تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۸۱۶۵۳
صاحب‌نظران اقدام اخیر رئیس‌جمهور را ارزیابی کردند:

گروه سیاست، حامد صالح‌آبادی: اقدام احمدی‌نژاد در ارسال نامه‌ای 18 صفحه‌ای به بوش رییس‌جمهور آمریکا صرف‌نظر از واکنش‌های گوناگونی که در محافل بین‌المللی در پی داشت در داخل کشور هم واکنش‌هایی را برانگیخت. فعالان سیاسی داخل کشور در برخورد با این نامه به سه گروه مشخص تقسیم شدند. گروه اول افرادی چون احمد جنتی هستند که در وصف این نامه به غلو پرداخته و آن را در حد الهام الهی بالا برده‌اند. دسته‌ای دیگر درست موضعی خلاف گروه اول اتخاذ کرده و این نامه را فاقد اهمیت قلمداد کرده‌اند و سرانجام گروه سوم افرادی بودند که از این اقدام احمدی‌نژاد تقدیر کرده اما محتوای آن را مطلوب ندانسته‌اند که اغلب اصلاح‌طلبان در این گروه قرار می‌گیرند. در ذیل برخی از اظهارنظرهای افراد شاخص این سه گروه را در حالی مرور می‌کنیم که برداشت کلی از این اظهارنظرها دال بر لازم بودن این نامه اما ناقص بودن متن و موضوع آن است.
یدالله اسلامی در این خصوص به همبستگی گفت: احمدی‌نژاد کار خوبی کرد که به بوش نامه نوشت اما متن نامه خیلی سازگاری با مسایل روز ندارد و این هم اشکالی ندارد چرا که هنوز دانش سیاسی را کسب نکرده است. وی افزود: آقایان اصولگرا به این نتیجه رسیده‌اند که باید نامه نوشت. آن‌ها باور کرده‌اند که باید گفت‌وگو و مذاکره کنند. دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس اظهار داشت:‌ بالاخره این نامه از این جهت که شاید باب گفت‌وگو باز شود خوب است و اگر می‌شود نوشت باید باور کرد که می‌شود گفت‌وگو کرد. وی تاکید کرد: گفت‌وگو دو طرفه است به هر حال نامه نوشتن هیچ اشکالی ندارد کاری که احمدی‌نژاد کرد از این جهت اهمیت دارد که اگر مهاجرانی نامه می‌نوشت رد می‌کردند یا اگر رجایی خراسانی نامه می‌نوشت رد می‌کردند. اسلامی گفت: ان‌شاءالله احمدی‌نژاد با یک مدت کارآموزی یاد خواهد گرفت که متن بهتری بنویسد.
دادخواست تمام مردم دنیا
از سوی دیگر محمدنبی حبیبی دبیر کل موتلفه اسلامی درباره این نامه گفت: معتقدم محتوای نامه احمدی‌نژاد به بوش در واقع طرح یک سری از سوالاتی بود که بسیاری از مردم جهان این سوالات را از سردمداران آمریکا داشتند. وی افزود: نوع سوالات احمدی‌نژاد سوالات دقیق و به جایی بود و اگر هم که آمریکایی‌ها در مقابل سوالات احمدی‌نژاد سکوت کنند به این معنی است که برای این سوالات هیچ جواب ندارند. حبیبی معتقد است که محتوای مکاتبه احمدی‌نژاد با بوش و زمانی که برای مکاتبه انتخاب شده از سوی احمدی‌نژاد با دقت صورت گرفته است. دبیرکل موتلفه اسلامی در خصوص این که چرا احمدی‌نژاد در نامه خود به بوش اصلا به مساله هسته‌ای اشاره نکرده است و با توجه به شرایطی که الان ما در شورای امنیت داریم و آمریکا هم در این پرونده تاثیرگذار خواهد بود پاسخ داد: اعتقادم بر این است که مساله هسته‌ای ما مربوط به دنیا می‌شود نه به یک کشور خاص که بخواهد مورد خطاب ما قرار بگیرد. وی ادامه داد: مساله هسته‌ای ما یک موضوع خاص بین‌المللی است.
اقدامی مثبت اما ناکافی
هادی قابل نیز در خصوص نامه احمدی‌نژاد به بوش گفت: نامه احمدی‌نژاد از سه جهت باید مورد توجه قرار گیرد. این نامه‌نگاری را یک قدم مثبت می‌دانم، بالاخره این تابوی آمریکا شکسته شد. وی افزود: یادمان باشد که در دوره اطلاح‌طلبان، آقایان اصولگرا برای اصلاح‌طلبان تعبیر مرعوب می‌کردند. وقتی صحبت از مذاکره با آمریکا مطرح می‌شد یا عناوین خاین و مزدور به اصلاح‌طلبان می‌دادند و کار به جایی رسیده بود که دادستان وقت کل کشور بخش نامه را صادر نمود که هرکس صحبت از مذاکره با آمریکا نماید با او برخورد می‌کنیم. عضو شورای مرکزی حزب مشارکت اظهار داشت: ولی هم‌اکنون عالی‌ترین مقام اجرایی کشور یعنی رییس‌جمهور برای بوش نامه می‌نویسد و هیچ عکس‌العملی از سوی مقامات قضای دیده نمی‌شود. ولی در ادامه گفت: می‌شود با آمریکا هم گفت‌وگو و مذاکره کرد و این نامه‌نگاری هم یک نوع مذاکره است. بالاخره مذاکره راه‌های مختلف دارد که یکی از این راه‌ها هم نامه‌نگاری است.
وی تاکید کرد: از جهت دیگر به لحاظ زمانی، برای ما بدترین شرایط، زمانی است که ما وارد گفت‌وگو با آمریکا شده‌ایم چه بحث مذاکره مستقیم و هم در بحث عراق و چه مساله خودمان به لحاظ آن که شرایطی که ایران در سال‌های قبل داشت بهتر بود و آمریکا تشنه مذاکره با ما در آن زمان که خاتمی رییس‌جمهوری را بر عهده داشت، بود و متاسفانه ما آن زمان مناسب را از دست دادیم. قابل اضافه کرد: به هر حال باید مسئولان عالی‌رتبه نظام باید بگویند که چرا آن زمان مناسب برای گفت‌وگو را از دست داده‌اند و الان در شرایطی که در موقعیت ضعف هستیم آمریکا توانسته است که جامعه جهانی را علیه ما بسیج کند. وی افزود: به هر حال از هر جای خطر که برگردیم به نفع ما است. در این شرایط هم اگر بنشینیم و مسایل خودمان را با آمریکا با گفت‌وگو و مذاکره حل کنیم به نظر می‌رسد که کشور را از یک آسیب جدی نجات خواهیم داد. قابل گفت: مساله سومی که مورد بحث است، این است که متن‌نامه دور از انتظار جامعه ایران و جامعه مدنی بود. واقعا انتظار این بود که مقام اجرایی کشور که با رای مردم انتخاب شده است که باید مسایل کشور را حل و فصل کند خودش را در جایگاه یک رهبر دینی و در جایگاه یک مرشد قرار دهد و به وعظ و اندرز بپردازد و این هم که این نامه مقایسه شود با نامه امام و پیامبر اکرم بایستی توجه کنیم که احمدی‌نژاد در جایگاه یک رهبر کاریزماتیک نیست.
وی ادامه داد: پیامبر اکرم و امام خمینی یک رهبر کاریزماتیک بودند و طبیعی بود که از شخصی مثل پیامبر و امام پذیرفته بود ولی یک رییس‌جمهور که در مقام اجرایی است و به لحاظ شان سیاسی هم در سطح رییس‌جمهور‌های دنیا است نباید نامه‌ای برای همتای خود بنویسد و او را نصیحت اخلاقی و موعظه کند. وی اظهار داشت: سه رییس‌جمهور ما که روحانی هم بودند، هیچ کدام از آن‌ها دست به قلم نبردند که بخواهند رهبران دنیا را نصیحت کنند. قابل افزود: امیدوارم این فتح بابی باشد حتی در زمان حضرت علی هم این کار انجام نشد که حضرت علی برای سران کفر نامه بنویسد. وی افزود: بایستی در جامعه جایگاه افراد مشخص باشد و این فرمایش امیرالمومنین که می‌فرماید: «خدا رحمت کند آن انسانی را که جایگاه خودش را بشناسد و از حد و حدود خودش تجاوز نکند.» وی گفت: مردم ما و جامعه جهانی انتظارشان این بود که در این نامه به مسایل جاری کشور و بحث هسته‌ای و مسایل اختلافی بین ما با آمریکا پرداخته شود اما متاسفانه به این مسایل مهم پرداخته نشد. امیدوارم این نامه، نامه اول و نامه آخر نباشد.
استیضاح استکبار جهانی
دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز با تاریخی خواندن نامه احمدی‌نژاد به بوش اظهار داشت: نامه رییس‌جمهور، استیضاح عملکرد استکبار جهانی در پارلمان افکار عمومی جهان بود. وی با اشاره به دقت‌هایی که رییس‌جمهور در این نامه به کار برده است، گفت: این نامه در کمال متانت و ادب نوشته شده و عملکرد 50 ساله آمریکا و رژیم صهیونیستی در تهدید صلح و امنیت جهانی در آن مورد سوال قرار گرفته است. دبیر کل سابق موتلفه اسلامی با اشاره به این که محتوای این نامه درد دل همه ملت ایران و آزادیخواهان جهان است، افزود: رییس‌جمهور از بوش می‌پرسد، کجا حضرت مسیح اجازه می‌دهد شما خون بیگناهان را بریزید. کجا مکتب لیبرالیسم اجازه می‌دهد آزادی‌های سیاسی در جهان و حتی در آمریکا مورد تهدید تیم کنونی مستقر در کاخ سفید قرار گیرد. چرا باید دولت بوش حقوق بشر را در گوانتانامو و ابوغریب و زندان‌های مخفی در اروپا نادیده بگیرد و همزمان هم مدعی رعایت حقوق بشر در برخی کشورها باشد. وی اضافه کرد: بنده افتخار می‌کنم رییس‌جمهور عزیز ما با این قدرت و شجاعت سیاست‌های آمریکا را در پارلمان افکار عمومی جهان مورد استیضاح قرارداد و تصویر روشنی از دیپلماسی معقول جمهوری اسلامی ارایه داد.
الهام گرفته از نامه‌های پیامبر
نماینده مردم کردکوی، بندر ترکمن و بندر گز در مجلس نیز گفت: نامه احمدی‌نژاد به بوش الهام گرفته از نامه‌های پیامبر اکرم به سران کشورها است. محمدقلی حاجی ایری افزود: مضمون این نامه دقیقا همانند نامه‌های حضرت رسول است که در آن به توحید، عدالت و رعایت حقوق انسان‌ها اشاره شده است. به گفته وی، رییس‌جمهوری در این نامه تناقض‌هایی که بین حرف و عمل مسئولان آمریکایی بوده پرداخت و به صورت جالبی آنها را افشا کرده است. عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم با بیان اینکه مخاطب این نامه تنها بوش نبوده، تصریح کرد: مخاطبان این نامه همه دولت‌های مستکبر و همه کسانی هستند که دم از دموکراسی می‌زنند ولی به عراق حمله می‌کنند. ایری افزود: خطاب این نامه به کسانی بوده که دم از علم می‌زنند ولی جلوی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را می‌گیرند و دم از حقوق بشر می‌زنند ولی زندان گوانتانامو درست می‌کنند. این نماینده اصولگرای مجلس خاطرنشان کرد: آنها اگر جواب نامه را ندهند یعنی اینکه هیچ راهی برایشان باقی نمانده و در حقیقت جوابی ندارند.
تهاجم به رفتار دوگانه غرب
سرانجام این که مهدی چمران گفت که مخاطب نامه رییس‌جمهور را نه بوش، بلکه دنیای غرب می‌بیند و فکر می‌کند که اصلا کسی نیست که بخواهد به این نامه پاسخ بدهد؛ زیرا این نامه تفکر، ایدئولوژی و رفتار دوگانه غرب را به نقد کشیده و مورد تهاجم قرار داده است. رییس شورای شهر تهران که در نخستین گردهمایی دبیران استانی جمعیت آبادگران جوان سخن می‌گفت، با بیان این که ما در شرایطی در دنیا زندگی می‌کنیم که با این نفاق دوگانه فکری و عملی مواجه‌ایم گفت: از یک سو امیدی روشن و شفاف و زلال به آینده داریم و می‌دانیم که دنیای آینده از آن ما و پیروان واقعی تشیع و اسلام است که امیدواریم ما نیز جزو این پیروان واقعی اسلام قرار بگیریم. ما یک امید روشن را پیش روی خود داریم و این امید و اعتقاد بزرگترین مایه و انگیزه اصلی حرکت ماست که در مقابل هر پیروزی مغرور نشویم و در مقابل هر شکستی مایوس نشویم و راه خودمان را ادامه بدهیم و بدانیم که این پیروزی‌ها و شکست‌های مقطعی باید به جایی برسد که حکومت واقعی عدل الهی در زمین مستقر بشود. شیعه را همین امید به تحرک واداشته و همین تحرک و زنده بودن شیعه باعث شده که امیدواری در مسلمین نیز تا اندازه زیادی به وجود بیاید.