دکتر على اصغر جویباری
ربع قرن تجربه مدیریت در دوران انقلاب اسلامى در زمینه برگزارى انتخابات و تقویت بعد مردم سالارى نظام دستاوردها و نتایجى را به دنبال دارد که مدیریت کلان کشور و مردم باید از آن بهرهمند شوند. موضوع برگزارى انتخابات همزمان مفهومى است که از تجربه پراکندگى انتخابات در کشور ما ناشى مىشود. در کشور ما طى 26 سال گذشته، 26 بار انتخابات در 26 وهله زمانى به طور مجزا از یکدیگر اجرا شده است. بررسى کارشناسى پیامدهاى روش جارى که هر سال یک بار انتخاب برگزار مىشود، از جهات هزینه اقتصادی، مدیریتی، فرهنگى و سیاسى طى چند سال اخیر مورد نقادى کارشناسانه قرار گرفت. در چند سال اخیر، کارشناسان و اهل قلم در مطبوعات، به دفعات مسئولان تصمیمساز کشور و افکار عمومى را با این سئوال مواجه کردند، چه ضرورتى دارد که هر ساله در کشور یک انتخابات به مرحله اجرا درآید و چرا نباید چند انتخابات به طور همزمان، برگزار گردد.
نگارنده که از نزدیک در جریان پدیدآیى فرضیه “انتخابات همزمان” بوده است، به دفعات قبل از برگزارى دومین انتخابات شوراهاى شهر و روستا، همچنین قبل از انتخابات دوره هفتم مجلس شوراى اسلامی، طرح سئوال توسط مطبوعات براى تصمیمسازان عالى نظام و نگاشت مقالات در جراید را مورد مداقه قرار داده است. واقعیت این است که هر بار که این پیشنهاد ملى از سرخیرخواهى مطرح گردید، به دلیل محاسبات سیاسى جریانی، جناحى و حزبی، از مدار بررسى و تصمیمگیرى خارج گردید.
در نظام جمهورى اسلامى که برخاسته از حرکت توده مردم است حفظ ارتباط مردم با نظام، مشارکت حقیقى آنها در سرنوشتشان، بالاترین دغدغه نخبگان انقلاب مىباشد. تدریجا موثر شدن جهتگیرى افکار عمومى در اداره امور کشور، مردم و نخبگان را بر این باور هدایت کرده است که مردمسالارى مفهومى مبتنى بر فرهنگ انقلاب و در حال معنىیابى در طرازى بالاتر است. در این راستا، مىتوان گفت که بستر اصلى مشارکت حقیقى مردم و بازمعنى شدن مردمسالارى را مىتوان در انتخابات جستجو کرد. انقلاب اسلامى با ایجاد فرصت مشارکت مردم در سرنوشت خویش، به طور متوسط سالیانه یک بار برگزارى انتخابات برگ زرین و نوینى را در تاریخ میهن اسلامى رقم زده است. اینک بعد از ربع قرن تجربه و 26 انتخابات جا دارد، به ارزیابى گذشته پرداخته و پیامدهاى روش انتخابات را مورد مداقه قرار دهیم.
هر انتخاباتى داراى زمینه، متن و پیامدها مختص به خود مىباشد، هر انتخاباتى در فضاى روانی، امنیتی، فرهنگى و اجتماعى مختص خود، اتفاق مىافتد و از عوامل مربوط به آنها تاثیرپذیر است و بر آنها نیز تاثیر دارد.
جریانات سیاسى و حزبى و جناحى به طور عام و مسئولین عالى نظام به طور خاص، براى افزایش مشارکت مردم شکل دهى افکار عمومى متناسب با اهداف حزبى یا ملى در زمینه و متن انتخابات بعضا به اتخاذ سیاست و تدابیر خاص روى مىآورند.
اگر بپذیرید هر انتخاباتى زمینه، متن و پیامدهاى خاص خود را دارا است، با عنایت به 26 انتخابات اجرا شده در 26 سال دوران انقلاب، مىتوان نتیجه گرفت که کشور ما کشور همیشه انتخابات است.
در واقع در کشور همیشه انتخابات متن انتخابات قله آن، زمینه و پیامد آن، دو سوى قلهاند. نتیجه اینکه، از یک طرف، کشور ما، مردم ایران، تجلى مردمسالارى و جمهوریت نظام یعنى وجه تعالى و مثبت انتخابات و مایه فخر کشور در عرصه بینالمللى است. اما از طرف دیگر سئوال اساسى مدیریت سیاسى کشور، این است که اگر 26 انتخابات گذشته در 8 - 6 وهله و نه 26 وهله برگزار مىشد، آیا پیامدهاى کلان و تاریخى آن، همان گونهاى بود که اکنون است؟ این سئوال به صورت اختصاصىتر، بدین گونه است که اگر انتخابات مجلس خبرگان اول با مجلس دوم همزمان مىشد، یا ریاست جمهورى اول با مجلس اول همزمان مىشد، یا شوراهاى اول با خبرگان سوم یا مجلس ششم همزمان مىشد، پیامدهاى کلان روانی، امنیتی، فرهنگى و اجتماعی، متفاوت نبوده است.
بررسى زمینه، متن و پیامد انتخابات در کشور در طى دوران انقلاب اسلامی، این حقیقت را بر ملا مىسازد که ضرورى است طرحى اجرایى جهت آماده سازى افکار عمومی، نخبگان، احزاب، جناحها و مطبوعات با همت مسئولان عالى نظام براى اجراى انتخابات همزمان تهیه گردد اینکه این طرح کدامیک از انتخاباتهاى شوراها، مجلس شوراى اسلامی، مجلس خبرگان و ریاست جمهور را در بر گیرد، به نقد و بررسى کارشناسانه بیشتر و همچنین تحلیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگى و اقتصادى از شرایط متفاوت نیاز دارد.
ملاحظات عملی:
1-اگر اسفند 86 و فروردین 87 انتخابات همزمان مجلس هشتم، شوراهاى سوم و خبرگان چهارم، برگزار شود، انتخابات بعدی؛ یعنى انتخابات ریاست جمهورى دهم با فاصله 14 ماه خرداد 88 خواهد بود. بر این اساس، ملاحظه شکلگیرى فضاى سیاسی، مطبوعاتی، حزبى و جناحى مبنى بر کوتاه کردن مدت ریاست جمهورى دوره نهم و برگزارى انتخابات همزمان کلیه انتخابات و رسیدن به فواصل انتخاباتى 4 ساله، مورد انتظار است. 2-اگر انتخابات مجلس خبرگان چهارم با کمى تاخیر در اسفند 85 همزمان با انتخابات شوراها و انتخابات مجلس هشتم با یک سال تعجیل همزمان با آنها برگزار شود، دو ساله کردن فواصل انتخابات عملى شده، فاصله دو انتخابات به 20 ماه - اسفند 85 الى خرداد 88 - افزایش خواهد یافت و شکلگیرى مطالبه کوتاه کردن مدت ریاست جمهورى نهم، از انتظار دور خواهد ماند؛ اگر چه این عامل تابعى از کارایى دولت و تعامل موثر دولت با مجلس نیز خواهد بود. عملى شدن این ملاحظه به دلیل اختیار حقوقى تصویب آن در مجلس شوراى اسلامى و اختیار شروع این اقدامات قانونى از مجلس خبرگان، دشوار به نظر مىرسد. بر این اساس، موضوع اصلاح نظام انتخابات کشور از مجلس خبرگان کلید زده خواهد شد و مجلس شورا هم از طریق لایحه دولت و یا طرح مجلس، در این زمینه اختیار حقوقى تصمیمگیرى دارد و دور از انتظار است که نمایندگى دوره نمایندگى خودشان را کوتاه نمایند؛ مگر با شکلگیرى متغیرهاى موثر.