تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۸۱۵۷۵

نبی‌الله ابراهیمی: منوچهر متکى وزیر امور خارجه ایران روز جمعه براى تبریک به مقامات عراقى براى تشکیل دولت دائم این کشور به بغداد سفر کرد. سفر متکى به بغداد دومین دیدار یک مقام عالى رتبه ایرانى پس از سقوط صدام در عراق است. این در حالى است که راى اعتماد کابینه نورى المالکى نخست وزیر جدید عراق بار دیگر به تثبیت شیعیان در عرصه سیاسى و اجتماعى عراق کمک خواهد کرد. همچنین تحولات جارى عراق، عمق روابط استراتژیک این کشور با تهران را نشان مى دهد. نخست وزیر عراق نوین از ابراهیم الجعفرى گرفته تا نورى المالکى هر دو از حوزه مکتب نجف و حزب الدعوه و نزدیک با دیدگاه هاى راهبردى ایران هستند. اکنون که آقاى نورى المالکى از مجلس ملى عراق راى اعتماد گرفته بار دیگر سطح تعاملات میان بغداد- تهران به عنوان یک مولفه تاثیرگذار بر اوضاع جارى و سارى منطقه مطرح خواهد شد. با گذشت سى ماه از اشغال عراق توسط ایالات متحده، مسئله حضور نیروهاى این کشور در خاک عراق مورد توجه دولت جدید واقع خواهد شد. برخى کارشناسان معتقدند که حضور بلندمدت آمریکا در منطقه خلیج فارس، یک سناریوى بسیار محتمل حضور و بازآرایى سربازان آمریکایى در خاک کویت یا کشور همسایه دیگر به بهانه شکل دادن به گارد واکنش سریع در راستاى حفظ امنیت عراق است. این مسئله این فرضیه را مطرح مى سازد که سیاست ایران در عراق نوعى بالا بردن ضریب امنیتى عراق در قبال سیاست هاى آمریکا در منطقه است. پس ایران و عراق مى توانند در زمینه حفظ صلح و امنیت در عراق داراى نوعى روابط استراتژیک با هم باشند. چرا که این رویکرد براى ایران که مخالف حضور نیروهاى آمریکایى در عراق و براى عراق که خواهان پایان اشغال است از اهمیت ویژه اى برخوردار است. همچنین فروپاشى نظام بعث توسط ایالات متحده علاوه بر اینکه پیامدهاى مهمى را براى این کشور به دنبال داشت، تغییرات اساسى و قابل توجهى را بر دیگر کشورهاى عربى برجاى گذاشت. در این راستا مى توان چند فاز را براى این تغییر و تحولات تعریف کرد. اول اینکه سیستم اعراب نتوانسته خود را از رکود سیاسى که قبل از شروع جنگ گرفتار آن بوده رها کند. دوم اینکه گسترش گفتمان هاى اصلاح طلبانه و تجربه برخى اصلاحات قابل توجه که در آینده مى تواند به پیشرفت بیشتر نظام اعراب منجر شود، در این کشورها در حال شروع شدن است که این دو موضوع، پیامدهایى را به همراه خواهد داشت. اول اینکه عراق مرحله پسا اصلاحات را مى گذراند و روند فشار اصلاحات از سوى کشورهاى غربى به دول عرب فرصت پردازش آنها براى نفوذ سیاسى و امنیتى در عرصه عراق را خواهد بست و اینکه حیاط خلوت جدید را براى سیاست هاى عام ایران در عراق مهیا خواهد کرد. دوم اینکه سیاست خارجى ایران در این وضعیت مى تواند تا حد زیادى دلمشغولى اعراب به مسئله هسته اى را جلب کرده و به بسترسازى و ساماندهى فصل نوین روابط استراتژیک با بغداد بپردازد. با این اوضاع و احوال مى توان گفت روابط میان عراق و ایران به چند دلیل در یک جهت استراتژیک باشد:
1-پیروزى شیعیان در عراق احتمالاً به تقاضاى سیاسى علویان و کردها در ترکیه خواهد افزود و این فشارها، ترکیه را از سیاست نفوذ در شمال عراق بازخواهد داشت و مى تواند تا حد زیادى ترکیه را در اتخاذ سیاست مشترک با تهران در زمینه عراق وادارد. 2-کابینه نورى المالکى و توازن مثبت شیعیان، زمینه ساز نزدیکى امان به تهران براى بازیافت سیاست هاى اقتصادى این کشور در عراق است و ایران نیز خواهد توانست رفتارهاى متناقض اردن، در قبال حماس و آینده فلسطین را با سیاست هاى خود تعدیل کند. 3-نیروهاى شیعى بین النهرین همچنین خواهند توانست موجبات نزدیکى بیشتر مواضع سوریه و ایران و تقویت جبهه مشارکت هلال خصیب را فراهم آورند. 4-این تعامل استراتژیک میان ایران و عراق نوین احتمالاً در آینده عربستان سعودى را به حداکثرى کردن مناسبات دوجانبه خود با تهران واداشته و این درک مشترک خواهد توانست تناقضات رفتارى شوراى همکارى خلیج فارس را حداقلى سازد. در پایان و با این پیش فرض ها مى توان نتیجه گرفت که گفتمان مشترک ایرانى- عراقى در خاورمیانه نوین مى تواند زمینه ساز تفاهمات و درک متقابل منطقه اى و مناسبات نوین میان منطقه اى تلقى شود. لذا روابط استراتژیک میان عراق و ایران وجود دارد از آن لحاظ که توانسته به کاهش تهدیدات و افزایش فرصت ها بینجامد.