تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۸۱۹۸۸

انتخابات نهم و حواشی پیرامون آن کلمه اجماع و ائتلاف را به یکی از کلیدی‌ترین مباحث گروه‌های اصلاح‌طلب در سال‌های گذشته تبدیل کرده است. نتایج تأمل برانگیز انتخابات و از دست دادن تمام اهرم‌های قدرتی که در اختیار اصلاح طلبان قرار داشت ادبیات بازبینی انتخابات را تشدید کرد. تمامی شخصیت‌ها، احزاب و گروه‌های سیاسی چه از سر صداقت و یا سیاسی کاری بر این باور بودند که باید دلایل این رخداد را تحلیل و مورد تفسیر و ارزیابی قرار دهند.
در قدم اول آنها به دنبال این بودند که ببینند چه اتفاقی برایشان روی داده و در کجای جغرافیای سیاست ایران قرار گرفته‌اند. از دیگر سو از آنجا که عمده گروه‌ها و عناصر درگیر در سپهر سیاست ایران معتقد به سیاست وزری و عمل به قواعد به رسمیت شناخته شده کنش سیاسی بودند، ناچار بودند برای کسب موقعیت جدید، تحلیل واقع‌بینانه و پند گرفتن از آن حادثه و اتخاذ استراتژی نوین تحولات جدید را کالبد شکافی نمایند، نتایج حاصله از انتخابات چه آنهایی را که به پیروزی رساند و چه آنهایی را که از صحنه خارج کرد، یک نتیجه روشن داشت؛ ائتلاف و اجماع در این شرایط جدید در کجای این معادله قرار دارد، آنهایی که خود موجب برخی ناکامی‌ها شده بودند، ائتلاف و عدم اجماع را بهانه می‌کردند، طرفه آنکه هر بار نیز به بهانه رسیدن به یک اجماع منطقی سخن از ائتلاف جدید می‌راندند.
جالب‌تر آنکه در حالی که خود مسبب اصلی ناکامی در جبهه دوم خرداد بودند، برخی از عناصر اصلی این جبهه را که در صورت رفتار منصفانه امکان موفقیت در آن آزمون مهم انتخابات نهم را داشتند، به ائتلاف و پیوند مجدد دعوت می‌کردند. آنها هیچگاه به این سوال پاسخ نمی‌دادند که اگر خواهان ائتلاف هستند، چرا در انتخابات نهم با اتخاذ استراتژی‌های غیرواقعی، غیرمنطقی و احساسی خود انسجام مجموعه را بر هم ریختند؟ دیگر آنکه چنانچه جبهه مذکور در بزنگاه و چهار راه تاریخی دیگری قرار بگیرد چه تضمینی برای انجام ندادن اعمال گذشته خود دارد. برخی از آن گروه‌ها متهم هستند که در طول قدرت جریان اطلاح‌طلبی همچون «برادر بزرگتر» رفتار می‌کردند.
در خفا استراتژی‌هایی را اتخاذ کرده و در علن حمایت همه جانبه و غیرمنتقدانه برادران دیگر را طلب می‌کردند. با آنکه وضعیت موجود در نتیجه رفتار آنها شکل یافته، همچنان اصرار به طی کردن راه رفته و انتظار تبعیت گروه‌ها وشخصیت‌های دیگر را دارند. مساله دیگری که در سخنان دبیر کل حزب اعتماد ملی وجود دارد آن است که وزن و جایگاه واقعی مدعیان ائتلاف کجا است؟ آنها چه گروه‌ها و طبقات اجتماعی‌ای را نمایندگی می‌کنند؟ از چه وزن اجتماعی و سیاسی برخوردار هستند؟ تعداد عناصر و پایگاه‌های انتخاباتی و یا تشکیلاتی‌شان در کشور چقدر می‌باشد؟ باید واقع بین بود و از حالت ژلاتینی خارج شد. کسانی که خود به تنهایی یک حزب هستند، چگونه ائتلافی را نمایندگی می‌کنند؟ ‌هرگونه ائتلاف در آینده باید بر اساس وزن واقعی گروه‌ها و شخصیت‌ها باشد. دیگر نمی‌توان به نام افراد و یا تنها بر روی کاغذ از یک حزب و گروه سیاسی سخن راند. هرگونه رانت، امتیاز ویژه، حرکت گروهی و یا کنش سیاسی و حتی ائتلاف باید و تنها باید با گروه‌ها و جریاناتی که دارای اعتبار روشن، پایگاه گسترده اجتماعی و شناسنامه روشن هستند صورت پذیرد.
حزب اعتماد ملی دستش را برای ائتلاف با عناصر موثر و چنین گروه‌هایی دراز می‌کند.