تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۸۱۹۳۴

عبدالله بیانی
دو چیز طیره عقل است، دم فروبستن
                                            به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
بر همگان معلوم است که براى هر جامعه پویا و روبه رشدى در حوزه‌هاى فردى و اجتماعى انتقاد موضوعیت دارد؛ آن هم از نوع منطقی، منصفانه و آگاهانه‌اش، بدان جهت که تعطیلى انتقاد از کف رفتن سرمایه‌هاى ارزشمند جامعه را در سایه سار افراط و تفریط‌ها موجب مى‌گردد. و این زوال تلخ و تدریجى نه قابل تحمل است و نه قابل جبران، بنابراین بدون استثناء تمام آحاد یک جامعه به انتقاد محتاج و از آن بهره بى‌اندازه مى‌برند.
از این رو به منتقدان آرمانی، شایسته و چشمان بیدار و تیزبین جامعه، درود و دست مریزاد باید گفت. زیرا نشاط، طراوت و تعالى‌بخش مرام مردان جامعه‌اند و صیانت سرفصل‌هاى حیات را از خمودگى و کج‌روى موجب مى‌شوند.
جناب آقاى کروبی، از رهگذر ارادت و دوستى نکاتى را نسبت به نامه‌ سرگشاده شما به آیت‌الله جنتى متذکر مى‌شوم.
1- آنچه نوشته و یا گفته‌اند از جهت کلیت موضوع (انتقاد به انگیزه دغدغه حفظ جمهوریت و حرمت روحانیت و هشدار نسبت به افراط و تفریط) پربها و ارزشمند است. لیکن از دو ایراد شکلى و محتوایى چنان آسیب جدى دیده که اصل موضوع غریب، مهجور و متروک مانده و فضاى بحث به جولان بیان دردهاى شخصى و حزبى سپرى گردیده است.
2- اگر از دریچه اخلاق و انصاف بنگریم مثل شماى مرید امام (ره) و دلسوز نظام چنانچه قصد ورود به مباحث سیاسى دارد، به بهره‌مندى از ادبیات شایسته و سازو کار بایسته‌ یک گفتمان خانوادگى میان فرزندان امام در درون نظام و آن هم با مرام حوزوى به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر پاى مى‌فشارد و ذره‌اى از آن تخطى نمى‌نماید و چنانچه در تحقق انقلاب و نظام هم نقشى ایفا کرده باشد، بیشتر و پیشتر از همه دردمندانه و متعهدانه باید در حراست از آن بکوشد، اما به تایید خاص و عام، این ضرورت در مرام شما در این نوشته کاملا منتفى است.
و اما از دریچه مباحث سیاسى و اجتماعى براى حفظ شان و شخصیت و حتى گسترش حوزه نفوذتان، به جا بود که خودتان مستقلا نه به صورتى که در انتساب مباحث و مطالب به شما اندک تردیدى به وجود آید، ابتدا در حد بضاعت و تسلط بر مسائل سیاسى در داخل، منطقه و بین‌المللى تحلیل ارائه نمایید سپس به نقد نامه رئیس جمهور به جرج بوش پرداخته به نقاط قوت آن اشاره و به ضعف‌هایش انگشت گذارید و گزینه مناسب‌ترى هم به صورت پیشنهاد طرح نمایید و همین شیوه را نیز نسبت به نوع اظهارات و رویکردهاى موافقان و مخالفان پیش گرفته آنگاه به جمع‌بندى و تحلیل بپردازید تا بدون دعوت صریح و حتى اشاره شما، افکار عمومى در سنجش و داورى به وزانت و محبوبیت شما حکم کنند و بر دلسوزی، تعهد و دردمندى شما آفرین گویند.
ولیکن در حال حاضر این حرکت به یک صف‌آرایى سیاسى با یاران پیدا و پنهان در مقابل نظام شبیه‌تر است تا ارادت و دلسوزى و داعیه‌هایى که ازآن دم زده‌اید و به عبارت کوتاه به یک انتقام کینه‌توزانه شبیه‌تر است تا انتقاد دلسوزانه، ضمن آنکه باید از اتخاذ مواضع توام با آهنگى که از شما یک شخصیت غیرمتعادل و فکاهى به تصویر کشد و دستمایه‌اى براى لطایف و تفریحات فراهم سازد به شدت بپرهیزید.
3- چرا دلسوزى و دردمندى نسبت به پدیده‌ها و رخدادها براى به صدا درآوردن زنگ خطر و هشدار در مواقع حساس (کما اینکه یکى از دوستانتان مدعى شده) گاهى چنان خاموش و ساکت که یاد خواب زمستانى را در اذهان تداعى مى‌کند و گاه چنان توفانى و سراسیمه در داخل و خارج با شبکه ماهواره‌اى و تلویزیونى و تاسیس حزب و روزنامه و مصاحبه با بیگانگان و .... و تلاش‌هایى از این قماش، فرصت فکر و تامل در رفتار و گفتار هم برایتان باقى نمى‌گذارد؟( !راستى این معماى عجیبى است) شاید بستگى به جبهه سیاسى دارد که از کدام طیف حرکتى سر زند و یا کجا دستمایه‌اى براى بهانه و تخلیه روانى فراهم شود و یا به انتظار شکار سوژه‌ها براى تخریب طیف مقابل نشسته‌اید؟...
و هیچ‌کدام اینها از آقاى کروبى متعهد و دین مدار مورد انتظار نیست.
البته اگر بخواهیم به مصادیق بپردازیم آزردگى فراوانى براى نگارنده، خواننده و جنابعالى فراهم خواهد شد ولى به عنوان نمونه: در نشریه اعتماد، تاریخ 14/01/1385 طى یک تحلیل غیر کارشناسانه، روشنفکر مابانه و بدون اطلاع و نپخته، ایده‌هاى امام (ره) درباره نهاد دین و مرجعیت دینى و ولایت فقیه، چنان وارونه انگاشته و مورد تحلیل و «تفسیر بمالا یرضى صاحبه» قرار گرفته که کاسه صبر دوستانتان هم لبریز شد و براى شما نامه سرگشاده نوشتند، حال اهل فن در داورى چه خواهند گفت؟ آیا بر بى‌اطلاعاتى شما حمل خواهد شد یا عدم اشراف و یا دوئیت مدیر اسمى و مدیر رسمى نشریه و .... که تمام اینها از شما مورد انتظار نیست.
4- به احتمال قوى مفهوم آنچه آیت الله جنتى در خطبه نماز جمعه تهران بیان داشته‌اند، این است که نظام و ملت ما همواره مورد لطف و عنایت خاصه خداوند است و برخوردار از امدادهاى غیبی، و همواره خداوند راه برون رفت از تنگناها، مشکلات و سختى‌ها را براى این نظام مقدر مى‌فرماید و نامه رئیس جمهورى هم ابتکارى مورد تحسین و تشویق در راستاى کلام و مرام امام (ره) مى‌باشد که خداوند به فکر و ذهن آقاى احمدى‌نژاد در تنظیم این نامه عنایت ویژه فرموده است و ....
اما تنزیه و تقدیس رئیس جمهورى از خطا و لغزش در گذشته، حال و آینده و مباحث دیگرى که راه هرگونه تذکر و انتقاد احتمالى را برایشان مسدود نماید به طور قطع منتفى است و ناپذیرفتنى گرچه شکل ورود، تخریب و تعرض شما به اظهارات خطیب جمعه تهران و نامه رئیس جمهور با این محتوا غیرنافذ و ناپذیرفتنى‌تر.
5- با این حال فرزندان امام (ره) و نظام، تخریب و تعرض به شماى آقاى کروبى با این ادبیات و شاخصه‌ها که گاه به اشتباهات معلوم و مجهولى در فعالیت‌ها و حمایت‌هاى سیاسى گرفتار و بعضا به صراحت به آنها اعتراف و از آنها تبرى جسته‌اید را تحمل نمى‌کنند، چه رسد به اهانت با شیوه‌هاى تخریب‌گر به شخصیت‌هایى که استوانه‌هاى نظام و مورد عنایت و تایید ویژه امام (ره) و رهبرى مى‌باشند. و لازم است بدانید که اگر بر همین سیره فعلى پاى فشرده و آن را استمرار بخشید، همه دردمندان و دلسوزان و یاران امام (ره) و رهبرى نگران آینده‌ شمایند و این پدیده تلخ و ناگوار است.
6- جناب آقاى کروبی، امام راحل (ره) یک قاعده کوتاه و گویا براى شناخت خطا و صواب عملکردها در اختیار مسئولان و مردم قرار دادند که «هر گاه دشمن از شما تعریف و حمایت کرد بترسید که ناخواسته براى آنان قدم برداشته‌اید و اگر از شما بد گفته و مورد حمله قرار دادند، حتما ضربه سنگینى بر آنان وارد ساخته‌اید.»
اگر مى‌خواهید خروجى و نتایج موضع‌گیرى‌ها، بیانیه‌ها و نامه‌هایتان را ببینید که به سود دشمنان نظام بوده یا دوستان نظام؟ نگاهى به تیترهاى نشریات خارجى در تاریخ نوشته‌ها، بیانیه‌ها و مصاحبه‌هایتان داشته باشید تا معلوم شود که چه مسیرى را تا به حال طى کرده‌اید!
7- و اما آخرین نکته آقاى کروبى در تواصى یکدیگر به عبرت از پیشینیان باید گفت: هر کس خود بهتر از دیگران مى‌داند که شانه به زیر چه بارى داده است و نیز همه مى دانیم که بار کج به مقصد نمى‌رسد.
اگر در سایه‌سار شبکه ماهواره‌اى صبا یا حزب اعتماد یا نشریه‌اى به همین نام بسترى براى تقویت پایگاه غیرخودى‌ها فراهم شود (که خدا نکند)، فرجام خوشى براى حیات سیاسى و اجتماعى شما در آینده رقم نخواهد زد.
و این مسلم است که چشم بستن بر رخدادهاى صواب و ناصواب جامعه و عملکرد مسئولان نظام امرى ناپسند و سکوت در این عرصه بسیار نامبارک و خسارت‌بار است چون زمینه فساد، انحراف و خودرایى و... به‌وجود مى‌آید و منتقد منصف و مصلح است که چون شمعى خود مى‌سوزد ولى به جامعه راه از چاه مى‌نمایاند و این سیره به ماندگارى مى‌انجامد و جاودانگى و انشاالله در این مسیر شاهد تلاش و فعالیت و مشى خداپسندانه شما باشیم.
«ولمثل هذا فلیعمل العاملون»
دوام توفیق و رستگارى شما آرزوى ماست.