تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۸۱۸۸۴

مریم رحیمی سجادی
شهروندی فقط در اجتماع سیاسی معنا پیدا می‌کند. مهم‌ترین اجتماع سیاسی هم در عصر حاضر دولت - ملت است. اما چطور می‌توان عضو یک دولت - ملت شد و خود را شهروند نامید؟ آیا همهء ما شهروند ایران هستیم؟ در ایران متولد شدن از پدر و مادر ایرانی منجر به شهروند شدن ما شده است. اما اگر مادر ما ایرانی باشد و پدرمان غیرایرانی، برای ما شناسنامه صادر نمی‌شود. در نتیجه ما تابع کشور ایران نیستیم و نمی‌توانیم شهروند آن باشیم. بنابراین ملیت پدر در ایران در مورد شهروند ایرانی بودن فرزندان نقش دارد. اما با این وجود دیده شده که عده‌ای از ایرانی‌ها شهروند کشورهای دیگری شده‌اند. آیا پذیرش تابعیت ممکن است؟ در صورت اعلام وفاداری جدید و همه جانبه به اجتماع سیاسی دیگری غیر از کشور مبدا می‌توان شهروند جدید کشوری دیگر شد. حال این شهروند شدن چه مزایایی دارد که بدون آن زندگی در کشورهای دیگر برای مهاجران سخت بوده و همه سعی در گرفتن تابعیت دارند؟ برای پاسخ به این سؤال ابعاد حقوق شهروندی را به تفصیل شرح می‌دهیم.زیرا تا زمانی که این حقوق به درستی شناخته نشود، طلب آن‌ها و حتی اقدام برای رفع موانع عدم دستیابی به آن‌ها به جایی نمی‌رسد.شهروندی در زمان‌های مختلف و بر حسب نیاز مردم تغییرات فراوانی را تجربه کرده است. تا این که در دورهء حاضر، حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی به عنوان حوزه‌های مختلف حقوق شهروندی به رسمیت شناخته شدند. یعنی از طرف دولت و نهادهای رسمی پذیرفته شد.
حقوق قانونی - مدنی
حقوق قانونی - مدنی به آزادی و استقلال فرد برمی‌گردد. به این معنی که انسان به خاطر انسان بودنش اینک از یک سری آزادی‌هایی برخوردار است که این حقوق مانع دخالت دولت در این آزادی‌ها می‌شود و از آن‌ها حفاظت می‌کند.حق انتخاب آزادانهء عقیده، مذهب، شغل، محل زندگی، همسر و... حقوقی است که دولت و سایر افراد جامعه حق دخالت در آن‌ها را ندارد و هر کسی بر حسب علاقه و سلیقهء خود، در این موارد به انتخاب می‌پردازد و این انتخاب از طرف افراد دیگر باید مورد حمایت قرار بگیرد. (احمدی، 1383، ص 52) اما دامنهء این آزادی‌ها در همهء جوامع یکسان نیست; زیرا اگر آزادی به این معنی باشد که فرد تا جایی آزاد است که آزادی دیگران را به خطر نیندازد، می‌توان گفت در هر جامعه، براساس قوانین، ارزش‌ها و عرف حاکم بر آن جامعه این حقوق شکل خاص خود را می‌یابد. تا جایی که هم آزادی افراد حفظ شود و هم نظم جامعه به هم نریزد. مثل انتخاب پوشش که در این روزها در مورد آن زیاد صحبت می‌شود. اگرچه فرد آزاد است که هر نوع پوششی که می‌خواهد انتخاب کند، اما این پوشش نباید به شکلی باشد که ارزش‌ها و فرهنگ جامعه را نادیده گرفته و به دنبال آن باعث سلب آرامش از دیگران شود. باید یک اصل مشترکی در مورد میزان و چگونگی پوشش وجود داشته باشد و بعد براساس آن، هر کسی هر مدلی که دوست داشت انتخاب کند.بنابراین حقوق مدنی - قانونی همان‌طور که از نامش مشخص است، حقوقی فردی براساس قانون هر جامعه است که موارد متعددی را دربرمی‌گیرد.
1) حقوق کنترل بدن: این حقوق دو بخش را دربرمی‌گیرد: کنترل پزشکی و جنسی روی بدن. یعنی اموری که چه از نظر پزشکی و چه از نظر جنسی تحت کنترل خود ما باشد و دیگران در مورد آن تصمیم‌گیری نکنند. در این مورد سقط جنین یکی از مسایل مورد بحث است. جنین موجودی است در بدن من و من حق کنترل بدن خود را دارم. پس آیا می‌توانم آن را سقط کنم؟ در این جا حق حیات جنین مطرح می‌شود که چون حق حیات هر موجودی محترم است، تا زمانی که زندگی این موجود، زندگی مادر را به خطر نیندارد، حفظش لازم است. اگرچه در بدن دیگری باشد.بخش دیگر آزادی از حملهء فیزیکی دیگران و محیط ناامن است. به این معنی که کسی حق صدمه زدن به بدن من را ندارد و اگر چنین اتفاقی افتاد، من می‌توانم از او شکایت کرده و طلب خسارت کنم که این بخش از حقوق کنترل بدن از حملهء‌دیگران به بدن شروع می‌شود تا خطرات محیطی مثل آلودگی هوا و...
2) حقوق مالکیت و خدمات، سه بخش را دربرمی‌گیرد. حق به دست آوردن و واگذار کردن مالکیت و خدمات. من به عنوان شهروند حق دارم مالک چیزی باشم یا آن را به دیگری واگذار کنم. مثل داشتن زمین و وقف آن به سازمان اوقاف. حق محل سکونت و حق شغل دو بخش دیگر این حقوق است که کسی حق ندارد مرا به اجبار به سکونت در محل خاص و یا کار در شغل خاصی که مورد علاقهء من نیست، وادارد.
3) حقوق تشکیلاتی که سه بخش سازمان دادن کارکنان، تشکیل حزب سیاسی و تشکیل شرکت را دربرمی‌گیرد. یعنی من به عنوان شهروند حق دارم شرکتی به نام خود ثبت کنم و یا گروهی از کارکنان را جمع کرده و با آن‌ها تشکیلاتی را راه بیندازم، البته نه هر تشکیلاتی.
4) حقوق اظهاری :عبارت است از آزادی بیان، آزادی مذهب، آزادی انتخاب دوستان و هم‌نشینان و در نهایت حق خصوصی بودن یا حریم خصوصی داشتن. یک شهروند حق دارد مذهب مورد علاقهء خود را انتخاب کند و دیگران نیز باید این حق او را با احترام به مذهب او، به رسمیت بشناسند. به علاوه او حق دارد آزادانه در مورد عقاید خود صحبت کند، حق دارد دوستان خود را بر حسب علاقهء خود انتخاب کند و نیز حق دارد حریم خصوصی خود را داشته باشد که در آن هرگونه که دوست دارد عمل کند و دیگران مزاحمتی برایش ایجاد نکنند.
5) حقوق رویه‌ای: به امکان دستیابی به سیستم دادگاه و دریافت رفتار منصفانه از سوی آن برمی‌گردد که عبارت است از: ‌حق برابر برای بستن قرارداد، حق دسترسی به دادگاه‌ها و مشورت و شکایت، حق رفتار برابر تحت قانون و حقوق خارجی‌ها برای ورود و شهروندان برای خروج. (پیشین، ص 53)به این ترتیب حقوق مدنی عبارت است از حقی که امکان مالکیت داشتن بر دارایی‌ها و ملزم بودن به قراردادها و آزادی‌های حزبی و فکر و اندیشه را فراهم می‌کند. حق انتظار برابر و قضاوت بی‌طرفانه در نظام حقوقی نسبت به همهء شهروندان در آن دنبال می‌شود. به طوری که اگر حقوق مدنی در جایی وجود نداشته باشد، امکان آزادی‌های فردی و سرمایه‌گذاری‌اقتصادی نیز وجود ندارد. (موسوی، پیشین، ص 10)
حقوق سیاسی
حقوق سیاسی به حق مشارکت شهروندان در امور سیاسی و حق رای آن‌ها اشاره دارد که در نتیجهء مبارزات طولانی برای رای برابر و تشکیل و قانونی شدن نهادهای صنفی و سیاسی، امروزه در اغلب کشورها ملاحظه می‌شود.حقوق سیاسی نیز مثل حقوق مدنی موارد گوناگونی دارد. از جمله:
1) حقوق شخصی: این حقوق به حق افراد برای امور سیاسی در مقابل دولت مربوط است و بخش‌های متفاوتی دارد. حق رای در انتخابات که همهء شهروندان صرف‌نظر از گروه‌های جنسی، نژادی، قومی و سنی باید بتوانند در آن شرکت کنند. به طوری که فقرا، آوارگان و مهاجران نیز به خاطر شهروند بودن این حق را دارند. حق اداره کردن و نگه داشتن شغل سیاسی که اگر من به عنوان شخصیت سیاسی از طرف مردم طبق قوانین آن کشور انتخاب شدم، بتوانم شغل خود را اداره کرده و از آن نگهداری کنم و حق تشکیل دادن حزب و پیوستن به آن به این اشاره دارد که هر شهروند سیاسی بتواند بر حسب علاقهء خود و قوانین جامعه حزبی را تشکیل داده یا به حزبی بپیوندد.
2) حقوق تشکیلاتی، این حقوق در حوزهء سیاسی برخلاف حوزهء مدنی به حق انجام اقدامات سیاسی مربوط می‌شود نه صرف تشکیل یک اجتماع و عبارت است از بالا بردن پشتوانهء مالی سیاسی که به تامین منابع مالی احزاب و سایر گروه‌های سیاسی برمی‌گردد. مشاورهء قانونی و اجرایی که با قانون‌گذاران در مورد طرح‌ها و... رایزنی داشته باشند و حق چانه‌زنی سیاسی که در مورد نامزدهای انتخاباتی، اعلام اسامی و... بتوانند فعالیت داشته باشند.
3) حقوق پذیرش تابعیت: سه حق، تابعیت برای محل سکونت، اطلاع داشتن از حقوق تابعیت و حقوق پناهندهء سیاسی را دربرمی‌گیرد. در مورد تابعیت اشاره شد که بعضی با تولد و بعضی با شهروند جدید شدن می‌توانند تابعیت کشوری خاص را بپذیرند; اما بعد باید از حقوقی که در نتیجهء به دست آوردن تابعیت، شامل آن‌ها می‌شود، اطلاع داشته باشند و بتوانند آن را طلب کنند. در مورد پناهندهء سیاسی کمی متفاوت است. او از کشور اصلی خود خارج شده و پناهندهء کشوری دیگر می‌شود که آن کشور ملزم است از او در برابر کشور مبدا حمایت کند. پس این حقوق شامل حفاظت از خارجی‌ها و پناهندگان سیاسی تا دستیابی به یک فرآیند پذیرش تابعیت است.
4) حقوق مخالفت: سه بخش حق اقلیت‌ها برای رفتار برابر و منصفانه، حق داشتن اطلاعات سیاسی، تحقیق و تفحص و در نهایت حقوق اعتراضی و جنبش اجتماعی را دربرمی‌گیرد. با اقلیت‌ها در حوزه‌های مختلف مثل اقلیت قومی، دینی و... باید به طور برابر با شهروندان دیگر رعایت شود و آن‌ها از آن‌جا که شهروند کشور هستند، حقوق برابر با شهروندان دیگر را دارند. حقوق مخالفت به حق داشتن اطلاعات و در صورت لزوم حق اعتراض هم اشاره دارد. به طوری که شهروندان حق دارند در مورد عملکرد دولت خود تحقیق کنند و در صورت مشاهدهء هر نوع بی‌انضباطی و خارج شدن از مسیر متعارف، اقدام به اعتراض در اشکال مختلف اما قانونی کنند. (احمدی، 1383، صص 53354)به این ترتیب حقوق سیاسی که تقریبائ در قرن بیستم بعد از مبارزات فراوان به رسمیت شناخته شد، با چهار مورد فوق امروزه در اکثر کشورهای جهان اجرا می‌شود که این بعد از حقوق شهروندی نیز مانند حقوق مدنی برحسب شرایط اجتماعی تاریخی و وضعیت آن کشور در صحنهء بین‌الملل شکل خاص خود را می‌گیرد و با وجود یکسری اشتراکات، لزومائ در همه جا یکسان نیست.