یوسف محسنزاده
نظرسنجیهای انجام شده بوسیله مراکز معتبر در آمریکا نشان از کاهش فاحش محبوبیت جورج بوش میان مردم این کشور دارد. آخرین آمارها حکایت میکند که تنها 32 درصد از مردم آمریکا هنوز به سیاستهای جورج بوش در ابعاد داخلی و خارجی وفا دارند و باقیمانده مردم آمریکا به این سیاستها و همچنین انعکاسات و بازتابهای سلبی و منفی آن بر منافع ملی آمریکا، نگاه مشکوک و سوالبرانگیز دارند. تابحال گفته شده است هیچ رئیسجمهوری در آمریکا، به چنین مرتبه نازل از کاهش محبوبیت عمومی دست نیافته است و این، جورج بوش پسر، برای نخستین بار توانست به این رکورد که تفسیرها و برداشتهای مختلفی برای تبیین علل آن میتوان ارایه کرد، نایل آید. قطعاً مداخله نظامی آمریکا در عراق و ناتوانی مشهود سیاستمداران کاخ سفید در خروج از بحران ناشی از اشغال این کشور و ادامه بحران و تنش و خونریزی در عراق که منجر به کشته و مجروح شدن هزاران نفر از مردم شده و بعلاوه تلفات سنگینی را بر نظامیان آمریکایی وارد ساخت، از نظر مردم آمریکا و شکلگرفتن نگاه منفی در نزد آنان، پوشیده نمانده است.
از طرفی، بسترسازی تبلیغاتی و سیاسی جورج بوش و دار و دسته حاکم در کاخ سفید برای توجیه محاصره اقتصادی علیه ایران و یا وارد کردن ضربه پیش دستانه به کشورمان، شکل قابل ملاحظهای در تهییج افکار عمومی آمریکا علیه هیات حاکمه کشورشان نقش ایفا کرده است. بدین ترتیب، با توجه به فعال شدن نخبگان فرهنگی و علمی و آکادمیک در آمریکا و همکاری آنان با سایر مراکز علمی در جهان برای آگاه سازی مردم و افکار عمومی جهان نسبت به خطرات و تهدیدهای ناشی از عملی شدن هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، مخالفت علیه اقدامات جورج بوش از شدت بیشتری برخوردار گردید.
علاوه بر این برای مردم آمریکا محرز شده است که حمله نظامی به ایران، کاری آسان و سهل نخواهد بود و پیامدهای وسیعی را برای کل منطقه خاورمیانه و در مرحله بعدی برای اروپا و جهان در برخواهد داشت و از اینرو، شبیهسازی تهاجم عراق در مورد ایران، به هیچ وجه قابل تصور نبوده و نتایج کاملاً مایوس کننده و خطرناکی را برای آمریکا به بار خواهد آورد. خوشبختانه در نظرسنجیهای بعمل آمده، مردم آمریکا نشان دادند که قادر به تحلیل و تجزیه خطرات ناشی از تهاجم به ایران و مقایسه آن با آن چیزی که بر سر عراق رفت، بوده و به همین دلیل، روز به روز از سیاستهای اعلام شده جورج بوش کناره میگیرند.
در چنین شرایطی، جورج بوش نیز متوجه پیامدهای کاهش محبوبیت خود شده است. برکناری شماری از مشاوران نزدیکش در کاخ سفید، و در واقع بمنظور بهبود وضعیت وی در میان افکار عمومی صورت گرفته است که تابحال هیچ نتیجهای در برنداشته است. اکنون در وسایل گروهی آمریکا مطالباتی صریح در مورد بر کناری جنگ سالارانی نظیر دیک چنی رامسفلد و رایس وجود دارد که نشان میدهد آمریکاییها متوجه شدند کانون اصلی فتنهانگیزیها و جنگطلبیها در کدام حلقه از یاران بوش، قرار دارد.