گروه دیپلماتیک: به رغم عدم پایبندى رژیم صهیونیستى نسبت به قطعنامه ها و قرار دادهاى بین المللى در قبال اعراب و فلسطینى ها اما همچنان برخى کشورهاى عربى و اسلامى مذاکره با این رژیم را سرلوحه سیاست خارجى خود قرار داده و معتقدند با اسراییل در همین شرایط نیز مى توان به صلحى عادلانه رسید.
روزنامه فرامنطقه اى الشرق الاوسط در یکى از شماره هاى اخیر خود در مقاله اى به قلم “فهمى هویدى “ نویسنده مصرى به تحولات عرصه فلسطین پرداخته و نوشت : امیدوارى ما این بود که با توجه به بى اهتمامى کشورهاى غربى به مسئله فلسطین، کشورهاى عربى با توجه به مشکل فلسطین و اهتمام به آن خلاء ناشى ازبى اهتمامى آنها را پرکنند ، اما وقتى خبر تلاش برخى رهبران کشورهاى عربى را براى برقرار روابط با کابینه جدید رژیم صهیونیستى شنیدیم شگفت زده شدیم.
مرکز اسناد جمعیت دفاع از ملت فلسطین به نقل از این نویسنده نوشت: سران برخى کشورهاى عربى اخیرا در بندرعقبه اردن بر همکارى و تماس با کابینه ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستى و اهمیت چنین اقدامى تاکید کردند و خواستارحضور اولمرت در پاى میز مذاکره و اهتمام وى به قطعنامه هاى بین المللى و طرح هاى صلح مطرحى شدند که از جمله آن مى توان به طرح صلح موسوم به “ نقشه راه” و طرح صلح مطرح شده اعراب در نشست سال 2002 بیروت اشاره کرد.
پرسشى هم که به اذهان مى رسد این است که آیا برقرارى تماس و ارتباط با دولت صهیونیستى نتیجه بخش خواهد بود؟
با اندکى تامل و تفکر مى توان به پاسخ بدیهى پرسش یاد شده رسید و آن این که چنین تلاشهایى بى ثمر خواهد بود و علت آن نیز رویکردها و خط مشى ها ى سیاسى است که رژیم صهیونیستى در پیش گرفته است و درچارچوب آن به اقدامات خود استمرار مىبخشد.
رژیم صهیونیستى در بى اعتنایى به موازین و قطعنامه هاى بین المللى و زیر پاگذاشتن آنها سابقه تاریخى دارد که از جمله آنها مى توان به طرح صلح نقشه راه و یا طرح کشورهاى عربى در نشست بیروت اشاره کرد.
این رژیم با برخوردارى از حمایت و پشتیبانى آمریکا و با هماهنگى دولت کنونى این کشور با هیچ یک از سران کشورهاى عربى که بر طبل انجام مذاکره با آن مى کوبند به توافق نخواهد رسید هرچند که این کشورها با حسن نیت خواهان بر گزارى چنین مذاکراتى باشند.
درسایه هماهنگى و توافق با واشنگتن بود که رژیم اشغالگر قدس پس از اشغال پنجاه درصد از سرزمینهاى فلسطینى درکرانه باخترى و رود اردن طرح عقب نشینى یکجانبه و ترسیم مرزهاى نهایى خود را مطرح کرد وآمریکا نه تنها هیچ مخالفتى با آن نکرد بلکه آن را تایید نمود.
برنامههاى اعلام شده ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستى و شعارهاى که وى در تبلیغات انتخاباتى خود سرداده بود کاملا با درخواست مقامات برخى کشورهاى عربى مغایرت دارد چرا که هرگونه پاسخ مثبت نخست وزیررژیم صهیونیستى به این درخواست ها در واقع مشروعیت قانونى وى را زیر سوال مى برد مشروعیتى که اصولا حزب کادیما بر اساس آنآرایى را از آن خود کرد.
با کمى تامل و درنگ مى توان دریافت که در صورتیکه اوضاع منطقه بر همین روال باقى بماند ، رژیم صهیونیستى حداقل تا ظرف دو سال آینده یعنى تا پایان دوره ریاست جمهورى جرج بوش به هیچ عنوان به درخواست کشورهاى عربى و فلسطینى ها اهمیتى قائل نخواهد شد و اگر قرار باشد به این درخواست ها اندک توجهى کند در صورتى خواهد بود که منافع زیادى از قبل آن عاید این رژیم شود.
دولت کنونى آمریکا حامى و پشتیبان سرسخت رژیم صهیونیستى و برنامه ها و طرح ها ى آن به شمار مى رود امرى که این رژیم را براى کسب منافع بیشتر، در سرزمینهاى فلسطینى ترغیب مى کند که در نهایت بستن پرونده فلسطین نیز ازجمله کسب چنین منافعى خواهد بود.
درهمین راستا بر همگان روشن و مبرهن شد که ایهود اولمرت ابتدا مقطع اتمام ترسیم مرزهاى رژیم اشغالگر قدس را سال 2010 اعلام کرد اما پس از آن از سخن خود برگشته و سا ل 2008 یعنى سال پایان دوره ریاست جمهورى جرج بوش را موعد تکمیل ترسیم مرزها اعلام کرد.
با این همه باید به این مسئله نیز تامل و درنگ کرد که با وجود اینکه رژیم صهیونیستى به نفوذ خود در محافل و مراکزسیاسى آمریکا یقین دارد اما شواهد ملموسى در سرزمینهاى اشغالى وجود دارد که حاکى از وجود برخى اعتراض ها درباره مقدم شمردن امنیت رژیم اشغالگر قدس به امنیت آمریکا است که گزارش اخیر یکى از استادان دانشگاه هاروارد در این باره گواه صادق براین مدعا است.
چنین گزارشهایى این رژیم را مجبور مى کند تا در سیاستها و رویکردهاى آتى خود با احتیاط بیشتر عمل کند به ویژه اینکه آمریکا هنوز نتوانسته است از باتلاق عراق خود را خارج کند. امرى که برخى در داخل آمریکا، رژیم صهیونیستى و حامیان آن را مسئول آن قلمداد مىکنند.
به هرحال این رژیم براى دوره پس از جرج بوش اقدام احتیاط آمیز را در برنامه ها و سیاستهاى خود لحاظ کرده است و تمام تلاش خود را بکار خواهد گرفت تا مسائل مهم مطرح شده را ظرف دو سال آینده یعنى درمدت باقیمانده دوره ریاست جمهورى بوش حل و فصل کند و به همین دلیل درصورتى که اوضاع و شرایط به همین ترتیب پیش رود هیچ امتیازى به کشورهاى عربى و فلسطینى نخواهد داد و از مواضع خود عقب نخواهد نشست.
درصورت درستى تحلیل بالا ، کشورهاى عربى ازتلاش خود براى برقرارى تماس وهمکارى با کابینه صهیونیستى به نتیجه اى نخواهند رسید واین اقدام آنها ثمره اى جز تقویت جایگاه دولت اولمرت و ترغیب آن براى سلطه جویى و کسب امتیازات بیشتر درمقابل فلسطینى ها که هم اکنون در معرض تحریم و گرسنگى قرار گرفته اند، نخواهد داشت .
به این ترتیب تلاش اخیر برخى سران کشورهاى عربى و ممانعت آنها از سفر وزیر امور خارجه دولت حماس به برخى از این کشورها امرى شگفتآور است.
برخى وجود دارند که دولت جنبش مقاومت اسلامى فلسطین (حماس) را سبب ساز زیاده خواهى و زورمدارى رژیم صهیونیستى قلمداد مى کنند باید از آنها پرسید که آیا فراموش کرده اند که رژیم صهیونیستى پیش از حماس چه چیزى به ابومازن و یاسرعرفات ارائه داد که این بار به حماس ارائه دهد و باید گفت که اصلا حکایت یکجانبه گرایى رژیم صهیونیستى و به رسمیت نشناختن طرف و شریک فلسطینى در زمان یاسرعرفات و ابومازن مطرح شد و در واقع تداوم تجاوزگرى هاى رژیم صهیونیستى به حماس و پیروزى آن در انتخابات اخیر پارلمانى بى ارتباط است و این رژیم پیروزى حماس را بهانه اى برا ى تداوم بخشیدن هرچه بیشتر به تجاوزات روزانه خود قرار داده است.
بنابراین مایه تعجب است که برخى گمان کنند که دلیل اینکه رژیم صهیونیستى دراقدامات یکجانبه گرایى خود پافشارى مى کند، دولت حماس است چراکه این این رژیم پیش و در زمان عرفات نیز چنین رویکردهاى را دنبال مى کرد و امید بستن به اینکه رژیم اشغالگر از زیاده خواهى هاى خود دست برداشته و درجهت امتیاز دادن به فلسطینى ها برآید در واقع امید بستن به توهم و سراب است.
بنابراین بیم آن مىرود که تماس و همکارى با کابینه ایهود اولمرت نه تنها به افزایش دامنه فشارها بر فلسطینى ها منجر شود بلکه منجر به اعطاى جوایز تقدیرها براى رژیم اشغالگر قدس شود .
ارائه راهکار
نگارنده مقاله در ادامه با ارائه راهکار درباره مسئله فلسطین مى نویسد ، به نظر من براى بررسى مسئله کنونى فلسطین مى توان از راه اوراسیا و فلسطین اقدام کرد به این معنا که در صورتى که اراده قوى در سطح بین الملل براى برقرارى صلح عادلانه در منطقه وجود داشته باشد، مى توان طرح و پیشنهاد محمود عباس رئیس تشکلات خودگردان فلسطین مبنى بر برگزارى کنفراسى بین المللى براى بررسى ابعاد مختلف مسئله فلسطین ، مورد اهتمام و توجه قرار داد.
پیشنهاد محمود عباس را مى توان با کشورهاى اروپایى و آسیایى بررسى کرد مشروط بر آنکه به طور جدى مورد اهتمام و توجه قرار گیرد و در آن مقتضیات و بایدها و نبایدهایى که دو طرف اسرائیلى و فلسطینى باید بدان اهتمام داشته باشند گنجانده شود.
البته باید گفت که رژیم صهیونیستى با چنین پیشنهادى مخالفت کرده است و طبیعى است که آمریکا نیز در راستاى سیاستهاى همیشگى خود مبنى بر حمایت از این رژیم با آن مخالفت کند.
در حال حاضر جو حاکم در عرصه بین المللى طورى است که همگان به غلط از بایدها و نبایدهاى رژیم صهیونیستى و حقوق آن سخن مى گویند و خوب دریافته اند که درخواست این رژیم از فلسطینى ها چیست ولى کسى به خود جرات پرسش از خواست هاى فلسطینى ها از این رژیم را نمىدهد.
درعرصه فلسطین نیز مى توان به اقداماتى دست زد چه در راستاى تامین منافع ملى صورت گیرد و یا چه براى ناکام گذاشتن اعمال تحریم اقتصادى این رژیم بر ضد فلسطینى ها و گرسنگى دادن آنها. در این روند مقاومت یکى از راه هاى ناکام گذاشتن تلاشهاى صهیونیستها به شمار مىرود .
باید گفت که چنین تلاشهایى فقط با هدف تقویت و پایدارى فلسطینى ها و فراهم کردن صلح و ثبات براى آنها صورت نمى گیرد ، بلکه هدف جلوگیرى از شعله ور شدن آتش جنگ داخلى و بى ثباتى است که البته برخى نشانه هاى آن در افق مشاهده مىشود .
باید به آنهایى که دولت حماس را مسبب مشکلات مى دانند و در واقع این دولت را مشکل اصلى مى پندارند و خواهان کناره گیرى آن هستند گفت که دچار توهم شده اند چرا که درصورتى که این کار صورت گیرد سرفصل بحران و مشکل بزرگتر آغاز خواهد شد.
کنفرانس سران کشورهاى اسلامى در سال 1969 و براى اولین بار به دنبال تلاشهاى انجام شده براى آتش زدن مسجدالاقصى و متاثرشدن بسیارى از سران کشورهاى جهان و به دنبال آن درخواست براى برگزارى نشست سران کشورهاى اسلامى برگزار شد که به تولد سازمان کنفرانس کشورهاى اسلامى منجر شد و این اقدام به نوبه خود بى شک اقدامى بسیار مناسب و درخور تقدیر بود. تشکیل سازمان یاد شده در پى برگزارى نشست سران کشورهاى اسلامى ، براى جلوگیرى از شعله ور شدن آتش جنگ بزرگ در غزه ترغیب و تشویق مى شود چرا که بیم آن مى رود که دامنه چنین آتشى به غزه و کرانه باخترى منحصر نشود بلکه مناطق دیگر را نیز دربرگیرد.