تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۸۱۸۳۳
گفت و گو با غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران و عضو فراکسیون اصول‌گرایان
اشاره: غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران، سخنگوی جامعهء روحانیت مبارز و یکی از روحانیونی است که در زمینهء اقـتصاد اسلامی صاحب اندیشه‌های مخصوص به خود است و مطالعاتی را انجام داده است. مصباحی مقدم معتقد است تحولات اخیر سیاسی زمینه‌ساز یک حرکت انقلابی در نظام اقتصادی کشور است که می‌تواند تاثیرات بسزایی را طی سالیان آینده بر کل کـشـور بـرجـای گـذارد. درخصوص سیاست‌های اقتصادی اصول‌گرایان که مصباحی‌مقدم از آن تحت عنوان اسلامی شدن اقتصاد و زدودن سرمایه‌داری غربی یاد می‌کند، گفت‌وگویی را با این نمایندهء مجلس انجام داده‌ایم که آن را در پی می‌خوانید.

*آیا شما معتقدید بعد از این که مجلس و دولت در دست اصول‌گرایان قرار گرفت به نوعی ساختارها و روابط فعلی اقتصادی در کشور با چالش مواجه شد؟ یعنی این که قواعد گذشته را قبول ندارند و می‌خواهند هنجارهای جدید اقتصادی را حاکم کنند.
**قبول دارم. طبعائ طی 16 سال بلکه 20 سال قبل یک دیدگاه خاصی بر اقتصاد کشور ما حـاکـم بود و این گروهی که اکنون مسوولیت‌ها را در دست دارند یا صاحب‌نظر در مسایل اقتصادی هستند و به آن‌ها توجه می‌شود، منتقد و معترض بودند و حرفشان به جایی نمی‌رسید و البته حتی طرح مجال مطبوعاتی آن را هم خیلی نمی‌کردند و اگر گه‌گاه اظهارنظری می‌کردند تحت‌الشعاع افکار گروهی بود که قدرت را به دست داشتند. حتمائ تحولاتی که بعد از مجلس هفتم و بعد از روی کار آمدن دولت نهم به وجود آمده، نشانگر این است که دیدگاه جدیدی حاکم شده است. دیدگاهی که اولائ دولت‌سالار نیست به این معنا که نمی‌خواهد قدرت اقتصادی در دست دولت متمرکز شود و مایل است که دولت بخش مهمی از کارهای خودش را واگذار کند نه در شعار بلکه در عمل و از بزرگ بودن دولت خرسند نیست. علاوه بر این مساله به توسعهء همراه با عدالت هم توجه دارد و می‌گوید که اگر می‌خواهیم به توسعه برسیم ناگزیر باید از کانال عدالت عبور کنیم. نه این که برای عدالت صبر کنیم تا به توسعه برسیم و احیانائ سرریز توسعهء عدالت را ایجاد می‌کند. دیدگاه اقتصاددانان دورهء گذشته بر این مبنا بود و می‌گفتند مسالهء عدالت مساله‌ای است که باید تابع توسعه باشد. به نظرم خیلی روشن است که دو دیدگاه متفاوت است و تحولات اقتصادی هم دارد رخ می‌دهد.
*از طرف‌های گروه‌های رقیب اصول‌گرایان این استدلال یا این انتقاد مطرح می‌شود که اصول‌گرایان ساختارهای قبلی اقتصادی را به هم ریخته‌اند، بدون این که جانشین مناسبی را برای آن داشته باشند.

**این استدلال یا انتقاد را قبول ندارم البته ساختارها دارد به هم می‌ریزد اما برای آن جانشین دارند.
*جانشین آن چیست؟
**روشن است. ما دنبال اقتصاد اسلامی هستیم. اقتصاد اسلامی اقتضا می‌کند ربا از سیستم بانکی ما حذف شود. اقتصاد اسلامی اقتضا می‌کند انحصارات بانکی که ما داشته‌ایم این انحصارات باعث نشود تعیین‌کننده نرخ سود تسهیلات بانکی باشند و به صورت دستوری نرخ سود تسهیلات بانکی را بالا نگه دارند. انحصار در عرضهء ارز اقتضا می‌کند که عرضه‌کننده تعیین نرخ باشد ولی ما با این موافق نیستیم و جایگزینش این است که باید متناسب با میزان عرضه و تقاضا نرخ ارز تعیین شود نه این که براساس نیاز بودجهء دولت به درآمد نسبت به تعیین نرخ ارز اقدام کنیم و اقتصاد اسلامی اقتضا می‌کند به گروه‌های محروم جامعه بیشتر عطف توجه کنیم و این طور نباشد که محرومین جامعه بر اثر تورم محرومیت‌شان افزایش پیدا کند ولی مطابق با آن حقوق‌شان افزایش پیدا نکند یا بعضی‌ها اصلائ حقوق و دستمزدی ندارند. اگر دو منحنی رسم بشود که من این کار را کرده‌ام، یک منحنی، منحنی حقوق و دستمزد است و یک منحنی، منحنی افزایش هزینه‌های زندگی است. یعنی هزینهء زندگی همواره رو به شتاب است اما جبران کاهش قدرت خرید با یک شیب ملایم‌تر است و نتیجه این شده که مـردم بـه‌‌‌‌خوبی احساس می‌کنند که زندگی‌شان روز به روز با دشواری بیشتری روبه‌رو شده است.
خب‌ اقتصاددانانی که بر این کشور حاکم بودند، پاسخ بدهند چطور شد که در سال 1371 اگر شاخص هزینهء زندگی را 100 در نظر بگیریم در سال 1381 این شاخص هزینهء زندگی شده 1120 و اگر شاخص درآمد را در سال 1371 رقم 100 در نظر بگیریم در سال 1381 شده است 365. شکاف سه برابری بین هزینهء زندگی و درآمد به وجود آمده است. خب‌ چه ‌‌باید کرد؟ طبعائ باید‌ توجه بیشتری به اقشار کم درآمد کرد، جلوی تورم را گرفت و آن را کاهش داد که با تدابیری که دولت و مجلس کرده‌اند سال گذشته نرخ تورم از 1/15 درصد به 1/12 درصد رسید. یعنی سه درصد کاهش پیدا کرد و برای سال جاری هم البته معتقدیم دولت با طرح‌های عمرانی که دنبال می‌کند، ممکن است دوباره تورم را دامن بزند مگر این که از ابزارهای مهارکنندهء تورم در کوتاه‌مدت استفاده کند تا تورم تشدید پیدا نکند و با این که نرخ تورم به نرخ 1/12 درصد کاهش پیدا کرده است جبران قدرت خرید کارمندان با افزایش 5/14 درصد جبران شده است. یعنی بالای نرخ تورم به آن‌ها داده شده به علاوه حقوق بازنشستگان به حداقل 200 هزار تومان رسیده است.
به علاوه تسهیلاتی که دولت برای ساختن مسکن روستایی و شهرهای کوچک و خانواده‌هایی که درآمدشان زیر 250 هزار تومان است، در نظر گرفته می‌تواند بخشی از مشکلات را حل کند و هم اشتغال ایجاد می‌کند. به نظر من کارهایی که این دولت دارد انجام می‌دهد متفاوت از کارهای دولت‌های قبلی در راستای توزیع عادلانهء اعتبارات و امکانات و ثروت‌هاست بدون این که بخواهد از ثروتمندان بی‌جا و بی‌حساب بگیرد. آنچه که انجام می‌گیرد اعمال سیاست‌هایی است که این سیاست‌ها حمایت از اقشار کم درآمد است. توزیع سهام عدالت که در سه دهـک پایین‌تر جامعه انجام می‌گیرد حکایت از آن دارد که دولت می‌خواهد اینها را صاحب سرمایه کند و بخش اندکی از هزینهء زندگی آن‌ها را از این راه تامین کند. این‌ها نگاه‌های کاملائ مثبتی است که به اقتضای اقتصاد اسلامی دارد انجام می‌گیرد و اگر بنا بود اقتصاد لیبرال و سرمایه‌داری حاکم شود در کوتاه‌مدت این خانواده‌های کم درآمد له می‌شدند و مشکلی هم برای اقتصاد لیبرال نیست.
*شما می‌توانید نام این تحولاتی را که اشاره کردید، یک انقلاب اقتصادی بگذارید؟
**البته الان نمی‌توان چنین اسمی را گذاشت. ممکن است در آینده چنین واقعیتی رخ بدهد. الان اسم آن را آغاز یک تحول می‌گذاریم. ممکن است چند سال به این منوال بگذرد و این را اسم انقلاب هم رویش بگذاریم.
*اشاره کردید این تحول اقتصادی که شروع شده به سمت اسلامی شدن اقتصاد است. گروه‌های رقیب شما از تعارض و تناقضی بین شیوهء اقتصادی موردنظر شما که از آن تحت عنوان اقتصاد اسلامی یاد کردید با قواعد مدرن اقتصاد علمی صحبت می‌کنند می‌گویند بین اینها تعارض وجود دارد و نمی‌شود با تعارض و تناقض هم کشور را اداره کرد؟
**اقتصاد مدرن علمی اقتصادی است که بر بستر سرمایه‌داری شکل گرفته، متفکران و صـاحب‌نظران غرب با برهم‌آرایی اندیشه‌های خودشان به این رشد اقتصاد مدرن علمی رسیده‌اند ولی هرگز معنایش این نیست که علم منحصر به آن چیزی است که در غرب تولد یافته، رشد پیدا کرده و به بلوغ رسیده است. با همان ساز و کار و با همان روش‌ها می‌توان به اقتصاد علمی دیگری دست یافت که مبتنی با فلسفه و مـبـانـی انسـان‌شنـاسـی و مبـانـی شـنـاخـت‌شنـاسی اسلامی است و هنجارهای یک جامعهء اسلامی را در نظریه‌های اقتصادی مدنظر قرار می‌دهد و اقتصاد به نظر ما اگر تئوری‌هایش در جامعه تحقق پیدا کند، آثار و نتایج بسیار بهتری را نسبت به اقتصاد مدرن غربی دارد که با هزاران مشکل روبه‌روست. یکی از مشکلات جدی آنها شکاف بین پول و بازار کالا و خدمات است که دو بازار کاملائ متفاوتی را به وجود آورده است و نتیجه این شده که درآمد صاحبان وجوه نقدی که به سیستم‌های بانکی بازارهای بورس و امثال اینها پا می‌گذارند سهم بسیار بیشتری را به خود اختصاص داده در مقابل سهم درآمد نیروی کار و نیروی مدیریت.
*اخیراً آقای احمدی‌نژاد در یک کنفرانس مطبوعاتی انتساب شعار آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم را شعار انتخاباتی خود ندانست، نظر شما در این زمینه چیست؟
**آثار درآمد نفتی باید سر سفره‌های مردم احساس بشود ولی معنای این سخن این نیست که درآمد نفتی مستقیمائ بین مردم توزیع بشود بلکه مقصود این است که این درآمد سرمایه‌گذاری بشود، اشتغال ایجاد کند، تولید افزایش پیدا کند و آثار و نتایج این سرمایه‌گذاری‌ها در زندگی مردم ظهور پیدا کند.
*آیا در دولت‌های قبلی این‌گونه که می‌گویید، نبود؟
**تفاوت‌هایی وجود دارد. یک تفاوت این است که دولت‌های قبلی بیشتر سعی کرده‌اند دولت را بزرگ کنند و سرمایهء ملی را به دولت اختصاص بدهند. اکنون حدود 80 درصد سرمایهء ملی ما در دست دولت است و شعار آوردن درآمد نفت بر سر سفره‌های مردم در واقع حکایت از این می‌کند که دولت می‌خواهد از انحصار سرمایهء ملی به دولت جلوگیری کند. نکتهء بعدی استفادهء رانت‌خواران از منابع عمومی است. بحث همان پرونده‌های مفاسد اقتصادی است که نمایندگان مجلس هم خواستار پیگیری جدی این پرونده‌ها هستند و گزارش‌هایی که دیوان محاسبات کشور از تخلفات عمل به بودجه در مورد 1382 و سپس 1383 ارایه کرده که حکایت از آن دارد ریخت و پاش‌هایی بوده و تخلفاتی در استفاده از منابع عمومی بوده است.
شعار دولت این است که جلوی این تخلفات را خواهد گرفت و البته همین شش ماه گذشته هم نشان‌دهندهء قاطعیت دولت برای جلوگیری از این‌گونه تخلفات است. ما امیدواریم که دولت در این زمینه کاملائ موفق باشد و جلوی ویژه‌خواری در مجموعهء دولت و جلوی تخلفات از هـزینـه‌هـای عمـومـی را بگیـرد و با صرفه‌جویی از آنچه که از این راه به دست می‌آید سرمایه‌گذاری کند و اشتغال ایجاد کند که مهم‌ترین معضل اجتماعی ماست و به دنبال ایجاد اشتغال فقر و تبعیض هم برطرف می‌شود.