دکتر سیدمحمد طبییبان
رسم بدعهدى ایام چو دید ابر بهار
گریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
در بین اخبار تاثرانگیز و تاسفبارى که در مورد بازنشسته کردن اساتید و کارشناسان شایسته به فراوانى به گوش مى رسد از جمله خبر بازنشسته کردن آقاى محمد کردبچه مدیرکل دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامه ریزى و کارشناس صدیق و سخت کوش قدیمى این سازمان جایگاه ویژه اى داشت و خاطرات بسیارى را مجدداً در ذهن من زنده کرد. محمد کردبچه همکلاس دوران دانشگاه، جوان آرام و سر به زیر و درسخوان. محمد کردبچه همکار سازمان برنامه و بودجه دهه 1360 و 1370 که هیچ کس صبح زودتر از او بر سر کار حاضر نمى شد و هیچ کس پس از او سازمان را ترک نمى کرد. براى انجام کارها شب و روز و تعطیل و غیرتعطیل نمىشناخت. این وجه از شخصیت کارى او جنبه مثل زدنى داشت. زمانى که در معاونت اقتصادى همکار بودیم در دهه 1360 و 1370 بعضى مواقع سعى کردم که رکورد او را بشکنم و براى دیگران به عنوان شوخى تعریف کنم. لکن هر صبح قبل از طلوع آفتاب به سازمان رسیدم و با خود گفتم که این بار دیگر دفتر کار کردبچه بعد از دفتر کار من باز مىشود، لکن باز با تعجب دیدم که پشت میز خود نشسته و مشغول کار است. یا شبها به پنجره دفتر او نگاه کردم تا چراغ آن خاموش شود و پشت سر او از سازمان خارج شوم لکن عاقبت او بود که در پشت سر من از پله ها پایین مى آمد.
محمد کردبچه بدون توقع و بدون ادعا تلاش مىکرد گویى که تنظیم بودجههاى سالانه کار و وظیفه شخصى او است. اگر کسى در کار خود تعلل مىورزید او بود که آن را با تلاش بیشتر جبران مىکرد. او ادوار مختلف مجلس شوراى اسلامى را همراهى کرد و با حوصله به نمایندگان که هر چند سال جدیداً وارد مجلس و کمیسیون بودجه مىشدند، بودجه و ظرایف کار آن را مىآموخت و تجربه پیشینیان را منتقل مىکرد. او در دولتهاى مختلف شبها و روزها ساعات طولانى به توضیح ارقام بودجه مى پرداخت و با حوصله به نظرها و پیشنهادها گوش فرامىداد و با ملایمت و ادب ویژه خود پاسخ مى داد و یا پیشنهاد ارائه مى کرد. او کارى به رفت وآمد گروه هاى سیاسى و رقابت هاى حیطه قدرت نداشت. مى دانست که بودجه سند زندگى اقتصادى یک ملت است و معاش جمعى ملت را تنظیم مى کند. به همین دلیل نیز بى توجه به این گروه و آن گروه و این حادثه یا آن حادثه سعى مى کرد که این سند در زمان خود تنظیم شود. بایستى یادآور شوم که در آن سال ها (بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و دوران جنگ تحمیلى) در درون سازمان برنامه و بودجه این شعار درون دستگاهى مطرح بود که ما بایستى تلاش کنیم که معلم، پلیس، درجه دار، پرستار و یا هر خدمتگزار بخش عمومى در دورترین نقاط کشور به موقع حقوق خود را دریافت کند و پروژه هاى عمرانى حتى الامکان از طریق تامین مالى در جریان اجرا قرار گیرند.
گروهى که در سازمان برنامه و بودجه این هدف را پیگیرى مى کردند کارشناسان و مدیرانى بودند مانند کردبچه، رحیم دانش، محمدپور، مرحوم شمس لاریجانى، صدیقى و... افرادى مشابه در همان سازمان و دستگاه هاى اقتصادى دیگر مانند وزارت اقتصاد و دارایى (خصوصاً خزانهدارى کل) و بانک مرکزى که ارتباط کارى تنگاتنگى با یکدیگر داشتند و مشکلات بى پایان را با همکارى و همفکرى از سر راه نیل به این هدف برمى داشتند.براى ما تا زمانى که کارى به روال انجام مى شود آن را طبیعى مى دانیم و زحمت و تلاش آنانى که کار را به روال خود جارى مى کنند مورد توجه قرار نمى دهیم. این از افتخارات بعد از دوران پیروزى انقلاب اسلامى است براى کارشناسان و دستگاه هاى اقتصادى کشور که نظم و روال مالى دولت و کشور در بحران هاى مختلف پایدار نگه داشته شد ـ برخلاف موارد و تجربه بسیارى از دیگر کشورها در شرایط مشابه ـ لکن به این نکته کمتر توجه شده است.به یاد نمى آورم کردبچه به رغم سخت کوشى بى مانند هرگز از اضافه کار و افزایش حقوق و پاداش سخنى به میان آورده باشد و یا سعى در استفاده از امتیازاتى کرده باشد که کم و بیش در دستگاه هاى دولتى توزیع مى شود. بحث تغییر نظام بودجهریزى و بهبود روشهاى بودجهاى از جمله تدوین نظام بودجه عملیاتى را نیز او پیگیرى مىکرد.
او براى بهنگام کردن دانش خود مدتى به سازمان هاى جهانى رفت و براساس تجربه خود و دانش جدید که فراگرفت طرحى نو درانداخت و تلاش کرد که آن را در سال هاى اخیر پیاده کند.نمى دانم از این همه تلاش سالیان طولانى او و مانند او چگونه قدردانى مىشود؟ شاید در یک اتاق گروهى از همکاران جمع شوند و روزگار صرف شده یک خدمتگزار واقعى کشور را با اداى چند جمله یا با سکوت تالم بار قدرشناسند. این یک قاعده کلى است و در این سرزمین بعضاً ملاحظه مىشود که از افرادى که نقش چندان مثبتى ایفا نکردهاند لکن در گروه و سازمان و تشکیلات و ارتباطات سیاسى بودهاند با گزافهگویى و تبلیغ گوشخراش قدردانى شده و کارهایى که نکردهاند را به حساب آنها نوشتهاند و چیزى که نبودهاند را به آنها نسبت دادهاند. لکن این رسم قدیمى است که بسیارى از خدمتگزاران صدیق این مرز و بوم ناشناخته باقى مانده اند و در سکوت به فراموشى سپرده شده اند. مگر نه اینکه فردوسى هزار سال پیش از همین نکته دل آزرده بود و گفت:
پیاده شود مردم رزمجوى
سوار آنکه لاف آرد و گفتوگوى
جناب آقاى محمد کردبچه اجر شما با جهاندار جاوید.