مهدی چمران گفت که مخاطب نامه رییسجمهوری را نه بوش، بلکه دنیای غرب میبیند و فکر میکند که اصلا کسی نیست که بخواهد به این نامه پاسخ بدهد؛ زیرا این نامه تفکر، ایدئولوژی و رفتار دوگانه غرب را به نقد کشیده و مورد تهاجم قرار داده است.
به گزارش ایسنا، رییس شورای شهر تهران که در نخستین گردهمایی دبیران استانی جمعیت آبادگران جوان سخن میگفت، با بیان این که ما در شرایطی در دنیا زندگی میکنیم که با یک نفاق دوگانه فکری و عملی مواجهیم گفت: از یک سو امیدی روشن و شفاف و زلال به آینده داریم و میدانیم که دنیای آینده از آن ما و پیروان واقعی تشیع و اسلام است که امیدواریم ما نیز جزو این پیروان واقعی اسلام قرار بگیریم. ما یک امید روشن را پیش روی خود داریم و این امید و اعتقاد بزرگترین مایه و انگیزه اصلی حرکت ماست که در مقابل هر پیروزی مغرور نشویم و در مقابل هر شکستی مایوس نشویم و راه خودمان را ادامه بدهیم و بدانیم که این پیروزیها و شکستهای مقطعی باید به جایی برسد که حکومت واقعی عدل الهی در زمین مستقر بشود.
شیعه را همین امید به تحرک واداشته و همین تحرک و زنده بودن شیعه باعث شده که امیدواری در مسلمین نیز تا اندازه زیادی به وجود بیاید. چمران در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اولا ابرقدرتها نه از ثروت ما میترسند، نه از قدرت نظامی ما و نه از تبلیغات و برنامهریزی ما. اگر یک ناوگانشان بیاید در خلیج فارس بایستد به اندازه همه نیروی هوایی ما هواپیما دارد. نیروی زمینیشان هم به همین شکل. تکنولوژی پیشرفتهای که دارند خیلی از ما بالاتر است. ما نباید به پیشرفتهای خود مغرور شویم. ما هنوز هم پایه آنها نیستیم. آنها از این مسائل ما ترسی ندارند. آن چیزی که از آن هراس دارند، تفکر و ایدئولوژی ماست. از تفکر اسلامی زنده و پویای ماست که احساس خطر میکنند. من به یاد فرعون و موسی میافتم که فرعون هر پسری که به دنیا میآمد میکشت تا موسایی متولد نشود.
آنها امروز از قدرت یافتن موسیها در هراسند. هر تفکری که به وجود بیاید و موسایی باشد، میگیرند و او را نابود میکنند. آنها میبینند که این تفکر الان تبیین یافته، شکل گرفته و احساس خطرشان بیشتر است. تولد صورت پذیرفته و در حال رشد است. به همین خاطر به شدت میخواهند مهارش کنند میبینند که ما در مسیر پیروزی هستیم و این خیلی مهم است. کاری هم به این ندارند که ما در داخل چند دسته و گروه هستیم و غیره. ما نباید در داخل، سر مسائل کوچک به هم دروغ بگوییم و یا افترا بزنیم و خدای ناکرده حتی برخی اصول انقلاب را زیر پا گذاریم که این به اصل تفکر ایدئولوژی ما ضربه میزند. ما باید مانند تمام اعضای یک بدن از مغز دستور بگیریم و با هم متحد و منسجم باشیم. ما باید این وحدت درونی را داشته باشیم.
ممکن است از نظر سلیقههای سیاسی خط مشیهای متفاوتی داشته باشیم، ولی از نظر تفکر و ایدئولوژی همه با هم در یک اردوگاه هستیم. ما اگر این وحدت را نداشته باشیم پیروز نمیشویم. تجربیات گذشته نشان داده است که با مبنای اعتقادات مکتبی و ایدئولوژیک خودمان است که میتوانیم قدرت برتر شویم. وقتی بحث انرژی هستهای و یا راهنمایی 22 بهمن پیش میآید، هر کسی در نهاد ناخودآگاهش این تحلیل را کرده که باید به میدان بیاید و از اختلافات ریز دوری کند و این برای مایی که میخواهیم کار تشکیلاتی بکنیم یک خط مشی بسیار مناسب است. آن اصلی اساسی که انقلاب اسلامی است، نباید مورد خدشه قرار گیرد. مولای متقیان را ببینید در مقابل آن حقکشی بزرگ و آشکار ایستاد و مقاومت کرد تا اصل و نام اسلام باقی بماند.