حسین کرمی
جهانى شدن ناظر به جریانى از فشردگى زمان و فضا در جهان است که بواسطه آن مردم دنیا به صورتى کم و بیش آگاهانه در جامعه جهانى ادغام مىشوند. جهانى شدن در حوزه اقتصاد با افزایش تجارت جهانی، گسترش میزان سرمایهگذارى خارجی، سیال شدن سرمایه نیروى کار و وابستگى متقابل اقتصادى شناخته مىشود. تعلق خاطر به محیط فراملى تاثیرپذیرى از تحولات جهانى و تبادلات مادى و غیرمادى جهانى و افزایش مهاجرت نیز باعث کاهش قدرت دولتها بر شهروندان مىشود. ناتوانى نظامهاى سیاسى در کنترل این جریانها باعث مىشود دولتها در عرصه هویتسازى دچار مشکل شوند. در حوزه فرهنگ نیز به مدد ماهوارهها و اینترنت، صنایع فرهنگى غربى بر شبکه جهانى مسلط مىشوند و به ترویج فرهنگ مصرفى و ارزشهاى آمریکایى مىپردازند.
ارزشهاى غربى نیز به چالش با ارزشهاى بومى پرداخته و موجد «بحران هویت» در دیگر جوامع مىشوند و از این رهگذر «هویت مقاومت» شکل مى گیرد. دین منشا مقاومت جوامع اسلامى و جریانهاى اسلامگرا نمود این مقاومت هستند در واقع این جریانها با بازگشت دوباره با دین و مدد گرفتن از آن در حل بحرانهاى ناشى از جهانى شدن به بازسازى هویت خود مبادرت مىکنند. رهیافتهاى نظریهپردازان معاصر به جهانى شدن را مىتوان به چهار دسته کلى ، مدرن، پست مدرن، نئومارکسیستى و دینى تقسیم کرد.
رهیافت مدرن جهانى شدن را پیشرفتهترین مرحله تجدد مىداند در رهیافت پست مدرن جهانى شدن تابع منطقى مستقل و اجتنابناپذیر است که در این عرصه عمل از «اینجا» به «همهجا»، از «اکنون» به «همیشه» و از «روابط ملی» به «ارتباطات» فراملى تغییر مىیابد. تحول نئومارکسیستى جهانى شدن را در برگیرنده شرکتهاى فراملى یک طبقه سرمایهدارى فراملى و یک فرهنگ- ایدئولوژى مصرفگرایى مىداند که بر منطق انباشت سرمایه استوار است. در بررسى رهیافت دینى و خصوصا نسبت این پدیده با دین اسلام، اگر مولفههاى جهانىشدن را به دو دسته ذاتى و عرضى تقسیم کنیم و مولفههاى ذاتى جهانىشدن را به تحقق فضاى ارتباطی، آگاهى تشدید یافته، جدا شدن هویت از مکان و اهمیت یا بى فضا و تحقق جامعه بشرى جهانى منحصر بدانیم جهانىشدن به مثابه ظرفى خواهد شد که با آموزههاى دینى و مهدویت سازگار است.
1- واژهشناسى جهانى شدن: در قدیم واژههاى جهان گستری، جهان شمولی، جهانگیری، عالمگیرى و... در توصیف این پدیده رواج داشت که فصل مشترک تمامى آنها «جهانی» است.
بر خلاف واژه جهانى اصطلاحاتى نظیر globalize ، globalizating، golobalization براى نخستین بار در سال 1961 به فرهنگ و بستر راه یافت که بر اهمیت فزاینده پیوندها و ارتباطات جهانگستر دلالت دارد این واژهها ابتدا در اقتصاد و سپس در ره جامعهشناسى رواج یافتند و اکنون واژه«globalization » در کانون اغلب مباحث علمى روز قرار دارد. این واژه با واژه globalism متفاوت است. گلوبالیسم ارزشهائى را در بر مىگیرد که کل زمین را محیط مادى و افراد روى آن را شهروندانى جهانى مىداند و معتقدان به آن خواهان اقدام جمعى براى حل مشکلات جهانى هستند «universalism» نیز به ارزشهایى معطوف است که انسان را در هر زمان و مکانى فارغ از تعلقات فرهنگى به مثابه فاعل خودمختار در نظر مىگیرد و با مفهوم جهانىشدن متفاوت است.
واژه «globalization» اسم مصدر از مصدر جعلى «to globalize» است که خود از صفت global ساخته شده است. در فرهنگهاى لغت براى این صفت سه معنا آمده است. 1- گرد مثل توپ یا کره 2- مقولاتى مربوط یا شامل در کره زمین و اصولا سراسر جهان 3- کلى یا جهان شمول. مصدر to globalize با توجه به معناى سوم ساخته شده است و فعل آن در دو معنا لازم و متعدى بکار مىرود و مىتوان آن را جهان شمول شده یا جهان شمول کردن ترجمه نمود.(1)
جهانىشدن مفهومى است که در آثار پرشمار مربوط به فرهنگ، اقتصاد و سیاست در جهان معاصر در تحلیل تحولات مربوط به حوزهها رواج یافته است حال آنکه تعریفهاى متفاوت و گاه متضادى از آن ارائه مىشود. جهانىشدن از چند جهت داراى اهمیت است اولا نوآورىهاى بسیار زیاد در فنون ارتباطى و شکلگیرى یک نظام ارتباطى الکترونیکى سراسر گیتى را تحت تاثیر و تغییر قرار داده است و گریزناپذیر به نظر مىرسد. ثانیا فرآیند جهانىشدن در ابعاد گوناگونى در جریان است وتمامى زندگى بشر امروز را تحتالشعاع خود قرار داده و خواهد داد. ثالثا ابعاد زیادى از این پدیدهها هنوز ناشناخته است و اثرات و پیامدهاى ناشى از این فرآیند براى بشر مجهول بوده و موجب نگرانى است.
مارکسیستها و نئومارکسیستها نسبت به این پدیده نگاه مثبتى ندارند اولا این فرآیند را یک «پروژه» تعبیر مىکنند که در راستاى گسترش و تداوم نظام سرمایهدارى برنامهریزى و اجرا مىشودو ثانیا با آن به مقابله نظرى و عملى برخاست و سرنوشت محتومى نیست. برخى از آنها این مرحله را نوعى آمریکائى کردن یا آمریکائى شدن جهان مىدانند که تثبیت رهبرى آمریکا همراه خواهد بود.(2)
تجددگریان این پدیده را (پروسه) تکامل سرمایهدارى تفسیر مىکنند و از عباراتى نظیر «مرحله عالى تجدد» )High modernity( و مدرنیته انعطافپذیر )Reflexive modernity( استفاده کرده و آنرا محتوم مىدانند. پست مدرن نیسمها این مرحله از جهانى شدن را فرا رسیدن «عصرى جدید» د رتاریخ بشرى تلقى مىکنند.(3)
چنین تفسیرهاى متناقض اهمیت کند و کار وپژوهش را در این زمینه میسر مى سازد.
2- رهیافت دینداران نسبت به جهانىشدن: در بحث از رهیافت دینداران صرفنظر از تعریف اولیه در باب دین، و در نظر گرفتن دیدگاههاى ادیان مشخصى در این مجال مىتوان از 2 زاویه وارد بحث شد یکى اینکه آیا ادیان و به تبع آن دینداران قبل از وقوع تحولات تکنولوژیکى و اختراع وسائل ارتباطى که باعث شدت و وضوح فرآیند جهانىشدن گردیدند و حتى پیشتر از آن و قبل از عصر روشنگرى و تحولات انقلاب صنعتى و رفرم دینى چه دیدگاهى در باب تحولات جهانی، کیفیت این تحولات و جهت آن داشتند و از درون آموزهها و گزارههاى دینى چه الگویى را به عنوان ساخت آرمانى جهانى و مطلوب ارائه مىکردند؟
بطور مشخص ادیان آسمانى مسیحیت واسلام ادعاى جهانىشدن داشتهاند و در واقع مخاطب پیامهاى وحیانى پیامبران مبلغ این پیامها نه گروه و فرقه و طائفه و یا مردم سرزمینى خاص، که تمامى بشریت را شامل مىشوند این ادیان در طول تاریخ حیات خود شاهد دورههایى از قبض و بسط گستره حوزه تبلیغى خود بودند و مبلغان دین یاران زیادى صرفنظر از تعلق با هر یک از این ادیان در راستاى جهانگیر شدن آموزههاى آن تلاش کردهاند و اساسا بخش زیادى از تاریخ بشریت تاریخ جنگهاى مذهبى است و جنگهاى صلیبى یکى از نمونههاى آن بین مسلمانان و مسیحیان است. تفاوت این دو جهان گسترى آن است که جهانى شدنى که امروزه شاهد آن هستیم به یک معنا جهانىشدن سرمایهدارى است که ابتناء شدیدى بر معاملات اقتصادى و اختراعات جدید در حوزه ارتباطات دارد اما جهانىسازى ادیان صبغه فرهنگی- ایدئولوژیک دارد و اساسا مخاطب آن فرد انسانها است. طبیعى است که این دومى عمیقتر، دیریابتر و مستلزم تلاش و هزینه بالاترى است چه اینکه انسانها و جوامع در حوزه فرهنگى و ایدئولوژیکى مقاومتهاى بیشترى از خود نشان مىدهند. از سوى دیگر فاعلمختار در آن نقش اساسى ایفا مىکند اما درجهانىشدن سرمایهدارى تحولات تکنولوژیکى باعث تغییرات ساختارى جوامع مىشوند و ساختار افراد با تبعیت از این نظام و تطبیق و انطباق کار کردى وادار مىکند.
دیدگاه دوم عبارت است از اینکه در امتداد تحولاتى که تحت نام جهانىشدن در حال وقوع است چرا وچگونه فرآیند جهانىشدن به بیدارى بازیگران و حرکتهاى جدیدى از جمله بازیگران و جنبشهاى قومى و مذهبى منجر مىشود؟ به عبارت دیگر ادیان، مذاهب و فرقههاى مذهبى به چه دلائلى به بازیگران مهم سیاسى در عرصه جهانى تبدیل مىشوند؟
3- مبانى فکرى جهانىشدن اسلام:
منظور از مبانى فکرى اصولى که در چهار قرن گذشته تمدن اسلامى را ممکن ساخته و تداوم بخشیده است و خود نویدبخش جهانىشدن تمدن اسلامى است از مهمترین آنها عبارتند از:
الف) فطرتگرایی: بدین معنا که آموزههاى دین اسلام منطبق بر فطرت بشرى است. توحید که شرط ورود به اسلام و جامعه جهانى اسلامى است از فطرت خداجوى انسان ریشه مىگیرد در واقع یکتاپرستى نقطه مشترک تمامى انسانهایى است که در جامعه جهانى اسلام مشارکت مىورزند.
ب) آخرتگرایی: عاقبتجویى و فرجام خواهى در اندیشه دینی، اعتقاد به معاد است. نقش باور به معاد در جهتگیرى زندگى فردی، اجتماعى و جهانى بسیار حیاتى است چرا که چنین اعتقادی، رفتار اجتماعى کنترل مىکند. ج) کرامت انسانی: از نظر اسلام، انسان موجودى است مادى و معنوى بنابراین برنامه جهانىشدن اسلامى مبتنى بر کرامت انسانى است و نه ناظر به تنها وجوه مادى زندگى بشری.
تحقق این جهانىشدن اسلام و قوام آن نیازمند ساختار است مولفههاى ساختارى این نظام عبارتند از:
1) حاکمیت خداوند: به این معنا که اراده الهى در سراسر جهان حاکم است و ادامه هستى به اراده او متکى است. خداوند نیز انسان را بر سرنوشت خویش حاکم کرده است و حاکمیت خداوند در زمین بدست خلیفه او یعنى انسان صورت مىگیرد.
2) امامت و رهبری: به این معنى که اولا نظام جهانى اسلام به یک امام و رهبر نیازمند است ثانیا از آنجا که این نظام مدعى سعادت بشرى است لازم است که مکانیسم انتخاب امام و رهبر آن الهى و رهبر آن برگزیده خداوند باشد.
از کارکردهاى امامت و رهبری، ایجاد وحدت و یکپارچگى زعامت معنوى و اسوه بودن است.
3-) امت واحده:
جامعه جهانى اسلامی، جامعهاى همگون و متکامل است و در بستر ارزشهاى اسلامى شکوفا مىشود و از همه حوزهها براى تحقق عقلانیت، معنویت و عدالت بهره مىگیرند.
4- ویژگىهاى جهانىشدن اسلام:
الف) عدالت: عدالت یکى از مفاهیم پایهاى در جهانىشدن اسلامى است و عده جهانى اسلامى پایان دادن به ظلم وجور و ریشهکنى ستمها و تبعیضها از جامعه بشرى است.
ب) معنویت ج) پیشرفت: اشاراتى در احادیث داریم که خبر مىدهند اطلاعات و علم در دوره حکومت جهانى امام زمان به آخرین درجه تکامل خود مىرسد و تمام علوم براى دستیابى به حداکثر تعالى به کار مى افتد. از دیگر مولفههاى جهانىشدن اسلامى عبارتند از برکت، امنیت، اطاعت، رضایت است.