تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۸۱۹۱۰

نوید اسدپور: از مهم ترین شعارهای دولت نهم فعال کردن و استفاده از تمام ظرفیت های صنعتی و کشاورزی و اقتصادی در نقاط مختلف ایران بود. برای انجام چنین امری دولت نیازمند استفاده از نیروهای توانمند و فعالی است که بتواند پاسخگو باشد، جابه جایی بسیاری از شرکت ها که ریشه در تهران دوانده اند کاری نیست که یک شبه با یک دستورالعمل و یا یک نامه اداری قابل انجام باشد. تهران جدای از مشکلات فراوان و مختص خود به عنوان پایتخت، ظرفیت هایی را در درون خود به وجود آورده که دور شدن از این ابرشهر به مثابه از دست دادن فرصتها هست. بنابراین با طرح این مسئله که می توان بسیاری از شرکت ها را در مناطق مربوط به حوزه کاری تمرکز داد کاری آسان نیست و یا حداقل نمی تواند جزو کارهایی باشد که بدون برنامه زمان بندی درازمدت قابل انجام باشد و این درست تقابل دارد با این مسئله که همگان با علم بر مشکلات شهری تهران، اذعان به جابه جایی نیز دارند.
نباید این واقعیت را پنهان کرد که برای رسیدن به پله های ترقی باید بستر فعالیت و رشد نیز آماده باشد و تا این بستر ولو اندک نیز مهیا نشود، هیچ کس نمی تواند به مطلوب ذهنش برسد. علاوه بر مختصات پایتخت ایران از لحاظ سیاسی و حکومتی، مشکل بزرگ و عمده دیگری که باعث می شود اکثر نخبگان و یا اندیشمندان و صاحبان نظر به تهران بیایند، نبود شرایط مناسب و بسترهای کافی برای رشد در شهرستانهاست. این عدم بستر مناسب تا بدانجاست که حتی بسیاری از دولتمردان که در قالب نماینده مجلس و یا افراد سیاسی برای مدتی به تهران جهت انجام ماموریت عزیمت می کنند پس از پایان دوره نمایندگی و یا مسئولیت سیاسی خود، باز هم در تهران باقی می مانند و افراد بسیار کمی شرایط تجربه کرده تهران را رها می سازند و به شهرستانها باز می گردند. اما نگارنده بر سر این موضوع چانه زنی ندارد و بیشتر مطلب بر این اساس است که متاسفانه علی رغم تاکیدات فراوان رئیس محترم جمهور مبنی بر به کارگیری نیروهای جوان، مستعد و در عین حال دارای باورهای انقلابی هنوز شرایط برای این گونه افراد مهیا نشده است، هرچند که در عرصه مدیریت های مختلف شاهد جابه جایی ها و تغییرات گسترده ای بودیم اما متاسفانه در بسیاری از شهرستانها این تغییرات و دگرگونی ها مطابق با اهداف دولت نهم و علی الخصوص شخص رئیس محترم جمهور نبوده است.
موضوع عزل و نصب ها براساس بسیاری از هماهنگی ها که به نظر نمی رسد ضرورتی نیز داشته باشد، باعث شده که روند رشد بسیاری از شعارهای دولت نهم تحت الشعاع قرار گیرد و به طبع رضایت مندی مردم به آن حد که توقع معمول و معقول از دولت بوده نینجامیده باشد. موضوع فقط به این عزل و نصب ها باز نمی گردد؛ یکی از موارد دیگری که متاسفانه در شهرستانها باب شده و باعث شده که توان و قدرت در تصمیم گیری های کلان را خدشه دار کند استفاده از شعارهای ابزاری بعضی از نمایندگان مجلس و یا استانداران در به کارگیری نیروهای بومی است. قطع و یقین اصل بر استفاده از نیروهای بومی است که بهرحال با استان آشنایی دارند و فرهنگ و خواسته مردم را بخوبی می دانند. اما این جا چند سؤال پیش می آید که پاسخ به آنها لازمه قدرت در سطوح عالی مدیریت را می طلبد.
سؤال اول اینکه اگر شخصی در هر نقطه ایران بتواند خدمتی انجام دهد که از هر سو شایستگی انجام آن را چه از نظر معلومات و چه از نظر اعتقادات داشته باشد باز هم بومی بودن و نبودن باید مطرح شود؟
سؤال دوم اینکه اکنون که عرصه ارتباطات و جنگ ابزارهای الکترونیکی پیش روست و دنیا به سرعت در حال دگرگونی و تغییرات فراوان است. مگر نه اینکه باید بین تفکرات و قومیت ها و آداب و فرهنگ و سنن ارتباطات سازنده برقرار شود؟ مشکل به آنجا باز می گردد که مثلا فلان شخص حدود 10 تا 15سال در یک استان بنابر وظیفه کاری مقیم شده و اکنون که می خواهند با تمام توان و لیاقت ها از او استفاده کنند بحث بومی و غیربومی بودن مطرح می شود و جالب اینجاست که در همان منطقه و استان از استانداری استفاده می شود که خود مدتهای مدیدی استان را رها کرده و مسئولیت های مختلف را در شهرهای دیگر این کشور آزموده است. این قبیل رفتارها باعث شده که بسیاری از توانمندی های افراد لایق و مدیران ارشد تحت الشعاع قرار گیرد و به بهانه غیربومی بودن آن همه تجربه و دلسوختگی ها در هاله ای از ابهام از بین برود.
بدیهی است استفاده از افراد تصمیم گیر، قاطع و مدبر قبل از اینکه بخواهد متعلق به یک استان خاص باشد متعلق به کشوری است به نام ایران و نباید فراموش کرد که اکنون که زمان کار و تلاش است و دولت نهم کمر به خدمت مردم بسته است این خدمت رسانی حد و مرز و فاصله ندارد. آنچه که مهم است باید به دور از روابط سیاسی و جنجالی با اعتقادی خالص و قلبی وارد عرصه کارزار شد آن هم در شرایطی که کشور نیازمند مدیران جوان، با حوصله و پیگیر است