*بیشتر مردم عراق از رئیس جمهور شدن شما استقبال کردند، شما به کسى که مى گوید «رئیس جمهور کشور عربى عراق باید عرب باشد» چه پاسخى مى دهید؟
**رئیس جمهور عراق شدن مشروط به «کرد بودن» نشده است و برگزیده شدن به این سمت نیازمند ویژگى هاى اخلاقى، سیاسى و غیره است. رئیس جمهور باید اهل وفاق ملى و مورد پذیرش جناح هاى اصلى پارلمان باشد. او همچنین باید بتواند با نزدیک کردن آرا و دیدگاه ها، نقش موثرى در حفظ منافع ملى و ایجاد دولت وحدت ملى ایفا کند. در مورد عرب بودن رئیس جمهور نیز باید بگویم که محدود کردن جایگاه ریاست جمهورى به نژاد یا مذهب خاص در تضاد با مفهوم وحدت ملى است. شرط لازم براى وحدت مردم عراق، برقرارى حقوق و وظایف یکسان براى همه گروه ها و نژادهاست بنابراین همه عراقى ها حق دارند که در صورت دارا بودن شرایط مصرح در قانون اساسى به مقام ریاست جمهورى یا نخست وزیرى برسند. استثنا کردن کردها به اعتبار نژاد آنان در تضاد با مفهوم وحدت ملى و نمایانگر گرایش هاى متعصبانه نژادى و کرد ستیزانه است.
*صحبت از کودتا شد. به نظر شما دوران کودتاهاى نظامى در عراق به سرآمده است؟
**به نظر من بله، این دوره و زمانه کودتا را نمى پذیرد. البته منظورم غیرممکن بودن احتمال انجام کودتا در کشورهاى جهان نیست زیرا هنوز در بسیارى از نقاط جهان قدرت در دست نظامیان است اما مى توان گفت که در این دوران، کودتا چندان کارساز نیست.
* از بحران تشکیل دولت و اینکه خواستار دخالت شما شده اند، بگویید.
**در ابتدا باید بگویم که این درخواست باعث افتخار من است. ماموریت تشکیل دولت در عراق ماموریت بسیار دشوارى است. شما از ترکیب جمعیتى، نژادى و مذهبى عراق آگاهى دارید. این کشور با وجود نعمت هاى الهى که خدا بدان اعطا کرده کشورى با شرایط پیچیده ودشوار است و از زمان امام على(ع)به کشور «مشکل ها» مشهور شده است.
* گفته مى شود که شما سکولارها، رویکرد آزاد ملى را براى رهایى از فرقه گرایى دنبال مى کنید. چگونه در یک دولت متشکل از شیعه و سنى به وحدت نظر خواهید رسید؟
**فراموش نکنید که خود من سنى هستم.
* اما شما یک سکولار محسوب مى شوید و دیدگاه مذهبى ندارید.
**بگذارید براى شما از واقعیتى به نام عراق صحبت کنم. عراق کشورى متشکل از دو قوم عرب و کرد است. قانون اساسى زمان صدام نیز به این مسئله اذعان دارد. در کنار کردها و عرب ها اقوام دیگرى همچون آشورى ها، کلدانى ها و ترکمان ها نیز هستند. در عراق هم مسیحى و هم مسلمان متشکل از شیعه و سنى هست و در داخل سنى ها نیز حنفى ها و شافعى ها هستند. این یک مسئله طبیعى در عراق است و امر جدیدى نیست. آنچه در عراق جدید است وجود احزاب متنوع و متعددى است که از «زاخو» تا «بصره» گسترده شده اند. عراق تجربه دموکراتیک چندانى ندارد به ویژه آنکه وقتى عفلقى ها در عراق به قدرت رسیدند به جریانات نوگرا و دموکراتیک فرصت عرض اندام ندادند و ملى گراها نیز نتوانستند حتى یک نماینده به پارلمان بفرستند. واقعیت این است که جریان هاى سیاسى در عراق امروز به دو دسته لاییک ها و اسلام گرایان تقسیم مى شوند و اسلام گرایان نیز- صرف نظر از شیعه یا سنى بودنشان- در اکثریت هستند. همان طورى که پیش بینى مى شد اسلام گرایان بیشتر کرسى هاى پارلمان را از آن خود کردند. اکنون نیز قرار است دولت براساس فهرست پیروز در انتخابات تشکیل شود حالا چرا این فهرست را به جاى آنکه طایفه اى بدانیم، فهرستى دموکراتیک ندانیم؟ من در اینجا «فهرست کردستانى» را مثال مى زنم. این فهرست پنج وزیر دارد. وزرایى متشکل ازمسیحیان و مسلمانان. ما نامزدى مسیحى به نام خانم «فوزى الحریرى» براى وزارت داریم که به اعتبار عضویتش در فهرست کردستانى مطرح شده است نه به اعتبار مسیحى بودنش و یا «فهرست العراقیه» که زنان و مردانى از شیعه و سنى درآن وجود دارند.
*آیا کردها از آنچه اکنون رخ مى دهد رضایت دارند؟
**بله. من این را به شما ثابت مى کنم. ببینید! اگر شما به آمارکردهایى که به قانون اساسى راى مثبت دادند نگاه کنید متوجه مى شوید که 80 درصد ازآنان موافق قانون اساسى و وحدت عراق هستند، این خود بهترین نشانه رضایتمندى آنان است. دلیل دیگر اینکه در نبود یک دولت عراقى، پارلمان کردستان تاسیس شد این پارلمان موافقت خود را با ایجاد «عراق متحد فدرال»اعلام نمود اگرچه اعتراض هایى در مورد عرب هاى انبار، بصره و کربلا وجود دارد اما به شکل خلاصه من به عنوان یک کرد مى گویم که ما راضى هستیم.
*برخى از عرب ها نگران تجزیه عراق و تشکیل دولت مستقل کرد هستند. شما چگونه به آنها اطمینان مى دهید؟
**به نظر من عرب ها نگران تجزیه نیستند بلکه شووینیست ها نگرانند زیرا بیشتر عرب ها و کردها با شرکت در انتخابات حمایت خود را از تشکیل پارلمان، وحدت ملى و عراق فدرال دموکراتیک اعلام کرده اند. طیف عرب سنى مخالف با فدرالیسم نیز به صراحت اعلام کرده است که مخالفتى با کردستان فدرال نداردو حتى برادر صالح المطلک نیز گفته است که من با فدرالیته شدن کردستان مخالف نیستم و حتى بیشتر از آن، با جدا شدن کردستان نیز مخالفتى ندارم. بنابراین مى بینید که تقریباً همه گروه ها با فدرالیته شدن کردستان موافقند و اعتراض ها بیشتر متوجه فدرالیته شدن جنوب عراق است. من در اینجا سئوالى از شما مى کنم که داراى نکته دقیقى است و آن اینکه اصولاً نقش کردها در اوضاع عراق چیست؟اگر آنها واقعاً دنبال تجزیه بودند که دعواهاى داخل عراق را رها مى کردند و به سراغ جداکردن سرزمین هاى کردنشین مى رفتند.
* من از نگرانى ها صحبت کردم نه اعتراض ها، نگرانى از اینکه کردها به فکر جدایى بیفتند به ویژه آنکه کردها به تازگى کمیسیون استفتاء در این زمینه را نیز تشکیل داده اند.
**بسیار خب، به سراغ نگرانى ها مى رویم. کمیسیونى که در کردستان تشکیل شده است براى تصمیم گیرى در مورد جدا شدن از عراق نیست بلکه براى بررسى سرنوشت این منطقه است که البته حق طبیعى هر قومى است. ما تصمیم گرفته ایم که جزیى از عراق باشیم و در چارچوب عراق متحد، متکثر، فدرال، دموکرات و مستقل باقى بمانیم. شما باید تفاوت هاى موجود میان انتخاب آزادانه کردها در زندگى با سایر عراقى ها و در چارچوب عراق متحد با آنچه در دهه،20 قرن گذشته -و با زور اسلحه استعمار بریتانیا- رخ داد را بدانید.
* مشکل کرکوک را چطور ارزیابى مى کنید؟
**راه حل بسیار ساده است و در قانون اساسى آمده است:«برطرف کردن آثار پاکسازى نژادى دوران صدام،بازگرداندن مهاجران به خانه و کاشانه خود و متحد کردن دوباره کرکوک». صدام صدها هزار تن از کردها و ترکمانان این منطقه را وادار به کوچ اجبارى کرد و عرب ها را از مناطق دیگر به ویژه جنوب در کرکوک اسکان داد. این مسئله مشکلات جمعیتى و طایفه اى فراوانى را براى کرکوکى که از قدیم منطقه اى سنى نشین بوده است فراهم کرد. بسیارى از کسانى که به اجبار صدام به کرکوک آمدند از عرب هاى شیعه اى هستند که در صورت امکان خواهان بازگشت به مناطق خود هستند. بنابراین ما باید تلاش کنیم تا این منطقه را به شکل طبیعى و اصلى خود دربیاوریم و این مسئله باید بدون برانگیختن روح دشمنى و آرامش میان اقوام مختلف و به خواست واراده آنان صورت بگیرد. در این راستا برخى دولت هاى خارجى اظهارنظرهایى کرده اند که باید به آنها گوشزد کرد که در امور داخلى عراق دخالت نکنند.
* گناه آنهایى که به اجبار صدام به کرکوک آمده اند چیست که حالا باید دوباره جابه جا شوند؟
**من با آنان جلسه اى داشته ام و گفته ام که اگر مى خواهند بمانند، مى توانند، به شرط آنکه بافت جمعیتى شهر را به هم نزنند. بسیارى از آنها خواهان بازگشتند و برخى نیز با این بهانه که ترک این منطقه با زور، مخالف اسلام است از ترک آن سر باز مى زنند. تاکنون ده هزارتن از عرب هاى ساکن این منطقه براى تخلیه کرکوک اعلام آمادگى کرده اند. من خود اهل کرکوک و از طالبانى هاى کرکوک هستم.
* در حال حاضر نگرانى هایى نسبت به برخى اقدامات همسایگان عراق وجود دارد که این نگرانى ها با بمباران اخیر مناطق کردنشین توسط ایران و ترکیه شدت گرفته است. ارزیابى شما از این خطرات چیست؟
**به نظر من خطرى جدى از سوى همسایگان ما را تهدید نمى کند. اگر ما در داخل عراق به یک تفاهم ملى برسیم با همسایگانمان نیز به تفاهم خواهیم رسید. من به عنوان رئیس جمهور عراق قول مى دهم که در صورت همکارى گروه ها و تشکیل دولت ملى متحد، گروهى را براى حل مشکلات موجود به تهران و آنکارا بفرستم و اگر این مشکلات حل نشد استعفا مى دهم و به سلیمانیه مى روم. میان ما و ایران رابطه تاریخى ریشه دارى وجود دارد که البته داراى ابعاد مثبت و منفى نیز هست اما در عین حال زمینه خوبى براى حل مشکلات وجود دارد. این مسئله در مورد ترکیه نیز صادق است. توجیه این کشورها براى بیماران مناطق کردنشین تا حدودى درست است. حزب کارگر کردستان با پایگاه قرار دادن خاک عراق علیه این کشور، دست به عملیات نظامى مى زند و حزب موسوم به «پژاک» نیز همین کار را در داخل خاک ایران مى کند. حالا آیا ما مى توانیم مانع اقدام این دو کشور علیه این دو حزب بشویم و از آنها بخواهیم که دست از اینگونه اقدامات بردارند. من فکر مى کنم حل این مسئله در گرو تشکیل دولت وحدت ملى است و پس از تشکیل این دولت است که مى توانیم با ایران، ترکیه و سوریه در مورد مشکلات موجود صحبت کنیم. این مشکلات صرفاً از طریق مذاکره قابل حل است و من شخصاً به روش هاى غیرمتعارف از قبیل لفاظى هاى توهین آمیز و... اعتقادى ندارم. من فکر مى کنم اگر ما دولت مقتدر و باثباتى داشته باشیم اینگونه مشکلات به راحتى و در قالب مذاکره قابل حل باشد گو اینکه ما کشور ضعیفى نیستیم و اگر دیگران مى توانند براى ما مشکل ساز باشند ما هم اگر احساس کنیم بحران به حدنهایت خود رسیده است مى توانیم براى همسایگانمان مشکل ساز باشیم؛ اگرچه خواهان چنین وضعیتى نیستیم. اگر ایران به اعتبار شیعه بودنش به خود اجازه دهد که در کربلاى شیعى دخالت کند و ترکیه نیز با منطقى مشابه کرکوک را دستخوش بحران کند، رویه خطرناکى حاکم مى شود زیرا عراق هم با چنین منطقى به خود حق مى دهد که در خوزستان عرب نشین دخالت کند و اسکندرونه ترکیه نیز وضعیت مشابهى خواهد یافت. اما بهتر است که به جاى این شیوه به حاکمیت و مرزهاى یکدیگر احترام بگذاریم.
* این درست است که میان شما و گروه هاى مقاومت مسلح عراقى گفت وگوهایى صورت گرفته است؟جزئیات این گفت وگوها را به ماهم بگویید.
**این گفت وگوها جزئیاتى بیشتر از آنچه در مصاحبه هایم گفته ام، ندارد. یک روز همراهانم به من اطلاع دادند که شخصى به نام ابومصطفى مى خواهد مرا در منزلم ملاقات کند. او از افسران سابق عراق و از جمله مخالفین صدام بود. کمى بعد او به اتفاق چهارتن دیگر به خانه من آمد و گفت که از رهبران مقاومت عراق است و به خاطر اطمینانى که به من دارد به خانه ام آمده است. ابومصطفى آمده بود که به من بگوید با آمریکایى ها در عمان و بغداد مذاکره کرده است و این مذاکرات در آستانه به نتیجه رسیدن بوده است که به وى خبر مى دهند آمریکایى ها در حال مذاکره با ایرانى ها هستند و از آنجایى که او خطر ایرانى ها را بیشتر از آمریکایى ها مى دانسته مذاکره با آمریکایى ها را متوقف کرده است. من به آنها توصیه کردم که دست از مذاکره با آمریکایى ها برندارند. یک بار نیز اشخاصى از انبار به نزد من آمدند و مدعى شدند که با گروه هاى مقاومت در ارتباطند. من از آنها به عنوان شهروندان عراقى استقبال کردم. همچنین برزان تکریتى و طارق عزیز نامه هایى از زندان برایم ارسال کردند که در آن خواستار رسیدگى به وضعیت بدمزاجى شان بودند و من هم خواسته آنان را برآورده کردم زیرا بر اساس اعتقادى که دارم آنان را شهروندان این کشور مى دانم و خود را ملزم به رعایت حقوق انسانى و شهروندى آنان مى دانم.
* اگر از صدام نامه اى به دستتان رسید چه مى کنید؟
**با آنکه تا لحظه آخر با صدام جنگیدم و او همواره مرا خائن نامید اما بازهم خود را ملزم به رعایت حقوق انسانى افراد مى بینم و معتقدم که باید با کنارگذاشتن سیاست قلع و قمع و خشونت، صفحه جدیدى آکنده از مدارا و تسامح در این کشور ورق بخورد. از همین رو نامه او را مى خوانم و اگر خواسته قانونى داشت آن را برآورده مى کنم.
* میان آمریکا و ایران گفت وگویى صورت گرفته است؟
**خیر، اما امیدوارم این گفت وگوها هرچه زودتر انجام شود و من شخصاً براى ایجاد زمینه این گفت وگو و شرکت در آن اعلام آمادگى مى کنم.
* رابطه شما با کشورهاى عربى چگونه است؟
**بسیار خوب و ما با اردن، عربستان، مصر، سوریه، بحرین و سایر کشورهاى عربى رابطه بسیار خوبى داریم.
* شما از18 سالگى که به عضویت «شوراى مرکزى انقلاب کردى» درآمدید، تاکنون به فعالیت هاى سیاسى اشتغال داشته اید. از سیاست خسته نشده اید؟
** به خدا قسم خسته شده ام. من حتى نمى توانم خانواده ام را یک جا جمع کنم. ما فقط طى یک حادثه نادر در آغاز سال میلادى جدید توانستیم باهم یک جا جمع شویم.