علی تتماج
با گذشت سه سال از قراردادهای لیبی با غرب مبنی بر تعلیق فعالیتهای هستهای، سرانجام دولتمردان لیبی رسما اعلام نمودند که هیچگونه دستاوردی از این همکاریها حاصل نشده و غرب هیچ کدام از وعدههای خود را عملی نساخته است. به عبارتی دیگر در حالی که آمریکا و برخی دول اروپایی نظیر فرانسه با مطرح کردن، انعقاد قرارداد هستهای با لیبی سعی دارند تا وانمود سازند که برای اجرای وعدههای خود گام برمیدارند، دستاوردها و حاصل پذیرش خواستههای غرب از سوی لیبی در طی سه سال عبارتند از:
1- کاهش محبوبیت و مشروعیت دولتمردان در میان افکار عمومی لیبی بویژه اینکه در این سالها قزافی برای تحقق وعدههای غرب از یک سو اصلاحاتی را در کشور انجام داده که با جامعه اسلامی لیبی هماهنگ نبوده است.
2- از دست دادن جایگاه منطقهای و بینالمللی بویژه در جهان اسلام به دلیل هم پیمانی و نزدیکی با آمریکا و غرب که انزوای لیبی را در پی داشته است.
3- عقبماندگی از عرصه تکنولوژی و فنآوری روز دنیا که لیبی را کشوری عقب مانده و وابسته به غرب معرفی نموده که هیچ گونه جایگاهی در عرصه جهانی بویژه در امور علمی ندارد.
4- ادامه تحریمها و سیاستهای خصمانه غرب علیه این کشور به عنوان ابزاری برای همسو نمودن آن با اهداف خود در منطقه و جهان که نمود آن را در مواضع لیبی در قبال تحولات فلسطین و جهان اسلام میتوان مشاهده کرد.
در کنار این تحولات نکته قابل تامل، نتایج و درسهای سرنوشت همکاری لیبی با غرب برای پرونده هستهای ایران و عبرتگیری از آن برای کسانی است که از پذیرش خواستههای غرب سخن به میان میآورند. برخی از گزارشات حکایت از این امر دارد که اروپاییها و آمریکا در مقابل، کنار نهادن فعالیتهای هستهای از جانب ایران، حاضر به دادن امتیازات اقتصادی، سیاسی و حتی هستهای به ایران میباشند، لذا استمرار شرایط کنونی از جانب تهران امری غیرقابل پذیرش میباشد. با کمی تامل در پروندههای مشابه ایران، نظیر کره شمالی و لیبی، در مییابیم که هدف کنونی غرب از دادن چنین وعدههایی به نوعی تکرار سرنوشت لیبی برای ایران میباشد.
هر چند مقامات کشورمان بارها تاکید کردهاند، مذاکره اولین گزینه ایران برای حل بحران کنونی است، اما برای دریافتن اهمیت و لزوم استمرار برنامههای هستهای باید به این نکته توجه داشت که در کنار پیامدهایی که لیبی از پذیرش خواستههای غرب بر آن گرفتار آمد، ابعاد دیگری برای ایران ایجاد خواهد شد از جمله:
اولا افزایش فرار مغزها از کشور با ساکن شدن فعالیت اندیشمندان کشورمان که غرب برای جذب آنها از هماکنون برنامهریزی و از جذب آنان خبر داده است.
ثانیا امروز در عرصه بینالمللی، ایران به عنوان اولین مقابلهکننده با زیادهخواهیهای غرب و آمریکا، توانسته از موقعیت مناسبی در میان کشورها غربستیز نظیر، کشورهای آمریکای لاتین، آسیای مرکزی و قفقاز، کشورهای عربی و اسلامی و نهضتهای آزادیخواه مانند مقاومت لبنان، فلسطین، اخوانالمسلمین مصر برخوردار گردد. بر این اساس عقبنشینی ایران در برابر خواستههای غرب موجب از دست رفتن بسیاری از این جایگاهها و منافع ایران در عرصه جهانی میگردد.
در نهایت میتوان گفت که در شرایط کنونی و برخلاف ادعاهای دول غربی و آمریکا، کشورمان باید با درس گرفتن از سرنوشت کشورهایی مانند لیبی که پس از سالها همکاری با آمریکا، اعتراف نمودند که در ازای همکاری، دستاوردی نداشتهاند، با درایت و برنامهریزی جامع و به پشتوانه ملت و اندیشمندان خود، ضمن استمرار فعالیتهای هستهای با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود برای حل دیپلماتیک و مسالمتآمیز بحران کنونی تلاش نماید، در حالی که باید به این اصل توجه داشت که تعلیق فعالیتها و پذیرش خواست غرب، حاصلی جز عقب ماندگی و از دست دادن بسیاری از منافع جهانی و در نهایت تکرار سرنوشت کشورهایی مانند لیبی برای کشورمان در پی نخواهد داشت.