*سئوال اول لطفا درباره اهمیت سینما بهعنوان یکى از هنرهاى هفتگانه توضیح بفرمایید؟
**سینما به خاطر خاصیت منحصر به فردى که نسبت به سایر هنرها دارد تاثیرگذارى بیشتر و چند بعدىترى دارد. این خاصیت را مىتوان “جامعیت سینما” از لحاظ دربرگیرى دیگر هنرها مثل نقاشی، عکاسی، نورپردازی، گرافیک و . . .نامید. لذا در شکلدهى فرهنگ و تفکر اجتماع نقش بهسزایى دارد. به نظر من سینما موثرترین ابزار بیانى است. البته لازم است همین جا این نکته را هم متذکر شوم که سینما پیچیدگىهاى بسیارى دارد. شاید بتوان تکنولوژى آن را در مدت چندماه فراگرفت اما سینماگر شدن به همین ختم نمىشود. بلکه بسیار باید طى طریق کنیم و تجربه کسب کنیم تا بتوانیم روزى یک فیلم قابل توجه از لحاظ تکنیک و محتوا ارائه کنیم.
*طبق فرمایش شما فراگیرى تکنیک سینما براى سینماگرشدن کافى نیست، چه فاکتورهاى دیگرى در توفیق شخص در عرصه سینما دخالت دارد؟
**همانطور که قبلا گفتم سینما بسیار پیچیده عمل مىکند. بنابراین لازم است که یک سینماگر تسلط کافى به هنرهاى دیگرى مثل طراحى صحنه، مجسمهسازى و نقاشى و . . . داشته باشد تا این عناصر را بهدرستى در کنار هم براى یک هدف معلوم بهکار گیرد. اما اینها را شاید بتوان در قالب “تکنیک” قرار داد. چیزى لازم است تا فیلم تولیدشده را جذاب کند و آن “محتوا” است. براى یک تولید محتوایى خوب لازم است تا یک فیلمساز مطالعات فلسفی، فرهنگى و اجتماعى کافى داشته باشد. و نسبت به اوضاع مذهبی، سیاسى و . . . حاکم آگاهى داشته باشد.
*پس از پیروزى انقلاب و رویکرد محتوایى به همه امور، نسبت به سینما هم گفته شد که سینماى مطلوب، سینماى اسلامى است. آیا مىتوان گفت که چون سینما یک فرآورده غربى است نمىشود آن را با ملاکها و ارزشهاى اسلامى تلفیق کرد؟
**به نظر من مبحثى که مطرح مىشود که چون سینما ذاتش غربى است و یکى از محصولات تکنولوژى غربى است با فرهنگ اسلامى همخوانى ندارد، غلط است. چرا که سینما بهخودى خود ارزش نیست. آنچه به سینما ارزش مىدهد محتواى درون سینماست. به نظر من اتفاقا سینما یکى از بهترین ابزارهاى بیان فرهنگ اسلامى است و متقابلا بین فرهنگ اسلامى و سینما یک ارتباط غیرقابل چشمپوشى هست. من معتقدم اسلام زیباترین فرهنگهاست و زیباترین فرهنگ را باید با زیباترین ابزار معرفى کرد.
*پس چرا سینما در کشور ما نسبت به کشورهاى پیشرفته دنیا در مهجوریت قرار دارد؟
**اگر مهجوریت سینما در جامعه میان اندیشمندان کمتر مطرح شده بهخاطر آفتهایى است که سینما با خودش وارد کرده است. با این توضیح که سینما بهعنوان یکى از ابزارهاى سازماندهى جهان به سمت یک نظم نوین جهانى و دهکده جهانى از سوى غربىها بهکار گرفته شده است به صورتى که الان بسیارى از اقوام نوع پوشش نوع گویش و نوع لباس خود را هم براساس آن تنظیم کردهاند. مثلا پوشیدن کت و شلوار یکى از فرهنگهایى است که سینما با خود وارد جوامع کرد و این در جایى مهم خواهد شد که به این نکته توجه کنیم که لباس یک قوم فقط مادهپوشاندن بدن آنها نیست بلکه حامل بخشى از فرهنگ معنوى مردمان آن قوم، جامعه یا کشور است.
شکلگیرى مدها و سبکهاى غیرمتعارف زندگى که از مجراى سینما وارد جامعه شد هجمه و تردید دانشمندان را برانگیخت. حتى در گذشته برخى از علما آن را تلویحا یا صریحا پدیده شیطانى معرفى کردند. در حالى که همه پدیدهها از لحاظ “نوآوری” نعمت الهى هستند و این ما هستیم که آنها را به صلاح یا غیرصلاح استفاده مىکنیم. من فکر مىکنم این به گذشت زمان نیاز داشت تا علما و دانشمندان ما با اهمیت و کارکرد سینما آشنا شوند تا بتوانند اندیشه اسلامى را در قالب این “ابزار شیطانی!” قرار دهند.
*چگونه مىتوان به “سینماى اسلامی” تحقق عینى بخشید؟ چه کسانى مسئولند؟
**قطعا شکلهاى رحمانی،اندیشههاى رحمانى و شیوههاى رحمانى در سینما به بهترین وجه قابل بروز و ظهور هستند. شما وقتى در معماری، در لباس، درگویش در نحوه رفتار اشخاص و . . . شیوههاى اسلامى را رعایت کنید، کارتان یک اثر رحمانى از آب درخواهد آمد. گروههایى که از معنویت بالاترى برخوردار هستند به نظر مىآید که در فیلم هم آن معنویتشان نفوذ و بروز مىکند. بحث دیگرى که من به شدت به آن معتقدم، حضور جدى علماى دین در عرصه فیلمنامه نویسى است چرا که اگر مىخواهیم فیلمها”تم” اسلامى داشته باشند باید از اهل تخصص انتظار داشته باشیم که در اینباره دست به قلم شوند. ما کتابهاى زیادى داریم که نویسنده یا مولفش حجتالاسلام و آیتا. . . است. اما پاى کدام فیلمنامه اسم یک حجتالاسلام به چشم مىخورد. وقتى عرصه را ما نگردانیم،دیگران حاضر مىشوند و آنگاه نمىتوان انتظار چندانى از سینما داشت. الان اگر فیلمهاى تولید شده در عرصه مذهب، قوى نیستند به این دلیل است که عزیزان دست اندرکار آشنایى اندکى در این حوزه دارند.
اگر این آموزهها عمق و غنا داشته باشند ببینید چه اتفاقى مىافتد؟ در غرب فلاسفه، جامعهشناسان و روانشناسان فیلمنامه مىنویسند و لذا مىبینید که درباره مکتب تفکر خودشان موفق هم ظاهر مىشوند، به نظر من مىرسد که اگر چه ممکن است این کار در بین علماى دین حریمشکنى تلقى شود اما باید عالمى که شجاعتر است این کار را بکند.
این میدان اگرچه براى علما و اندیشمندان اسلامى ناشناخته است ولى واقعیت آن است که براى جوامع بشرى شناخته شده و جذاب است.
بخش سوم خود فیلمسازان هستند. در این خصوص من خودم اعتقاد دارم فیلمسازى که “اصول فلسفه و روش رئالیسم” علامه طباطبایى را مطالعه نکرده، از “شناخت” مطهرى و کتابهاى مرحوم شریعتى اطلاع درستى ندارد و با سیر درسهاى ملاصدرا بیگانه باشد، کارى بیهوده مىکند. نتیجه کار چنین فیلمسازى مىشود فیلم براى فیلم، فیلم براى دنیا، براى سرگرمى و لذت و به همین خاطر پس از دیدن آثار اینها دل تکان نمىخورد. درست است که سینما آموزش احکام نیست، آموزش دین نیست و سرگرمى یکى از کارکردهاى اصلى آن است اما منظور من این است که فیلمساز باید پس از اینکه یک ساعت سرگرمى براى بیننده فراهم کرد سبب تفکر و عمل مثبت در وى شود. اینجاست که فیلم ارزش واقعى خود را پیدا مىکند.
عامل چهارم موثر در ترویج سینماى اسلامى دولت است. دولت اسلامى در این باره وظیفهاش را درست و تمام و کمال انجام نداده است. دولت مجتمعهاى فرهنگى و هنرى کافى و با امکانات مناسب، به تعداد مورد نیاز ایجاد نکرده است. یکى از عوامل مهم فیزیک سالنهاى سینماست. وقتى فروشگاههاى عرضه کم باشند ناخودآگاه میدان بهدست کسانى مىافتد که فیلمهاى عامهپسند و سهلپسند مىسازند.
*یعنى منظورتان این است که بین سالنهاى سینما و بهبود سطح کیفى فیلمها ارتباطى وجود دارد؟
**بلی. باید این مسئله را باز کنم به دلیل اینکه واقعا موضوع مهمى است. ببینید، اول انقلاب 470 سالن سینما براى جمعیت حدود سى میلیون نفر داشتیم. این در حالى بود که بافت شهری، 3/1 جمعیت کل کشور بود ولى الان براى جمعیت حدود هفتاد میلیون نفر که 3/2 آن شهرى هستند فقط 300 سالن سینما داریم. یعنى اگر بخواهیم به تناسب حساب کنیم به کمبود بزرگى برخورد مىکنیم. جداى از این، تکنولوژى هاى سینما در هر 15-10 سال، کلا عوض مىشوند. با این احتساب ما در کشورمان اصلا سالن سینما نداریم.
یعنى این سالنها چون قدیمى هستند، فقط نام سینما را یدک مىکشند. ما کدامیک از مولتى پلکسها و سینماپلکسها را در کشورمان داریم؟ کیفیت صدا و تصویر در سالنهاى سینما در چه حد هستند؟ در چنین فضایى فیلمهایى رونق مىگیرند که هزینه کمترى داشته باشند و فیلمهاى اندیشهاى تبدیل مىشوند به فیلمهاى “آپارتمانی” که قهرمانشان یک دختر و یک پسر است که در پارک با هم آشنا مىشوند و یا به هم مىرسند و یا از هم جدا مىگردند. بافت دراماتیک که در سینما مهمترین عنصر جذاب مخاطب است تبدیل به زیبایى دختر و پسر مىشود. و ما باز به غلط سینما را محکوم مىکنیم در حالى که ما باید آنقدر فضا براى سینما داشته باشیم که بتوانیم امید به رقابت فیلمها و در نتیجه افزایش کیفى و محتوایى آنها را داشته باشیم.
*بعضىها در توجیه نپرداختن به موضوعات اسلامى و اندیشه اسلامى در سینما، عدم بازگشت سود و سرمایه را مطرح مىکنند. شما که خود یکى از تهیهکنندگان باتجربه سینما هستید در اینباره چه نظرى دارید؟
**اینکه “سینماى اندیشه یعنى خداحافظى با گیشه” به نظر من کاملا فکر غلطى است. ولى الان چرا در کشور ما چنین وضعیتى پدید آمده است؟ پاسخ این است که متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در کشور از دیرباز جزء یکى از ضعیفترین وزارتخانههاى دولت اسلامى بوده است. فقط به نظر من در یک دوره که آقاى لاریجانى روى کار بودند، به علت آشنایى ایشان با فضاى تصویر، نظارت قوى داشتیم. در طول دولتهاى قبلى اکثرا شاهد وزارت ارشادى خنثى بودیم؛ به جز دوره آقاى مهاجرانى که معتقدم یک فاجعه فرهنگى تاسف بار در کشور بود. آدمهاى بسیار بسیار عزیزى که فرهنگى هم بودهاند در این وزارت مسئول بودهاند اما آنچه مهم است فرهنگ آفرینى است نه فرهنگى بودن. لذا در این شرایط و در شرایطى که کل “ترن اور” سینماى ایران سالانه بین 10 تا 20 میلیارد است اصلا نمىشود “گیشه”اى براى سینما متصور شد. بنابراین بهخاطر محتواى اندیشهاى فیلم نیست که استقبال کم است بلکه مردم، نشان دادهاند که شدیدا دوستدار مباحث اندیشهاى و فرهنگى هستند و این را مىتوان از آمار فروش بالاى کتابهاى فکرى نسبت به موضوعات دیگر فهمید؛ اشکال از کمى بودجه است. مشکل دیگر که به نظر من مشکل جدى فرهنگ عمومى ایران است، قاچاق محصولات صوتى و تصویرى در قالب CD، DVD و نوارهاى ویدئویى است. مسلما در این شرایط نمىتوان امیدى به بازگشت سرمایه در سینما داشت.
*آیا مىتوان در چنین شرایطى مردم را متهم به عدم استقبال از فیلم مذهبى کرد؟
**آخر کدام فیلم مذهبى با کدام بودجه ساخته شده؟ در کدام محیط امن سینمایى به اکران درآمده؟ که ما بخواهیم مردم و خانوادهها را به عدم استقبال از فیلم اندیشهاى متهم کنیم؟ اگر ما در محلهمان یا نزدیک به محل زندگیمان یک سینماى امن داشته باشیم که فیلم جدید هم دارد، نه تنها از اینکه خانوادهام براى تماشا به سینما بروند جلوگیرى نمىکنم بلکه معتقدم یک فیلم خوب مىتواند بسیار بهتر از یک کتاب در همان موضوع اثرگذار باشد. من منکر تاثیر اقتصاد در سینما نیستم اما مىخواهم بگویم که علت خرابى اقتصاد سینماى اندیشهاى و مذهبی، تمایل مردم نیست، بلکه عوامل زیربنایى دیگرى است که به آنها اشاره کردم. فیلم مذهبى به دلیل سهلانگارى دولت به فروش نمىرود و طبیعى است که فیلم ساز یا براى گیشه کار مىکند و یا براى جشنوارههاى خارجی. بهعنوان مثال ما فیلم دفاع مقدس ساختیم و تا پاى زندان هم رفتیم اما دولت هیچ حمایتى نکرد. ما نباید عدم دانشخودمان را به گردن مردم و هنرمندان بیاندازیم.
*از اینکه در این گفتگو شرکت کردید متشکرم.
**بنده هم تشکر دارم.