تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۸۱۸۰۲
به مناسبت روز جهانی بدون دخانیات
اشاره: 10خرداد (31 می) روز جهانی بدون دخانیات است. در جهانی که روزی بدون دخانیات ندارد، غول سیاه اعتیاد هر روز و هر ساعت انسان های بی شماری را در کام خود فرو می برد، با این همه اشتهای این دیو پلید سیری ناپذیر است. اشتهای او برای صید جوانان بی تجربه و ساده دل بسیار زیاد است. گویی با سقوط هر جوانی در چاهی به نام اعتیاد، این غول پلید فربه تر می شود. با سیاه پوش شدن هر خانواده ای در غم فرزند خود، غول سیاه اعتیاد، سیاهی خود را بر جامعه بیشتر تحمیل می کند، گرچه فرهنگ ما می گوید «بالاتر از سیاهی رنگی نیست» ولی اگر امروز به فکر درمان این سیاهی نباشیم، شاید روزی فرا رسد که رنگی بالاتر از سیاهی نیز وجود داشته باشد و آن رنگی نیست جز «رنگ سیاه اعتیاد».

از زمانی که معضلی به نام «اعتیاد» جامعه را با چالش مواجه ساخت و جوامع دریافتند که اعتیاد خانمانسوز است و معتاد انگل جامعه، استفاده از آن ممنوع و برای کسانی که به هر نوعی با آن در ارتباط هستند- چه از آن استفاده می کنند و چه آن را برای کسانی که استفاده می کنند تهیه می کنند- مجازات هایی در نظر گرفته شد. هدف نهایی همه این اقدامات نیز این بود که جامعه ای سالم و عاری از مواد مخدر به وجود آید و انسان ها در دام این بلای خانمانسوز گرفتار نشوند. با همه این اقدامات آنچه را که در عالم واقع شاهد آن هستیم، چیز دیگری است.
اعتیاد معضلی جهانی است و اکثر جوامع کم و بیش با چنین معضلی دست به گریبانند گرچه برای کسانی که آن را در سطح جامعه ترویج می کنند و یا از آن استفاده می کنند و با نام «معتاد» شناخته می شوند مجازات هایی وجود دارد، ولی روز به روز دامنه اعتیاد وسیع تر شده و قشر بیشتری از جمعیت جهان را تهدید می کند. کشور ما که در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار دارد نسبت به کشورهایی که در فاصله دورتری از مرکز تولید آن قرار دارند آسیب پذیرتر است. ایران به لحاظ جغرافیایی همسایه بزرگترین کشور تولید کننده خشخاش و مخدرهای طبیعی است که به طور متوسط سالانه حدود 5 هزار تن مواد مخدر تولید می کند و سرمایه گذاری ای که ایران در راه مبارزه با مواد مخدر در طی سال های بعد از انقلاب انجام داده از بسیاری کشورها بیشتر بوده است. طی این سال ها سهم ایران در مبارزه با باندهای مافیایی قاچاق مواد مخدر به شهادت رسیدن حدود 4 هزار نفر از بهترین جوانان کشورمان بوده است، با این حال و مبارزه پیگیر با عوامل توزیع کننده مواد مخدر در طی سالیان گذشته،مصرف انواع مواد مخدر در ایران رشد روزافزونی داشته است. از سال 56 تا 80 تعداد معتادان کشور سیر صعودی داشته و 10 برابر شده است! و این امر به معنای قرار گرفتن سرمایه های انسانی کشور در معرض نابودی جمعی است. تا چند سال پیش مصرف عمده مواد مخدر به تریاک و هروئین محدود می شد. در سالیان اخیر مواد مخدر شیمیایی نیز به موارد فوق افزوده شده است به طوری که در تهران موادی مانند شیشه، کراک و قرص های اکستازی و در شهرستان ها تریاک مصرف کننده بیشتری دارد. گرچه توزیع کنندگان این مواد برای تشویق جوانان به استفاده از موادی مانند قرص های اکستازی با این حربه که این مواد اعتیادزا نیستند، آنها را فریب می دهند ولی گذشته از خطرات فراوانی که قرص های اکستازی به همراه دارد و تاکنون نیز حوادث دلخراشی را باعث شده است، اعتیاد فقط جنبه فیزیکی ندارد، وابستگی به مواد مخدر که همان اعتیاد است، ممکن است جنبه روانی داشته باشد.
جوانانی که از این نوع قرص ها استفاده می کنند از نظر روانی به آنها وابسته می شوند به طوری که استفاده آنها از این قرص ها به صورت روزانه و مرتب ادامه پیدا می کند و بعد از مدتی آثار زیانبار و خطرات مرگباری که مصرف این نوع قرص ها به همراه دارد، آنها را به انواع بیماری های قلبی و دیگر بیماری ها مبتلا می سازد و خطر مرگ هر لحظه در کمین آنهاست.
وقتی از یک فرد معتاد به مواد مخدر علت گرفتار شدن او به دام اعتیاد را جویا می شویم، پاسخ او فقط در یک کلمه نهفته و خلاصه می شود: «سیگار» ، شاید به گمان بسیاری از افراد سیگاری طرح این موضوع چندان خوشایند نباشد اما واقعیت این است که به محض در دست گرفتن اولین نخ سیگار در میان انگشتان، فرد احساس می کند که با فرستادن دود سیگار به درون ریه هایش می تواند یک تفریح و سرگرمی جذاب برای خود فراهم کند و این گونه است که او برای ارضای ریه های آلوده به ناچار به مصرف مواد مخدر روی می آورد.در حال حاضر بیش از یک میلیارد و 300میلیون نفر در سراسر جهان سیگار می کشند که 84 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند. در کشور ما حدود12 میلیون سیگاری سالانه 54میلیارد نخ سیگار دود می کنند و سالانه نزدیک به 370 میلیارد تومان صرف درمان بیماری های ناشی از مصرف سیگار آنها می شود. همچنین2/67 درصد پسران و 9/79 درصد دختران اولین سیگار را از روی کنجکاوی می کشند. 4/2 درصد پسران همراهی با جمع و 13درصد دختران نیز کسب لذت را دلیل اصلی مصرف سیگار بیان می کنند. اعتیاد عامل 40 درصد سرقت ها، 55درصد طلاق ها، 65 درصد کودک آزاری ها و همسرآزاری ها و بیش از 70درصد ابتلا به ایدز در کشور است. بنا بر آمار رسمی پزشکی قانونی در سال گذشته حدود 5هزار معتاد جان خود را از دست دادند و البته آمار غیررسمی مرگ ومیر معتادان بسیار بیشتر است.
سوءمصرف تاریخی
پیشینه استفاده بشر از مواد مخدر به صدها سال می رسد. برده داران آمریکایی به کارگران سیاهپوستی که در بندرگاه ها کار می کردند، کوکائین می دادند تا درد کارهای کمرشکن خود را تحمل کنند. در نیروهای مسلح آمریکا نیز در دوران جنگ جهانی دوم، توزیع سیگار به منظور سازگاری با استرس های جنگ، امری مرسوم بود. همچنین در جنگ جهانی دوم قرص هایی که امروزه از آنها با نام اکستازی نام می بریم در بین سربازان آلمانی توزیع می شد. این قرص ها با ایجاد توهم در بین سربازان حس ترس را در آنان از بین می برد و بی محابا جلو می رفتند. خلبانان آمریکایی نیز از آمفتامین برای بیدار ماندن در عملیات طولانی مدت استفاده می کردند. به هر حال این داروها امروزه جز ناتوانی پیشرونده چیزی از خود به جا نمی گذارند و در حال حاضر بلای جان بشریت شده‌اند.
اعتیاد چیست
اعتیاد یک بیماری زیست شناختی، روان شناختی و اجتماعی است که معنی لغوی آن به معنای «عادت کردن» است و در اصطلاح و عرف اجتماعی به معنای نوعی از مواد مخدر است که ترک این عادت بسیار مشکل و برای کسانی که اراده ای قوی ندارند غیرممکن است و تا لحظه مرگ آنان را همراهی می کند. عوامل متعددی در اتیولوژی سوءمصرف و اعتیاد موثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شوند. عوامل موثر بر فرد، محیط فرد و تمامی علل و عوامل درهم بافته ای هستند که بر یکدیگر تاثیر می گذارند. درک تمامی علل و عوامل زمینه ای موجب می شود تا روند پیشگیری، شناسایی، درمان و پیگیری به طور هدفمند طرح ریزی شود، بنابراین آشنایی با عوامل زمینه ساز و مستعدکننده در مقابل آن ضرورت دارد که در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
عوامل مخاطره‌آمیز فردی
دوره نوجوانی، استعداد ارثی، صفات شخصیتی (صفات ضداجتماعی پرخاشگری، اعتماد به نفس پایین) و اختلال های روانی (افسردگی اساسی، نگرش مثبت به مواد) از عوامل مخاطره آمیز فردی است که هرکدام در شرایط خاصی می تواند شخص را در معرض خطر اعتیاد قرار دهد و اتخاذ شرایط ویژه در ارتباط با هریک از عوامل فوق برای پیشگیری از انحراف شخص به سوی اعتیاد امری ضروری است.
موقعیت های مخاطره‌آمیز
ترک تحصیل، بی سرپرستی و دوره نوجوانی از موقعیت های مخاطره آمیزی است که نوجوانان و جوانان را به شدت نسبت به اعتیاد آسیب پذیر می کند. نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است. در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج می رسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزش های خانواده را زیر سؤال می برد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزش های جدید خود دارد. مجموعه این عوامل علاوه بر حس کنجکاوی و نیاز به تحرک، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد می نماید. فرار از خانه، معلولیت جسمی، ابتلا به بیماری ها یا دردهای مزمن، حوادثی مانند از دست دادن نزدیکان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممکن است منجر به واکنش های حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای کاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده می کند. بی سرپرستی و ترک تحصیل نیز باعث فشار مضاعف بر نوجوانان و جوانانی می شود که هیچ گونه تجربه زندگی و رویارویی با مشکلات و تنگناهای زندگی را نداشته اند، در این گونه مواقع شخص احساس می کند که روی آوردن به مواد مخدر آخرین پناهگاه اوست و نقطه سقوط وی از همین جا شروع می‌شود.
صفات شخصیتی
عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات تشدیدکننده احتمال اعتیاد هستند. افرادی که با ارزش ها یا ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و مذهب پیوندی ندارند و یا از عهده انطباق، کنترل یا ابراز احساسات دردناکی مثل احساس گناه، خشم و اضطراب برنمی آیند بیشتر در معرض اعتیاد قرار دارند. صفاتی مانند عدم پذیرش ارزش های رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، نداشتن اراده مخالفت در برابر پیشنهادهای خلاف دیگران و نبود مهارت های اجتماعی نیز جزو عوامل آسیب پذیرکننده شخص در برابر اعتیاد به شمار می رود. از آنجا که اولین مصرف مواد، معمولاً از محیط های اجتماعی شروع می شود هر قدر فرد قدرت تصمیم گیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد، بهتر می تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت کند.
اختلال‌های روانی
در حدود 70درصد موارد، همراه با اعتیاد اختلال های دیگر روانپزشکی نیز وجود دارد. شایع ترین تشخیص ها عبارتند از: افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال وسواسی- جبری، اختلال پانیک، مانیا، اسکیزوفرنی.
نگرش مثبت به مواد
افرادی که نگرش ها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی است که نگرش های منفی دارند. این نگرش های مثبت معمولاً عبارتند از: کسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، کسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.
خانواده
خانواده اولین محل رشد شخصیت، باورها و الگوهای رفتاری فرد است. اما خانواده علاوه بر این می تواند منبعی برای اختلال نیز باشد. ناآگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین و کودک، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته، احتمال ارتکاب به انواع بزهکاری ها مانند سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. همچنین والدینی که مصرف کننده مواد هستند باعث می شوند فرزندان با الگوبرداری از رفتار آنان مصرف مواد را یک رفتار هنجار تلقی و رفتار مشابهی پیشه کنند.
تأثیر دوستان
تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد. ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد کننده قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد است. مصرف کنندگان مواد، برای گرفتن تأیید رفتار خود از دوستان، سعی می کنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند. گروه «همسالان» به خصوص، در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار مؤثر هستند. بعضی از دوستی ها، صرفاً حول محور مصرف مواد شکل می گیرد. نوجوانان به تعلق به یک گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروه هایی که مواد مصرف می کنند برای آنها بسیار آسان است. هر چند پیوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم کمتر باشد، احتمال پیوند او با این قبیل گروه ها بیشتر می‌شود.
کمبود امکانات فرهنگی، ورزشی، تفریحی، حمایتی و مشاوره‌ای
کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل کنجکاوی، تنوع طلبی، هیجان، ماجراجویی، مورد تأیید و پذیرش قرار گرفتن و کسب موفقیت بین همسالان، موجب گرایش آنان به کسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد و عضویت در گروه های غیرسالم می‌شود.
در زندگی افراد، موقعیت ها و مشکلاتی پیش می آید که آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار می دهد. نبود امکانات لازم یا عدم دسترسی به خدماتی که در چنین مواقعی بتواند فرد را از نظر روانی، مالی، شغلی، بهداشتی و اجتماعی حمایت نماید، فرد را تنها و بی پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعی رها می‌کند.
توسعه صنعتی، مهاجرت، بیکاری محرومیت اقتصادی و اجتماعی
توسعه صنعتی، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق می دهد. مهاجرت باعث می شود تا فرد، برای اولین بار، با موانع جدی برخورد نماید. جدایی از خانواده، ارزش های سنتی و ساختار حمایتی قبلی به تنهایی ، به انزوا و ناامیدی فرد می انجامد. کم سوادی، فقدان مهارت های شغلی، عدم دسترسی به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدودیت در تأمین نیازهای حیاتی و اساسی زندگی و تلاش برای بقا، فرد را به مشاغل کاذب یا خرید و فروش مواد می کشاند و یا برای انطباق با زندگی سخت روزمره و شیوه جدید زندگی به استفاده از شیوه های مصنوعی مانند مصرف مواد سوق می‌دهد.
موارد فوق به طور مختصر عواملی بود که ممکن است شخص را آسیب پذیر کرده و در معرض اعتیاد به مواد مخدر قرار دهد. پیشگیری همیشه بسیار ساده تر از درمان است. اگر شخصی معتاد شد، درمان او علاوه بر این که هزینه های فراوانی را بر خانواده و جامعه تحمیل می کند، در بسیاری از موارد با موفقیت همراه نیست و حتی پس از موفقیت در درمان، امکان بازگشت معتاد به اعتیاد دوباره بسیار زیاد است و مراقبت های پس از اعتیاد تا سالها باید همراه او وجود داشته باشد که این گونه مراقبت ها همیشه و برای همه افراد مقدور نیست، پس بهترین، موفق ترین و به صرفه ترین راه در مبارزه با اعتیاد همان پیشگیری است، اگر ما بتوانیم مراحل پیشگیری را با موفقیت طی کنیم در جدال نفس گیر و طاقت فرسای مبارزه با مواد مخدر حتماً موفق خواهیم بود و در آن صورت می توانیم امیدوار باشیم که در آینده «روز جهانی بدون دخانیات» را در «جامعه ای بدون اعتیاد »جشن بگیریم.