حجتالاسلام احمد امید
ایمان دینی که ملت به آن سخت پایبند است به همت مجاهدان صبور و مقاوم، بتدریج نقطه های روشنی در افق بسته و غم آلود پدید می آورد و امیدهایی می آفریند و در این هنگام ناگهان خورشید انقلاب اسلامی از مشرق طلوع می کند. بر روی پرچم بلند این انقلاب الهی همراه با نام خدا و شریعت اسلامی، نام فلسطین نقش بسته است...
(رهبر معظم انقلاب)
شرایط جدید فلسطین، همانگونه که در کلام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مطرح شد، با شاخصه هایی از مقاومت اسلامی و تکیه بر ایمان، امید به آینده، خودباوری و شکست های پی در پی صهیونیسم و حامیان آنها و عقب نشینی استراتژیک رژیم اشغالگر قدس از شعار «از نیل تا فرات»، جنبش اسلامی فلسطین را به کانونی برای تحولات تاریخی جهان اسلام در برابر استکبار جهانی تبدیل نموده است. برای تبیین این شاخصه هاو شرایط جدید فلسطین لازم است، مراحل شش گانه بحران فلسطین مورد تدقیق قرار گیرد.
مرحله اول (1948- 1878): پیدایش صهیونیزم و تشکیل رژیم صهیونیستی
این مرحله، با شکل گیری جنبش صهیونیزم سیاسی در کنفرانس بال(1878) آغاز و با تأسیس رژیم صهیونیستی در سال 1948 خاتمه می یابد. دراین مرحله شاهد این تحولات هستیم:
الف) فروپاشی عثمانی در جنگ اول جهانی و اعطای قیمومت فلسطین به انگلستان توسط جامعه ملل.
ب) هم پیمانی صهیونیسم با انگلستان
ج) ایجاد موج های مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به فلسطین و ساختن شهرک های پی در پی یهودی
د) فروش اراضی فلسطین به صهیونیست ها توسط مالکان بزرگ عرب یا ترک مقیم عثمانی
ه) تروریسم سازمان یافته گروه های صهیونیستی علیه فلسطینیان و مقاومت خودجوش فلسطینیان در برابر طرح های صهیونیستی.
و) تصویب قطعنامه تقسیم فلسطین توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد و اختصاص کمتر از نیمی از سرزمین فلسطین به دولت یهودی و الباقی به فلسطینیان عرب و درنهایت تأسیس اسرائیل با استناد به قطعنامه مجمع عمومی.
مرحله دوم(1967-1948): توسعه کامل رژیم صهیونیستی
این مرحله، از جنگ نخست عربی- اسرائیلی (1949-1948) آغاز و با جنگ سوم عربی اسرائیلی (1967) خاتمه می یابد. در این مرحله شاهد این تحولات هستیم:
الف) جنبش صهیونیستی و اسرائیل ابتدا در جنگ اول 78% خاک فلسطین و سپس در جنگ 1967، 22% باقیمانده خاک فلسطین به اضافه صحرای سینای مصر و بلندی های جولان سوریه را به اشغال خود درآورد.
ب) چند صد هزار فلسطینی از خانه و کاشانه خود آواره شده و در مقابل، امواج مهاجرت سازمان یافته یهودیان از اقصی نقاط جهان به فلسطین ادامه یافت.
ج) سازمان آزادیبخش فلسطین شکل گرفت.
مرحله سوم (1982- 1967): خیانت اعراب
در این مرحله جنگ چریکی ساف با شکست مواجه شد و خیانت سادات بزرگترین ضربه را به مردم فلسطین وارد نمود. در این مرحله شاهد تحولات ذیل می باشیم:
الف) انجام عملیات سازمان آزادیبخش فلسطین از اردن بر علیه اسرائیل و کشتار سپتامبر سیاه فلسطینیان دراردن و انتقال رهبری ساف و جنبش های مقاومت از اردن به لبنان
ب) اشغال بخش های بزرگی از لبنان از مرز تا بیروت توسط ارتش اسرائیل (1982) و اخراج رهبری ساف و جنبش های مقاومت به تونس.
ج) سیاست های بین المللی اعمالی از طرف آمریکا و مرگ عبدالناصر و افول ناسیونالیسم عربی منجر به امضای قراردادهای ننگین کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل توسط سادات خائن شد و در نتیجه خروج مصر بعنوان بزرگترین حامی مقاومت از عرصه رویارویی با اسرائیل و آغاز ترویج پارادایم صلح و عادی سازی روابط با اسرائیل در جهان عرب و اسلام شکل گرفت.
مرحله چهارم(1991-1982): اسلامی شدن مبارزات ملت فلسطین
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مبارزات فلسطینی در یک تحلیل از مراحل سه گانه مذکور به این جمع بندی رسیدند که مهم ترین عنصر در سیر نزولی مبارزات آزادیبخش فلسطین فقدان ایدئولوژی اسلامی است و براین اساس در سال 1987 شهید شیخ احمد یاسین رمضان گروه حماس را با عنوان «جنبش مقاومت اسلامی» فلسطین برای مبارزه با اشغالگری اسرائیل بنیان نهاد، تعدادی از فعالان جنبش فتح در زندان های اسرائیل رویکردی اسلامی پیدا کرده و جماعت اسلامی را در زندان تشکیل دادند. برای روشن شدن فرآیند پیدایش این جنبش، لازم است نگاهی به مراحل شش گانه فراز و نشیب های بحران فلسطین بیندازیم.
در این مرحله تحولات ذیل بوجود آمد:
الف) آغاز افول جریان چپ سوسیالیستی در جهان عرب و فلسطین در پرتو تحولات شوروی و بلوک شرق سابق
ب) پیدایش انقلاب اسلامی ایران و رشد اسلام خواهی و جریان یافتن اسلام سیاسی در منطقه فلسطین بوسیله صدور انقلاب و روشنگری و مواضع ضدصهیونیستی انقلاب اسلامی به رهبری رهبر کبیر و فقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(قدس سره).
ج) ظهور جنبش جهاد اسلامی فلسطین و جنبش مقاومت اسلامی (حماس) با تلفیق اسلام و مقاومت جهادی علیه صهیونیستها. مبارزان فلسطین در این مرحله با الهام از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که با تکیه بر اسلام بزرگترین قدرت حامی اسرائیل را سرنگون نموده بود، هویت اسلامی را بزرگترین نقیصه مبارزات ملت فلسطین تشخیص دادند.
د) انتقال صحنه رویارویی از مرزهای فلسطین به داخل فلسطین
ه) تغییر پارادایم مقاومت نخبه محور به مقاومت عمومی و مردمی و شکل گیری انتفاضه نخست و سراسری فلسطین در سال1987 با الهام از رهنمودهای امام راحل(قدس سره)
و) ناتوانی ارتش اسرائیل در برابر انتفاضه و در نتیجه ضرورت صلح و خروج از حالت جنگ و رویارویی دائمی با فلسطین را به نیازی برای اسرائیل تبدیل نمود.
مرحله پنجم (2000-1991): توطئه سرکوب انتفاضه و جنبش اسلامی توسط ساف
رژیم اسرائیل که خود را در مقابل انتفاضه ملت فلسطین ناتوان می دید در صدد برآمد که با دادن امتیازاتی به ساف و ایجاد اختلاف میان مبارزان فلسطینی، انتفاضه را بوسیله این سازمان که به سوی سازش با اسرائیل منحرف شده بود، انجام دهد. در این مرحله شاهد تحولات ذیل می باشیم:
الف) امضای توافقنامه صلح «اسلو» و «غزه اریحا» میان ساف و اسرائیل
ب) انتقال رهبری رسمی فلسطین از تونس به داخل فلسطین و برگزاری انتخابات ریاست خودگردان و مجلس قانونگذاری
ج) پیروزی قاطع جنبش فتح و عرفات و توقف تدریجی انتفاضه و مقاومت در داخل فلسطین
د) مطابق توافقنامه صلح، اداره (و نه حاکمیت) تقریباً غزه (360کیلومتر مربع) و 40% کرانه باختری به حکومت خودگردان فلسطین تفویض شد (یعنی 2%خاک فلسطین)
ه) شکست مذاکره جهت شکل نهایی موجودیت فلسطینی در یک دوره انتقالی 5ساله (1998-1993) میان عرفات و باراک در کمپ دیوید بخاطر عدم اجرای تعهدات طرف اسرائیلی. امید عرفات و فتح این بود که با به رسمیت شناختن اسرائیل در اراضی اشغالی سال1948 (78% خاک فلسطین تاریخی) و متوقف کردن انتفاضه بتوانند حاکمیت فلسطینیان را بر اراضی اشغالی سال 1967 (32%فلسطین تاریخی) را بدست آورند اما عرفات در آخر عمر خود پی برد که آنچه بعنوان صلح مطرح شده است فریبی بیش نبوده است.
مرحله ششم (2000 تا امروز): عقب نشینی اسرائیل و پیروزیهای پی درپی مقاومت
این مرحله با شروع انتفاضه دوم (الاقصی) آغاز و تا امروز با فراز و نشیب هایی ادامه یافته است. ویژگی اساسی این مرحله تلفیق میان سه پارادایم تاریخی مقاومت چریکی نخبه گرا، پارادایم مقاومت و انتفاضه عمومی مردم و پارادایم مذاکرات سیاسی و صلح می باشد. این مرحله با تحولات ذیل همراه بوده است:
الف) شکست و عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان
ب) عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه و کرانه باختری رود اردن. این عقب نشینی عملاً حاکمیت فلسطینیان را تثبیت و ایده «اسرائیل بزرگ» را در حاشیه قرارداد. اگر چه یکی از عمده هدفهای اسرائیل در این عقب نشینی از بین بردن امکان تشکیل کشور مستقل و بهم پیوسته فلسطین حتی در محدوده سرزمینهای اشغال شده از سال 1967 می باشد.
ج) پیروزی چشمگیر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در انتخابات شهرداریها و شورای قانونگذاری و تشکیل دولت توسط آن. این پیروزی دو پیام مهم داشت:
یکی؛ شکست دوره ای مذاکرات بیهوده بر سر «صلح توهمی»
دوم؛ پشتیبانی مردم فلسطین از «خط مقاومت»
د) ثمرات شیرین مقاومت در جنوب لبنان و انتفاضه فلسطین در عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان و نوار غزه و تشکیل دولت مقاومت، روح ایستادگی و مقاومت در برابر صهیونیسم و استکبار جهانی را در جهان اسلام تقویت نمود.
ه) انتخابات هفدهم مجلس اسرائیل و بدست آوردن اکثریت مجلس توسط حزب جدید شارون (قدما، کادیما) که در واقع حزب «نخبگان» اسرائیل است که همه در آن رهبرند و شارون را به ریاست خود برگزیده اند و با غیاب شارون قصاب صبرا و شتیلا از صحنه سیاسی و تصمیم گیری اسرائیل، با مرگ مغزی وی ضربه ای محکم به این حزب وارد شد زیرا از شخصیت کاریزماتیک او برای فشار بر همه سیاستمداران اسرائیل محروم شد.
و) موضع گیری آمریکا و اروپا در مقابل حماس و فشار جهت به رسمیت شناخته شدن اسرائیل و دست برداشتن از استراتژی آزادی کلیه سرزمینهای اشغالی توسط این جنبش.
قوس نزولی اسرائیل
«شارون» نخست وزیر رژیم صهیونیستی که بعنوان پرچمدار استراتژی «از نیل تا فرات» و تعبیر کننده رؤیای اسرائیل بزرگ از رود اردن تا مدیترانه شناخته می شد و در این مسیر بسیار سرسخت بود و نقش او در جنگ های 1948و 1967و 1973 و کشتار صبرا و شتیلا و سیاست شهرک سازی برای برهم زدن بافت جمعیتی در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نفع یهودیان جهت منضم نمودن این بخشها به خاک اسرائیل زبانزد عام و خاص بود و در سال 1973 حزب لیکود را با گرایش راست افراطی برای تحقق اهداف بلند پروازانه خود تأسیس نمود. اما چه اتفاقی روی داد که موجب تغییر موضع ناگهانی او و رویکرد به صلح با اعراب در تشکیل کشور مستقل فلسطینی شد و براین اساس طرح خروج یک جانبه از نوار غزه و شمال کرانه باختری و پرچیدن شهرک های یهود از آن مناطق را اجرا کرد این سؤال هنگامی تعمیق بیشتری پیدا می کند که توجه کنیم که اولاً چنین تغییر و رویکردی سبب تضعیف او در حزب لیکود و خروج او از این حزب و تشکیل حزب جدید لیبرال «مسئولیت ملی» شد و ثانیاً؛ شعار حزب جدید خود را حفظ فرصت های صلح با فلسطینیان اعلام نمود.
تشکیل این حزب رسماً وی را از یک جنگ طلب جنبش شهرک نشینی اسرائیل به یک صلح طلب تبدیل نموده و بر مبنابودن طرح «نقشه راه» برای مشی حزبی خود پای می فشرد.
هنگامی می توانیم به این سؤال به نحو جامع جواب دهیم که رخداد شگفت انگیز اخیر یعنی شکست شیمون پرز سیاستمدار کهنه کار اسرائیل و دارای جایزه صلح نوبل و رهبر حزب کارگر از «عمیرپرتز» رقیب خود در انتخابات داخلی حزب کارگر مورد توجه قرار دهیم. او از رهبری این حزب کنار گذاشته شد و «پرتز» با بیرون کشیدن حزب کارگر از دولت ائتلافی عملا برگزاری انتخابات زودرس سراسری در اسرائیل را دنبال نمود و به دنبال این شکست انشعاب حزب لیکود توسط شارون یک فاجعه سیاسی محسوب می شود و مجموعه این تحولات در محافل سیاسی بعنوان یک زلزله سیاسی و بحران برای رژیم صهیونیستی قلمداد شده است.
بنابراین این تحول غیرمنتظره با توجه به تفاوت بین «شارون» نخست وزیر رژیم صهیونیستی و «عمیرپرتز» می تواند ما را به پاسخ سؤال نزدیک کند. شارون کسی است که دیدگاه افراطی برای حل مسئله فلسطین داشته است و در کارنامه خود قتل و جنایت و تروریسم دولتی و شهرک سازی را دارد و پس از این دیدگاه افراطی خود را به دیدگاه صلح طلب تبدیل نموده است اما «عمیر پرتز» کسی است که قبل از روند صلح خاورمیانه از سال 1991 در مادرید، از تشکیل دولت مستقل فلسطینی حمایت کرده و با شهرک سازی مخالفت نموده بود و تحلیل گران سیاسی پیش بینی می کنند که با حاکمیت وی اسرائیل از سرزمین های فلسطینی تا خطوط مرزی 4ژوئن 7691 عقب نشینی کند.
علیرغم چنین تفاوتی که «شارون» با «پرتز» در دیدگاه دارد، تردیدی نیست که هر دو در یک نقطه استراتژیک وحدت نظر دارند و آن اینکه صلح تنها راه برون رفت اسرائیل از بن بستی است که مقاومت و انتفاضه ملت فلسطین برای آنها ایجاد نموده است. در واقع طرح «نقشه راه» به خاطر همین طراحی شد و آمریکا بر آن پا می فشرد. تغییر رویکرد شارون و مرگ سیاسی او و انتخاب شدن «هرتز» نشان دهنده رویکردی است که در جامعه اسرائیل نسبت به صلح با فلسطین بوجود آمده و نشان دهنده بن بستی است که دیدگاه های افراطی دچار آن شده اند و علیرغم خواست آنان، عقب نشینی از استراتژی اسرائیل بزرگ در حال انجام می باشد و این نتیجه قدرت انتفاضه ملت فلسطین است و در آینده ای نه چندان دور شاهد آزادی کلیه سرزمینهای فلسطین و قدس شریف خواهیم بود.