام رسید. سرخوردگى فلسطینیان از دولت منتخب حماس چند پیامد روشن دارد:
نخست، مسخ ارزشهاى سالها دوران مقاومت فلسطینیان براى تشکیل دولتى که انتخابى بودن آن حق مسلم آنان است.
دوم، سرخوردگى از شعارها و ابزار دموکراتیک که غرب (به ویژه) داعیه رهاورد آن را براى جهان سوم دارد.
سوم، تعمیق این باور که دموکراسى دیکته شده هرگز نمى تواند و درونمایه لازم را ندارد که با اراده یک ملت که به انتخاب خود احترام مى گذارد، همسو شود.
چهارم، دموکراسى براى غرب هدف نیست بلکه ابزارى است که به وسیله آن قرار است اراده ملتها در تحقق آرمان استقلال خواهى مسخ شود و اگر جز این بود، غرب اینچنین در مقابل انتخاب ملت فلسطین نارضایى خود را بروز نمى داد و ایستادگى نمى کرد.
پنجم، فلسطینیان درصورت شکست دولت اسلام گراى حماس مقابل فشارها باور خواهند کرد مانند آنچه که در زمان حاضر به عنوان کشور فلسطین در دنیا جعل شده و هرگز اجازه مطرح شدن سرزمین فلسطین که در اشغال رژیم صهیونیستى است، داده نمى شود، دولت فلسطین نیز ماهیتى جعلى خواهد یافت، براى آنکه به ظاهر گفته شود فلسطینیان هم صاحب کشور جدید شده اند و هم صاحب دولتى مستقل!
اما سطح دیگر فرآیند فشارها علیه دولت و ملت فلسطین متوجه گروههاى مقاومت از جمله حماس است. غرب گرچه هرگز مشروعیت دموکراتیک دولت منتخب حماس را انکار نکرده اما منازعه اش با این دولت خاستگاه آن است که اساساً رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت نمى شناسد و گستره کشور فلسطین را فراتر از آنچه مى داند که دستگاههاى تبلیغاتى و دیپلماسى غرب مطرح مى کنند، ضمن اینکه نگاهى چالشگرانه به فرآیند گفت وگوهاى صلح و مذاکرات سازش دارد و توافقنامه اسلو را فاقد مشروعیت لازم براى ارائه راهکارى در خدمت به احقاق حقوق فلسطینیان نمى انگارد. همچنین مقاومت در برابر مطالبات اشغالگران فلسطین را رفتارى مشروع تلقى مى کند و بر حفظ آن تا کسب تضمین هاى لازم براى امنیت، اعتبار و حقوق فلسطینیان را نه تنها لازم بلکه تکلیف همه مردم فلسطین مى داند.
غرب اگرچه قادر نبوده است اصالت دموکراتیک دولت حماس را منکر شود اما با اعمال فشارهاى گسترده مى کوشد وضعیت فرسایشى را براى حماس پدید آورد که در این حالت دولت اسلامگراى فلسطین در برزخ انتخاب پذیرش و قبول سقوط یا تن دادن به تسلیم یکى را برگزیند.
به اعتقاد ناظران، ترجیع غرب در این میان تسلیم حماس مقابل اراده آمرانه غرب است زیرا در این صورت به ظاهر دولت منتخب فلسطینى بر مسند قدرت تکیه زده و مردم شاهد استقرار دولت انتخابى خود هستند و از سوى دیگر هیچ یک از پیامدهایى که پیش تر درباره نتایج سقوط دولت حماس به آنها اشاره شد، رخ نخواهد داد.
اما به نظر مى رسد فلسطینیان و دولت حماس هر دو مستعد دفاع از اراده خود هستند اما این وضعیت مخالف و بسیار متفاوت از خواست غرب و اسرائیل است به این ترتیب ناگزیر باید آینده را آبستن تحولات بزرگ دانست.