احسان صالحى طالقانی: حیات سیاسى دفتر تحکیم وحدت را به لحاظ استراتژى و تاکتیک معمولا به سه دوره متفاوت تقسیم مى کنند. دفتر تحکیم وحدت که پس از پیروزى انقلاب با هدف محوریت بخشیدن به فعالیت هاى انجمن هاى اسلامى دانشجویان شکل گرفت، با ارائه دو کارکرد منحصر به فرد و تاریخى در این سالها یعنى “تسخیر لانه جاسوسى آمریکا” و “انقلاب فرهنگی” جایگاهى ویژه در میان عوام و خواص یافت. دوره اول حیات سیاسى تحکیم که از این مقطع تا پایان جنگ تحمیلى است، حامل ویژگیهایى نظیر انسجام بخشى به فعالیت هاى دانشجویان مسلمان در دانشگاهها و مبارزه با استکبار و امپریالیسم با ایفاى نقش آلترناتیو گروههاى چپ لائیک مى باشد. در این مقطع دانشجویان مسلمان و مذهبی، بدنه و راس هرم این تشکل دانشجویى را در اختیار دارند، به نحوى که بسیارى از دانشجویان شهید برخاسته از این تشکل دانشجویى مى باشند.
دوره دوم فعالیت سیاسى تحکیم به سالهاى 67-76 باز مى گردد. تحکیم، در این سالها بر ترویج گفتمان چپ اسلامى و مبارزه با سرمایه دارى سرمایه گذارى ویژه اى نموده و با مخاطب قرار دادن برخى نهادهاى درون نظام، مبارزه را در این کانال دنبال مى نماید. از رویدادهاى قابل توجه در سیر تکوینى تشکل هاى دانشجویى در این بازه زمانى 9 ساله، تشکیل بسیج دانشجویى است. با شکل گیرى این تشکل به تدریج نیروهاى معتقد به آرمانهاى انقلاب که از سویى به نشانه هایى از بروز انحراف و استحاله در تحکیم برخورد نموده و از سوى دیگر احساس قرابت و انس بیشترى با عنوان بسیج مى کنند، عطاى تحکیم را به لقاى آن مى بخشند و بدین ترتیب جاده ارتقاى تشکیلاتى افرادى با ویژگیهاى فکرى ناهمخوان با اساسنامه و مرامنامه تحکیم در رده هاى مختلف هموار مى شود.
دوره سوم حیات سیاسى تحکیم از دوم خرداد 76 تا سوم تیر 84 است. دوم خرداد 76 در حالى شکل گرفت که دفتر تحکیم با ادعاى برخوردارى از هسته دانشجویى منسجم و گسترده، بخش عمده اى از علل پیروزى خاتمى را مدیون فعالیت هاى اثرگذار خویش مى دانست.
توهم قدرت فوق العاده در بسیج دانشجویان و توده مردم چنان در تصمیمگیریهاى این تشکل مشهود بود که خلق آشوبهایى نظیر 18 تیر 78، 23 خرداد 82 با هدف رودررو قرار دادن مردم-دانشجو و نظام، و به دنبال آن باج خواهی، طرح ریزى گردید.
حکایت استفاده ابزارى از تحکیم توسط احزاب دوم خردادى و سرخورده نمودن این جریان دانشجویى و به تبع آن فاصله گرفتن این جریان از احزابى نظیر مشارکت و نزدیکى به نهضت آزادی، ایجاد شکاف میان تحکیمیان و چند پاره شدن این تشکل و... از موارد قابل توجه در این مقطع زمانیست که البته در این مختصر نمى گنجد.
علیرغم پیش فرض مطرح شده در مطلع این نوشتار مبنى بر تمایز سه دوره متفاوت در حیات سیاسى تحکیم وحدت، مایلم دوره چهارمى را نیز بر این مجموعه بیافزایم؛ دوره پس از سوم تیر 84. در بازخوانى نوع رویکرد تحکیمیان به انتخابات ریاست جمهورى 84، به رویکرد و استراتژى واحدى بر نمى خوریم به طورىکه طیف سنتى تحکیم در گسترهاى از هاشمى تا کروبى تا معین مردد بود و در مقابل طیف مدرن بر طبل تحریم انتخابات مىکوبید.
با اینهمه دفتر تحکیم که امروز منادى حناى بى رنگ “دورى از قدرت” و “نقد از بیرون” شده است، گویا تمایلى به بازگویى روند جبرى اخراج سیاسى توسط مردم از انتخابات شوراها (81) تا مجلس هفتم (82) تا ریاست جمهورى (84) را نداشته و سعى دارد این تابع پیوسته را که در اثر رفتار متغیرهایى خارج از چارچوب اراده و میل تحکیمیان نضج و شکل یافته، ارادى و اختیارى وارونه جلوه دهد. نگاهى به سوابق اعضاى این جریان در مجلس هفتم و پس از آن موید ادعاى ماست.
تقریب تحکیم به نهضت آزادى در شرایطى صورت گرفت که نظریهپردازان و روشنفکران دینى -بنا بر اصطلاح رایج آن- نظیر مهندس بازرگان و سحابى دار فانى را وداع گفته و اکنون محصول علمى قابل توجهى به این تشکل تزریق نمى گردد. لذاست که ضعف تئوریک و بروز نوعى لمپنیسم در اثر فقدان مطالعه و پشتوانه علمى قوى اعضاى این تشکل را در مباحث علمى به انزوا برده و این خلاء اساسى بر شیب تند کاهش هژمونى و وزن این تشکل دانشجویى دامن زده است.
در این وضعیت با بالا رفتن آستانه تحریک دانشجویان -به دلیل فاصله گرفتن از فضاى احساسى دوم خرداد- و همچنین کاهش بىسابقه نفوذ تحکیم در لایه هاى مختلف دانشجویی، گو اینکه این جریان چاره دیگرى جز به اغتشاش کشانیدن فضاى آرام دانشگاهها براى حفظ حیات سیاسى خود پیش روى نمى بیند. آشوب در سه دانشگاه مهم تهران -شریف، امیرکبیر و تهران- در بازه زمانى 2 ماهه و در آستانه امتحانات پایان ترم تحصیلى از طراحى فضایى مشابه خرداد 82 در دانشگاهها خبر مى دهد.
دانشگاه بسترى براى فعالیت هاى علمی-عقلانى است و تدارک فضایى خشن و لمپن که تجربه اى شکست خورده از آن نیز امروزموجود است، هرگز به فعالیتى اثرگذار و پایدار نخواهد انجامید. با حذف جریان خشونت گرا از معادلات دانشجویى نسل جدیدى از دانشجویان مومن، اصولگرا و انقلابى در دانشگاهها در حال رشد و نمو مى باشند. بایکوت جریان آشوب طلب باید از سوى این دانشجویان مورد توجه قرار گرفته و بى اعتنا به غوغا آفرینى هاى غوغا زیستان، تقویت درون مایه هاى علمى و کادرسازى متعهدانه دنبال گردد. ضمنا بر دستگاههاى امنیتى لازم است با کشف و خنثى سازى پشت پرده آشوبهاى اخیر از سرایت این ویروس خشن و تحت الشعاع قرار گرفتن فضاى معقول و علمى دانشگاهها ممانعت بهعمل آورند.