مصطفی ایزدی/ روزنامهنگار
چند روز پیش (31/1/58) روزنامه… خبر داده بود که در پی درخواست یک دختر روستایی از آقای احمدینژاد مبنی بر پرداخت هزینه تحصیلیاش، رئیس جمهور موافقت کرده که مبلغ مورد نیاز وی را پرداخت نماید. این موافقت به همراه هدیهای توسط مقامات محلی طی مراسمی به آن دختر روستایی اعلام شده است. پوشش توجه برانگیز این خبر توسط روزنامهای که همه تخم مرغهایش را در سبد دولت نهم قرار داده نشان میدهد که بالاخره به یکی از دهها هزار نامهای که محافظان و همراهان واعضای ستادهای متعدد رسیدگی به نامههای مردم در سفرهای استانی آقای احمدینژاد، جمعآوری میکنند، پاسخ مثبت داده شده است. انعکاس این پاسخ مثبت در جریده مذکور، انگیزهای شد که جملاتی در نقد «ترویج نامهنگاری به شخص اول قوه مجریه» که در رسانههای همفکر رئیس جمهور به آن دامن زده میشود، بنویسم.
1- همراه داشتن نامههای مردم، در بازگشت از سفرهای درون مرزی مقامات بلند پایه، سابقه بیشتر از عمر نظام جمهوری اسلامی دارد، در خاطرات بعضی از عناصر بسیار مهم رژیم گذشته نیز به نامهنگاریها و تقدیم عریضهها به هنگام دیدار از شهرستانها اشاره شده است. اما آنچه در سفرهای استانی آقای احمدی نژاد، از میزان نامههای مردم گفته میشود، بسیار گسترده و احیانأ سوال برانگیز است.
2- شعارهای جذاب در پیشواز انتخابات ریاست جمهوری و وعده وعیدهای فراوان در سخنرانیهای فصل مسوولیت، بویژه در میان مردم روستاها و شهرهای محروم و دور دست، در تهییج عامه برای اعلام مشکلات و استدعای رفع آنها، از طریق نامه، نقش اساسی دارد. چرا که اگر قرار باشد پول نفت بر سر سفرههای مردم آورده شود، یا در طول سال، میلیونها هزار نفر بیکار جذب کار شوند، یا در صورت شکایت مردم از مسوولان محلی، گوش آن مسوولان پیچیده شود و یا شهریه دانشجویان را کم کنند بسیار طبیعی است که هر کس مشکل مالی داشته باشد یا بیکار باشد یا از دست مسوولان محلی رنجیده باشد و یا دانشجویی است که از نگرانی شهریه دانشگاهش ناراحت است، سریعأ دست به قلم میشود و از رئیس جمهور میخواهد که گرفتاریاش را رفع نماید. لذا در اخبار میشنویم که آقای احمدینژاد در سفر به یک استان با جمعیت زیر یک میلیون حدود 80 هزار نامه با خود به تهران آورده است.
3- هر یک از ما که حتی مدت کمی در سیستم دولتی کار کرده باشیم، مسیر پیگیری نامههای مردم را به درستی میشناسیم. این شناخت باعث میشود که سرنوشت تکتک نامههایی که خطاب به رئیس دولت نوشته میشود، را بدانیم. این مسیر البته طولانی است و قریب به اتفاق آنها کوچکترین نفعی برای نویسنده آن ندارد زیرا در زیر ساختمان ریاست جمهوری، نه کارگاه چاپ اسکناس هست و نه سیستم تولید اشتغال که جواب نامهها از همین ساختمان و همراه پاسخ مثبت ارسال شود لذا تا دو سه ماه قبل، نامهها به نهاد ریاست جمهوری در تهران میرسید، اما اخیرأ در همان استانداریها مورد رسیدگی قرار میگیرد.
4- کسانی که با دولت نهم خصومت دارند، چنین رویهای را به نفع دیدگاه خود میدانند، چرا که هر نامه، مساوی است با تبدیل یک نفر امیدوار به یک نفر مأیوس و در نتیجه، هواداران آقای احمدینژاد ریزش میکنند. اما از نگاه مخالفان و منتقدان دلسوز، چنین رویهای یک مصیبت است و در سیستم برنامهریزی شده یک نقطه ضعف در مدیریت کلان، یک کار بیهوده و عبث.
الان در استانداریها و فرمانداریهایی که هیات دولت به آن مناطق سفر کردهاند، کارمندان قابل توجهی مشغول نامهنگاریهایی هستند که باید در جواب نویسندگان نامهها ارسال دارند.
5- شعار صرفهجویی در هزینههای دولتی، از جمله شعارهای فراگیر رئیس و اعضای دولت نهم است که جابهجا شنیده میشود، آیا تاکنون کسی از دولتمردان، به هزینههای ادارای جمعآوری، مطالعه، خلاصهنویسی، صدور دستورهای متعدد، تایپ و تکثیر، رونوشتهای متعدد، پست و … این همه نامههایی که اقدام قابل توجهی برای رفع مشکلات نویسندگان آنها نمیشود، اندیشیدهاند؟
بد نیست یک محاسبه سرانگشتی نزدیک به واقعی داشته باشیم، شاید از هزینه سرسامآور آن پندی حاصل شود. از قول یک مقام مسوول در ریاست جمهوری نقل شده که در 6،7 ماه گذشته، بیش از 2 میلیون نامه (به وزن حدود 5/4 تن) از سراسر کشور به آقای احمدینژاد نوشته شده تا مشکلات صاحبان آنها را رفع نماید، اما فرض میکنیم که تعداد نامههای دریافت شده از سفرهای استانی آقای احمدینژاد در 10 استان، 900 هزار فقره باشد. مسیری را که هر نامه طی میکند در یک حالت معمولی عبارت است از:
دریافت از نویسنده آن و رساندن به ستاد جمعآوری، مطالعه آن، خلاصه کردن آن، دستور نوشتن روی آن، تایپ این دستور، ارسال به مقام مربوطه، بازخوانی آن، دستور نوشتن توسط این مقام، بررسی درخواست توسط کارشناسان مربوطه، اعلام کتبی نتیجه به صاحب نامه، پست کردن، فعالیت نقل و انتقال در پست و بالاخره بردن جواب توسط پستچی برای نویسنده آن. اگر همه این اقدامات را یک نفر انجام دهد، حداقل یک ساعت وقت برای انجام تمام این مراحل لازم است. لذا تمام نامههای رسیده به استانداری در 10 استان حداقل 900 هزار ساعت نفر کار میبرد.
اگر کلیه هزینههای یک کارمند اعم از حقوق و مزایا، امور رفاهی، مالیات، بیمه و بازنشستگی و … (با رتبه مورد نیاز برای انجام این مراحل) در ادارات دولتی را حداقل 400 هزار تومان در نظر بگیریم و کار پیوسته و با بهرهوری بالای یک کارمند در اداره، روزانه 6 ساعت باشد، هزینه رسیدگی به نامههای مردم در 10 استان با احتساب هزینههای پست، کاغذ، تکثیر و… حدود 50 میلیارد ریال میشود. در مقابل این مبلغ از بیتالمال، (فقط برای نامههای مردم در 10 استان کوچک)، سود مردم امیدواری که برای حل مشکلاتشان نامه به رئیس جمهور نوشتهاند، چقدر است؟ خدا میداند.