تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۸۱۸۲۲

رحمان احمدی
بیکاری از جمله پدیده‌هایی است که آسیب‌های زیادی در جامعه به بار می‌آورد و موجب تباهی روح و جسم جامعه شده و ساختارهای جامعه را نیز به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.
براساس تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در کشور از 9/10 درصد در فصل پاییز به 1/12 درصد در زمستان سال گذشته رسیده است. اما با وجود اعلام این آمار از سوی مرکز آمار ایران، دولت نرخ بیکاری را همچنان 9/10 درصد اعلام کرده است.
اعلام آمار متناقض از سوی مراکز مختلف چون مرکز آمار ایران، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی شورای اقتصاد، وزارت کار، بانک مرکزی و خانهء کارگر در خصوص نرخ بیکاری و جمعیت فعال نشان می‌دهد که در ارایهء رقم واقعی بیکاری میان سازمان‌های کشور تفاوت فاحشی وجود دارد و نهادی که بتواند بیکاری کشور را سازماندهی کند هنوز وجود ندارد.
براساس آخرین آمارهای اعلام شده تعداد بیکاران کل کشور هم اکنون جمعیتی بالغ بر سه میلیون نفر است (مصاحبهء وزیر کار با ایران 11/2/85) که از این میان 87 درصد یعنی دو میلیون و 300 هزار نفر را جوانان تشکیل می‌دهند.
بررسی‌های آماری صورت گرفته از سوی شورای عالی اشتغال و وزارت کار و امور اجتماعی نشان می‌دهد در سال‌های گذشته نرخ بیکاری به دلیل نبود اطلاعات دقیق از سوی این مراکز متفاوت و گویای دقیق آمار بیکاری نبوده است.
به عنوان نمونه براساس گزارشات مرکز آمار ایران در سال 83 جمعیت فعال 15 تا 29 سال کشور شش میلیون و 846 هزار نفر و جمعیت بیکار با نرخ بیکاری 67/19 درصدی یک میلیون و 342 هزار نفر بود.
«مرکز آمار ایران» در آمارگیری از ویژگی‌های اشتغال و بیکاری خانوار درسال 83 تعداد جمعیت فعال 15 تا 29 سال کشور را شش میلیون و 342 هزار نفر با نرخ بیکاری 6/19 درصدبرشمرد که طی سال 84 به رغم نرخ رشد جمعیت جوان با میانگین 7/3 و تقاضای بالای جوانان برای ورود به عرصهء کار به 15 درصد کاهش یافته است.
همچنین براساس گزارش «سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور» نرخ بیکاری جوانان 15 تا 29 سال در سال 83 برابر 8/25 درصد اعلام شد.
گزارش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور نشان می‌دهد; 23 میلیون و 606 هزار و 829 جوان 15 تا 29 سال، در سال 83 در کشور وجود داشته که هفت میلیون و 317 هزار و 20 نفر جزو جمعیت شاغل و 9 میلیون و 862 هزار و 877 نفر جزو جمعیت فعال با نرخ مشارکت اقتصادی 78/41 درصد بودند.
همچنین براساس گزارش این سازمان، سال گذشته دو میلیون و 545 هزار و 868 نفر جمعیت بیکار 15 تا 29 سال با نرخ بیکاری 8/25 درصد در کشور وجود داشت. تحقیقات رسمی انجام شده در این سال نیز بالاترین نرخ بیکاری را برای جوانان 20 تا 24 ساله می‌داند.
نکتهء قابل توجه درخصوص این دو سازمان وجود تناقضاتی است که در آمارهای آن‌ها وجود دارد. به نظر می‌رسد هر دو سازمان در ارایهء آمار به الگوها، مقیاس‌ها و استانداردهای داخلی خود متوسل شده‌اند و جالب‌تر آن‌که این آمارها حتی با آمارهای ارایه شده توسط وزارت اقتصاد و وزارت کار و امور اجتماعی 44/10 تا 12 درصد) در سال 83 تفاوت دارد.
از سوی دیگر مطابق برنامهء سوم توسعه قرار بود دولت با ایجاد 8/3 میلیون فرصت شغلی جدید به عبارتی 760 هزار شغل در هر سال نرخ بیکاری را از 15 درصد در سال 78 (شروع برنامهء سوم توسعه) به 5/11 درصد در سال 83 (پایان برنامهء سوم توسعه) کاهش دهد. در حالی که مطابق آمار رسمی مرکز آمار ایران طی چهار سال اول برنامهء سوم، تنها 3/2 میلیون فرصت شغلی ایجاد شد. به عبارت دیگر در برنامهء سوم توسعه هر سال به طور متوسط حدود 500 هزار شغل ایجاد شد و اگر قرار بود نرخ بیکاری از رقم 15 به رقم 6/11 درصد کاهش یابد دولت باید حدود 700 هزار شغل در سال ایجاد می‌کرد تا بیکاری کاهش یافته باشد. این‌ها همه تناقضات آشکار است.
حال با توجه به تناقضات آمار 9/10 دولت و 1/12 مرکز آمار ایران در این‌جا این پرسش مطرح است که با توجه به این‌که در سال 83 تا 84 طبق اظهارات مسوولان هر سال حدود 900 هزار یا یک میلیون نفر جویای کار وارد بازار کار شده‌اند، در سال 85 طبق اظهارات وزیر کار در گفت وگو با روزنامهء ایران این رقم یک میلیون و 100 هزار نفر است.(11/2/85) اگر آن‌ها بخواهند نرخ بیکاری در سال 84 کاهش یابد دولت باید طی سال 84 بیش از یک میلیون فرصت شغلی ایجاد می‌کرد، واقعائ این کار چگونه ممکن شد؟ آیا در این راه موفقیت داشتند؟
کارشناسان معتقدند برای جلوگیری از افزایش نرخ بیکاری در کشور باید رشد اقتصادی حداقل هشت درصد داشت. با توجه به افت شدید شاخص‌های بورس در سال گذشته، رکود در بخش‌های مختلف اقتصادی مثل بخش مسکن، افزایش واردات بی‌رویه کالا، تعطیلی برخی کارخانه‌ها، افزایش بیکاری کارگران و... چگونه نرخ بیکاری در کشور کاهش یافته است؟
واقعیت این است، در چند سالهء اخیر اقدام قابل توجهی از سوی مسئولان برای کاهش بیکاری صورت نگرفته است و تنها به دادن چند آمار ضد و نقیض از سوی مراکز مختلف بسنده شده است.
بنابراین به نظر می‌رسد تنها با دادن چند آمار ضد و نقیض نمی‌توان مشکل بیکاری را در کشور حل و بر این معضل غلبه کرد، بلکه برای غلبه بر این بحران باید به افزایش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در بخش‌های مختلف، اصلاح مقررات صادرات و واردات، برنامه‌ریزی صحیح، فراهم کردن بسترهای لازم برای کسب و کار و... پرداخت که آن هم توجه جدی مسوولان و تصمیم‌گیرندگان مملکت را می‌طلبد.